خلیج فارس: حال که معلوم شده متهمان قتل مهرجویی و همسرش ۱۵ ساله هستند، چرا سلبریتیهای معلومالحال و اصلاحطلبان نمیگویند جای کودک در زندان نیست؟
کیهان نوشت: چرا براندازان هشتگ اعدام نکنید نمیزنند؟ چرا امثال رامبد جوان و شهاب حسینی دنبال اخذ رضایت از خانواده مقتول نیستند؟ مرد باشند و بگویند مثل آمریکاییها آلوده به استانداردهای دوگانه شدهاند و در صورت تضاد منافع سکوت اختیار میکنند.
سینما
خلیج فارس:اکبر عبدی ضمن تاکید بر ضعف فیلمنامه در سینما گفت: از «فسیل» و غیر فسیل بگیرید تا … میگویند اگر فلان فیلم، فیلم بدی است چرا اینقدر فروخته است؟!
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، این بازیگر که در آیین اختتامیه دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی شامگاه جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ در ایوان شمس، سخن میگفت، خطاب به هنرجویان ادامه داد: روی سناریو و قصه تاکید داشته باشید، چون این موضوع به فرهنگ و سلیقه مردم وصل است.
در این مراسم پس از ورود هنرمندان پیشکسوت سینما با تشویق ممتد حاضران، قرائت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران، ویدیوکلیپی از صحبتهای قادر آشنا معاون توسعه فناوری و مطالعات سازمان سینمایی و مهدی شفیعی دبیر جشنواره آموزشگاههای آزاد سینمایی پخش شد.
در ادامه شفیعی خود نیز روی صحنه آمد و ضمن همدردی با مردم مظلوم فلسطین گفت: با همه جان و جهان به سوگ کودکانی معصوم مینشینیم که عطر معصومیتشان جهان را پر میکند. شما را روزی که ماه منجی بر درختان زیتون بتابد یاد خواهیم کرد.
وی عنوان کرد: خوشحالم که جشنواره به روز اختتامیه رسید و حاصل تلاشهای شما را که داوران قضاوتشان کردهاند، خواهیم دید.
در ادامه ضمن گرامیداشت یاد درگذشتگان سینما، برگزیدگان بخش عکس اعلام شد. در این بخش امیر دژاکام، علیرضا اسماعیلی، کامران شریفی و مهسا اصانلو روی صحنه آمدند.
در این بخش لوح تقدیر به رویا شهباززاده از آموزشگاه نیک پیک، محمدرضا شهبازیان از آموزشگاه اندیشه نو، سمانه نوری وند از آموزشگاه هنر هفتم، مهسا کمالی از آموزشگاه نیکپیک، سولماز قدرتی از آموزشگاه قاب سفید رسید و این عکاسان شایسته تقدیر شناخته شدند.
عکاسان برگزیده نیز یپرم آواکیان از آموزشگاه دارالفنون، حامد حیدری از آموزشگاه هنر هفتم، احمد بلباسی از آموزشگاه دارالفنون، ثنا پزشک از آموزشگاه هنر هفتم و فائزه حسنزاده از آموزشگاه آبرنگ بودند.
محمد خزاعی رییس سازمان سینمایی، قادر آشنا معاون توسعه فناوری و مطالعات سازمان سینمایی و اکبر عبدی برای اهدای جوایز برگزیدگان بخش فیلمنامه روی صحنه آمدند.
در این بخش لوح تقدیر به سعید عملی نویسنده «کبوترخانه» از آموزشگاه موج نو، جایزه سوم به وحیده ملاحیدری نویسنده «خندههای اجباری» از آموزشگاه مکتب یزد، جایزه دوم به علی ملک شاهی مقدم نویسنده «عنابی» از آموزشگاه پلک، مقام اول و بهترین فیلمنامه به الهام میرحسینی نویسنده «روزی که باران بارید» از آموزشگاه مکتب یزد رسید.
فیلمنامه اساس و ریشه یک کار نمایشی است
اکبر عبدی بازیگر پیشکسوت سینما در این بخش گفت: چون این بخش مربوط به فیلمنامه بود باید بگویم فیلمنامه اساس و ریشه یک کار نمایشی است چه تئاتر، چه فیلم سینمایی و … سینمای ما به دلیل ضعف فیلمنامه به این مرحله رسیده، از «فسیل» و غیر فسیل بگیرید تا … میگویند اگر فلان فیلم، فیلم بدی است چرا اینقدر فروخته است؟! میگویم میشود یک کلیپ را هم گذاشت و بسیار بازدید داشته باشد.
وی خطاب به هنرجویان گفت: روی سناریو و قصه تاکید داشته باشید، چون این موضوع به فرهنگ و سلیقه مردم وصل است.
محمد خزاعی رییس سازمان سینمایی در آیین اختتامیه دومین جشنواره سراسری آموزشگاههای آزاد سینمایی گفت: خوشحالم در اختتامیه این رویداد هستم؛ جشنوارهای که سالیان سال تعطیل بود و شاید ضرورت احیای آن کمتر احساس میشد. از همه بانیان تشکر میکنم که تلاش کردند این جشنواره احیا شود؛ جشنوارهای که میتواند باعث رونق گرفتن تولید در آموزشگاهها شود.
یکی از درخواستها در سفرهای استانی که داشتم، برگزاری دوباره همین جشنواره بود که افراد دوست داشتند در جریان آن آثار را ببینند و تلاش کنند برای ارتقای آثار. این جشنواره یک جشنواره تخصصی است و شما هستید که میتوانید با پیگیری و ممارست باعث شوید این رویداد در سالهای آینده هم برگزار شود. سطح کیفی آثار هم خوب بوده است. یکی از اقدامات بسیار خوب دیگر گردهمایی مدیران آموزشگاهها بود که در جریان آن دوستان مسایل و مشکلات خود را بیان کردند، معاونان حرفهای آنها را شنیدند و با هم گفتگو کردند.
رد پای لابی صهیونیسم در سینما مشهود است
وی با اشاره به وضعیت غزه، مطرح کرد: امروز داشتم ماجرای وقفهای که در جنگ غزه اتفاق افتاد و مردم از شهر بازدید میکردند را مرور میکردم و به این موضوع فکر کردم که چقدر هنرمندان سرشناس دنیا در برابر این نسل کشی موضع گرفتند و سکوت نکردند. البته بعد از این ماجرا هجمههای زیادی از سوی رسانههای صهیونیستی علیه آنها صورت گرفت و به جرم حمایت از مردم غزه از کار اخراج شدند!
رییس سازمان سینمایی خطاب به کشورهای غربی و صهیونیستها اعلام کرد: رد پای لابی صهیونیسم در سینما، در اقتصاد سینما و در سیاستگذاری جشنوارههای بین المللی آشکار است. هر جا احساس کنند صدای عدالت خواهی به نفع ملت فلسطین است آن را سرکوب میکنند. شماها که مدعی دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان هستید چگونه رفتار ضد بشری را در قبال هنرمندان آزاده جهان که با ملت فلسطین و مردم غزه همدردی کرده اند روا داشته اید!
در کشورهایی که ادعای آزادی بیان دارند به پاس دفاع از مظلومان غزه بازیگران را اخراج کردند. اگر این فضا در ایران اتفاق میافتاد، ببینید چه ماجراهایی پیش میآمد! شاید در فضای ایران گاهی مشکلاتی برای هنرمندان ایجاد شود، اما مسئولان در کنار آنها هستند و چنین فضایی با یک اعتراض کوچک ایجاد نمیشود.
ما وارث یک سینمای ورشکسته بودیم
وی گفت: ما وارث دوران کرونا و جریانهای سیاسی بودیم که اقتصاد سینمای ایران نابود شده بود. یک سینمای ورشکسته را تحویل گرفتیم. منتقدان زیادی به من مراجعه کردند که گفتند ما در تولید و سرمایهگذاری ورود نمیکنیم. خزاعی خاطر نشان کرد: ما برای احیای سینما باید برنامهریزی میکردیم باید سینماها را بازگشایی میکردیم. به سرمایه گذار اعتماد و اطمینان میدادیم و مخاطب را به سینماها برمی گرداندیم. میتوانم مدعی باشم که سینمای ایران امروز دوران بهاری خود را طی میکند. سیاست ما در سازمان سینمایی حمایت از فیلمهای فرهنگی، اجتماعی و متفکر است. در نقدی دیدم که نوشته بود سازمان سینمایی نگاه جدی به سینمای کمدی دارد.
وی افزود: سازمان سینمایی به تناسب نیاز اجتماعی و فرهنگی کشور از همه گونههای سینمایی حمایت میکند. باید با تقویت برخی گونههای سینمایی بویژه سینمای اجتماعی شاخصهها و پتانسیل آنها را برای ارتباط و پیوند با مردم بالا ببریم.
رییس سازمان سینمایی عنوان کرد: ما وظیفه حمایت از فیلمهای روی پرده داریم. هم اکنون تنها سه فیلم کمدی روی پرده است، اما مردم از آنها استقبال کردهاند و در کنارش از سایر آثار هم اقبال صورت گرفته است. امروز خیلی از سینماگران که تمایل به تولید نداشتند، پروانه ساخت گرفتند و آثار آنها را سال آینده خواهید دید. این وضعیت در سال آینده بهتر خواهد شد.
وی ادامه داد: هدف ما احیای سینمای ایران بود که صورت گرفت. از مهر ماه هر ماه یک رویداد برگزار میکنیم. خیلی از رویدادهای سینمایی به خاطر کرونا و شرایط سیاسی تعطیل شده بود و باید برنامهریزی میکردیم تا دوباره احیا شوند. نگاه دولت احیای سینمای ملی است امروز برخی از آثار کمدی روی پرده است که معتقدم سطح آنها نسبت به آثار دهه ۹۰ و ۸۰ ارتقا پیدا کرده است و میتوانید به راحتی با خانواده به تماشای آن بنشینید. اعتماد خانوادهها به سینماها بازگشته است و همچنان، باید به رشد کیفی و ارتقای فرهنگی محصولات سینمایی جدیتر نگاه کنیم.
وی ادامه داد: دوستانی که اهل نقد و مداقه و مطالعه هستند لطفا قدری واقع بینانهتر و عمیقتر به موضوع نگاه کنند. ما وارث شرایط و وضعیت دوران پساکرونایی بودیم که سینماها تقریبا تعطیل شده بود و بیکاری وحشتناکی در کسب و کار سینما وجود داشت.
احیای اقتصاد سینما، ایجاد اعتماد برای سرمایه گذاری است
به گفته وی احیای اقتصاد سینما، ایجاد اعتماد برای سرمایه گذاری و تولید در بخشهای خصوصی و دولتی در این حوزه، ایجاد اشتغال نسبی در متن بحران اقتصادی سینما مهمترین اولویت ما در گام نخست بود.
رییس سازمان سینمایی خاطرنشان کرد: طبیعی است وقتی کرکره سینماها پایین باشد و سینماها با رکود و تعطیلی دست و پنجه نرم میکنند نمیتوان ایده آلگرایی کرد. اصلاح و ترمیم وضعیت موجود و به گردش در آوردن چرخهای تولید و گیشه پیش نیاز اولویتهای فرهنگی سینما بود.
وی بیان کرد: خدا را شاکرم با همت و همکاری مراکز دولتی، ارگانها و صنوف و همراهی قاطبه خانواده سینما اقتصاد سینما جان دوباره گرفته است.
خزاعی با بیان اینکه سیاست تولیدی سازمان سینمایی در محصولات بنیاد سینمایی فارابی و برخی آثار مشارکتی قابل مشاهده است، ادامه داد:اهتمام ما احیای سینمای فرهنگی- ملی و اسلامی است و به عنوان رئیس سازمان سینمایی آرزو و دغدغه ام این است که سینمای فرهنگی و اجتماعی و دفاع مقدس ما هم همپای آثار کمدی با استقبال گسترده مردم و خانوادهها مواجه شود. خوشبختانه در تعدادی از آثار سینمای کودک و نوجوان و چند اثر اجتماعی این نشانههای امیدبخش را شاهد بوده ایم.
وی خاطرنشان کرد: اگر سینما احیا نمیشد و خانوادهها با سینماها آشتی نمیکردند همین مباحث فرهنگی و اجتماعی پیرامون سینما هم مطرح نمیشد، با احیای اقتصاد سینما گفتمان اجتماعی و فرهنگی و الزامات آن هم شکل جدی گرفت.
خزاعی با اشاره به بحرانها و وضعیت پیچیده سینما و فضای اجتماعی در سال گذشته عنوان کرد: خروجی سیاستگذاریهای سازمان سینمایی در حوزه تولید در آثار تولیدی پیش رو و سال آینده رونمایی خواهد شد.
در ادامه قادر آشنا، جهانگیر الماسی و غلامرضا نجاتی برای تجلیل از بخش ویژه غزه روی صحنه آمدند. در این بخش از اشکان خداداد و افشین خداداد کارگردانان «کلپس» و محمدمهدی تدین مدیر آموزشگاه دارالفنون برای برگزاری نمایشگاه عکس با موضوع غزه قدردانی شد.
سپس هوشنگ توکلی، سیاوش طهمورث، مسعود آب پرور، قاسم زارع، اصغر فارسی و مهدی شفیعی برای اهدای جوایز بخش فیلم کوتاه روی صحنه آمدند.
در رشته تدوین لوح تقدیر به شاهین آقازاده برای «فاصله رنگی» از آموزشگاه هنر گستر حیایی، الناز نادریان برای «مرا ببوس» از آموزشگاه سینماگران مستقل، دیپلم افتخار به رضا محبعلی برای «زیبای زیبا» از آموزشگاه دارالفنون رسید.
در رشته تصویربرداری لوح تقدیر به رضا یزدانیان برای «کانیبال» از آموزشگاه ماد و رضا قاسمی برای «شهر عسل» از آموزشگاه ماد اهدا شد.
دیپلم افتخار بهترین طراحی صحنه به حسین رضاییان برای «لیلا» از آموزشگاه هنر گستر حیایی تعلق گرفت.
لوح تقدیر بازیگری زن به سما جعفری برای «من هم همینطور» از آموزشگاه همای سعادت و دیپلم افتخار بهترین بازیگری زن به مریم عابدی برای «لیلا» از آموزشگاه هنر گستر حیایی رسید. لوح تقدیر بازیگری مرد به شاهین آقازاده برای «فاصله رنگی» از آموزشگاه هنر گستر حیایی، لوح تقدیر به سعید ونایی برای «آلزایمر» از آموزشگاه برداشت آخر رسید.
در بخش پویانمایی لوح تقدیر به هما زرینی برای «مترسک» از آموزشگاه شیوا آوا، دیپلم افتخار بهترین فیلم پویانمایی به دانیال محبعلی برای «درخت» از آموزشگاه دارالفنون تعلق گرفت.
در بخش مستند دیپلم افتخار به داریوش کرمیار برای تهیهکنندگی «الماس و شیشه» از آموزشگاه دارالفنون رسید.
لوح تقدیر در فیلمنامه نویسی فیلم کوتاه به زهرا نظری برای «آخرین بار» از آموزشگاه ۳۵، دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه به سید سجاد موسوی برای «زیبای زیبا» از دارالفنون اهدا شد.
در بخش کارگردانی لوح تقدیر به حسین رضاییان برای «لیلا» از آموزشگاه هنر گستر حیایی، لوح تقدیر به زهرا نظری برای «آخرین بار» از آموزشگاه ۳۵، دیپلم افتخار به محمدرضا دهستانی برای «بدرقه سکوت» از آموزشگاه سیمای مهان رسید.
عمق فاجعه غزه برای هنرمند
در رشته جلوههای ویژه، موسیقی متن، چهرهآرایی، هیچ کس شایسته تقدیر شناخته نشد.
در ادامه هوشنگ توکلی یازیگر پیشکسوت روی صحنه آمد و بیان کرد: عرض تبریک و تسلیت به ۱۵ هزار شهید غزه در ۴۵ روز دارم. این جنگ نابرابر قدمت طولانی دارد ریشه آن به جنگهای صلیبی و دورتر برمیگردد. این حوادث اینقدر شنیع است که هیچ هنرمندی قادر نیست عمق فاجعه را تصویر کند. شاید کار هنرمندان در این دوران سختترین کار باشد.
وی گفت: روز گذشته چهلمین روز درگذشت مرحوم مهرجویی بود؛ آخرین کارگردان مولف نسل قبل از ما. یاد او را گرامی میداریم.
توکلی بیان کرد: خوشحالم که آثار شما را به عنوان یک هنرمند داور دیدم. نکته بسیار ظریفی را باید با شما درمیان بگذارم؛ به طور کلی سینما وقتی وارد ایران شد با تقلید و دیدن آثار دیگران شروع به کار کرد، چون هیچ معلمی در این حوزه نداشتیم. زحمات زیادی در طول صد سال گذشته کشیده شده، اما رسم تقلید از آثار دیگران همچنان باقی مانده است. این تقلید در این زمانی که تجهیزات و امکانات بسیار زیاد است، اما باقی مانده است همیشه این سوال وجود دارد که آیا نگاه کردن از روی دست دیگری درست است یا خیر؟ بسیاری به خاطر همین تحقیر شدند. آموزش هنرها اصلا از راه تقلید صورت میگیرد، اما محتوا چه؟
وی ادامه داد: هنوز از چهل و اندی سال از پیروزی انقلاب فیلمی در تراز جمهوری اسلامی نساختهایم چه بخواهیم چه نخواهیم ایران در محدوده جهان اسلام است. اگر خودمان را به تراز جمهوری اسلامی نرسانیم به جایی نخواهیم رسید. در این جشنواره سه فیلم کپی شده از فیلم اصغر فرهادی دیدم که اصغر فرهادی خودش هم از یک کارگردان ایتالیایی کپی کرده بود، اما اگر این راه را ادامه بدهیم به جایی نخواهیم رسید.
در بخش بازیگری محمد خزاعی، داریوش ارجمند، فریبا متخصص، فرهاد قائمیان، جهانگیر الماسی و فرهاد بشارتی برای اهدای جوایز روی صحنه آمدند.
در بخش بازیگری کودک و نوجوان لوح تقدیر به آرنیکا قلیچی از آموزشگاه پانیذ، راحیل فولادی از آموزشگاه پانیذ، روشان برزگر از آموزشگاه پانیذ، نفس محمودی از آموزشگاه پانیذ، آرشین عرب پور از آموزشگاه هنر و سینما، النا شیخی از آموزشگاه بارانا، آراد جعفری بهشتی از آموزشگاه بارانا، تعلق گرفت.
در بخش بازیگری زن لوح تقدیر به غزل عبادی، فاطمه بیات از آموزشگاه هنر گستر حیایی، گلبرگ عبدالهی از آموزشگاه پانیذ، نیوشا فلاحینیا از آموزشگاه پانیذ، ایلوش یزدانپناه رسید.
در بخش بازیگری مرد لوح تقدیر به علیرضا دماوندینژاد از آموزشگاه پانیذ، مصطفی باقری از آموزشگاه فرهاد، سینا صفوی فرد از آموزشگاه پانیذ، حسین بهرامی از آموزشگاه سینماگران مستقل، محمد محمدی از آموزشگاه اندیشه ماهان اهدا شد.
در بخش پایانی این مراسم جهانگیر الماسی روی صحنه آمد و گفت: یادمان باشد بازیگری یک معنا و مفهوم تبعی است یعنی حتی بستر بازیگری باید معنا داشته باشد وگرنه چالشی عبث است. اتفاقات دیگر در این ایام رخ میدهد؛ حادثه غزه بسیار حادثه خاصی است باید بدانیم که مردم غزه چه دلاورانی هستند. در غزه ما شاهد انسانستیزی هستیم با انسانیت و خلقت مبارزه میشود. تمام رسانههای جهان بخش عاطفی ماجرا را میبینند، اما این روزها فرزند انسان به مسلخ کشیده میشود. چرایی جنگ غزه مهمتر است، انگار همه چیز در خدمت منافع و درآمد نامشروع است، چون در غزه میادین گازی کشف شده که میتواند خیلی از معیارها را بر هم بریزد.
همه ما امروز یک وظیفه انسانی داریم. تصویری که از انسان زمان ما دارد در تاریخ ثبت میشود، تصویر ما نیست. انسان زمان ما اینقدر ددمنش و کثیف و چرک نیست یادمان باشد اگر دوستدار حریم الهی هستیم و انسان را دوست داریم برای امتداد حیات انسانی تبلیغ کنیم.
خلیج فارس: معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده روز گذشته اعلام کرده بود که زنان طلبه به عرصه فیلمسازی و بازیگری وارد شوند که این سخنان با واکنش زیادی همراه شد.
به گزارش خلیج فارس؛ انسیه خزعلی، در نشست (ارائه ظرفیتهای حوزه علمیه خواهران در همکاری با معاونت زن وخانواده) که در موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه خواهران برگزار شد، عنوان کرده بود: «افراد حوزوی که استعداد و توانایی اولیه برای کارهای هنری و رسانهای مانند ساخت فیلم، بازیگری، فیلم نامه و… دارند معرفی شوند تا آموزش های لازم را فرا بگیرند. چرا ما باید اسیر سلبریتیها باشیم که حرکتها ضدارزشی میکنند.»
بعد از جنجالی که در پی این سخنان درگرفت انسیه خزعلی در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) توضیحاتی ارائه داد و نوشت: «در آستانه میلاد حضرت زینب (س) مهمان گروهی از بانوان عزیز طلبه بودم، برخی از آنان مطرح می کردند که توانایی فیلمسازی، کارگردانی و تربیت بازیگر را دارند ولی هیچگونه پشتیبانی و حمایتی از آنان صورت نمیگیرد، اینجانب استقبال کردم که ازظرفیت آنان در عرصه هنر متعهد استفاده شود.
امری که معمولا در نشست با جوانان مطرح میشود و فرقی نمیکند طلبه باشد یا دانشجو یا اصحاب رسانه، معاونت وظیفه دارد از استعدادهای جوانان این کشور و ظرفیتهایشان در چهارچوب قوانین و در حد توان و امکانات حمایت کند.» و در پایان توییت هم 3 هشتگ طلبه ، کارگردان و بازیگر زده است!
خانم خزعلی یک نکته را فراموش کردهاند و آن هم این است که وقتی در جمع خانمهای طلبه میگویند شما هم وارد ساخت فیلم، بازیگری و … شوید و آموزش ببینید و وارد این عرصه شوید تا دیگر اسیر سلبریتیها نباشید یعنی این افراد حوزوی باید به شکل جدی و حرفهای این کار را انجام دهند و … آن موقع طبیعتا ماهیت شغل آنها عوض خواهد شد.
نکته دیگر این است که سالهای سال است که دانشگاهها و مراکزی به همین کار مشغول بوده و هستند مانند دانشگاه صداوسیما و دانشگاه سوره (سازمان تبلیغات اسلامی) و البته بسیاری مراکزی دیگر مانند بنیاد روایت فتح یا قرارگاه عمار و … در همین زمینهها مشغول به فعالیت هستند.
اگر قرار باشد هر مرکز حوزوی یا هر دانشکده و … که علاقمند به سینما و تلویزیون هستند را حمایت کنید ابتدا اعلام کنید که این حمایت شما به چه شکل و چگونه خواهد بود؟ آیا اصلا ظرفیت و توانایی چنین پشتیبانی را دارید یا فقط در یک جمع حوزوی یک حرفهایی را زدید که نشان دهید به مطالبات آنها اهمیت میدهید.
اما اصل مطلب این است که هر شخص یا اشخاصی بخواهد سینماگر شود این امکان فراهم است و ساز وکار این راه هم مشخص، هیچ کسی مانع راه آنها نیست، بروند در این زمینه فعالیت خود را شروع کنند تا ببینیم چه اتفاقی رخ خواهد داد.
این که از ابتدا شروع بخواهند حمایت خاص داشته باشند دیگر انتظار عجیبی است و اینکه خانم خزعلی هم میگوید معاونت وظیفه دارد از استعدادهای جوانان این کشور و ظرفیتهایشان در چهارچوب قوانین و در حد توان و امکانات حمایت کند اتفاق خوبی است اگر برای همه باشد نه فقط یک قشر خاص.
ولی مشکل اینجاست که خانم خزعلی معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری فکر کردهاند که سینماگر ساختن یک فرآیند صنعتی مانند دستگاه بستنی سازی دارد و شما اگر از این طرف دستگاه موادی مانند شیر، شکر، اسانس و .. را وارد کنید از آن طرف بستنی با طعم توت فرنگی دریافت میکنید!
خانم خزعلی سینماگر شدن در هر رشته آن فیلمسازی، بازیگری، فیلمنامه نویسی و … بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که شما فکرش را میکنید.
اگر به این سادگی بود که تمام کشورهای دنیا با صرف هزینه و امکانات بسیار بیشتر از ما سریعتر به آن دست مییافتند. نمونه چنین تلاشهایی را در بسیاری کشورهای منطقه (شیخ نشینان خلیج فارس) دیدهایم که هیچ اتفاق خاصی هم رخ نداد.
خانم خزعلی قدر سینماگران ایران را بدانید و یادتان باشد کدام صنف از انواع صنوف و اقشار هر سال جشن سال گرد انقلاب را باشکوهتر کرده است.
منبع: عصر ایران / نهال موسوی
نهال موسوی – معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده روز گذشته اعلام کرده بود که زنان طلبه به عرصه فیلمسازی و بازیگری وارد شوند که این سخنان با واکنش زیادی همراه شد.
انسیه خزعلی، در نشست (ارائه ظرفیتهای حوزه علمیه خواهران در همکاری با معاونت زن وخانواده) که در موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه خواهران برگزار شد، عنوان کرده بود: «افراد حوزوی که استعداد و توانایی اولیه برای کارهای هنری و رسانهای مانند ساخت فیلم، بازیگری، فیلم نامه و… دارند معرفی شوند تا آموزش های لازم را فرا بگیرند. چرا ما باید اسیر سلبریتیها باشیم که حرکتها ضدارزشی میکنند.»
بعد از جنجالی که در پی این سخنان درگرفت انسیه خزعلی در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) توضیحاتی ارائه داد و نوشت: «در آستانه میلاد حضرت زینب (س) مهمان گروهی از بانوان عزیز طلبه بودم، برخی از آنان مطرح می کردند که توانایی فیلمسازی، کارگردانی و تربیت بازیگر را دارند ولی هیچگونه پشتیبانی و حمایتی از آنان صورت نمیگیرد، اینجانب استقبال کردم که ازظرفیت آنان در عرصه هنر متعهد استفاده شود.امری که معمولا در نشست با جوانان مطرح میشود و فرقی نمیکند طلبه باشد یا دانشجو یا اصحاب رسانه، معاونت وظیفه دارد از استعدادهای جوانان این کشور و ظرفیتهایشان در چهارچوب قوانین و در حد توان و امکانات حمایت کند.» و در پایان توییت هم 3 هشتگ طلبه ، کارگردان و بازیگر زده است!
وقتشه حراجمعه اسنپ برگرده
خانم خزعلی یک نکته را فراموش کردهاند و آن هم این است که وقتی در جمع خانمهای طلبه میگویند شما هم وارد ساخت فیلم، بازیگری و … شوید و آموزش ببینید و وارد این عرصه شوید تا دیگر اسیر سلبریتیها نباشید یعنی این افراد حوزوی باید به شکل جدی و حرفهای این کار را انجام دهند و … آن موقع طبیعتا ماهیت شغل آنها عوض خواهد شد.
نکته دیگر این است که سالهای سال است که دانشگاهها و مراکزی به همین کار مشغول بوده و هستند مانند دانشگاه صداوسیما و دانشگاه سوره (سازمان تبلیغات اسلامی) و البته بسیاری مراکزی دیگر مانند بنیاد روایت فتح یا قرارگاه عمار و … در همین زمینهها مشغول به فعالیت هستند.
اگر قرار باشد هر مرکز حوزوی یا هر دانشکده و … که علاقمند به سینما و تلویزیون هستند را حمایت کنید ابتدا اعلام کنید که این حمایت شما به چه شکل و چگونه خواهد بود؟ آیا اصلا ظرفیت و توانایی چنین پشتیبانی را دارید یا فقط در یک جمع حوزوی یک حرفهایی را زدید که نشان دهید به مطالبات آنها اهمیت میدهید.
اما اصل مطلب این است که هر شخص یا اشخاصی بخواهد سینماگر شود این امکان فراهم است و ساز وکار این راه هم مشخص، هیچ کسی مانع راه آنها نیست، بروند در این زمینه فعالیت خود را شروع کنند تا ببینیم چه اتفاقی رخ خواهد داد.
این که از ابتدا شروع بخواهند حمایت خاص داشته باشند دیگر انتظار عجیبی است و اینکه خانم خزعلی هم میگوید معاونت وظیفه دارد از استعدادهای جوانان این کشور و ظرفیتهایشان در چهارچوب قوانین و در حد توان و امکانات حمایت کند اتفاق خوبی است اگر برای همه باشد نه فقط یک قشر خاص.
ولی مشکل اینجاست که خانم خزعلی معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری فکر کردهاند که سینماگر ساختن یک فرآیند صنعتی مانند دستگاه بستنی سازی دارد و شما اگر از این طرف دستگاه موادی مانند شیر، شکر، اسانس و .. را وارد کنید از آن طرف بستنی با طعم توت فرنگی دریافت میکنید!
خانم خزعلی سینماگر شدن در هر رشته آن فیلمسازی، بازیگری، فیلمنامه نویسی و … بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که شما فکرش را میکنید.
اگر به این سادگی بود که تمام کشورهای دنیا با صرف هزینه و امکانات بسیار بیشتر از ما سریعتر به آن دست مییافتند. نمونه چنین تلاشهایی را در بسیاری کشورهای منطقه (شیخ نشینان خلیج فارس) دیدهایم که هیچ اتفاق خاصی هم رخ نداد.
خانم خزعلی قدر سینماگران ایران را بدانید و یادتان باشد کدام صنف از انواع صنوف و اقشار هر سال جشن سال گرد انقلاب را باشکوهتر کرده است.
منبع:عصرایران

خلیج فارس:«کتچرمی» ساخته حسین میرزامحمدی و با بازی جواد عزتی، سارا حاتمی، صابر ابر، گلاره عباسی، پانتهآ پناهیها، ستاره پسیانی، عباس جمشیدیفر و مائده طهماسبی دومین درام اجتماعی پرفروش امسال بعد از «سهکام حبس» است. در این مطلب، این فیلم را از منظر ژانری و جهانبینیاش بررسی کردهایم.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از همشهری آنلاین، اول ببینیم داستان فیلم از چه قرار است: عیسی فرهمند (جواد عزتی)، بازرس سازمان بهزیستی که مرگ دختر نوجوانش در اثر مصرف مواد مخدر از او آدمی واخورده و خمشگین و کنارهگیر ساخته، در جریان تحقیق از یک مرکز خصوصی نگهداری دختران بدسرپرست و بیسرپرست از طریق دختر معتادی به نام ثریا (سارا حاتمی) درمییابد که از دختران این مرکز برای قاچاق مواد مخدر استفاده میشود و با انگیزه شخصیای که دارد تصمیم به افشای ارتباط میان حامی مالی بانفوذ مرکز و قاچاق دختران میگیرد.
ناسازگاری پیوندی
با اینکه «کتچرمی» فیلمی ژانری محسوب میشود، یا به عبارت دقیقتر سعی کرده از برخی الگوها و ویژگیهای ژانری تبعیت کند، اما با این حال یک فیلم ژانری ناب و خالص نیست؛ به این معنا که نمیتوان آن را یکسره تریلر جنایی یا نوآر یا درام اجتماعی قلمداد کرد. «کتچرمی» فیلمی هیبریدی (پیوندی) است که از تلفیق چند عنصر از ژانرهای مختلف و بهرهگیری از مؤلفههای اصلی چرخه فیلمهای خشونت و فقر که در چند سال اخیر در سینمای ایران باب شده پدید آمده است. اما همین پیوند و تلفیقش هم تازه نیست. از نظر خط داستانی، روایت و شخصیتپردازی باید «مرد بازنده» ساخته محمدحسین مهدویان را که سال پیش اکران شد، سَلَف «کتچرمی» و الگوی اصلی آن دانست؛ خصوصا که هر دو فیلم تهیهکننده و بازیگر اصلی یکسان دارند و مهدویان نیز در «کتچرمی» مشاور کارگردان است.
همانطور که «مرد بازنده» سودای خلق یک نوآر ایرانی را داشت، «کتچرمی» هم همین وسوسه را داشته، ولی شکست فیلم مهدویان، چه در گیشه و چه در ارزیابی انتقادی، گروه سازنده «کتچرمی» را بر آن داشته برای اطمینان از موفقیت فیلم مؤلفهها و سازمایههایی از فیلمهایی همچون «ابد و یک روز» (سعید روستایی، ۱۳۹۴)، «مغزهای کوچک زنگزده» (هومن سیدی، ۱۳۹۷)، «متری شیشونیم» (سعید روستایی، ۱۳۹۷) و «شنای پروانه» (محمد کارت، ۱۳۹۹) را به داستان خود اضافه کنند.
نماهای مستندگونه و با دغدغه بازنمایی کژیها و رنجهای اجتماعی همچون صحنههای مرکز نگهداری از زنان معتاد، سکونت حاشیهنشینها در واگنهای اسقاطی لب خط و شرطبندی روی مبارزه سگها به دنبال الصاق نوعی رئالیسم اجتماعی به فیلم و جلب رضایت آن دسته از تماشاگرانی است که هر نمایی را اشارهای به واقعیت بیرونی و نوعی موضعگیری در قبال شرایط سیاسی و اجتماعی میدانند. شاید بتوان گفت سازندگان «کتچرمی» بر این گمان بودهاند که پاشنه آشیل اثر قبلیشان یعنی «مرد بازنده» کممایه بودن وجه رئالیستیاش بوده و به خیال خود با افزودن مقادیری واقعیت اجتماعی به الگوی روایتی محبوبشان که تلفیقی از تریلر جنایی و نوآر است، کوشیدهاند این بار به موفقیت برسند؛ هرچند باز ناکام ماندهاند.
«کتچرمی» فیلمی دو پاره است؛ تقریبا تا اواسط فیلم شاهد تلاش عیسی فرهمند در یافتن شواهدی برای متهم کردن دکتر رفیعی، حامی مالی بانفوذ مرکز نگهداری از دختران، هستیم و از جایی به بعد داستان رفیعی کمرنگ میشود و فیلم تغییر جهت میدهد و سویه اجتماعی پررنگتری پیدا میکند که به جلب رضایت خانواده مصیب مربوط است. فیلم به عنوان تریلر جنایی ــــ نوآر به دلیل ناتوانی از گرهافکنی جذاب و به مثابه درام اجتماعی به سبب نگاه توریستی به مسائل و مشکلات اجتماع از تعریف داستانی اقناعکننده ناتوان است.
تناقض ذاتی
بدبینی و ناامیدی و سوءظن قهرمان داستان، فساد در ارکان مختلف اجتماع شهری، ابهام در ارزشهای اخلاقی و دشواری پی بردن به حقیقت به فیلمی که مایههای نوآر دارد نوعی عدم قطعیت میبخشد. اما در «کتچرمی» خبری از ابهام و شک و تردید ملموس و واقعی نیست. حل و فصل ماجرا به دست مأمور امنیتی ــــ و نه به دست عیسی در مقام کارآگاه خصوصی ــــ راه را بر هر عدم قطعیت و شک اگزیستانسیالیستی میبندد. برخلاف نمونههای مشهور نوآر که کارآگاه خصوصی یا قهرمان داستان که پلیس و مأمور قانون نیست، پروندهای را مختومه و فسادی را افشا میکند، در اینجا مأمور امنیتی که حد اعلای نمایندگی اقتدار مطلق است، موفق به اجرای قانون و رفع هرگونه شک و شبهه در مساحمه در برقراری عدالت میشود.
عیسی که یکبار به خاطر باورها و طرز برخوردش با دخترش طعم تلخ از دست دادن فرزند را چشیده، با اینکه این بار هم در مراقبت از دختر معنویاش، ثریا، شکست خورده، دچار شک و تردیدی بنیادین نمیشود. کل ماجرایی که عیسی از سر گذرانده، به این میانجامد که دست از شماتت خود بردارد و مرگ دخترش را بپذیرد. در واقع، بحران مردانگی عیسی، در مقام پدری مأیوس و مغموم، با پذیرش مرگ دخترش التیام مییابد و تماشاگر نیز به پذیرش اقتدار مطلقی که همهچیز را زیرنظر دارد و راه را بر فساد فردی میبندد، ترغیب میشود.
وجه دیگر این اقتدار مطلق کارکردی است که به عنوان حافظ ارزشها دارد. سرهنگ احمد خسروی در «مرد بازنده» و عیسی فرهمند در «کتچرمی»، هر دو زندگی خانوادگی ازهمگسیخته و پریشانی دارند. خسروی هم مثل عیسی تنها زندگی میکند و باز هم مثل عیسی که رابطه مسالمتآمیزی با دخترش نداشته، پسرش را درک نمیکند. غیاب خانواده در هر دو فیلم با حضور مأمور امنیتی که پدرانه/ برادرانه مراقب همهچیز هست و جلوی فساد فردی افراد بلندمرتبه و تندروی افرادی مثل عیسی و احمد را میگیرد، تعدیل میشود.
یکپارچگی و انسجام ناشی از حضور مأمور امنیتی اجازه بروز بدبینی و ناامیدی مطلق را نمیدهد و این پیام ضمنی را در خود دارد که خطاهای فردی، هر قدر هم گسترده و عمیق، در نهایت در داخل سیستم با مجازات روبهرو میشود. در همین نقطه است که تناقض رویکرد اجتماعی فیلم با ایدئولوژی مسلط آن جلب نظر میکند. آن نمایش به ظاهر رئالیستی مصائب اجتماعی با برخورد کلیشهای و غیررئالیستی با نماینده اقتدار تناقضی را به وجد میآورد که نابسندگی رویکرد فیلم را در پرداختن به مسئلهاش آشکار میسازد.
سیطره پیام
استو نیل، مورخ و پژوهشگر فقید سینما که برای تحقیقاتش درباره ژانرهای سینمایی شناخته میشود، معتقد است یکی از مقولههایی که در مطالعات ژانری باید مورد توجه قرار بگیرد خط مشیء استودیوی سازنده است. در سیستم هالیوودی، استودیوهای فیلمسازی ژانرها را برای کسب درآمد به کار میگیرند و همچنین به طور ضمنی پیامی را که مد نظر دارند منتقل میکنند. بنیاد سینمایی فارابی هم به عنوان یک استودیوی فیلمسازی از ژانر بهره میگیرد، اما انتقال پیام بر کسب درآمد برایاش اولویت دارد. اگر از منظر استودیوی سازنده به تحلیل «کتچرمی» بپردازیم، علت مشکلات روایی و نقصانهای ماهیتی آن را بهتر درک میکنیم.
«کتچرمی» را نباید صرفا به چشم تریلری جنایی ـــ نوآر نگریست؛ بلکه باید آن را بازنمایی ناخودآگاه نوعی از فیلمسازی دانست که برای ورود مخاطب بیشتر به حلقه تماشاگرانش گوشهچشمی به استانداردها و الگوها دارد، اما در نهایت نمیتواند از پیامهای فکری متداولش دل بِکند.
خلیج فارس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «زودپز» به کارگردانی رامبد جوان و تهیه کنندگی منصور سهراب پور این روزها در سکوت خبری ادامه دارد.
به گزارش خلیج فارس؛ «زودپز» ششمین تجربه کارگردانی رامبد جوان، شش سال پس از ساخته شدن «قانون مورفی» است. محسن تنابنده و نوید محمدزاده در نخستین همکاری مشترکشان نقشهای اصلی این فیلم را بازی میکنند. همچنین هر دوی این بازیگران برای نخستین بار در فیلمی از رامبد جوان حضور دارند.
«زودپز» یک کمدی دهه شصتی است و با توجه به کمدیهای پرفروش پیشین رامبد جوان، چون «پسر آدم دختر حوا»، «ورود آقایان ممنوع» و «قانون مورفی» میتواند از امیدهای گیشه در سال آینده باشد.
منبع: فرارو
فاطمه معتمدآریا، باران کوثری و هوتن شکیبا چند نفر را به سینما کشاندند؟

خلیج فارس:۲ فیلم عامهپسند و حدود ۸ صبح درحالی از چهارشنبه به روی پرده رفتند که موفق شدند تا افتتاحیهای بیشتر از ۱ میلیارد تومان را تجربه کنند. این عملکرد با توجه به اکران ناگهانی آثار و عدمتبلیغات کافی، بسیارخوب خوب ارزیابی شده و این انتظار میرود که در ادامه، استقبال بیشتری از این آثار به عمل آید.
عامهپسند موفق شد تا طی ۳ روز نخست نمایش خود، ۱۱ هزار و ۴۰ نفر را به سینماها کشانده و ۶۲۶ میلیون تومان نیز بفروشد. برای سومین ساخته سهیل بیرقی، ۳۵۳ سانس تعریف شد.
فاطمه معتمدآریا، هوتن شکیبا و باران کوثری در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
حدود ۸ صبح هم ۷۸۰۵ نفر مخاطب داشت و گیشهاش به ۴۴۷ میلیون تومان رسید. فیلم جدید منوچهر هادی در ۲۷۹ سانس نمایش داده شد. پنجشنبه شب برای این فیلم، اکرانی مردمی با حضور یکتا ناصر و کامبیز دیرباز در پردیس کورش برگزار شد که بلیتهای هر ۲ سانس اکران مردمی، بهصورت کامل به فروش رفت و به این ترتیب، این ۲ فیلم اجتماعی موفق شدند تا ۱۸ هزار و ۸۴۵ نفر را به سینماها بکشانند و ۱ میلیارد و ۷۳ میلیون تومان فروش به گیشه واریز کنند.
کامبیز دیرباز، یکتا ناصر، سارا رسولزاده، حسن پورشیرازی و منوچهر هادی، بازیگران این فیلم هستند.
نکته قابلتوجه در مورد این آثار آنکه، هر ۲ فیلم موفق شدند تا به سانسهای فوقالعاده در تهران و چند مرکز استان برسند. تا پیش از نمایش این فیلم، تنها فیلم هتل، مشمول سانس فوقالعاده بود. این، نخستین سانسهای فوقالعاده برای فیلمهای اجتماعی طی ۱۰ ماه اخیر محسوب میشود.
تا قبل از چهارشنبه، گیشه در اختیار آثار کمدی و کودک بود و سینمای اجتماعی، نمایندهای بر روی پرده نداشت. اکران همزمان ۲ فیلم اجتماعی پرمخاطب، علاوه بر اینکه توازن و عدالت منطقی بیشتری را بر روی پرده توزیع میکند بلکه سبب افزایش مخاطب و بهبود راندمان گیشه شده و این انتظار بهجا را به وجود میآورد که در روزهای خوب استقبال از سینماها، رکوردهای پساکرونایی جابهجا شده و گیشه ۱۰۰۰ میلیاردی امسال سینمای ایران، در دسترستر از هر زمان دیگری باشد.
منبع:ایسنا