خلیج فارس:علیرضا جهانبخش، وینگر ایرانی هیرنفین پس از دیدار دیروز تیمش مقابل اوترخت، دیدار کوتاهی با زیدان اقبال، هافبک عراقی این تیم گرفت.
زیدان اقبال، هافبک تیم ملی عراق و باشگاه اوترخت محصول آکادمی منچستریونایتد است.
منبع: خبرآنلاین
خلیج فارس:کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران پس از دیدار رفت مقابل ازبکستان در چهارچوب دیدارهای انتخابی جام جهانی ۲۰۲۶ کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا به بازیکنان حریف طعنه زد و حالا پاسخی از سوی ازبکها داده شده است.
دیدار برگشت ایران و ازبکستان، دو تیم مدعی گروه A مسابقات انتخابی جام جهانی ۲۰۲۶ کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا در منطقه آسیا، روز سهشنبه، ۵ فروردین ۱۴۰۴ از ساعت ۱۹:۳۰ در ورزشگاه آزادی تهران برگزار میشود. ایران ۱۹ امتیازی و ازبکستان ۱۶ امتیازی هستند که حتی یک مساوی هم صعود ایران را قطعی خواهد کرد.
دیدار رفت دو تیم در تاشکند با تساوی بدون گل پایان یافته بود. دیداری که پیش از شروع آن، ازبکها با تکیه بر ستارههای خود برای ایران کری خوانی کرده بودند که این موضوع چندان خوشایند علیرضا جهانبخش، کاپیتان تیم ملی قرار نگرفت.
جهانبخش پس از دیدار رفت ایران مقابل ازبکستان گفت: «من شنیدم که بازیکنان ازبکستان قبل از بازی درباره شرایط بازیکنان ما صحبت کردند. فکر میکنم با تمام احترام اختلاف بین بازیکنان ما و ازبک خیلی خیلی زیاد است، هم از نظر تیم ملی و هم وضعیت شخصی بازیکنان. با تمام احترام، هیچ وقت در لیگهای اروپایی و معتبر بازی نکردند. این مقایسه برای من خندهدار است. این برای من عجیب بود که آنها درباره کیفیت بازیکنان صحبت کرده بودند.»
البته این صحبتهای جهانبخش یک گزاره کاملاً اشتباه داشت. چراکه همان مقطع دو بازیکن ازبک در لانس فرانسه و رم ایتالیا حضور داشتند که البته زمان زیادی طول نکشید که عبدالغدیر خوسانوف مدافع ۲۰ ساله ازبک از لانس راهی منچسترسیتی شد و در قلب خط دفاعی تیم تحت رهبری پپ گواردیولا قرار گرفت. از سوی دیگر ائلدار شومورودوف مهاجم باشگاه رم ایتالیا هم برعکس لژیونرهای فوتبال ایران در اروپا وضعیت با ثباتی دارد که حالا تصویر هر دوی آنها روی پوستر ازبکها برای مصاف با ایران قرار گرفته است.
به نظر میرسد ازبکستانیها با طراحی این پوستر خواستهاند پاسخ صحبتهای جهانبخش را بدهند. آن هم در شرایطی که فوتبال ایران هم اکنون تنها یک بازیکن در میان پنج لیگ معتبر اروپایی دارد که آن هم مهدی طارمی در اینتر ایتالیاست که شرایطش در این تیم، چندان خوشایند نیست. البته این طعنهزنی و کری خوانی ازبکها در آستانه صعود ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند انگیزه شاگردان امیر قلعهنویی را افزایش دهد.
منبع: تابناک
خلیج فارس:اظهارات علیرضا جهانبخش در کنفرانس خبری پیش از دیدار با ازبکستان خبرساز شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ طی دقایق اخیر اظهارات علیرضا جهانبخش در کنفرانس خبری پیش از دیدار با ازبکستان خبرساز شده. او معتقد است که صعود به جام جهانی در گروهی که کره شمالی و قرقیزستان در آن حضور داشتند کار دشواری بوده. به هر حال دستاورد تازه شاگردان نسبتا پرمدعای قلعهنویی، صعود به جام جهانی ۴۸تیمی است!
در همین رابطه، سپهر خرمی، روزنامهنگار ورزشی با انتقاد به اظهارات کاپیتان تیم ملی نوشت: علیرضا جهانبخش به شکل خیلی عجیب و البته غیرحرفهای، داره صعود به جام جهانی توی آسونترین گروه ممکن رو یک دستاورد بزرگ جلوه میده! توی نشست خبری اومده گفته از ابتدا میدانستیم صعود به جام جهانی یک پروسه سخت و دشوار خواهد بود !
یعنی میخواستین مقابل کره شمالی، امارات، ازبکستان، قطر و قرقیزستان شکست بخورین؟ اتفاقا باید تمام بازیها رو پیروز میشدید که نشدید! یه دونه از قدرتهای آسیا توی گروه ایران نبوده. دشوار و سخت چیه؟ صعود سخت چیه؟ یکبار درست و منطقی صحبت کن شاید خوشت اومد!
ورزش مدیا هم به صحبتهای جهانبخش کنایه زد و نوشت: بخشی از سخنان علیرضا جهانبخش در نشست خبری پیش از دیدار با ازبکستان: «از ابتدا میدانستیم کارمان برای صعود به جامجهانی تا جه اندازه دشوار است. میدانیم که این صعود چقدر برای مردم کشورمان اهمیت دارد و باعث شادی و خوشحالی آنها خواهد شد.»
به نظر میرسد کاپیتان از افعال معکوس بررهای استفاده کرده است!
خلیج فارس:علیرضا جهانبخش درباره الگویش در فوتبال، توصیه به بازیکنان جوان برای بازی در اروپا، نگرانیها بابت نتایج نهچندان خوب نمایندگان ایران در آسیا، جو ورزشگاهها در ایران، عملکرد مهدی طارمی در اینتر، فاصله گرفتن سردار آزمون از فوتبال اروپا، رؤیایش برای ادامه اروپا و … صحبت کرد.
الگویت در فوتبال چه کسی بود؟
مهدی مهدویکیا الگوی فوتبالی من است. سال آخر حضورم در داماش کنار آقا مهدی بازی کردم. زمانی که لژیونر شدم، به خاطر سوابقی که آقا مهدی از بازی در فوتبال اروپا داشت، با او در ارتباط بودم و در مواردی با نظراتی که داد به من کمک هم کرد. در سطح جهانی، همیشه از کودکی رونالدو نازاریو را خیلی دوست داشتم، مخصوصاً از جام جهانی ۲۰۰۲ که بازیهایش را دنبال میکردم. یک مقدار که جلوتر آمدم، فرناندو تورس را هم خیلی دوست داشتم. از بچگی طرفدار منچستریونایتد و عاشق رود فننیستلروی بودم و شانس بازی مقابل تیم او (پیاسوی آیندهوون) را با فاینورد هم پیدا کردم. این اواخر هم کریستیانو رونالدو یکی از الگوهایم به شمار میرفت و بازیکنی بوده که همیشه بازیهایش را دنبال کردهام.
تاکنون به بازیکنان جوانتر تیم ملی که پتانسیل بالایی دارند، توصیه کردهای که برای ادامه فوتبالشان به لیگ هلند یا فوتبال اروپا بروند؟ از ارتباطاتت در آینده برای معرفی این استعدادهای جوان به باشگاههای اروپایی (حداقل هلندی) استفاده خواهی کرد؟
در چهار یا پنج سال اخیر چه در جلسات تیم ملی، چه به صورت انفرادی که صحبتهایی بازیکنان جوانتر تیم انجام میدادم، دائماً به آنها گفتهام هر طور شده فوتبالتان را در اروپا دنبال کنید. نهتنها من، بلکه بازیکنانی مثل مهدی طارمی و کریم انصاریفرد هم چنین چیزی را به آنها گفتهاند. با احترام به لیگ خودمان که آن هم سقفی برای پیشرفت دارد به بازیکنان جوانتر میگویم هر جای اروپا شد، بروید و بازی کنید تا مسیر فوتبالیتان را هموارتر کنید و به باشگاههای بزرگتر برسید.
بچههای ما به لحاظ فنی و استعدادی پتانسیل خیلی خوبی دارند، ولی فوتبال ما هم تا یک جایی میتواند به آنها کمک کند. در آینده اگر بخواهم از ارتباطاتم استفاده کنم، هرچند کوچک حتماً با تمام وجود این کار را خواهم کردم؛ چه بسا که در سالهای اخیر در دو، سه مورد این کار را کردهام تا بچههایی که دوست داشتند به اروپا بیایند، به این هدفشان برسند. شرایط طوری است که باشگاههای هلندی و یا حتی بلژیکی و آلمانی ترجیح میدهند به جای هزینه کردن برای جذب بازیکنان ایرانی مثلاً سراغ جذب بازیکنانی از کشورهای اسکاندیناوی بروند و همین باعث شده روز به روز فوتبالیستهایمان در اروپا کمتر شود. فوتبال هم این روزها خیلی تغییر کرده و دیگر آن تعصبات قدیم روی پیراهن تیمها وجود ندارد و چه بخواهیم چه نخواهیم همه دنیا درگیر مسائل مالی شدهاند. شما الان ببینید که چه بازیکنان بزرگی قید حضور در فوتبال اروپا را زده و راهی عربستان شدهاند و این در فوتبال امروز انکارناپذیر است. با وجود همه این مسائل و بحث مالی که هست، همیشه به بازیکنان جوانتر گفتهام که هر طور شده بروید و لژیونر شوید.
نتایج تیمهای ایرانی در آسیا واقعا نگرانکننده شده و اختلاف ما با تیمهای عربستانی و برخی دیگر از کشورهای آسیایی روز به روز بیشتر میشود. مشکل کجاست؟ عدم سرمایهگذاری کافی یا مدیریت نادرست؟
اگر بخواهیم به طور کلی به فوتبال خودمان نگاه کنیم، مسئله مدیریت بیشترین تأثیر را داشته است. در همین اروپا و در همین هلندی که سالها در آن هستم، باشگاههایی که از نظر ساختار و مدیریت خیلی ثبات بیشتری دارند، در طولانی مدت در مقایسه با باشگاههایی که مدام در حال تغییر مربی و مدیر هستند؛ خیلی موفقترند. بر اساس تجربهای که در این سالها کسب کردهام، به اعتقاد من بزرگترین ایراد فوتبال ما مدیریت است.
همه فوتبالیها در خانه نشستهاند و یکسری روابط از جمله روابط سیاسی در فوتبال تأثیرگذار شده و تصمیمگیریها بر این اساس اتفاق میافتاد. تا موقعی که این روند (ادامه حضور غیرفوتبالیها در فوتبال) ادامه داشته باشد، روند فوتبال ما همینطور خواهد بود. شاید پول و امکانات هم به فوتبال ما بیاید و شرایط بهتری فراهم شود، اما آن پیشرفتی که لازم است، محقق نمیشود.
پرسپولیس، استقلال، سپاهان و تراکتور در این سالها بعضاً به خاطر بازیکنان و مربیانشان که تأثیرگذار بودند توانستند موفق شوند. در سالهای اخیر، تعداد مدیرانی که در فوتبال ما توانستهاند موفق و تأثیرگذار باشند، واقعاً انگشتشمار بوده است. بر این باورم که در وهله اول مدیر خوب خیلی میتواند تأثیرگذار باشد، اما با اینکه اختلاف فوتبال ما با کشورهای دیگر روز به روز بیشتر میشود، موافق نیستم. عربستان با فوتبال آسیا فاصله گرفته که آن هم به خاطر هزینههایی است که انجام میدهند، بازیکنانی که جذب میکنند و پروژهای که در پیش گرفتهاند.
نباید از بازیکنان تیمهایی که در آسیا با تیمهای عربستانی بازی میکنند انتظار معجزه داشت، چون مقابل بازیکنانی قرار میگیرند که در بزرگترین لیگهای اروپایی بازی کردهاند و سطح فنی بالایی به واسطه بازی در تیمهای بزرگ باشگاهی و تیمهای ملیشان دارند. یکی از دلایلی که تیم ملی فوتبال عربستان در یکی دو سال اخیر موفق نبوده، همین رویکرد است، چون نگاهشان به فوتبال نگاه سرمایهگذاری و بیشتر تبلیغاتی است تا بخواهد جنبه فنی داشته باشد. باشگاههای عربستانی، اما با این رویکرد فعلاً دارند نتیجه میگیرند، آنها خرج زیادی انجام داده، مدیر از خارج آوردهاند، بازیکنانی که نیاز است را گرفتهاند و همه اینها کمک کرده تا تفاوت را رقم بزنند. به همین دلیل میگویم نباید بازیکنانمان را سرزنش کنیم و باید واقعبین باشیم. اگر میخواهیم نتیجه بگیریم، باید هزینه کنیم و بازیکنان باکیفیتتر و مدیران بهتر برای باشگاههای خود انتخاب کنیم تا بتوانیم در طولانی مدت موفق باشیم.
جو ورزشگاههای ایران مثل اتفاقاتی که در بازی با پرسپولیس- تراکتور افتاد، جالب نیست و فضای ورزشگاهها به نوعی مسموم شده، در حالی که در کشورهای اروپایی آنها دید متفاوتی به فوتبال دارند و رقابتشان در همان چارچوب فوتبالی است و سعی میکنند در کنار کُریخوانی از فوتبالشان هم لذت ببرند…
در این سالها در اروپا هم چنین چیزهایی در چنین فضایی دیدهام. اینها قسمتی از فوتبال است و شاید همین یکسری عکسالعملها هم بیش از حد باشد، ولی من هیچوقت ندیدم که بخواهند خانواده بازیکن را در این ماجرا درگیر کنند. مقام مادر خیلی مقام بالایی است و اینکه شما بخواهی مادر بازیکن یا خانوادهاش را درگیر این مسائل کنی، جالب نیست و شکل زیبایی ندارد.
هوادار ممکن است از دست بازیکنی خاص ناراحت باشد و شعارهایی هم در ورزشگاه علیه او بدهد، اما بعد از دو یا سه بازی عادی میشود و میرود ولی درگیر کردن خانواده بازیکن در این مسائل جالب نیست. این با فرهنگ ما در تضاد است، مخصوصاً که حالا میبینم روز به روز بر تعداد حضور بانوان در ورزشگاهها اضافه میشود و چقدر از این موضوع خوشحالم و لذت میبرم. اگر از نظر فرهنگی جا بیفتد که خانمهای بیشتری به ورزشگاه بیایند، خیلی امیدوارم که جو ورزشگاهها بهتر شود؛ هواداران بیشتر این مسائل را رعایت کنند و دیگر شاهد توهینهای اینچنینی به بازیکنان و خانوادهشان نباشیم.
طارمی با توجه به فصل اول حضورش در اینتر و تجربه لیگ و فرهنگی جدید، عملکرد بدی در این تیم نداشته، اما در امر گلزنی آنطور که باید نتوانسته انتظارات را برآورده کند. به نظرت مهدی میتواند اوضاع را تغییر دهد؟
پیش از هر چیزی نباید فراموش کنیم که همپستیهای مهدی در اینتر مهاجمان سطح بالا و در کلاس جهانی هستند. در کنار این، فوتبال ایتالیا دفاعی است و اکثر مهاجمانی که به آنجا میروند، کمی زمان میبرد تا بتوانند خودشان را جا بیندازند. با توجه به شرایط فوتبالی ما و روابط سیاسی و اجتماعی که وجود دارد، حضور مهدی در چنین باشگاه بزرگی افتخار بزرگی است.
مگر ما چند بازیکن ایرانی و حتی آسیایی داریم که در این سطح بازی کردهاند، به همین خاطر میگویم که باید به حضور بازیکنانمان در این سطح از فوتبال دنیا افتخار کنیم و در کنارش مطمئن هستم که مهدی در اینتر موفق خواهد شد. در کنار رابطه خیلی خوبی که با مهدی دارم، مطمئن هستم که او موفق خواهد شد، چون به لحاظ فنی به او اعتقاد دارم. با توجه به همپستیهایی که مهدی دارد، فرهنگ فوتبالی جدیدی که تجربه میکند و انتظاراتی که از او میرود، تا همین جا هم در اینتر خوب کار کرده است و دیدیم که در فینال سوپرجام ایتالیا مقابل میلان هم چقدر تأثیرگذار بود، اما متأسفانه نتوانستند قهرمان شوند. فوتبال، لحظهای است و وقتی که هفته بعد گلزنی کند، نظرات تغییر میکند. جذابیت فوتبال هم همین است و بازی به بازی پیش میرود و اگر اینتر در آن بازی در عربستان قهرمان میشد، هیچ یک از ما حالا در مورد این موضوع صحبت نمیکردیم.
سردار آزمون بعد از درخشش در زنیت و در ادامه پس از بازی در بایرلورکوزن و رُم ترجیح داد به لیگ امارات برود. این یک تصمیم شخصی است، اما بهتر نبود بازیکنی با این پتانسیل بالا در اروپا به بازیاش ادامه میداد؟
سردار بازیکنی است که در این سالها تأثیرش را بر فوتبال ما گذاشته، درست مثل نفراتی همچون کریم انصاریفرد، سعید عزتاللهی، مرتضی پورعلیگنجی، علیرضا بیرانوند. همه این بازیکنان در سطح خوبی در فوتبال اروپا و … بازی کردهاند و من به همه آنها علاقه دارم. باید به تصمیماتی که بازیکنان میگیرند، احترام گذاشت. در تمامی نسلها چه در ایران چه در اروپا، بوده که بازیکنان به آینده و زندگی شخصیشان و بخش مالی نگاه کردهاند، چون در نهایت این حرفه ما است و آینده ما را رقم میزند. فوتبالیستها معمولاً تا ۳۶ یا ۳۷ سالگی بیشتر نمیتوانند فوتبال بازی کنند و بعد از آن مسیر زندگیشان کاملاً متفاوت است. به همین دلیل باید به تصمیم سردار آزمون احترام بگذاریم و این در مورد سعید عزتاللهی و سامان قدوس هم صدق میکند. باید پای حرف آنها بنشینیم، چون حتماً دلایل خاص و نگاهی شخصی برای انتخابهای خود داشتهاند و باید به تصمیمشان احترام گذاشت.
۱۲ سال در فوتبال اروپا حضور داشتهای و به طور مشترک با مهدی مهدویکیا باسابقهترین فوتبالیستهای ایرانی شاغل در فوتبال اروپا هستی. منظورم آن دسته از بازیکنانی است که خودشان را از فوتبال ایران به اروپا معرفی کردهاند. راز این تداوم در فوتبال اروپا چیست؟ زندگی ورزشی سالم، پشتکار بالا یا ترسیم اهداف حرفهای؟
سختی زیادی را در مدتی که در فوتبال اروپا هستم، متحمل شدهام. همیشه به این اعتقاد دارم که بعد از یک سختی، دید آدم نسبت به مسائل مختلف خیلی وسیعتر میشود و این چیزی بوده که برای من وجود داشته است. در این سالها تجربههای مختلفی را در سطوح و باشگاههای مختلف داشتهام که هرکدام برایم لذتبخش بوده و چیزهای زیادی یاد گرفتهام. یکسری از آنها با پیروزی همراه بوده و یکسری با شکست، اما من همه آنها را در دورههای مختلف با آغوش باز پذیرا بودهام.
چیزی که خودم خیلی به آن افتخار میکنم، این بوده که هیچوقت در این سالها تسلیم نشدهام، یعنی هر چه شرایط سختتر میشد، من سختتر تمرین میکردم و میخواستم خودم را بیشتر نشان دهم که بتوانم در هر جایی که بودهام حقانیتم را ثابت کنم. همیشه سعی کردهام خوب تمرین و استراحت کنم، اما در کنارش از خیلی چیزها هم گذشتهام مثل دوری از خانوادهام.
از ۱۸ سالگی از خانوادهام جدا شدهام و الان که ۳۱ ساله هستم، روزی نبوده که مادرم بگوید “دیگه بسه، برگرد”. شنیدن این حرف شاید خودم را هم اذیت کند، چون پدر و مادر بالاترین کسانی هستند که در زندگیمان داریم و واقعاً من این شانس را ندارم آنقدر که نیاز است آنها را ببینم. این یکی از بزرگترین حسرتهای زندگی من است، ولی به خاطر تصمیمی که گرفتم و به خاطر مسیری که برای خودم ترسیم کردهام، از مسئلهای به این بزرگی گذشتم یعنی بودن در کنار خانواده، اقوام و دوستانم.
در این سالها همیشه سختیها را به جان خریدهام و روزی نبوده که از ۸ صبح دیرتر از خواب بلند شوم و قبل ساعت ۳ یا ۴ بعدازظهر زودتر به خانه بیایم. از همه اینها هم لذت برده و در تمام این سالها همیشه سعی کردهام که قبل از ساعت ۱۲ شب به استراحت بپردازم. همه اینها چیزهایی است که در زندگی من روتین شده و از این سبک زندگی واقعاً لذت میبرم. این همیشه برایم ترس و چالشی بزرگ بوده که روزی بخواهم فوتبال اروپا را ترک کنم، چه خواهد شد و همیشه به این موضوع فکر کردهام.
در تمام این سالها اگر فرصتی برای بازی کردن نداشتهام، ۱۰ برابر تلاش کردهام و اگر رقابتی با همپستیام داشتهام همیشه سعی کردم بهترین خودم را در تمرینات بگذارم تا فرصت حضور در ترکیب اصلی را داشته باشم. گاهی اوقات جواب داده و گاهی اوقات نه که در مورد اول حاصل تلاشم بود و در مورد دوم قسمت اینطور بوده است. همه اینها جذابیتهای فوتبال است و در ورزش حرفهای همیشه انتظارات از ما زیاد است و مدام مورد قضاوت قرار میگیریم.
انتقادهایی به ما میشود که بیش از ۷۰ یا ۸۰ درصدش به جا نیست و واقعیت ندارد و دائماً باید با آنها بجنگیم. زمانی بود که در دوره فوتبالیام افسرده شدم و این دوره را گذراندم، سختیهایی کشیدهام، شبی نبوده که بدون درد بخوابم و صبح بدون درد از خواب بیدار شوم. اینها را نمیگویم که بگویم سخت یا بد بوده، اینها را به زبان میآورم که بگویم همه اینها وجود داشته و من با این وجود از فوتبالم لذت بردهام. همه بچهها این چیزها را در فوتبال تجربه میکنند، اما اینها مسائلی است که دیده نمیشود و بخشی از زندگی ما است و نیازی هم نیست دائماً در موردش صحبت کنیم، چون خود ما این مسیر را انتخاب کردهایم. در تمام این ۱۲ سال که امیدوارم حضورم در اروپا بیشتر از این هم شود، همه اینها بوده و من تلاش کردهام که از آن لذت ببرم و مسیرم را رو به جلو هموار کنم.
با توجه به اینکه در پایان فصل بازیکن آزاد میشوی، میتوانیم تو را بار دیگر در یکی از پنج لیگ برتر اروپا ببینیم؟
اگر بخواهم واقعیت را بگویم، آرزو و هدف بزرگم همین است و تمام تلاشم را میکنم تا این اتفاق محقق شود و نسبت به آن امیدوارم.
فکر میکنی کدام بازیکنان جوان، منظورم بازیکنان زیر ۲۳ سال است، میتوانند در آینده در تیم ملی تأثیرگذار باشند؟
اسم بردن برایم سخت است، اما در حال حاضر بازیکنان جوان خوبی در فوتبالمان داریم که هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ شخصیتی خوب هستند و میتوانند بازیکنان بزرگی شوند و سالها به تیم ملی کمک کنند.
چرا فدراسیون بازیکنان دو رگه و باستعدادی که در فوتبال اروپا هستند را شناسایی نکرده و نسبت به حضورشان در تیم ملی ایران اقدام نمیکند؟
بازیکنانی از این دست که ما تاکنون در تیم ملی داشتهایم، قطعاً گزینه بازی در کشوری که در آن بزرگ شده را سنجیدهاند و علاقه خانواده ایرانیشان به بازی در تیم ملی ایران در انتخابشان تأثیرگذار بوده است. مثالی برای شما میزنم، خیلی از بازیکنان مراکشی در سنین کم به هلند میآیند و حتی اینجا متولد نشدهاند، اما اگر شرایط فراهم شود که بتوانند برای تیم ملی هلند بازی کنند، قطعاً این کار را میکنند، چون به لحاظ فرهنگی به کشوری که در آن بزرگ شدهاند نزدیکتر هستند.
از این دست بازیکنان ایرانی دو رگه در اروپا زیاد هستند که آوردنشان به ایران در این سن کم آسان نیست. شاید هم در سنین پایین در ردههای پایه بازیکنانی از این دست هم بودهاند که آمدهاند و بازی هم کردهاند، ولی جو فرهنگی و زبانی و بحث ارتباط برقرار کردن مشکلاتی را به وجود آورده، به همین دلیل شاید دیگر علاقهای برای بازگشت به آن کشور و بازی در ردههای بالاتر را نداشتهاند. بازیکنانی هم بودهاند که در اروپا با همان فرهنگ ایرانی بزرگ شده و برای بازی در ایران برگشتهاند. هر چقدر که بتوانیم از این بازیکنان بااستعداد که خانواده ایرانی دارند و در اروپا بزرگ شدهاند، استفاده کنیم، قطعاً به نفع ما خواهد بود.
منبع: خبرگزاری تسنیم
خلیج فارس:علیرضا جهانبخش کاپیتان باتجربه تیم ملی که به تازگی به عضویت هیرنفین هلند درآمده و شاگرد روبین فنپرسی شده در بازی اخیر ایران مقابل کره شمالی نمایش چندان دلچسبی نداشت.
انتقاد از عملکرد جهانبخش در ترکیب تیم ملی ایران از مدتی قبل وجود داشته و حالا با عملکرد او مقابل کره شمالی به اوج خود رسیده است. اگرچه جهانبخش یک مصدومیت جزئی هم دارد و مشخص نیست در بازی فردا با قرقیزستان حضور داشته باشد، اما همچنان انتقادهایی به حضور او در بین مدعوین تیم ملی انجام میشود.
در چنین شرایطی امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی به صورت خلاصه دلایل خود برای ادامه حضور جهانبخش در اردوها را بیان کرد. سرمربی ایران در نشست خبری امروز خود وقتی مشغول صحبت درباره اتحاد و همدلی و بیحاشیه بودن تیم ملی بود، به مسئله جهانبخش اشاره کرد و گفت: «بازیکنان تیم ملی به لحاظ فنی و اخلاقی خوب هستند. بازیکنی مثل علیرضا جهانبخش داریم که یکسری انتقادها به او میشود. جهانبخش بازیکن بسیار بزرگی است و چندین سال در لیگهای بزرگ انگلیس و هلند بازی کرده است. آنقدر فضای تیم ملی خوب، معرفتی و … است دوست داریم به تیم ملی کمک کند.»
او افزود: «در جلسات به بازیکنان گفتهایم که بازیکنی میتواند در تیم ملی باشد که به لحاظ فنی و اخلاقی کمک کند.»
انتقادها از عملکرد جهانبخش در شرایطی انجام میشود که او مدت زیادی در هیچ باشگاهی عضو نبود و حالا با حضور کاپیتان تیم ملی در هیرنفین هلند احتمالا شاهد بهتر شدن شرایط جسمانی او خواهیم بود.
منبع:فرارو
خلیج فارس:در سالهای گذشته خیلی از ورزشکاران و سینماگران و خوانندههای ایرانی با وجود زندگی در ایران برای داشتن اقامت کشورهای دیگر تلاش کردند. این اقدامت کم و بیش به گوش مردم میرسید، اما شاید به خاطر فضای سیاسی خوشبینانهتر دهههای قبل یا نبود شبکههای اجتماعی یا هر دلیل دیگری چندان برجسته نمیشد. اما در چند سال گذشته شرایط متفاوت شده است. به بیان ساده مردم درست یا غلط تصور میکنند آدمی در جایگاه یک سلبریتی پولدار وقتی برای گرفتن اقامت کشوری خارج اقدام میکند یک هدف دارد: اینکه وقتی دید هوا پس است فلنگ را ببندد و در برود. این ذهنیت در مورد فرزندان مسوولان که در کشورهای خارجی روزگار میگذرانند هم وجود دارد. مردم میگویند اگر چنین نیست چرا تلاش میکنید پاسپورت یک کشور دیگر را داشته باشید؟ شما که پول دارید و در کشور خودتان هم زندگی میکنید و هر وقت دوست داشته باشید، میتوانید به سفرهای خارجی بروید، پس چرا دنبال اخذ شهروندی هستید؟
در این نوشته به صورت مشخص در مورد سه کاپیتان ورزش ایران صحبت میکنیم. میلاد عبادیپور، مهدی طارمی و علیرضا جهانبخش.
در سال ۱۳۹۹ خبر رسید میلاد عبادیپور، کاپیتان تیم ملی والیبال ایران که در تیم اسکرابلچاتوف لهستان بازی میکرد، اقامت لهستان را گرفته است. البته این کلمه اقامت مترادف شهروندی یا همان داشتن پاسپورت یا دوتابعیتی شدن است؛ منتها به نسبت عبارات دیگر بار منفی ندارد. میلاد عبادیپور در توضیح این اتفاق گفت: باشگاه به مناسبت نودمین سالگرد تاسیس تیم این تابعیت را به من هدیه داد که قطعا عبارت دقیقی نبود.
در اردیبهشت امسال و در کشاکش پیوستن مهدی طارمی یکی از کاپیتانهای تیم ملی فوتبال به باشگاه اینتر یک روزنامه پرتغالی فاش کرد مهدی به دنبال دریافت شهروندی کشور پرتغال است. روزنامه اوجوگو نوشت: «طارمی در ابتدای سال جاری میلادی مجوز اقامت دائم در کشور پرتغال را به دست آورده که یکی از شروط اساسی برای اخذ تابعیت این کشور است.»
همین چند روز پیش علیرضا جهانبخش، کاپیتان دیگر تیم ملی فوتبال ایران هم رسما اعلام کرد به دنبال گرفتن اقامت هلند است و اصلا به خاطر همین همه پیشنهادهای خارج از لیگ هلند خود را رد کرده و این فصل پیراهن هیرنفین را به تن خواهد کرد. جهانبخش روز ۱۷ آبان در استوری اینستاگرامش نوشت: «بعد از حدود ۳ ماه که از نقل و انتقالات تابستونی و عدم انتخاب تیم من گذشته در طول این مدت نقل قول، شایعات و نظرات مختلفی رو شنیدم. اما واقعیت ماجرا این هستش که من بعد از ۸ سال زندگی در کشور هلند این شرایط برام به وجود اومد که برای اقامت کشور هلند اقدام کنم بعد از مشورت با خانواده و از اونجا که این کشور مثل خانه دوم من هستش تصمیم به انجام این کار گرفتم. به دلیل طول کشیدن پروسه اداری و مسیری که باید سپری میشد اجازه خروج از این کشور و امضای قرارداد در کشور دیگر رو نداشتم.»
مسلما حق هر فردی در دنیاست که برای آینده خود و خانوادهاش بهترین برنامهریزیها را انجام بدهد. همانطور که مثلا رامبد جوان با وجود اینکه در برنامههای تلویزیونیاش همه را به ماندن در ایران تشویق میکرد فرزندش را در کانادا به دنیا آورد تا بتواند برای او اقامت این کشور را بگیرد. از سمت دیگر هر انسانی حق دارد مهاجرت کند، تابعیت مضاعف بگیرد یا کارهای شبیه به این. قطعا همه این افراد برای تصمیم خود دلایل منطقی هم دارند؛ مثلا عبادیپور میگوید برای تسهیل تردد در کشورهای اروپایی و راحتی جابهجایی بین باشگاههای قاره سبز اقامت لهستان را گرفته است. رسانهها میگفتند طارمی میخواهد اقامت پرتغال را بگیرد تا به عنوان سهمیه اروپایی راهی اینتر شود که البته چنین هم نبود، چراکه روزنامه توتو اسپرت چاپ ایتالیا فاش کرد: «مهاجم جدید اینتر با وجود تلاش برای اخذ تابعیت پرتغال به عنوان بازیکنی غیر اتحادیه اروپا از پورتو به اینتر پیوست.» جهانبخش هم میگوید هلند خانه دومش است و حالا که شرایط گرفتن اقامت آن کشور فراهم شده چرا این کار را نکند؟
آنچه این وسط باقی میماند، مدیریت افکار عمومی است. همانطور که گفته شد مردم به واسطه شرایط خاص سیاسی و اجتماعی ایران، به خاطر فشار اقتصادی و به دلیل وضعیت منطقه خاورمیانه که همیشه درگیر تنش است و این روزها ایران هم قاطی ماجرا شده ذهنیت خاصی نسبت به ماندن در ایران و تلاش برای مهاجرت دارند. نرخ علاقه به مهاجرت هم که هر روز در حال افزایش است. حال در چنین شرایطی وقتی میبینند کاپیتانهای تیمهای ملی به عنوان یکی از نمادهای همبستگی و امید ایرانیان به راحتی از گرفتن اقامت کشورهای دیگر میگویند احساس بدی پیدا میکنند. خیلیها در این شرایط احساس «تنها گذاشته شدن» میکنند.
نمیشود به کسی که قصد گرفتن اقامت کشورهای دیگر را دارد، گفت: نرو! آنچه باید تغییر کند حتما فضای کلی حاکم بر کشور است. آنچه باید تقویت شود میزان امید مردم نسبت به آینده است. در عین حال نمیتوان منکر مسوولیتهای اجتماعی که روی دوش چهرههای سرشناس ناخواسته گذاشته شده است، شد. به هر حال مردم اینها را میبینند و سبک زندگیشان را تقلید میکنند. از طرف دیگر نباید فراموش کرد که اگر عبادیپور شده کاپیتان تیم ملی والیبال، اگر طارمی شده ستاره اینتر یا جهانبخش به لیگ برتر انگلیس راه پیدا کرده و سالها در هلند فعالیت کرده با امکانات همین کشور و مالیات همین مردم بوده است. بستن بازوبند کاپیتانی تیمهای ملی پرطرفدار و تیمی این مسوولیتها را بیشتر هم میکند. خیلیها شاید بپرسند شما بازوبند کاپیتانی تیم ملی کشوری را بر بازو مینشانید که به شهروندیاش قناعت ندارید؟ آیا ایران برای شما کافی نیست؟ اینجاست که آدم میتواند یاد یکی از شعرهای ماندگار استاد محمدعلی بهمنی بیفتد که همین چند ماه پیش از دنیا رفت:
تا گُل ِ غُربت نرویاند بهار از خاک جانم
با خزانات نیز خواهم ساخت خاکِ بیخزانم!
منبع: روزنامه اعتماد
خلیج فارس:اقامت هلند، دلیل اصلی علیرضا جهانبخش برای انتخاب هیرنفین بوده است.
علیرضا جهانبخش، کاپیتان تیم ملی ایران که پس از ۶ ماه خانهنشینی تیمی برای خود دست و پا کرد و راهی هیرنفین شد، از دلیل انتخاب این تیم هلندی گفت و بیان کرد که دریافت اقامت هلند باعث شده تا پیشنهاد هیرنفین را بپذیرد.
منبع:فرارو
خلیج فارس:علیرضا جهانبخش بهمانند فیفادی شهریورماه در حالی به اردوی تیم ملی پا گذاشته که هنوز تیم فصل آینده او مشخص نیست و این موضوع به شدت مورد توجه اهالی فوتبال و رسانهها قرار گرفته است.
البته دعوت از بازیکنانی که چند ماه را بدون تیم باشگاهی سپری میکنند اصلا چیز تازهای در فوتبال ایران نیست و امیر قلعهنویی در حال رفتن همان مسیری است که کارلوس کیروش سالها به آن پا گذاشته بود.
البته با توجه به کارنامهای که جهانبخش در سطح بینالمللی دارد، باشگاههای خواهان او کم نیستند، اما کاپیتان تیم ملی تاکید داشت در یکی از دو لیگ سریآ یا بوندسلیگا به کارش ادامه بدهد و مدیر برنامههای او تا آستانه عقد قرارداد با جنوا هم پیش رفته است.
در این شرایط جهانبخش در مصاف با ازبکستان در ترکیب اصلی تیم ملی قرار گرفته بود و بازوبند کاپیتانی را هم برعهده داشت. با این حال به نظر میرسد آینده ذهن او را مشغول کرده و در تصویری که از او حین تمرین ظهر روز یکشنبه ثبت شده این موضوع را میتوان احساس کرد.
خلیج فارس:در روزی که علیرضا جهانبخش بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو داشت، مهدی طارمی هشتاد و هشتمین بازی ملی خود را انجام داد تا همچنان در تیم فعلی ایران رکورددار بازی ملی باقی بماند. جهانبخش نیز به آمار ۸۷ بازی ملی دست یافت و سردار آزمون نیز برای هشتاد و ششمین بار پیراهن تیم ایران را پوشید تا این مثلث قدیمی تیم ملی یک گام دیگر به رکورد سه رقمی نزدیک شوند.
طارمی با حضور در این بازی، از رکورد کریم باقری و مسعود شجاعی عبور کرد تا به نهمین بازیکن پرسابقه تیم ملی ایران تبدیل شود. او حالا آندرانیک تیموریان را بالاتر از خود میبیند که ۱۰۱ بار در میادین ملی حضور داشته و در ادامه نیز کریم انصاریفرد (۱۰۴)، مهدی مهدویکیا (۱۱۰) و سیدجلال حسینی (۱۱۵) بازیکنان در دسترس این ستاره فوتبال ایران هستند.
نکته جالب در مورد طارمی این است که او پس از جهانبخش و سردار به پیراهن تیم ملی رسید، اما حضور مستمر در اردوها و مسابقات سبب شد تا از آنها پیشی بگیرد و شانس این را دارد تا زودتر از این دو بازیکن وارد باشگاه صدتایی فوتبال ملی ایران شود. با این حال سابقه و سن بیشتر جهانبخش سبب شده تا او در قامت کاپیتان اول ایران ظاهر شود.
چهارمین بازیکن لیست کنونی تیم ملی علیرضا بیرانوند است که ۷۴ بار برای تیم ملی بازی کرده و جایگاه بیستم ادوار تیم ملی را به خود اختصاص داده است. سعید عزت اللهی نیز ۷۱ بار پیراهن تیم ملی را بر تن کرده و دستیابی به این رکورد در سن و سال او، سبب شده تا موقعیت جالبی را در تیم ملی داشته باشد و شانس رسیدن به رکورد صد بازی ملی قبل از سی سالگی را متوجه خود ببیند.
میلاد محمدی، حسین کنعانی، سامان قدوس و مهدی ترابی دیگر بازیکنان فهرست کنونی تیم ملی هستند که بیش از ۵۰ بار در بازیهای ملی به میدان رفتند و هر یک امیدوارند تا رکورد خود را بهبود ببخشند. در این بین ترابی قدیمیتر از سایرین است، اما او در دورههای مختلف اغلب به عنوان بازیکن نیمکت نشین در اردوی تیم ملی حضور داشته است.
منبع: ورزش سه
خلیج فارس:علیرضا جهانبخش پس از تساوی بدون گل ایران مقابل ازبکستان اظهار داشت: فکر میکنم در نیمه اول تیم برتر بودیم. هم روی بازی کنترل داشتیم و هم تیمی بودیم که سعی کرد شانس گلزنی داشته باشد ما بودیم. هر چند خیلی موقعیت ایجاد نکردیم. بعد از ۱۰ نفره شدن کار سخت شد، ولی قبل از آن کنترل بازی بیشتر دست ما بود. به نظرم پنالتی صد درصد میتوانست تأثیرگذار باشد و حتی ۱۰ نفره با پنالتی که به نظرم صد درصد بود، ببریم. به نظرم در خانه حریف و ۱۰ نفره یک امتیاز مناسب بود.
وی در مورد اینکه هر دو صحنه VAR به ضرر ایران بود و نقش داوری را در نتیجه بازی چقدر میداند، گفت: به نظرم صحنه مربوط به صالح حردانی کارت قرمز داشت. این حس را خودمان هم داشتیم، ولی پنالتی خندهدار بود. الان هم چند بار صحنه را دیدیم، اما متأسفانه داور نتیجه را عوض کرد.
کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان همچنین خاطر نشان کرد: من شنیدم که بازیکنان ازبکستان قبل از بازی درباره شرایط بازیکنان ما صحبت کردند. فکر میکنم با تمام احترام اختلاف بین بازیکنان ما و ازبک خیلی خیلی زیاد است، هم از نظر تیم ملی و هم وضعیت شخصی بازیکنان. با تمام احترام، هیچ وقت در لیگهای اروپایی و معتبر بازی نکردند. این مقایسه برای من خندهدار است. حتی امروز ۱۰ نفره هم بازی را نبردند. این برای من عجیب بود که آنها درباره کیفیت بازیکنان صحبت کرده بودند.
جهانبخش راجع به دیدار تیم ملی برابر قطر در کشور ثالث نیز تصریح کرد: قطعاً ما ترجیح میدادیم بازی در ایران برگزار شود، ولی متأسفانه این اتفاق نیفتاد. در امارات هم از نظر کیفیت زمین و تمرینی میتواند تأثیرگذار باشد و قطعاً برای سه امتیاز میرویم. مطمئنم بازی بسیار بهتری نسبت به امروز میبینید.
«با توجه به شکست ایران مقابل قطر در جام ملتهای گذشته، قطعاً این مسابقه اهمیت زیادی برای شما دارد.»، وی در واکنش به طرح این موضوع گفت: این بازی حتماً برای بازیکنان، کادر فنی و مردم میتواند حائز اهمیت باشد، به خاطر خاطره تلخی که در جام ملتها ماند. همانطور که گفتم قطعاً از لحاظ بازی و نتیجه، بازی بهتری را خواهید دید.