خلیج فارس: پست جدید گیتی قاسمی در اینستاگرام با تصویری از خودش را میبینیم.
گیتی قاسمی بازیگر ۴۷ ساله سینما است که در سریال رستگاران ایفای نقش کرده است.
منبع: برترینها
خلیج فارس:مهدی فرجی ـ تهیهکننده سریال «نون خ ۵» ـ با انتشار تصویری از فضای برفی لوکیشن این سریال در کنار سعید آقاخانی و عوامل سریال همچنان از ادامه تصویربرداری این سریال خبر داد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، مهدی فرجی از دشواری این روزهای تصویربرداری «نون خ ۵» در روزهای برفی و در دل کوهستان، برف و سرما خبر داده است.
فصل جدید مجموعه طنز «نون خ» بعد از گذشت مدتی از تصویربرداری خود در اطراف تهران، به چابهار رسید. در فصل پنجم «نون خ» مردم سیستان و بلوچستان و بعد از آن کردستان و کرمان هم میزبان گروه تولید این سریال خواهند بود.
توجه به محورهایی همچون محیطزیست، میراث فرهنگی و مسائل اقوام کماکان در دستور کار سعید آقاخانی و عوامل «نون خ ۵» است.
سریال «نون. خ» پیش از این در چهار فصل به تولید رسیده است و جزو آثار پرمخاطب تلویزیون بوده است.
حمیدرضا آذرنگ، سعید آقاخانی، امیر سهیلی، هومن حاجیعبداللهی، سیروس میمنت، مجید یاسر، بیژن بنفشهخواه، کاظم نوربخش، نسرین مرادی، هدیه بازوند، سیدعلی صالحی، پاشا جمالی، ندا قاسمی، ماشاءالله وروایی، صهبا شرافتی از جمله بازیگران سریال هستند.
خلیج فارس: عکس جدید از حسام صالحی بازیگر خردسال سریال سه در چهار بعد از ۱۵ سال را ببینید.
این بازیگر متولد ۱۳۷۶ در تهران، بازیگر خردسال سریال سه در چهار است که در آثاری همچون ترش و شیرین در نقش نوید و سه در چهار در نقش “احسان املشی” و فیلم روز اردو و … ایفای نقش کرده است.
منبع: برترینها
خلیج فارس: رعنا بهرخ بازیگر سریال گناه فرشته تصاویری جدید از خود منتشر کرد که مخاطبان او را شخصیت مانیا در این سریال میدانند.
رعنا بهرخ در ایران، فعالیت خود را ابتدا از سال ۱۳۸۸ به عنوان منشی صحنه فیلم زمستان بود شروع کرد و با سریال گناه فرشته در سال ۱۴۰۲ وارد عرصه بازیگری شد.
منبع: برترینها
خلیج فارس: «پس ازباران» یکی از سریالهای موفق تلویزیون است که زمینه به شهرت رسیدن بازیگری به نام «مرجان محتشم» را فراهم کرد. او تا پیش از حضور در این سریال و ایفای نقش «خانم کوچیک» در هفت سریال تلویزیونی به ایفای نقش پرداخته بود که از مهمترین آنها میتوان به سریال «فکر پلید» ساخته محسن شامحمدی اشاره کرد.
به گزارش خلیج فارس؛ محتشم در سال ۱۳۷۸ برای بازی در سریال «پس از باران» دعوت شد تا ایفاگر نقش کاراکتری به نام «خانم کوچیک» باشد. استقبال گسترده از این سریال موجب شد تا محتشم خیلی زود به شهرت برسد.
او در ادامه بلافاصله جذب سینما شد که ماحصل آن بازی در فیلم «رز زرد» بود. این فیلم به کارگردانی داریوش فرهنگ و با بازی امین حیایی میتوانست مسیر محتشم را در سینما هموار کند. اما با وجود موفقیت تجاری فیلم، این اتفاق برای او نیفتاد. تا «رز زرد» تبدیل به اولین و آخرین تجربه مهمم سینمایی این بازیگر نوظهور شود.
مرجان محتشم همراه با امین حیایی و حدیث فولادوند در نمایی از فیلم «رز زرد»
مرجان محتشم بعد از این تجربه سینمایی مسیرش را دوباره به سمت تلویزیون کج کرد و در سریال «ریحانه» به کارگردانی سیروس مقدم عهدهدار نقش «آسیه» شد. این سریال اگرچه به مانند «پس از باران» دیده نشد، اما بار دیگر محتشم را در کانون توجه قرار داد.
همکاری موفق با سیروس مقدم در سریال «ریحانه» موجب شد تا این کارگردان از مرجان محتشم برای سریال بعدی خود «پرواز در حباب» دعوت به کار کند. این سریال با اقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد.
حضور در دو سریال موفق و پرمخاطب مرجان محتشم را بار دیگر احیا کرد و شرایط را برای حضور پرقدرت او مهیا ساخت. اما در نهایت این اتفاق نیفتاد و «پرواز در حباب» تا به اینجا به آخرین تجربه بازیگری او تبدیل شده است.
محتشم پس از ۹ سال دوری از فضای سینما و تلویزیون در برنامه دورهمی مهران مدیری حاضر شد. او در آنجا برای نخستین بار دلیل کنارهگیرهاش از فعالیتهای بازیگری را بازگو کرد و گفت: «همیشه تاکیدم بر این بود که کمکار کنم و این را ثابت کردم. خدا را شاکرم که از همان ابتدای فعالیت، مورد لطف مردم قرار گرفتم؛ اما همین اظهار لطفها هم نتوانست آن گزیدهکاری را از من بگیرد. متأسفانه روزهای پایانی سال ۹۱ پدرم و دو سال بعد برادرم و هشت ماه پیش مادرم را از دست دادم. همه این اتفاقات تلخ باعث شد، مدت طولانی را کار نکنم. البته که در این سالها دوران طلایی را برای کار هنری از دست دادم، اما پشیمان نیستم.»
سریال «پس از باران» از محصولات شبکه سه سیما ست که پخش آن در سال ۱۳۷۹ آغاز و در سال ۱۳۸۰ به پایان رسید. در این سریال علاوه بر مرجان محتشم بازیگرانی، چون کتایون ریاحی، محمود پاک نیت، صبا کمالی، مهوش صبرکن، شهاب حسینی، رحیم نوروزی و امیر آتشانی به ایفای نقش پرداختهاند. پس از باران هرشب ساعت ۲۲ روی آنتن شبکه آی فیلم میرود.
منبع: فرارو
خلیج فارس: این روزها سریال بانوی عمارت از شبکه آی فیلم پخش می شود و در همین بازپخش هم استقبال خوبی داشته است. برخی از مخاطبان میپرسند آیا داستان بانوی عمارت واقعی است؟ در این مطلب به پاسخ این سوال میپردازیم و در انتها بخش هایی از گفتگو با کاگردان سریال را بخوانید.
به گزارش خلیج فارس؛ بانوی عمارت یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به تهیهکنندگی مجید مولایی، کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد و به قلم احسان جوانمرد؛ محصول سال ۹۷–۱۳۹۶ صدا و سیما است.
بانوی عمارت آی فیلم چند قسمت است؟
به گزارش تابناک جوان، طبق اعلام آی فیلم، تعداد قسمتهای بانوی عمارت در شبکه آی فیلم ۱۸ قسمت است که بیش از نیمی از آن تاکنون پخش شده است.
آیا داستان بانوی عمارت واقعیت دارد؟
سلام سینما نوشت: سریال «بانوی عمارت» عاشقانهای را در مقطعی از تاریخ قاجار روایت میکند، به همین دلیل، این سوال برای مردم پیش آمده که آیا شخصیتهای داستان مانند شازده ارسلان، فخرالزمان، افسرالملوک و .. واقعی هستند یا خیر؟
احسان جوانمرد در پاسخ به این سوال گفت: “ظاهرا عدهای از مخاطبان سریال به قصد آشنایی بیشتر با شازده ارسلان میرزای قاجار به سراغ کتب تاریخی و اینترنت رفتهاند. ضمن ابراز خوشحالی از علاقه این دوستان به تاریخ باید عرض کنم که قصه سریال بانوی عمارت و شخصیتهایش یکسره مبتنی بر خیال بنده است و ارسلان، فخری، افسر و اسد و بقیه همگی آدمهای خیالی هستند که در بستر تاریخ واقعی زندگی میکنند.
در سالی که ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی کشته شد، شازده ارسلان و بقیه، درگیر این ماجرای واقعی شدند، اما فقط سه شخصیت میرزا رضا کرمانی، کلنل کاساکوفسکی و ابوتراب نظمالدوله از دل تاریخ وارد قصه میشوند و حضور کوتاهی دارند.
سایر شخصیتها و وقایع سریال همگی خیالی هستند و قصه حاصل برخورد خیال نویسنده با واقعیت تاریخ است. شاهزاده یا شازده لزوما لقب مستقیم شاه نبوده است. در زمان قاجار شازدههای زیادی در دولت و دربار وجود داشتند که نسبتشان به محمدشاه و فتحعلی شاه میرسیده است. احترام و منزلت اجتماعی آنها همانطور که در مورد شازده ارسلان میبینید به اندازه پسران شاه نبوده است، اما به هر حال شازده محسوب میشدند و به همخونی با پادشاه افتخار میکردند. به همین واسطه لقب و منصب میگرفتند. ”
شازده ارسلان خیالی است، اما معادلهایی دارد
احسان جوانمرد، نویسنده سریال «بانوی عمارت» در باره شخصیت شازده ارسلان توضیح داد: “شازده ارسلان شخصیت خیالی است که صدها معادل در سلسله قاجار داشته است. کسانی که پدربزرگ یا پدر پدربزرگشان شاه بوده است. البته ارسلان یک شازده بداقبال است که دوست دارد با تلاش خودش به جایی برسد، اما. باقی قصه را خودتان ببینید. ”
گفتگو با کارگردان فیلم بانوی عمارت
مصاحبه زیر را به نقل از ایسنا می خوانید:
چه شد که عزیزالله حمیدنژاد تصمیم گرفت «بانوی عمارت» را برای تلویزیون بسازد؟ آن هم سریالی تاریخی در فضای این روزهای تلویزیون خصوصا به لحاظ مالی.
حمیدنژاد: پیش از این راجع به موضوع تاریخی دغدغه داشتم و حدود هشت سال پیش یک موضوع تاریخی را به دست گرفتم، تحقیقات تاریخی را هم انجام دادم سیناپسهای آن را نیز نوشتم و تا حدودی پیش رفت، اما به نتیجه دلخواهم نرسید و آن را کنار گذاشتم و اینطور نبود که ناگهانی به سراغ کار تاریخی بروم و در این راستا علاوه بر کتب مختلف یک بار تاریخ ایران از بدو پیدایش تا دوران قاجار٬ تالیف حسن پیرنیا را مطالعه کردهام؛ چرا که معتقدم ایران با این پیشینه تاریخی و فرهنگی که دارد موضوعات جذابی از دل این تاریخ و فرهنگ آن میتوان بیرون کشید، به تصویر درآورد و به مخاطب نشان داد. پیشنهادات دیگری در زمینه کارهای تاریخی داشتم که جذابیتهای چندانی نداشت و شروع نکردم، منتها وقتی این موضوع پیشنهاد شد، در چند مرحله به مدت یک سال طول کشید که برای ساخت آن موافقت کنم، برایم جذابیتهایی داشت که پیگیری کنم و به نتیجه برسیم.
چرا نام «آهو» به «بانوی عمارت» تغییر کرد؛ آیا در سر و شکل قصه تغییراتی اعمال و مسیر قصه عوض شد؟ آیا شخصیت محوری قصه در ابتدا آهو بود که این وظیفه را به فخری محول کردید؟
حمیدنژاد: عنوان این سریال در ابتدا «آهو» بود، اما به دلیل تغییر اسم، محور آن عوض نشد، بلکه محور همان قصهای بود که ابتدا نگارش شده بود، منتها عنوان آهو برایم رضایتبخش نبود و به این نتیجه رسیدیم که نام بانوی عمارت برای این سریال مناسبتر است. آهو یکی از شخصیتهای مهم این سریال است که قرار بود در فاز دوم بیشتر به آن پرداخته شود، اما در فاز اول به یکی از شخصیتهای مکمل تبدیل شد؛ بنابراین اگر عنوان سریال از آهو به بانوی عمارت تبدیل شد به این دلیل است که بانوی عمارت فخری بود بنابراین بهتر دانستیم که عنوان «بانوی عمارت» را جایگزین آن کنیم.
چند درصد از قصه بانوی عمارت به رویداد سیاسی دوران قاجار برمیگردد و چقدر تمایل داشتید این دوران را دقیق به تصویر بکشید و برایتان اولویت بود؟
حمیدنژاد: برای من روابط انسانی در قصه و عشقی که در این ماجرا شکل میگیرد، مهمتر بود و از این طریق میتوانستم با مخاطب ارتباط برقرار کنم. موضوعات سیاسی بسیار کمرنگ و در حاشیه بود. در واقع موضوعات سیاسی در رنگ و لعاب سریال بود نه محور. ارتباط بین شازده و فخری بود که ماجرا را شکل میداد؛ بنابراین اصلا دغدغه سیاسی نداشته و ندارم، چرا که معتقدم فیلم سیاسی ساختن کار سادهای نیست و پارامترهایی را لازم دارد که در ایران با شرایطی که داریم نمیشود فیلم سیاسی ساخت. اما شاید بشود فیلم اجتماعی و عاشقانه خوبی ساخت و یا فیلمهایی در قالب ژانرهای دیگر.
به هر حال کمی رنگ و بوی سیاسی در این سریال دیده میشود، اما محوریت پیدا نمیکند بنابراین اگر که میرزا اسد زندانی میشود، به این دلیل است که شخصیت فخری و شازده شکوفا شود و به آنها پرداخته شود و مخاطبان بیشتر با این شخصیتها آشنا شوند؛ بنابراین حاشیههای سیاسی به این دلیل است که ما پرداخت بهتری نسبت به شخصیتها داشته باشیم و شخصیتهای ما پر رنگتر شوند و به خوبی محک بخورند و مخاطبان بتوانند ارتباط بهتری با این شخصیتها برقرار کنند.
در سریال «چرخ فلک» با موضوعات اجتماعی که داشت و کار کردم، اعتماد از سوی تلویزیون نسبت به آن کار جلب شد. با پخش (چرخ فلک) بعضی مدیران اعتماد کردند من هم تلاش کردم در کار جدید (بانوی عمارت) یک کار متفاوت ارائه بدهم و اگر متفاوت نمیشد طبیعتاً کار نمیکردم.
معتقدم فیلمساز نباید خودش را تکرار کند. الان اگر به من بگویند کاری شبیه به چرخ فلک بساز، قطعا این کار را نخواهم کرد. معتقدم این یک گذار بوده و باید به مرحله بعدی بروم، کاری که جذابتر و اورجینالتر باشد و از طرفی برای مخاطب تازگی داشته باشد. برای همین این موضوع برای تلویزیون کمی ریسک بود برای خود من هم ریسک بالایی داشت، این سریال با بودجهای که مرسوم کارهای شهری بوده است برآورد شده بود و بودجه اندکی داشت و من برای این که از حیثیت حرفهایام دفاع کنم و شأن مخاطب را در نظر بگیرم سعی کردم با یک برنامهریزی منسجم سطح کار را بالا ببرم حال اینکه چطور آن را بالا بردیم ماجرای مفصلی دارد. بخش عظیمی از این ماجرا به نیروهایی برمیگردد که انتخاب کردم.
عوامل بسیار خوش ذوق و باانگیزهای در این کار جمع شدند و این سریال ساخته شد. ردیف بودجهای هم که برای این سریال در نظر گرفته شد الف بود. الف ویژه نبود که دستمان باز باشد.
چه میزان از طراحی صحنه و لباس از مستندات تاریخی دوران قاجار بوده و در عین حال از خلاقیتهای امروزی هم به کار گرفته شده است؟
حمیدنژاد: مهمترین وجه مستند بودن فضا لوکیشنی است که انتخاب کردم؛ یعنی با توجه به بودجه سریال، اگر چنین لوکیشنی را پیدا نمیکردیم، ساخت این سریال بسیار سختتر میشد. لوکیشنی که انتخاب کردیم حدود ۴۰ تا ۵۰، درصد از کار در آنجا ساخته شد و آن هم خانه طباطباییها در کاشان بود که لوکیشن اصلی قرار داده شد.
عمارتی که از زمان قاجار باقی مانده و در آن زمان ساخته شده و محل زندگی اشراف شهر بوده است. این عمارت به خودی خود مستند است. تمام زوایای که استفاده میکنیم از درها و شیشههای رنگی گرفته تا حوض و حیاط همه را به کار گرفتم که مخاطب احساس کند در یک فضای واقعی قرار گرفته است. در ارتباط با پوشش و مراسم آیینی هم همین رویه ادامه داشته است.
با توجه به اسنادی که از عکسهای زمان قاجار مانده بود، بسیار مورد استفاده قرار گرفته شد. منتها نکتهای که وجود داشت این بود که ما تصمیم گرفتیم آن جنبههای سینمایی لباسها را تقویت کنیم، به جهت اینکه مخاطبان بیشتری را بتوانیم جذب کنیم. لباسها مانند لباسهای زمان قاجار است، اما با طراحی و رنگآمیزی جدیدتری؛ بنابراین لباسها هم دور از مستندات تاریخی نیست. این کاری است که سینماگران دنیا انجام میدهند.
عمارت و مکانهایی که در فیلمنامه آقای جوانمرد است اینگونه نیست و من ناگزیر خیلی از سکانسهای فیلمنامه را جابهجا کردم تا بتوانم اجرا کنم.
با توجه به اینکه این سریال در خانهای تاریخی ساخته شده است، تا چه میزان آزادی عمل برای فیلمبرداری داشتید؛ از این جهت که آسیبی به این بناهای تاریخی وارد نشود و آیا از سوی سازمان میراث مجوز داشتید؟
حمیدنژاد: اوایل با توجه به اینکه توریستهای زیادی برای بازدید میآمدند، کار برای ما بسیار دشوار بود؛ به طوری که سر و صدا مانع پیشروی کار میشد و به کندی پیش میرفتیم. یک مقدار که جلو رفتیم با صحبتهایی که با مدیر تولید و آقای مولایی (تهیهکننده) انجام شد، تلاش شد آنجا برای مدتی در ساعاتی که ما کار میکنیم، تعطیل شود تا زودتر به سرانجام برسد.
در واقع اگر این اتفاق نمیافتاد سکانسهایی که مربوط به حیاط این خانه بود غیرقابل اجرا میشد. یکی از ویژگیهای آن لوکیشن این بود که توانستیم آن را در اختیار بگیریم و برای مدتی در آنجا کار کنیم. حدود چهار ماه در آن لوکیشن کارمان را ادامه دادیم. در واقع برای حفاظت و آسیب ندیدن این مجموعه تمام تلاشمان را کردیم؛ به عنوان مثال در طاقچههای این خانه پوشش کاذب استفاده کردیم تا دیوار اصلی آسیب نبیند و یا برای نورپردازی، قسمتهای بالای پنجدریها را بدون اینکه میخ کوبیده شود، تختهها و چارچوبهایی را قرار دادیم و آن طور که میخواستیم توانستیم نورپردازی کنیم تا سکانسهایی که مدنظرمان بود جذاب شوند. باید بگویم تمام این زحمات را گروه طراحی صحنه و گروه فیلمبرداری انجام دادند و بنده از آقای داریوش پیرو و آقای رنجبران تشکر میکنم.
ما در لوکیشنهای زیادی «بانوی عمارت» را کار کردیم و خانه طباطباییهای کاشان یکی از این لوکیشنها بود. بخشی از کار در شهرک غزالی انجام شد. بخشهای مربوط به بازار در «بازار صدرالسلطنه قزوین» انجام شد. اصولا ما برای ساختن لوکیشن بودجهای نداشتیم یا باید از لوکیشنهای واقعی استفاده میکردیم یا از لوکیشنهایی که قبلا در شهرک غزالی ساخته شده بود. بسیاری از سکانسهایی که در سریال میبینید لوکیشن آن متعلق به سریالهای تاریخی دیگر است که ما با تغییر، رنگآمیزی و تغییرات جزئیتر، آنها را تبدیل به لوکیشنهای «بانوی عمارت» کردیم.
ما محدودیت لوکیشن داشتیم و به همین جهت به عنوان مثال تاکید داشتیم که ثبت صحنههای مربوط به بازار در این سریال در «صدرالسلطنه قزوین» انجام شود؛ چراکه آن بازار مربوط به زمان قاجار است که مرمت شده و تا حدودی میتوان کنترلشده در آن کار کرد. بازاری که نئوپان در آن نیست، تیر چراغ برق هم وجود ندارد و همچنین درهای آن شبیه به درهای زمان قاجار است و ما توانستیم حجره «میرزا اسد» و همچنین حجره «حاج فتاح» را در آنجا تصویربرداری کنیم.
به نظر میرسد در انتخاب بازیگران «بانوی عمارت» ریسک کردید و از بازیگران کمتر دیده شده و بعضا نابازیگر استفاده کردید آیا این اتفاق به نبود بودجه برمیگشت یا تصمیم خودتان بود؟
حمیدنژاد: من در اکثر کارهایم از بازیگران جدید استفاده کردهام. یعنی تلاش کردهام تلفیقی از بازیگران حرفهای سینما، تلویزیون و نابازیگر را همیشه در کارهایم داشته باشم و این کار را دوست دارم. معتقدم اگر من موفق شوم بازیگر و نابازیگر را از نظر جنس بازیگری به هم نزدیک کنم، آن موقع میتوانم بگویم تا حدودی موفق شدهام؛ چرا که باید سطح بازی یک بازیگر حرفهای را از کلیشههای قبلی دور کنم و سطح بازی یک نابازیگر را به بازی حرفهای نزدیک کنم تا قابل باور باشد.
زمانی که این اتفاق درست تلفیق شود، من یک نفس راحتی میکشم و این یک محک و آزمایش برای خود من به عنوان کارگردان است. به دو دلیل این اتفاق افتاد؛ یکی اینکه دغدغه ام بود که چهرههای جدیدتری را کشف کنم و دیگر اینکه برایم خیلی مهم بود مخاطب تلویزیون چهرههای جدید هم ببینند و به چهرههای تکراری بسنده نکنند؛ بنابراین هم از بازیگران حرفهای استفاده کردیم و هم نابازیگران.
شما بازی آقای رامتین خداپناهی را در مقابل خانم مریم مومن در نظر بگیرید که در حجره میرزا اسد در ارتباط با مسالهای که پیش آمده دیالوگ میگویند، ما تضاد شدیدی بین این دو بازیگر نمیبینیم و نسبت این کاراکترها کاملا باورپذیر است و یا بازی خانم مومن در مقابل خانم پانتهآ پناهیها و یا آقای حسام منظور و یا به عکس بازیگران دیگر، با وجود اینکه کار اولشان بود، اما در نسبت با این بازیگران درست انتخاب شدهاند و این برای من جذاب است؛ چرا که چهرهها جدید هستند و مخاطب بهتر با این شخصیتها ارتباط برقرار میکنند.
مخاطب با چهرهی مریم مومن و حسام منظور راحتتر ارتباط برقرار میکند؛ چراکه پس زمینه قبلی نداشته است به همین دلیل برای مخاطب جذاب است و کنجکاو میشود که بداند این بازیگر چه کسی است و چگونه ایفای نقش میکند؛ البته شاید ابتدا نسبت به انتخاب این کاراکتر واکنش نشان دهد و خرده بگیرد، اما زمانی که میبیند حساب شده بازی میکند و همه چیز سر جایش است بازی را میپسندد و برایش تازگی دارد. البته این بدین معنی نیست که با بازیگر حرفهای ارتباط بر قرار نمیکند بلکه از باریگر شناخته شده انتظار بیشتری دارد.
البته در کار سینمایی همسطح کردن بازیگر و نابازیگر راحتتر انجام میشود، به جهت اینکه قصه محدود است و زمان بیشتری برای تمرین وجود دارد. از طرفی تعداد بازیگران محدودتر است. اما در ارتباط با سریال ریسک و دشواری بیشتری وجود دارد.
اگر اشتباهی صورت بگیرد به کل سریال آسیب میزند؛ بنابراین مهمترین نقش نابازیگری که داشتیم خانم مریم مومن بود که خیلی باید حسابشده انتخاب میشد و حساب شده بازی میکرد، به همین جهت پیش از تولید به مدت ۵۰ روز برای او آموزش بازیگری گذاشتیم، سکانسهای مهم را تمرین کردیم و در واقع از صفر شروع کردیم. اینکه ایشان چگونه جلوی دوربین حرکت کند، کجا بایستند و چه کند. تمام اینها انجام شد به جهت اینکه سر صحنه کمتر زمان صرف این مسائل شود.
چراکه درست نیست که یک بازیگر را به راحتی جلوی دوربین ببری و بگویی همان لحظه چه کند. باید آمادهسازی صورت میگرفت تا گروه ۳۰ تا ۱۰۰ نفره معطل یک نفر نشوند. همه این موارد در ارتباط با نابازیگران انجام میشود. پس از مدتی خود به خود نابازیگران قالب میگیرند و هدایت آنها کمی آسانتر میشود بدون اینکه آسیبی ببینند و وقت تلف شود. نابازیگران دیگری در این کار حضور دارند که نقشهای مهمی را ایفا کردهاند.
خلیج فارس:۹ ماه از سال گذشته و تلویزیون در آغاز هر فصل برخی از تولیدات جدیدش را در حالی روی آنتن برده که حجم بیشتر سریالها؛ مجموعههای کرهای و تکراری بوده و آن تعداد سریال جدید هم جز کمبینندهترین در آمار هر فصل است. سه ماه از سال ۱۴۰۲ مانده و زمزمه تولیدات مناسبتی به گوش میرسد.
به گزارش «خلیج فارس» به نقل از همشهری آنلاین، اولین سریالی که تولیدش را با هدف پخش در نوروز شروع کرد، فصل پنجم «نون. خ» سعید آقاخانی بود. سریالی که چهار فصل گذشتهاش توانست پرمخاطب باشد و شاید بتوان گفت بعد از «پایتخت» سیروس مقدم برگ برنده مدیران سازمان در تولید سریالهای طنز است. این سریال در تولید به نسبت دیگر سریالهای طنز جلوتر است و به احتمال زیاد جز گزینههای اصلی نوروز به حساب میآید.
دست پر؛ دست خالی
سه فصل «زیرخاکی» جلیل سامان هم توانسته بود برای بینندگان تلویزیون در بحران نبود سریالهای طنز، یک سریال دیدنی باشد. حالا مدیران تصمیم گرفتند فصل چهارم این سریال را بسازند. جلیل سامان و تیماش که ترجیحشان این است در سکوت خبری کارشان را پیش ببرند. این روزها به نظر مشغول تولید این سریال هستند. سریالی که نقویان، مدیر سیما فیلم گفته شاید به نوروز امسال برسد. اما با توجه به کنداکتور برنامه و سریالهای سال جدید و همزمانی با ماه مبارک رمضان شاید درست نباشد مدیران سازمان تمام تولیدهای خود را روی آنتن ببرند و بعد پایان تعطیلات باز هم شبکههای تلویزیون دست به دامان سریالهای تکراری شوند.
«پایتخت ۷» ۱۴۰۳ کلید میخورد
پایان فصل ششم «پایتخت» آنقدر با حاشیه همراه بود و بعدها آنقدر تفاوت نظر میان سازندگان و مدیران سازمان وجود داشت که کسی فکر نمیکرد؛ باز هم «پایتخت» به تلویزیون بیاید. اما انگار مدیران رسانه ملی تلاش کردند تا با مذاکرات گام به گام بتوانند باز هم «پایتخت» را به تلویزیون بیاورند و این بار نسخه سینماییاش را. نسخه سینمایی که به نظر از مجموع شش فصل گذشته است. بعدتر فصل هفتم سال ۱۴۰۳ کلید خواهد خورد.
مسعودی این بار موفق میشود
علاوه بر سریالهای طنز که گمانهزنی برای پخش در نوروز را دارند؛ «بدل» علی مسعودی هم یکی از گزینههاست؛ کارگردانی که سریال قبلیاش آنقدرها هم به دل ننشست. مسعودی حالا طنز «بدل»را در تهران و زادگاهش (مشهد) میسازد.
سریال یک رمان عاشقانه
به جز سریالهای طنز، تلویزیون چند کاندید را با تم تاریخی به مناسبت رمضان در نظر دارد. یکی از این سریالها «رویای نیمه شب» است که اقتباسی آزاد از یک رمان عاشقانه با همین نام است. حسن آخوندپور این سریال را کارگردانی میکند و سریال کلید خورده و باید دید تا سال جدید به آنتن میرسد.
«رستگاری» مسعود دهنمکی
جدیدترین سریال دهنمکی به پایان رسیده و به نظر از اولویتهای پخش مدیران باشد. کارگردانی که در چند سریال گذشتهاش نتوانست جز پربینندهها باشد. حالا او یک سریال ماورایی ساخته و قرار است این سریال برای رمضان روی آنتن برود.
سریال تاریخی ۳۰ قسمتی
«مهیار عیار» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی از دیگر سریالهای تاریخی است که چند سالی نامش در میان تولیدات سازمان دیده میشود. این سریال توسط کارگردان فصل اول «مستوران» تولید شده است. قصه آن در دوران صفویه میگذرد. این مجموعه در ۳۰ قسمت ساخته خواهد شد که فیلمنامه این مجموعه تلویزیونی را محمدرضا محمدینیکو به نگارش درآورده است.
خلیج فارس: «مهدی فرجی» تهیهکننده «نونخ»: این روزها تصویربرداری سریال در چابهار ادامه دارد و در تهران و کردستان هم فیلمبرداری خواهیم داشت.
شروع پخش این سریال در ابتدای ماه رمضان خواهد بود و خوشبختانه در کنار بازیگرانِ فصلهای قبلی همچون حمیدرضا آذرنگ، بازیگران بومی و محلی جدیدی هم به گروه اضافه شدهاند.
منبع: تسنیم