منبع: عصر ایران
خلیج فارس: هالووین ممکن است تمام شده باشد، اما یک شیطان همچنان در خانۀ هنر پِتوُرث در غرب شهرستان ساسکس انگلستان در کمین است! کارشناسان این موزه اخیراً در حالیکه مشغول احیا و ترمیم یک نقاشی قرن هیجدهمی اثر جاشوآ رینولدز بودند، در میان سایههای تاریک این نقاشی، چهرۀ یک شیطان بدطینت را کشف کردند.
کارشناسان حالا با تمیزکاری تابلو و آشکار شدن جزئیات آن دریافتهاند که رینولدز ترجیح داده است که این «شیطان» را به معنای واقعی کلمه و به شکل چهرهای هولناک درست بالای بالش مردِ در حال مرگ به تصویر بکشد. این انتخاب هنری در آن زمان با مخالفتهای گستردهای مواجه شده بود. برای مثال یکی از منتقدان آن را «بیش از حد مضحک و کودکانه» خوانده بود.
همانطور که جان چو، متصدی ارشد نقاشی و مجسمهسازی در مرکز میراث فرهنگی میگوید، زمانی که این نقاشی برای اولین بار در سال 1789 در گالری شکسپیر به نمایش درآمد، بیش از هر اثر دیگری در این نمایشگاه بحثبرانگیز بود. رینولدز با دادن شکل فیزیکی و هیولایی به کلام استعاری شکسپیر، برخلاف قراردادهای هنری آن زمان عمل کرده بود.
چو میافزاید: «در حالی که در ادبیات مطرح کردن شیطان به عنوان چیزی در ذهن یک فرد قابل قبول تلقی میشد، گنجاندن آن به صورت بصری در یک نقاشی، شکلی بیش از حد فیزیکی به آن بخشیده بود. حتی افرادی بودند که میگفتند این چهره باید از نقاشی حذف شود، اگرچه سوابق تاریخی نشان میدهد که رینولدز در برابر چنین تلاشهایی برای تغییر دادن نقاشی مقاومت میکرد».
با اینحال اگرچه این شیطان در چاپهای اولیه نقاشی ظاهر شد، اما چاپ دوم که پس از مرگ هنرمند صورت گرفت، نشانههایی از تلاش برای محو کردن این چهره را در خود داشت.
با گذشت زمان، این چهره نه تنها از پرینتهای نقاشی بلکه حتی از نسخه اصلی نیز ناپدید شد. به گفته یکی از محققان تاریخ هنر، «این شکل به معنای واقعی کلمه در میان سایهها ناپدید شد، و به نظر میرسد تلاشهای قبلی برای مرمت و احیاء نقاشی آن را کاملاً نادیده گرفته بودند و حتی باعث محوتر شدن آن شده بودند».
همانطور که بکا هلن، از مسئولان ارشد میراث فرهنگی در بیانیهای میگوید، بازسازی چنین نقاشیای مستلزم کوششی بسیار دقیق و ظریف بود. «این یک نقاشی بزرگ است و ما میخواستیم اطمینان حاصل کنیم که همچنان همان چیزی را که رینولدز در ابتدا نقاشی کرده بود نشان میدهد؛ به همین خاطر بود که با کنار زدن لاکها و لایههایی که مرمتگران قبلی روی نقاشی زده بودند، تصویر شیطان را دوباره در معرض دید قرار دادیم».
اکنون، بازدیدکنندگان پتورث میتوانند این اثر را دقیقا همانطور که رینولدز آن را خلق کرده است ببینند.
امیلی نایت، متصدی خانۀ هنر پتورث میگوید: «بازدیدکنندگان عادی که برای دیدن آن میآمدند، هرگز نمیدانستند که چنین چیزی در گوشهای از نقاشی وجود دارد. نقاشی حالا کاملاً دگرگون شده است، نه تنها با پیدا شدن چهرۀ شیطان، بلکه با آشکار شدن تعادل و توازن کلی نقاشی».
منبع: فرادید
خلیج فارس:بیش از ۵۰۰ سال پیش، این دختر ۱۴ ساله به یکی از قلّههای کوهستان آند برده شد تا در آنجا برای خدایان اینکا قربانی شود.
به گزارش«خلی فارس» به نقل از فرادید؛ جسد این دختر جوان که در کوه با انواع نذورات رها شده بود، به طور طبیعی در طول زمان مومیایی شد و موهایش، ناخنهایش و لباسهای رنگارنگی که در آخرین روز زندگی به تن داشت به طرز چشمگیری حفظ شدند.
اما در طول قرنها، چهرهاش در معرض عوامل فرساینده قرار گرفت و به آرامی در طول فصلهای گرم و سرد تغییر شکل داد.
اکنون، آن چهرۀ گمشده به لطف تحلیلهای باستانشناسی و بازسازیهای کالبدشناسانه دوباره آشکار شده است. مجسمۀ نیم تنه و سه بعدی زن جوان، که امروزه به عنوان دوشیزه یخی آمپاتو شناخته میشود، حالا به عنصر اصلی یک نمایشگاه جدید در پرو تبدیل شده است؛ نمایشگاهی که برای درک ماجرای تلخ قربانی کردن انسانها در ۵ قرن پیش برگزار شده است.
لحظه کشف مومیایی دوشیزۀ یخی در کوه.
هنگامی که کاوشگر نشنال جئوگرافیک، یوهان راینهارد، در سفر اکتشافی خود در سال 1995 در ارتفاع 6400 متری کوه آمپاتو با این مومیایی که به نام «خوانیتا» نیز شناخته میشود برخورد کرد، متوجه شد که چیزی استثنایی کشف کرده است.
راینهارد به یاد میآورد: «در ابتدا شبیه یک بسته بزرگ منسوجات به نظر می رسید. سپس چهره مات شده را در میان چینهای پارچه دیدیم. او یک قربانی جوان از مراسم مخصوص اینکاها به نام کاپاکوچا بود».
«کاپاکوچا» بیشتر شامل قربانی کردن کودکان و حیواناتی بود که در پاسخ به بلایای طبیعی به خدایان تقدیم میشدند، برای تحکیم قدرت دولتی در استانهای دوردست امپراتوری اینکاها، یا صرفاً برای جلب رضایت خدایان. این آیین نقش مهمی در امپراتوری اینکاها ایفا میکرد و شامل جشنها و راهپیماییهای باشکوه برای همراهی کودکان بود که به نظر میرسد به دلیل زیبایی و کمال جسمانی انتخاب شدهاند. محققان بر این باورند که انتخاب شدن برای قربانی، افتخاری برای خانواده و قبیلۀ کودک محسوب میشود.
ابزار قربانی، شاید به دلیل آداب و رسوم مربوط به خدایان خاص، متفاوت بود. مثلا برخی از کودکان را زنده به گور یا خفه کردند، برخی دیگر را با برداشتن قلب قربانی کردند و زندگی دوشیزۀ یخی نیز با یک ضربه محکم به پشت جمجمه به پایان رسید.
اخیرا اسکار نیلسون، باستانشناس و مجسمهساز سوئدی، جمجمۀ دوشیزۀ یخی را از نزدیک مطالعه کرده تا چهرۀ واقعی این دختر را بازسازی کند. او ماهها را با یک ماکت از دوشیزۀ یخی در استودیوی خود در استکهلم گذراند و در نهایت مجسمهای از دختر ۱۴ ساله را ساخت که اگر از دور به آن نگاه کنید زنده و واقعی به نظر میرسد.
ساخت این مجسمه که بر اساس ظریفترین ویژگیهای جمجمۀ دوشیزۀ یخی ساخته شده و موارد متعددی از جمله نژاد، سن و وضع سلامت او را در نظر گرفته است، در طی مدت ده هفته به انجام رسید. حالا ما میتوانیم به چهرۀ معصوم دختر جوانی نگاه کنیم که 50 سال قبل در یکی از قلههای یخزدۀ کوهستان آند، قربانی شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از اعتمادانلاین؛سخنگوی استریپ به «نیویورک پست» میگوید: «دان گامر و مریل استریپ بیش از شش سال است که از یکدیگر جدا شدهاند و اگرچه همیشه یکدیگر را دوست خواهند داشت اما تصمیم گرفتند که زندگی خود را جدا کنند.»
این زوج آخرین بار در مراسم اسکار سال ۲۰۱۸ در کنار یکدیگر دیده شده بودند.
استریپ و گامر چهار فرزند به دنیا آوردند: «هنری ولف» خواننده و ترانهسرای ۴۳ ساله، «مامی گامر» بازیگر ۴۰ ساله، «گریس گامر» ۳۷ ساله و «لوییزا جیکوبسن» ۳۰ ساله که همگی در کانکتیکات بزرگ شدند. این زوج علاوه بر این صاحب پنج نوه شدهاند. گریس اخیراً اولین فرزندش را از «مارک رانسون» آهنگساز به دنیا آورده. لوییزا بازیگری است که بیشتر با سریال «عصر طلایی» (The Gilded Age) اچبیاو شناخته میشود.
زمان آشنایی استریپ و گامر به سال ۱۹۷۸و مدت کوتاهی پس از درگذشت «جان کازال» بازیگر «شکارچی گوزن» (The Deer Hunter) و «پدرخوانده» (The Godfather) برمیگردد. گامر و استریپ در همان سال ازدواج کردند اما از آن زمان به بعد تمایلی به افشای جزئیات زندگی خصوصی خود نشان نمیدادند.
بازیگر «ماما میا» (Mamma Mia) و «تنها قتلهای ساختمان» (Only Murders in the Building) در سال ۲۰۰۲ در مورد راز رابطه طولانی خود با گامر به «ووگ» گفته بود: «حسن نیت و میل به انعطاف – و هر چند وقت یکبار دهان خود را بستن.» او اضافه کرد: «هیچ نقشه راهی برای تشکیل یک خانواده وجود ندارد: همیشه یک مذاکره بزرگ است. اما نیازی کلگرایانه دارم به کار کردن و روابط عاشقانه در زندگیام.»
استریپ در سال ۲۰۱۷ وقتی برای فیلم «بانوی آهنین» (The Iron Lady) برنده جایزه شده بود درباره همسرش گفت: «در ابتدا میخواهم از دان تشکر کنم چون وقتی در پایان سخنرانی از همسرتان تشکر میکنید، با پخش موسیقی باعث میشوند نامش شنیده نشود. میخواهم او بداند که برای هرچه بیش از همه در زندگیام ارزش قائل هستم تو آن را به من بخشیدهای.»
استریپ ۲۱ نامزدی و سه جایزه اسکار در کارنامه دارد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرادید، دو معبد متعلق به خدای مصری آمون و الهۀ یونانی آفرودیت اخیرا در یک شهر غرق شدۀ باستانی در نزدیکی سواحل مصر کشف شدهاند. این کشف که توسط یک تیم باستانشناسی زیر آب به رهبری فرانک گودیو باستانشناس فرانسوی انجام شده است، در جریان یک مصاحبۀ مطبوعاتی در روز سهشنبه توسط موسسۀ اروپایی باستاشناسی زیر آب (IEASM) اعلام شد.
این تیم کاوش بیش از بیست سال قبل در سال ۲۰۰۰ میلادی توانسته بود بندر باستانی تونیس-هراکلیون را در زیر آبهای خلیج ابیقیر در سواحل مصر کشف کند. حالا آنها توانستهاند ویرانههای معابد را در بخش جنوبی این شهر پیدا کنند.
یکی از اعضای تیم کاوش در حال بررسی ستونهای متعلق به معبد آمون که از زیر سه متر رسوبات بیرون کشیده شدهاند
بندر باستانی تونیس هراکلیون که اکنون در 7 کیلومتری ساحل مصر قرار دارد، قبل از بنا شدن بندر اسکندریه در سال 331 قبل از میلاد، برای چند قرن مهمترین بندر مدیترانهای مصر باستان بود. این شهر در همان دوران باستان در اثر تغییر سطح آب دریا، زلزله و احتمالا رانش زمین در زیر مدیترانه پنهان شد.
در دو معبد تازه کشف شده در این شهر باستانی، اقلام بسیار ارزشمندی به دست آمدهاند که به احتمال زیاد بخشی از گنجینۀ معبد بودهاند؛ اقلامی از قبیل ابزارها و ظروف نقرهای که ظاهرا در مراسم آیینی به کار میرفتهاند، جواهراتی از جنس طلا و ظروفی بسیار ظریف از جنس سنگ مرمر که احتمالا برای نگهداری عطریات و روغنهای معطر به کار میرفتهاند.
برخی از یافتهها گواه حضور یونانیها در این بندر مصری است
طبق بیانیه موسسه باستانشناسی زیر آب، «این یافتهها گواه ثروت فراوان این معبد است و نشان میدهد که ساکنان باستانی این شهر چه اهمیت فوقالعادهای برای آن قائل بودهاند».
کاوشها نشان داده است که ساختمان این بنا با تیرکهایی چوبی و ستونهایی سنگی مستحکم شده بودند؛ تیرکهایی که بعد از 2500 سال هنوز بقایای آنها به خوبی حفظ شده است. گودیو، باستانشناسی که هدایت پروژۀ کاوش را به عهده دارد میگوید: «بسیار هیجانانگیز است که چنین اشیاء ظریفی را کشف کنید که با وجود اینهمه بلایای طبیعی هنوز دستنخورده باقی ماندهاند».
ظروف نقرهای و روغندان کشف شده در معبد که احتمالا در مراسم آیینی به کار میرفتهاند
معبد آفرودیت که در این کاوش کشف شده است، به دلیل وجود تعدادی اشیاء برنزی و مجسمهها یا بتهای سفالی شناسایی شد. این کشف نشان میدهد که یونانیهایی که با مصر تجارت میکردند، حق داشتند که معبد خودشان را در این بندر مصری داشته باشند.
این کشف با استفاده از فناوریهای جدیدی صورت گرفته که به باستانشناسان اجازه میدهند حفرهها و اشیاء پنهان شده در زیر لایههای رسوبات و گل و لای را تشخیص بدهند.
خلیج فارس: مردی که متهم است به خاطر اختلاف بر سر گنج میلیاردی همدستش را ربوده بود، در دادگاه کیفری محاکمه شد.
پس از اظهارات اکبر، مأموران 2 متهم پرونده را شناسایی و بازداشت کردند. بهروز پس از دستگیری مدعی شد که چک را در ازای طلبش از اکبر گرفته و بههیچ عنوان هم موضوع آدمربایی صحت ندارد. اما همدست او رحمان به آدم ربایی با همدستی بهروز اعتراف کرد و گفت: چند ماه قبل از ماجرا با بهروز آشنا شده بودم و او ادعا کرد که برای پیدا کردن یک گنج به دنبال همدستی مطمئن میگردد و قرار شد بعد از پیداشدن گنج سهم من را هم بدهد. پس از آن با بهروز راهی شهرستان میانه شدیم و 3 شبانهروز محلی را که او میگفت حفاری کردیم تا اینکه روز سوم بهروز با حالتی عصبانی گفت باید برگردیم فکر کنم دوستم اکبر گنج را زودتر پیدا کرده. باید برویم و سهممان را از او بگیریم. بعد از اینکه به تهران رسیدیم بهروز گفت که باید با اکبر قرار بگذاریم و او را ادب کنیم من هم که بهدنبال سهمم بودم قبول کردم.
پس از اعترافات متهم و تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه وکیل اکبر به جایگاه رفت و گفت: موکل من از شکایتش در مورد رحمان که با صداقت اعتراف کرده و واقعیت را گفته است گذشت کرده و معتقد است که او فریب خورده بود. اما در مورد متهم ردیف اول ۱۰روز مهلت داده تا در صورت توبه و اقرار به اتهام، او را نیز ببخشد تا پرونده مختومه شود.
پس از آن بهروز به جایگاه رفت و با رد اتهام آدمربایی گفت: من اهل یکی از روستاهای میانه هستم از اقوامم که چوپان هستند شنیده بودم که در همان روستا گنجی وجود دارد. بههمین دلیل تصمیم گرفتم آن را پیدا کنم. در ابتدا بهدنبال خرید دستگاه گنجیاب بودم که یکی از دوستانمان اکبر را بهعنوان کارشناس میراث فرهنگی به من معرفی کرد، وقتی با او تماس گرفتم به من گفت دستگاه گنجیاب دارد و میتواند آن را به من بفروشد. فردای آن روز با فروش طلاهای همسرم دستگاهی را با قیمت 100 میلیون تومان از اکبر خریدم و خودش هم به خانهام آمد تا طرز کارش را آموزش دهد. من به او اعتماد کرده بودم و محل گنج را نشانش دادم که اکبر به من گفت باید پسرعموهایت را که چوپان هستند از سر باز کنی چون اگر چشمشان به عتیقهها بیفتد ما را میکشند. بعد هم پیشنهاد داد یک کارگر قابلاعتماد پیدا کنم و حفاری را با کمک او انجام دهیم.
وی افزود: روز قرار اکبر نیامد و من و رحمان به محل گنج رفتیم. بعد از سه روز حفاری اکبر سررسید و یک خروس و یک قوطی طلا به همراه سنگهایی مثل شیشه که فکر میکنم جواهر و الماس بود و همینطور یک مجسمه بیسر پیدا کردیم و همان موقع اکبر گفت من اینها را میبرم و میفروشم و سهم شما را میدهم اما وقتی به تهران رسیدیم او دیگر جواب درستی به من نمیداد و مدام میگفت هنوز عتیقهها فروش نرفته و باید صبور باشم. روز حادثه هم ماشینم خراب شده بود که با اکبر تماس گرفتم و از او خواستم مبلغی را برایم واریز کند او هم ۷میلیون تومان به کارتم واریز کرد. بعد از آن چون وضع مالیام خوب نبود از اکبر خواستم تا با فروش عتیقهها ۱۰۰میلیون تومان پول دستگاه گنجیاب را به من پس بدهد و دستگاه را پس بگیرد. او هم یک چک ۱۰۰میلیونی به من داد و برای اینکه خیالم بابت عتیقهها راحت باشد یک چک به مبلغ ۵ میلیارد تومان هم به صورت امانت داد.
قاضی خطاب به متهم گفت: اما در زمان بازپرسی اعتراف کردی اسلحه داشتی و اظهار پشیمانی کردی.
متهم جواب داد: من از ترسم اعتراف کردم و اسلحه هم نداشتم.
قاضی در ادامه گفت: سوابقت نشان میدهد که از سال 70 بارها به اتهام سرقت دستگیر و محکوم شدی و سابقهدار هستی.
پس از آن رحمان هم به جایگاه رفت و با پذیرش اتهامش اظهاراتش در مراحل بازجویی را تکرار کرد.
با پایان جلسه رسیدگی به این پرونده قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
منبع: ایران