منبع: انتخاب
خلیج فارس: معاون شهردار تهران گفت: مبلغ ۲۵ میلیون تومان به صورت علیالحساب از معوقات ترمیم حقوق همکاران ثابت واریز خواهد شد.
به گزارش خلیج فارس به نقل از ایلنا، مجید باقری معاون شهردار تهران در جمع تعدادی از مدیران حوزه سرمایه انسانی گفت: پس از اجرای ترمیم و جاری شدن احکام در حقوق همکاران ثابت از ابتدای سال جاری، فرایند ترمیم و سپس معوقات آن با رویکرد «دقت در محاسبات» برای پیشگیری از تضییع حقوق همکاران آغاز شد.
وی با اشاره به تقاضاهای همکاران در ملاقاتهای حضوری در خصوص پرداخت معوقات، افزود: با توجه به ضرورت اصلاح احکام برای پرداخت معوقات از تاریخ یک مهرماه ۱۴۰۱، حدود ۱۴۰ هزار حکم باید مورد اصلاح قرار میگرفت که در ادارهکل سرمایه انسانی در حال انجام است.
باقری با بیان اینکه اصلاح این میزان از احکام متنوع در تاریخ شهرداری تهران بیسابقه است، گفت: از آنجا که تنوع احکام مشمولین زیاد است و هر همکار ممکن است در طول این مدت چندین نوع حکم اصلاحی داشته باشد، مجموع این احکام به ۱۴۰ هزار حکم رسیده است.
وی ادامه داد: با توجه به تنوع و تعدد احکام و زمانبر بودن فرایند اصلاح و در عین حال، تقاضای کارکنان و نیز آغاز فصل تابستان، در راستای اقدامات حمایتی از معیشت همکاران، بخش اولِ پرداخت معوقات ترمیم به صورت علیالحساب و به مبلغ ۲۵ میلیون تومان واریز میشود.
معاون شهردار تهران خاطرنشان کرد: پس از صدور کامل احکام و اتمام نهایی محاسبات، مابهالتفاوت معوقات که مبلغ آن بسته به تنوع و تفاوت احکام برای همکاران متفاوت است، نیز پرداخت خواهد شد.
خلیج فارس: در حالی چند وقتی است که اتباع افغانستانی، پای ثابت صفحات حوادث روزنامهها هستند، روزنامه همشهری در گزارشی قابل تامل از یک کافهرستوران افغانستانی در تهران سعی کرده است روایت متفاوتی را درباره آنها ارائه کند.
در این گزارش ارگان مطبوعاتی شهرداری تهران با عنوان «قابلی پلو وسط تهران» میخوانیم:
* مثل همیشه یک پرس «قابلیپلو» سفارش میدهد. غذای محبوبش است و با هر لقمه که در دهان میگذارد، گویی دستپخت مادرش را مزمزه میکند. طعم خوش هویج و کشمش تفتخورده آن هم با ماهیچه زعفرانی، چقدر حالش را خوب میکند. با اینکه بارها در خانه هموطنانش، قابلیپلو خورده اما انگار فقط غذاهای این رستوران است که او را به یاد غذای مادرش میاندازد.
* ساعتی از ظهر گذشته، مشتریها یکییکی از راه میرسند تا در کنار هم غذایی بخورند. بعضیشان مشتری ثابت سرو غذا در کافهرستوران «عمارت بلخ» هستند، اما عدهای هرازگاهی سری به اینجا میزنند و پاتوقشان کافه است. کافه، سمت چپ سالن ورودی قرار دارد. روی پیشخوان انواع شیشههای دمنوش چیده شده؛ از بابونه و بهلیمو تا چای سبز و دارچین. راضیه، دختری که کافه را میگرداند افغانستانی است؛ هم او و هم همه کارمندان دیگر این مجموعه. اصلا این رستوران برای رفاه مهاجران افغانستانی راهاندازی شده است.
* زوج جوانی سفارش قهوه میدهند. بوی خوش قهوه مشام را قلقلک میدهد و ترغیبشان میکند تا جای دنج رو به حیاط را برای نشستن انتخاب کنند. دقایقی بعد راضیه برایشان قهوه میبرد و آنها مشغول صحبت میشوند. او از خودش میگوید که پدرش در یک کارخانه دور از شهر کار میکند. همینطور که روی پیشخوان را دستمال میکشد، ادامه میدهد: «10سالی میشود در ایران زندگی میکنیم. خانهام از اینجا خیلی دور است. پدرم برای اینکه من و خواهرم اذیت نشویم به ایران آمد. خواهرم خاطره در یک جواهرسازی کار میکند. دانشگاه هم میرود. خرج تحصیلش را خودش میدهد. من علاقهای نداشتم درس بخوانم و کار میکنم.»
* پشت فضای کافه، آشپزخانه است؛ یک فضای نسبتا بزرگ با چند دیگ و اجاق. طاهر سرآشپز آنجاست. روپوش سفیدرنگی به تن و کلاهی روی سر دارد. اجازه ورود به داخل آشپزخانه را نمیدهد. باید از دور نظارهگر کارش بود. حسابی گرم کار است و ریزریز به کارگرها دستور میدهد. «صاحب، هویجها را هم بزن ته نگیرند»، «کمال 3پرس برنج بکش»، «مظفر تو هم 3ماهیچه آماده کن». طاهر فرز است.
* همینطور که زیر لب موسیقی افغانستانی زمزمه میکند، روی برنجها نثار کشمش و هویج تفتدادهشده میریزد و بعد هم ماهیچه را کنار بشقاب میگذارد. کمی زعفران دمکرده روی برنج میریزد و با صدای بلند میگوید: «قابلیپلو – میز 5» آماده است.» طاهر اهل جلالآباد است. اینطور که خودش میگوید در آنجا سرآشپز یک رستوران بوده و بعد از مهاجرت به ایران مشغول کار در یک گلخانه میشود.
* تعریف میکند که 3پسر و یک دختر دارد و میگوید: «در جلالآباد خانه داشتم. نزدیک خانهمان باغهای نارنج بود؛ مثل شهر شیراز که همهجا درخت نارنج و لیمو دارد. بهار که میشد، بوی بهارنارنج مستمان میکرد. در شرایط آنجا نمیتوانستم بچههایم را بزرگ کنم. اول از همه خودم به ایران آمدم. کار میکردم و پول میفرستادم. بعد خانوادهام را به اینجا آوردم. مدتی کارگری کردم و توسط یکی از دوستانم آشپز این رستوران شدم.» با رسیدن سفارش بعدی کلامش را قطع میکند. یک پرس «قرمهکچالو و یک پرس هم آشک.» قرمه کچالو مثل تاسکباب خودمان است؛ مخلوطی از قطعات بزرگ سیبزمینی شناور در سس. آشک هم به پیراشکی گوشت میماند.
* احمد پلهها را یکییکی بالا میرود. به دیوار راهپله از پایین تا بالا قاب عکس افراد مشهور افغانستان به چشم میخورد. از هر کدام چند سطر بدانی، یک کتاب قطور از تاریخ این کشور گردآوری میشود. طبقه دوم بیشتر به کتابخانه یا مرکز فرهنگی هنری میماند. احمد اشاره میکند: «اینجا به گالری معروف است. دانشجوها یا استادان دانشگاه به اینجا میآیند و دورهمی دوستانهشان را اینجا برگزار میکنند.» یکی از اتاقها مربوط به صنایعدستی افغانستان است. انواع هنرهای منجوقدوزی و خامکدوزی در اینجا دیده میشود. در اتاق دیگر تعدادی قفسه کتاب و چند میز و صندلی چیده شده و کتابفروشی کافه است. دورتادور قفسه، کتاب جانمایی شده؛ از رمان و کتابهای روانشناسی تا فلسفی و تاریخی که همهشان توسط نویسندگان افغانستانی نوشته شده است. احمد «قرمهکچاله» و «آشک» را روی میز 8 میگذارد.
* مرجان و رقیه بیصبرانه منتظر غذا هستند و با آمدن پیشخدمت لبخندی روی لبشان نقش میبندد. دخترها همدانشگاهی هستند. رقیه مدت زیادی نیست به ایران آمده و بسیار دلتنگ کشور خود است. او میگوید: «پدرم در هرات معلم بود. آنجا شرایط خوبی برای ادامه تحصیل نداشتیم. برای همین هرچه داشتیم فروختیم و به ایران آمدیم. دلم برای افغانستان تنگ شده است.» بغض راه گلویش را میبندد و سکوت میکند. مرجان دنبال کلام را میگیرد و از برنامههایی که اینجا برگزار میشود میگوید: «من دانشجوی ادبیات هستم و برای شرکت در شب شعر به اینجا آمدهام. اگر موسیقی زنده اجرا شود هم میآیم. یاد وطن میکنم.»
منبع: برترینها
خلیج فارس: زمینهای زیر پلهای تهران، به محل جدید یکسری از کسب و کارهای صنفی تبدیل شده است. از راهاندازی کارواش تا صافکاری و نقاشی، از قفلسازی و تعمیر شیشه تا بهرهبرداری در قالب پارکینگ خودرو. اراضی پایین پلهای تهران، زمینهای شهر محسوب میشود و مالک آن یه بهتر است گفته شود «نگهبان این اراضی»، شهرداری تهران است.
دنیایاقتصاد نوشت: حال اگر استفاده تجاری از زیرپلهای تهران، با اجازه شهرداری است، «درآمد روزانه بودجه شهرداری از این محل» در کدام یک از ردیفهای مصوب بودجه تهران قید میشود؟
اگر هم کاسبی زیرپل، بدون هماهنگی با مدیران شهر بوده، در این صورت این «حیات خلوت» موجود در پایتخت چطور شکل گرفته است که شهرداری به محض «بدهی یک مغازه به شهرداری»، با بلوک سیمانی جلوی کسب و کار او را میگیرد اما اینجا در روز روشن، تجارت با اراضی شهر بدون پرداخت «حق شهر» برقرار است؟ عکس از بزرگراه یادگار امام گرفته شده است.
خلیج فارس:سید محمدمهدی احمدی در حاشیه آیین واگذاری استقلال و پرسپولیس به بخش خصوصی اظهار کرد: با موافقتی که بین کنسرسیوم بانکی صورت گرفت قرار شد ۳ سید در اختیار بانک شهر قرار گیرد و مدیرعامل توسط بانک شهر تعیین شود.
وی افزود: یک سید در اختیار یکی از بانکهای تجارت یا ملت خواهد بود و رییس هیات مدیره از طرف یکی از این دو بانک تعیین شود که حاکمیت شرکتی برای نظارت بر فعالیت سیدی که مدیرعامل را تعیین میکند به وجود بیاید.
به گفته احمدی، این کنسرسیوم با پذیرش این مدل و تفاهم کلی و ابلاغ آن به شبکه سرمایه گذاری، این مقدمات را فراهم کرده است.
مدیرعامل بانک شهر در پاسخ به این سوال که آیا باشگاه پرسپولیس و استقلال از این پس برای دریافت تسهیلات در اولویت بانک شهر قرار دارند، گفت: ما باید بودجهریزی کنیم و با یک مدل درآمد ـ مصارف عمل کنیم. نمیخواهیم در قالب تسهیلات کارها را پیش ببریم بلکه بانکها در قالب سرفصل مسئولیتهای اجتماعی میتوانند کمکهای خود را به باشگاه انجام دهند. باشگاه باید به سمت درآمدزایی برود. این شامل درآمدهای پایدار و بودجههایی در قالب سرفصل مسئولیتهای اجتماعی خواهد بود.
احمدی درباره برنامه بانک شهر برای پوشش بدهی حدود ۸۰۰ میلیارد تومانی هریک از دو باشگاه استقلال و پرسپولیس بیان کرد: هنوز صورتهای مالی دیده نشده و مدلی که کنسرسیوم میخواهد تشکیل شود و مدل درآمدی باشگاه را بتواند فراهم کند تعیین نشده است. انشاءالله در دستور جلسه هفته آینده کنسرسیوم بانکی با شفاف شدن این مسائل موضوع بررسی و اعلام میشود.
مدیرعامل بانک شهر درباره نحوه مدیریت دو باشگاه پرسپولیس و استقلال از این به بعد گفت: طبق مصوبه شورای پول واعتبار بانکها مکلفند در قالب مدیریت ـ پیمان یا سایر روشها مدیریت باشگاه را واگذار کنند. البته این تناقضی با سیاست گذاری و عضو هیات مدیره بانکها در باشگاه پرسپولیس ندارد. از طرف بانکها باید نظام تامین مالی تعیین شود و اولویت این است که مدیریت باشگاه را به شهرداری تهران واگذار کنیم.
وی ادامه داد: شهرداری تهران متولی امور فرهنگی پایتخت است و ظرفیتهای قابل اتکایی دارد، سازمان ورزش را دارد و دیگر ظرفیتها را دارد میتواند آنها را به خدمت باشگاه بیاورد. در اولویت کنسرسیوم طبق توافقی که انجام شده مدیریت باشگاه پرسپولیس از طریق مدیریت پیمان در سال اول به شهرداری تهران واگذار خواهد بود.
منبع: خبرگزاری ایسنا
خلیج فارس:شصت سال قبل، امکان عرضه سیرابی و شیردان بهداشتی فراهم شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از اطلاعات آنلاین، بهداری شهرداری تهران با همکاری ۴۰۰ سیرابی فروش پایتخت مکانی بهداشتی برای پخت و بسته بندی سیراب و شیردان ایجاد کرد.
به دنبال بازدید بازرسان شهرداری از مکان پخت سیرابی که عکسی از آن در روزنامه اطلاعات منتشر شد، شهرداری تهران برای بهداشتی کردن طبخ و عرضه سیرابی آستین بالا زد.
روزنامه اطلاعات ۸ اسفند ۱۳۴۲ عکس مکان جدید و قدیم پخت سیرابی را منتشر کرد.
خلیج فارس: روزنامه جام جم در گزارشی از درآمد نجومی دستفروشان در متروی تهران خبر داده است.
در بخشی از این گزارش میخوانیم:
* جدال برخی مسافران با برخی دستفروشان هم دائمی است، چون بارهای سنگین آنها هر لحظه میتواند زانویی، کمری یا چشمی را هدف بگیرد یا تیزی وسایلی که همراه دارند لباسی را پاره کند.
* جدال مسافران با هم درباره اینکه این دستفروشان حق دارند در قطارها کاسبی کنند یا نه، نیز از جدالهای همیشگی است چون عدهای معتقدند مترو محل کاسبی کردن نیست و عده دیگری باور دارند در این اوضاع اقتصادی نباید سخت گرفت زیرا اگر شغل وجود داشت هیچکس دلش نمیخواست در مترو دستفروشی کند.
* ماجرا از آگهیهایی شروع میشود که با یک جستوجوی ساده در سایتها و اپلیکیشنهای مختلف میتوان پیدایشان کرد. همه آگهیدهندگان دنبال دستفروش و بساطگستر میگردند و عمده آنها کسانی را میخواهند که در متروی تهران کار کنند.
* برای خیلی از آنها نیز سابقه کار داشتن مهم نیست چون فقط دنبال کسی میگردند که اجناس آنها را بفروشند یا در قبال دستمزد روزانه یا در ازای پورسانت. برخی هم عددهایی را وعده میدهند که اغواکننده است.
لواشک فروشی: حقوق ۱۵ میلیون تومان
دانه به دانه روی آگهیها کلیک میکنیم و جزئیات آنها آشکار میشود: دستفروش لباسهای تک سایز، دستمزد روزانه تسویه میشود/ دستفروش خانم برای مترو، سابقه کمتر از یک سال/ بساطگستری برای لباس زیر، مکان هر کجا که دلتان خواست/ دستفروش با دستگاه کارتخوان، پرداخت توافقی/ فروش لکهبر، نزدیک عید تا روزی یک میلیون تومان هم میشه و… . از میان آگهیها که تعدادشان کم هم نیست سه مورد را انتخاب میکنیم که یکی از آنها خودش توضیحات کافی را به متقاضیان میدهد. در تماس با یکی از آنها مکالمه ما نیمهکاره ماند و درباره سومین آگهی صحبتهای ما با صاحب آگهی به جاهای جالبی رسید. آگهی اول به دنبال چند نفر برای بساط کردن در نقاط مختلف شهر میگردد برای فروش لواشک با دستمزدی به این قرار: از هر بسته لواشک نیم کیلویی ۱۰ هزار تومان و از هر بسته آلوی نیم کیلویی ۱۵ هزار تومان. لواشکها هم به کسانی داده میشود که یک سال سابقه کار داشته باشند. آگهی دوم مربوط است به فروش عروسک سرچمنی که درصدی از فروش را به دستفروش میپردازد و مهمتر این که خودشان مکان بساط کردن را در اختیار میگذارند.
با شماره صاحب آگهی تماس میگیریم و خانمی گوشی را برمیدارد که مهربان به نظر میرسد.
خودتون مکان به ما میدید؟ مکان کجاست؟
بله، سلسبیل.
جا مطمئنه؟ یعنی میگم امنیت داره تا کسی نیاد و ما رو نزنه؟
(کمی فکر میکند) بذار یه تماس بگیرم و بهت بگم. و ما را به عصر حواله میدهد که دیگر فرصت ما برای نوشتن این گزارش تمام شده است. به سراغ آگهی سوم میرویم و مربوط به مردی است که دفتر پخش لواشک کارخانهای دارد و به دنبال زنان و مردانی میگردد که بتوانند روزی دو میلیون تومان جنس بفروشند.
نوشتید ماهی ۱۵ میلیون تومان حقوق میدید، درسته؟
بله. من روزی دو میلیون بهت جنس میدم که اگه همه رو بفروشی ۵۰۰ هزار تومن دستمزد میگیری، ماهش میشه ۱۵ میلیون.
نوشتید درصد هم میدید، چقدره؟
اگه دو میلیون رو بفروشی ۱۰۰ تومن هم میذارم روش، میشه ۶۰۰ تومن.
به نظرتون میتونم روزی دو میلیون لواشک بفروشم؟
اگه نمیشد مگه من دیوانهام روزی ۵۰۰ بدم. اگه بری مترو خیلی خوب میفروشی. الان یه آقا برام کار میکنه تا روزی سه میلیون هم میفروشه.
خب من نمیتونم بار سنگین ببرم. وزن بستهها چقدره؟
ده تا بسته لواشک میشه ۱۲ کیلو. اگه سنگینه چرخدستی ببر.
این روزها مترو خیلی شلوغه، چرخ سخته.
خب من برات پنج شش میلیون جنس مییارم که ببری خونه. صبح پنج تا بسته بفروش، بعد از ناهار هم پنج تا بسته دیگه.
میترسم نتونم بفروشم.
آره دستفروشی کار سختیه. من خودم از گشنگی بمیرم، این کار رو نمیکنم. حالا امتحانی دو روز کار کن، اگه نتونستی حقوق دو روزتو میدم.
یعنی چقدر؟
روزی ۵۰۰ تومن دیگه.
از قضا مدتی است درباره رسمی شدن شغل دستفروشی صحبت میشود که راهی است برای ساماندهی دستفروشان که البته تا امروز به نتیجه نرسیده است.
با این حال سعید بیگی، مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهرداری تهران که میگوید: «برخی دستفروشان با حقوق روزانه یک میلیون تومان استخدام میشوند»، تاکید دارد که کارهایی در حال انجام است.