خلیج فارس:اسماعیل فلاح، خبرنگار سابق صدا و سیما، وارد دنیای تولید و فروش لواشک خانگی در لندن شده است./منبع:فرارو
صدا و سیما
خلیج فارس:پرونده مذاکرات هستهای ایران، در شرایطی با حساسیت بالا دنبال میشود که محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران با حضور در صدا و سیما، از بدعهدیهای ایالات متحده به شدت انتقاد کرد و گفت: طبق برجام در سال دهم که الان وارد آن شدهایم، پرونده هستهای ایران بسته میشود. ️نه تنها آمریکا تعهدات خود را در برجام عمل نکرد بلکه اجازه نداد بقیه کشورها نیز پایبند به تعهدات باشند.»
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، اینها تنها بخشی از سخنان اسلامی است، اما کلیت سخنان وی از سوی تحلیلگران، چندان به نفع یا در راستای توسعه مذاکرات ارزیابی نشده است. از سوی دیگر نوع برنامههای صدا و سیما طی ماههای اخیر و به ویژه در هفتههای پس از انتشار اخبار تلاش برای آغاز مذاکرات با پرسشهایی همراه است. حشمت الله فلاحت پیشه، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم، در گفتوگو با فرارو به بررسی این موضوعات پرداخته است:
حشمت الله فلاحت پیشه به فرارو گفت: «تجربه نشان میدهد که، چون ایران و آمریکا ساز و کار مذاکره مستقیم را ندارند، به همین دلیل با موضع گیریهای مقامهای سیاسی دو طرف، در «قالب تحلیل رفتارشناسانه طرفین» واکنشهایی صورت میگیرد و میبینیم که به عنوان مثال همزمان با پرواز نتانیاهو به ایالات متحده، مواضع تندی در تهران، علیه آمریکا شکل میگیرد که این همان رفتارشناسی است که اشاره کردم. افزون بر این ها، این نوع واکنش ها، میتواند نشانهای باشد از شکست کانالهای دیپلماسی بین دو طرف. به عبارتی، وقتی، پیامهای دیپلماسی و با واسطه نشان دهنده نوعی چراغ سبز برای واسطه نباشد، نتیجه این میشود که طرفین مواضعی تند علیه هم اتخاذ میکنند. این واقعیت روابط بین ایران و آمریکاست.»
وی افزود: «معتقدم دیدار ترامپ و نتانیاهو بسیار مهم است چرا که در این دیدار سناریوهای مدنظر نتانیاهو مطرح میشود. هم اکنون چند سناریو اصلی، وجود دارد. سناریوی اصلی آمریکاییها این است که شرایطی امن در منطقه ایجاد کنند و در سایه این امنیت، امنیت اسرائیل هم تضمین شود و بعد از آن نیز روابط تجاری گسترده تری در منطقه شکل گرفته و ایالات متحده با کشورهای ثروتمند عرب منطقه، قراردادهایی را منعقد کند. به همین دلیل اگر شرایط بر اساس سناریو اول پیش برود، طبیعتا، این سناریو، مورد قبول یا مورد علاقه نتانیاهو نخواهد بود. چون نتانیاهو، مدعی است که تهدید اسرائیل به شکل مقطعی برطرف نمیشود، بلکه باید در بلندمدت کاری صورت داد و حتی، طرحهایی خطرناک از جمله «طرح حمله به تاسیسات هستهای ایران» را مطرح میکند. اما آن چه اکنون در درجه اول برای ترامپ مهم است، این است که فضای امنی، ایجاد کند.»
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: «کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی، در ازای قراردادهای هنگفت و ۶۰۰ میلیارد دلاری، در دوران ترامپ، تضمینی مشابه «تضمین ماده ۵ ناتو» را طلب میکنند؛ تضمینی که در دوره اول ترامپ و در دوره بایدن به عربستان داده نشد و زمانی هم که به آرامکو حمله شد، آمریکاییها هیچگونه تعهدی را نپذیرفتند؛ بنابراین اکنون عربستان این تضمین را میخواهد که اگر هر اقدامی علیه عربستان انجام شود، اینطور در نظر گرفته شود که انگار اقدامی علیه ناتو انجام شده است. عربستان به دنبال این است که آمریکاییها چنین تعهدی را بپذیرند. ترامپ به هیچ عنوان به راحتی حاضر نمیشود که منطقه خاورمیانه، تبدیل به نقطهای جنگی شود. سناریوی دیگری که معتقدم توسط نتانیاهو مطرح خواهد شد، استفاده همزمان از تهدید نظامی و فشار حداکثری است، تا ایران وادار به پذیرش یک قرارداد مشابه با تسلیم در حوزه هستهای شود. نتانیاهو سعی دارد در شرایط فعلی، چماق آمریکاییها را به دست بگیرد و هرجا لازم باشد، اقدامات نظامی را علیه ایران ترتیب دهد. اما من به شخصه، معتقدم آن چه که ترامپ به آن علاقه دارد، همان سناریوی اول است، یعنی سعی خواهد کرد از تنشهای منطقهای پیشگیری کند.»
وی درباره سخنان اسلامی و علت مطرح شدن این سخنان در صدا و سیما تاکید کرد: «همانطور که هر زمان ایران و آمریکا وارد تنش شدهاند، بار منفی گزارشهای آژانس انرژی اتمی افزایش یافته و هر زمان ایران و آمریکا به سمت رفع تنش رفتهاند، آژانس حتی شرایط بهبود وضعیت را فراهم کرده است، سخنان آقای اسلامی را هم میتوان با همین رویکرد تحلیل کرد. من معتقدم صدا و سیما هم تا حد زیادی بر اساس رفتارشناسی مذاکرات ایران و آمریکا عمل میکند. در همین صدا و سیمایی که سخنان آقای اسلامی را پخش کرد، دیدیم که هفته گذشته دو مصاحبه بی سابقه را با ۲ شخصیت اصولگرا ترتیب داد که یکی با حاجی بابایی، نائب رئیس مجلس بود که صراحتا گفت: «ما با آمریکا هیچ دشمنی نداریم» و از آن بی سابقه تر، مصاحبه آقای جواد لاریجانی بود که اعلام کرد که «اگر لازم باشد ایران در قعر جهنم هم با دشمن مذاکره میکند». دلیل این مصاحبهها چه بود؟ من فکر میکنم دلیل این مصاحبهها دقیقا همین بود که طی هفته گذشته، احساس شده بود که پالسها و سیگنالهای مثبتی در خصوص مذاکرات وجود دارد و در نتیجه این سیگنالهای مثبت، اظهارنظرهای خوش بینانهای هم از صدا و سیما پخش شد که بی سابقه بود. این در حالیست که نشان دادن چراغ سبزهای بی پاسخ کمکی به منافع ملی نمیکند.»
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم در ادامه گفت: «به اعتقاد من هفتهای که گذشت مملو از خوش بینیهایی بود که بر اساس برجسته کردن صحبتهای ترامپ صورت گرفت. ترامپ گفته بود ما میخواهیم ایران فقط بمب نداشته باشد، اما واقعیت این است که پیامهای دیگری هم از سوی آمریکاییها ارسال شده بود که نادیده گرفته شد. از جمله این که آمریکاییها به راحتی حاضر نیستند همه چیز را محدود به مسائل هستهای کنند؛ بنابراین دیدیم که موضعگیریهای صداوسیما نیز به شدت تند و علیه مذاکره شد. سردرگمیهای ۲ هفته اخیر که حتی به برنامههای صدا و سیما هم نفوذ کرد، ناشی از خوشبینیهایی بود که بدون زمینه عملی شکل گرفته بود. اما به طور کلی، بدون این که اشاره بنده به شخص خاصی باشد، این تفکر که «ایران تا وقتی در قعر جهنم قرار نگرفت، مذاکره نکند»، یک تفکر ویرانگر است. تجربه هم نشان داده که چنین تفکری، تهدیدهای زیادی به کشور وارد کرده است. در زمان شکل گیری برجام، ایران درست زمانی به توافق رسید که فروش نفت ایران به پایینترین سطح فروش خود در طول یک قرن اخیر رسیده بود. در موضوع جنگ هم همین دیپلماسی بود و درباره FATF هم تازه پس از این که روسای قوه اعلام کردهاند ایران چقدر هزینه داده، دوباره این موضوع مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس است که میگویم مذاکره نکردنها و صبر کردن برای رسیدن به قعر جهنم، آفت بزرگ کشور است.»
خلیج فارس:محمد مهاجری، فعال اصولگرا با انتشار یادداشتی در کانال تگرامی خود با عنوان «آقای رئیس صداوسیما ۷۲ درصدت کو؟ چرا خودتان شاهکار کفن را تماشا نکردید؟» به موضوع هدیه دادن کفن به مهمان یک برنامه در شبکه افق پرداخته و با اشاره به آماری که پیمان جبلی، رئیس صدا و سیما از رشد مخاطبان رسانه ملی ارائه کرده، وی را مخاطب این یادداشت قرار داده است.
در این یادداشت آمده است:
جناب آقای پیمان جبلی! با سلام
مدتی پیش مرکز تحقیقات صداوسیما اعلام کرد بطور متوسط ۷۲ درصد مردم، بیننده برنامههای صداوسیما هستند. این عدد از طریق دیگری قابل راستی آزمایی نیست و دقیقا مشابه ادعای ملانصرالدین است که گفت اینجا که من ایستادهام وسط دنیاست. گفتند با چه معیاری چنین میگویی؟ پاسخ داد: قبول ندارید متر کنید!
اما اخیرا که طشت رسوایی یک برنامه تلویزیونی از بام افتاد معلوم شد بدون مترکردن هم معلوم است که ادعای ۷۲ درصدی کشک است.
ماجرا این است که اهدای کفن به مهمانان یک برنامه در شبکه افق که مدتهاست از تلویزیون پخش میشده و حتی دوسه بار هم تکرارشده اصلا برای مخاطب ۷۲ درصدی! ارزش دیدن نداشته و وقتی آقای هادیعامل (گزارشگر کشتی) آن را برملا کرده، مشخصشده که هنر مشعشع شبکه افق از نگاه ۷۲ درصد مردم پنهان مانده و از فیوضات آن محروم ماندهاند. یعنی تا وقتی به فضای فیلترشده مجازی نیامده بینندگانش بسیار قلیل بودهاند.
ماجرا آنگاه خندهدارتر میشود که جنابعالی اخیرا در باره برنامه مورد پرسش قرار میگیرید و میگویید از برنامه خوشتان نیامده و در باره اهدای کفن تذکر دادهاید. یعنی کاملا واضح است که خودتان هم از چنین برنامهای خبر نداشتهاید و اصلا آن را ندیدهاید وگرنه لااقل جلوی تکرار آن را میگرفتید. ترجمه این حرف آن است که جنابعالی به عنوان رئیس صداوسیما هم جزء آن ۷۲ درصد نیستید!
ایام ادعاهای ۷۲ درصدی مستدام! روزگار تولید برنامههای کفنی، پر دوام!
خلیج فارس:مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: کنفرانس مطبوعاتی دیروز خانم سخنگوی دولت – سه شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۳ – صریح و روشن و عاری از ابهام و دوپهلوگویی بود و نشان میدهد هم مسلط تر شده و میداند خبرنگاران در کل دربارهٔ چه خواهند پرسید و هم رودربایستیهای گذشته را کنار گذاشته و احتمالا رییس جمهور پزشکیان هم از او خواسته با شفافیت بیشتر و بدون اما و اگر و البته مواضع دولت را منتقل و منعکس کند وبه جای تلاش برای جلب نظر مخالفان دولت به حامیان و آنان که در انتخابات شرکت نکردند چون از تغییر و اصلاح نومید شده بودند بیندیشد.
به همین خاطر وقتی دربارهٔ قانون حجاب پرسیده شد به جای این که مانند روز اول بگوید به دنبال اصلاح آن هستیم بی لکنت بگوید اجرای برخی مفاد آن تبعات اجتماعی سنگینی خواهد داشت و به درستی به تعویق افتاده است و صحبت از اصلاح مصوبهای به میان نیاورد که از اساس بیربط است.
خانم مهاجرانی برای آن که نشان دهد زاویهٔ دید او چقدر با امثال بانکیپور و نمایندگان متکی به ۴ تا ۸ درصد آرا -که این قانون دستپخت آنها در مجلس است- متفاوت است تصریح میکند زنان ما از دوران باستان عفیف بودهاند و اینها یعنی این دولت زیر بار این قانون حجاب نخواهد رفت و به جای توجیه از این زیر بار نرفتن به مثابه یک دستاورد مهم هم یاد میشود تا مردم بدانند اگر گرفتار اندیشههای رقیب پزشکیان در انتخابات تیرماه شده بودیم در کوی و خیابان و منطقه چه در انتظارمان بود.
خانم سخنگو درباره افایتیاف هم به صراحت از مزایای آن برای جلب سرمایهگذار و اسپانسر گفت که البته در تأیید مواضع تخصصی وزیر اقتصاد بود که به جد و با حمایت شخص رییس جمهور پیگیر است و اگر بتوانند قفل مجمع را بشکنند کاری کردهاند کارستان و این هم از عجایب است که قرار بود مجمع تشخیص گره باز کند ولی گره زده.
در این چند روز شخص رییس جمهور پزشکیان و سخنگوی دولت به اضافهٔ محمد جواد ظریف صریح و روشن دیدگاهها را طرح کردهاند و این یعنی حملات و تهاجمات و شایعه سازیها آنان را مقاومتر ساخته و تغییر فضای منطقه هم سبب شده نگران کاری ناگهانی خارج از هماهنگی نباشند و از این رو انتظار میرود بیش از این صداهایی درآید.
یک ماه از سقوط بشار اسد گذشته و از زبان مسعود پزشکیان ادبیاتی شبیه صدا وسیما را هم شاهد نیستیم. او همان روز اول گفت مردم سوریه باید تصمیم بگیرند و دغدغه ایران را حقوق اقلیتها و مکانهای زیارتی و تمامیت ارضی سوریه ذکر کرد.
در این میان وزیر خارجه که در ابتدا شبیه محمد جواد ظریف سخن میگفت و بعد به سوی ادبیات مرحوم امیر عبداللهیان سوق پیدا کرد همچنان به دنبال اثبات خود به عنوان وزیر خارجهٔ میدان است و چند روز بعد از آن که محمد قوچانی از او با عنوان تلفیقی از میدان و دیپلماسی یاد کرد ضلع رسانه را هم اضافه کرده و سقوط حکومت بشار اسد را گردن جنگ رسانهای انداخت منتها نگفته رسانههای بعثی را میگوید یا صدا و سیمای خودمان را سرزنش میکند و اصلا مخاطب او کیست و با همین لحن و ادبیات میخواهد با طرفهای خارجی و دیر یا زود با گروه جولانی صحبت کند؟
به بیان دیگر وقتی به سفرهای منطقهای میرود نیز همین حرفها را برای آنها مطرح می کند؟ خوب! اینها که برای آنان جذابیتی ندارد. پس دقیقا چه میگوید؟
حتی روزنامهٔ جوان همان اوایل سقوط اسد نوشت تحلیل صدا و سیما با آن عرض و طول افتضاح بود چون وقتی اسد در حال ترک دمشق بود در اخبار صبح میگفتند معارضین تروریست ولی عصر معارضین مسلح و زیان آن دامنگیر اعتماد اجتماعی خواهد شد.
حرف درست همان بود که جوان ذیل عنوان «افتضاح رسانهها و تحلیلگران ارشد منطقه» نوشت و دعوت از محمد جواد لاریجانی را سراغ جرجیس رفتن دانست.
وزیر خارجه اما شاید برای رهایی از رفتارهایی مشابه شایعهسازی دربارهٔ حریم خصوصی جملاتی را به کار گرفته که شباهتی با ادبیات رییس جمهور و ظریف و سخنگو ندارد. (سازِ گاه ناکوک آقای عراقچی را شاید هم بتوان پیش درآمدهایی برای قدمی دانست که قرار است با کاهش حساسیت برداشته شود.)
چون به صراحت خانم مهاجرانی اشاره و از ادبیات گاه تکراری و نامتناسب با شخصیت مورد انتظار دیپلماتیک عراقچی انتقاد شد جا دارد به گفتوگوی امروز روزنامهٔ ایران با رییس پیشین او -جواد ظریف- اشاره شود که به صراحت از سه دستاورد دولت پزشکیان یاد کرده است:
۱. دکتر پزشکیان در طول ۵ ماه گذشته با حمایت رهبری مانع ورود کشور به جنگ شده است.
۲. او در این مدت مانع اجرای قانون عفاف و حجاب شده است.
۳. دولت به جای این که هر روز سایت جدیدی را فیلتر کند توانسته دو سرویس اینترنتی را هم از فیلتر درآورد.
آقای ظریف همچنین به جای این که مثل وزیر خارجه منفعلانه و از بیم واکنش نهادهای خارج از دولت بگوید منتظر رفتار ترامپ هستیم تا بر اساس آن تصمیم بگیریم و صریح و روشن گفته ایران کنشگر مهمتری است و این ماییم که تعیین میکنیم ترامپ با ما چگونه برخورد کند. ترامپ تمایل به جنگ ندارد و من هم خیلی به این صحبت که کاسب است اعتقادی ندارم.
روند صریحگویی سخنگوی دولت و معاون راهبردی رییس جمهور و تن ندادن خود رییس جمهور به تحمیلها را باید به فال نیک گرفت خاصه این که وقتی دولت بیشتر متوجه شد قصد دارند با تاکید بر اقتصاد سراغ پاشنه آشیل بروند اولا با رانت ارزی مقابله کرد و ثانیا به جای آزمودن روشهای دولت قبل اراده کرده قضیه را از ریشه حل کند و حالا دیگر نمیتوانند از یک طرف بگویند چرا وفاق سر سفره مردم نیست و از سوی دیگر همچنان انتظار داشته باشند بدون پیوستن به گروه ویژهٔ اقدام مالی مشکلات اقتصادی کاهش یابد.
صبر پزشکیان برای این بود که با حمایت رهبری انجام دهد و همین رادیکالها را خشمگین کرده تا جایی که در همان میانهٔ مصاحبه دیروز دکتر مهاجرانی مسوولان دولتی را به تحریف سخنان رهبری و خوانش گزینشی متهم کردند.
دیگر وزیران هم باید به این روند بپیوندند و آقای وزیر خارجه هم یک جا کاش روشن کند رسانههای بعثی در سوریه کمکاری کردند یا مردم سوریه بیدلیل به شبکههای اجتماعی اعتماد کردند و دقیقا چه کار باید میکردند؟ ۵۰ سال دیگر هم خاندان اسد را تحمل میکردند؟! همچنین مراد ایشان از مردم سوریه هم نصف ملت است که خارج از کشور وآوارهاند یا داخلیها را میگوید.
علیایّحال به جز عباس عراقچی که هنوز از شوک سوریه بیرون نیامده و عجالتا اوضاع را گردن جنگ شناختی و رسانهها انداخته بقیه دولت در مدار قرار گرفتهاند و اصطلاحا اندک اندک جمع مستان میرسند و نیستان رفتند و هستان میرسند. ماجرای استیضاح وزیران هم نشان داد اینگونه نیست که اگر کوتاه بیایند دست از سرشان برمیدارند.
همچنین به طعنه زنان و مدعیان نباید توجه نشان داد. کسانی که گاه در لباس حامی وارد میشوند مثل موضعی که آقای دکتر پورنجاتی اتخاذ کرده و وفاق را در کنار گفتوگوی تمدنها و اعتدال قرار داده تا مثلا در حد حرف و روی کاغذ بدانند و نتیجه بگیرند فکر نان باش که خربزه آب است.
در حالی که از دل همان گفتوگوی تمدنهای به ظاهر آبِ خاتمی در سفر به فرانسه هم نان درآمد که همانا سرمایهگذاری در دو صنعت بزرگ و اصلی خودرو و انرژی بود. در خودرو مردم با ۱۱ تا 13 میلیون تومان در دهه 80 و تا نیمۀ آن میتوانستند صاحب خودرو باکیفیت و اقتصادی و ایمن ال۹۰ شوند و در بحث انرژی هم در عسلویه و در صنایع نفت و گاز پارس جنوبی سرمایهگذاری شد. از دل برجام روحانی هم شاهد تورم تک رقمی در دو سال اول بودیم و اتفاقا گفتمانهای فرهنگی و دیپلماتیک قابلیت تبدیل به بهبود اقتصادی و رفاه برای مردم را دارند و همین مسیر را باید پزشکیان با وفاق احیا کند و ادامه دهد.
همایش که سهل است نمایش وفاق هم در این اوضاع میتواند مفید باشد.
خلیج فارس:با نزدیک شدن به شب یلدا، صدا و سیما همانند سالهای گذشته، ویژهبرنامههایی را به این مناسبت تدارک دیده است. این برنامهها نهتنها به خانوادهها فرصتی برای گردهمایی و گذران وقت ارائه میدهند، بلکه در این شبهای خاص میزبان چهرههای سرشناس مختلفی نیز هستند. در میان این چهرهها، ستارههای فوتبال کشورمان مانند علیرضا منصوریان، خداداد عزیزی و… به وضوح به چشم میخورند.
حضور این سلبریتیهای فوتبالی در برنامههای تلویزیونی نهتنها به سرگرمی مخاطبین کمک میکند، بلکه آنها توانستهاند با استفاده از این موضوع بستر مالی برای خود ایجاد کنند. با اینکه دوران فعالیت حرفهای این بازیکنان به پایان رسیده است، اما با حضور در برنامههای تلویزیونی، به درآمدزایی و تولید محتوای طنز پرداختهاند که به نوعی برای بینندگان جذاب است. در این شرایط، صدا و سیما که سالهاست از پرداخت حق پخش به فوتبال غفلت کرده، به موازات حتی برای تولید محتوای غیرفوتبالی، به سراغ سلبریتیهای فوتبالی میرود. این در حالی است که فعالیتهای اقتصادی و تجاری صدا و سیما بدون توجه به فوتبال رونق پیدا نمیکند. طبق گزارشها، این رسانه در دو شب ویژه برنامه یلدایی خود، در مجموع ۶۰۰ میلیارد تومان از تبلیغات درآمد داشته است.
برنامه «یلدای مادرانه» ویژهبرنامه شب یلدا از شبکه سه که بیشترین چهرههای فوتبالی را در دو روز گذشته به روی آنتن آورده، برای این سازمان بسیار درآمدزا بوده است؛ با توجه به تعرفه ۳۲۷.۰۱۱.۲۵۰ میلیون تومانی تبلیغات در سال ۱۴۰۲، این برنامه یک آگهی تبلیغاتی قبل از شروع برنامه به مدت ده دقیقه و سی ثانیه دارد و با یک حساب و کتاب سرانگشتی و اضافه کردن نرخ تورم ۳۰ درصدی میتوان متوجه شد تنها از تبلیغات پیش از شروع این برنامه، صدا و سیما در دو شب مبلغ ۵۳۵۶۴۴۴۲۷۵۰۰ تومان درآمد داشته است. مبلغی دقیقاً در حدود بودجه یکی از تیمهای بالانشین لیگ برتر!
نکته قابل توجه دیگر به طور خاص، حضور ستارههای تیمهای بزرگ مانند پرسپولیس در برنامهها نیز جالب توجه است. به عنوان نمونه، اوستون اورونوف، امید عالیشاه و مرتضی پورعلیگنجی یکی از بازیکنان معروف پرسپولیس، در یکی از این ویژهبرنامهها حاضر شدند که اسپانسر آن برنامه بانک شهر بوده است. نکتهای که حائز اهمیت است اینکه مالکیت باشگاه پرسپولیس با این بانک است و این همافزایی میان بانک و برنامه تلویزیونی غیرقابل انکار است، اما همان سازمان به این بانک به عنوان مالک باشگاه پرسپولیس حق پخش پرداخت نمیکند!
پیشتر نیز شنیدهها نشان میداد که بازیکنان منتخب برای حضور در این برنامهها مبلغی به عنوان حقالزحمه دریافت میکنند. در واقع، برخی از بازیکنان تیم ملی به ازای حضور در برنامههای نوروزی، به مبلغی نزدیک به یک میلیارد تومان دست یافتهاند و احتمالاً سایر بازیکنان نیز برای حضور در این برنامه دریافتی خواهند داشت. اما این اسامی به واسطه حضور در صحنهای مانند تیم ملی و تیمهای باشگاهی بزرگ به جایگاهی رسیدند که بتوانند از فوتبال درآمد داشته باشند، اما سهم تیمها از این درآمد هیچ است.
این گردش مالی عظیم تنها بخشی از درآمدهای حاصل از ویژهبرنامههای یلدایی صدا و سیماست که عموماً از مربیگری فوتبال و بازیکنان معروف بهرهبرداری میشود. علیرغم اینکه فوتبال در حقیقت یکی از عوامل اصلی موفقیت و تأمین مالی برای رسانههایی، چون صدا و سیما به شمار میآید، اما این ورزش همچنان از این ارقام به طرز عجیبی جا مانده است.
در پایان، جای این سؤال باقی است؛ صدا و سیمایی که حتی برای تولید محتوای غیرفوتبالی خود، دست به دامن ستارههای فوتبال میشود، چطور از پرداخت حق پخش طفره میرود؟
منبع: ورزش سه
خلیج فارس:شنیده های موثق حاکی از آن است که پیمان یوسفی مجری و تهیهکننده برنامه دیرپای ورزش و مردم از تهیهکنندگی و اجرای برنامه ورزش و مردم انصراف داده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فوتبالی؛ در حالیکه شبکههای مختلف تلویزیونی برای ویژه برنامه های شب یلدا آماده می شوند، برخی خبرها حاکی از آن است که برنامه ورزش و مردم، در آستانه توقیف قرار گرفته است و روز جمعه روی آنتن شبکه یک نخواهد رفت.
البته این خبر هنوز به صورت رسمی تایید نشده اما شنیدهها حاکی از آن است که گفت و گوی پر و پیمان و ویژه شب یلدایی پیمان یوسفی با علی پروین، محل مناقشه این مجری و گزارشگر قدیمی با مدیران شبکه یک سیما شده است.
با پیمان یوسفی تماس گرفتیم تا صحت و سقم ماجرا را جویا شویم اما او به تلفن همراهش پاسخ نداد و دیگر منابع هم از این ماجرا ابراز بیاطلاعی کردند.
به نظر میرسد یا مدیران شبکه یک سیما، خواسته اند برنامه روز جمعه پخش نشود و به روز دیگری موکول شود یا با مصاحبه علی پروین و صحبتهایی که او کرده موافق نبودهاند که مورد دوم خیلی عجیب به نظر میرسد. درهر حال پیمان یوسفی به دلیل گفت و گوی مفصل و دو ساعتهای با علی پروین داشته و همچنین آیتمهای ویژه شب یلدایی که تهیه کرده حاضر به جابجایی روز یا حتی ساعت برنامه نشده و همین باعث چالش بین او و مدیران شبکه یک شده و در نهایت او از اجرا و تهیهکنندگی این برنامه انصراف داده است.
در هر حال باید منتظر ماند و دید تا ساعات آینده مذاکرات جدیدی با او شکل خواهد گرفت و روز جمعه آیا برنامه ورزش و مردم به کنتداکتور شبکه یک بازمیگردد یا نه. حیف است که مصاحبه با علی پروین، اسطوره فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس که شنیده شده حرفهای بسیار جذابی هم در این گفت و گو زده، از شبکه یک پخش نشود.
عجیب اینجاست که این اتفاقات در ششمین سالگرد برنامه ورزش و مردم با تهیهکنندگی و اجرای پیمان یوسفی می افتد و هفته اول دی، سالگرد اولین اجرای یوسفی در شبکه یک به عنوان تهیهکننده و مجری برنامه ورزش و مردم، پس از زنده یاد بهرام شفیع است.
برنامه ورزش و مردم، قدیمیترین برنامه ورزشی سازمان صدا و سیماست که از سال 58 تا زمان فوت بهرام شفیع، روی آنتن رفت و پس از وقفهای کوتاه به پیمان یوسفی سپرده شد.
انگار تاریخ در سازمان صدا وسیما در حال تکرار است. مصاحبه عادل فردوسیپور با پویول محل مناقشه او و مدیران شبکه سه و سازمان شد تا در نهایت به حذف برنامه نود و عادل فردوسیپور از صدا وسیما منجر شود و حالا مصاحبه با علی پروین، مقدمه کنارهگیری پیمان یوسفی از صدا و سیما شده است.
خلیج فارس:تصمیم گیری درباره پخش زنده فرمایشات رهبری با دفتر معظم له است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصرایران؛ صدا و سیما در مورد دلیل عدم پخش سخنان امروز رهبری در باره تحولات منطقه و سقوط دولت بشار اسد در سوریه توضیح داد:
روابط عمومی صدا و سیما اعلام کرد: پیرو تماسهای مکرر هموطنان عزیز در باره علت عدم پخش زنده سخنان رهبر معظم انقلاب به اطلاع میرساند تصمیم گیری درباره پخش زنده فرمایشات رهبری با دفتر معظم له است و رسانه ملی در این خصوص تابع تصمیم روابط عمومی دفتر مقام معظم رهبری است.