زباله
خلیج فارس:هنوز نوار زرد رنگ محوطه جرم در باغ مهرجویی است. حال و هوای ویلای داریوش مهرجویی چند روز پس از قتلش را مشاهده میکنید.
خلیج فارس: فضای نیروی کار با ورود خیل عظیم مهاجران غیرقانونی از مرزهای شرقی، وارد فاز تازهای شده که بیش از هر چیز به سود بازیگران بخش «غیررسمی» و «زیرزمینی» اقتصاد ایران تمام شده است. نمود بیرونی شدت گرفتن فعالیتهای زیرزمینی را میتوان در «اقتصاد زبالهگردی» در حاشیه شهرها مشاهده کرد که اگرچه در لایه بیرونی با تکیه بر نیروی کار ارزانقیمت و غیررسمی مهاجران غیرقانونی شکل گرفته اما در درون خود، چندین لایه مختلف را پنهان کرده که چرخه مالی عظیم پسماند را میگردانند و حتی یک ریال مالیات نمیدهند. اقتصاد زبالهگردی در کلانشهرها که عمده تولیدکننده زباله در یک کشور محسوب میشوند، در لایه بیرونی روی دوش فعالان فرودست سیستم اقتصاد غیررسمی است. یعنی افرادی که از سه منبع اصلی قدرت شامل «سرمایه مادی، دانش و مهارت انسانی قابل مبادله در بازار کار و اقتدار سازمانی» بیبهره هستند. به عبارتی، توزیع قدرت در سطح جوامع به گونهای است که بخشی از جامعه از این سه منبع قدرت خالیاند. در نتیجه برای تامین معاش، ناگزیر از عرضه نیروی کار به بازار هستند. افراد زیادی را میتوان در گروههای مختلف تهیدستان شهری، دستهبندی کرد. گروههایی مانند دستفروشان، فروشندگان، دوره گردان، پیک موتوریها، کارگران روزمزد گوشه میدانهای اصلی شهرها، بیکاران، مهاجران خارجی و داخلی به شهرهای بزرگ، کارتنخوابها، کودکان کار و البته زبالهگردها که موضوع این گزارش است.
۵ حلقه زبالهگردی
با افزایش جمعیت کلانشهرها که به دلیل کاهش فرصتهای شغلی در شهرهای کوچک و متوسط رخ داده، حالا پدیده زبالهگردی، رو به گسترش است. پدیدهای که به معنای جمعآوری ضایعات قابل فروش توسط بخش غیررسمی اقتصادی و در واقع فقیر جامعه است. ضایعاتی که از قوطی و اجسام فلزی و مواد پلاستیکی و کاغذی تا محصولات از کار افتاده خودرویی و الکترونیکی و رایانهای را در بر میگیرد. لایهرویی و آنچه قابل مشاهده است، از سه طریق دست به جمعآوری این ضایعات میزنند. اول جستوجو در سطلهای زباله (مطابق آمار موجود متعلق به پایان آذر ماه سال گذشته بیش از 49 هزار و 500 سطل زباله در تهران وجود دارد و منطقه 4 در شرق تهران به دلیل تراکم بالای جمعیتی بیشترین تعداد سطل زباله را دارد)، دوم مراجعه با دست خالی، گونی یا وانت به درب منازل و خرید و جمعآوری ضایعات از خانوارها و سوم جستوجو در محل دپوی زبالههای شهری است.
اما زبالههای تفکیک شده و ضایعاتی که از این طریق به دست میآید بین 5 گروه دست به دست میشود که همگی جزو اقتصاد «غیررسمی» محسوب میشوند و حاکمیت از ثروتآفرینی به دست آمده هیچ بهرهای نمیبرد. حلقه اول، زبالهگردها هستند. این دسته به نوعی سرباز پیاده محسوب میشوند. در مصاحبههای انجام شده با این دسته، مشخص شده که بخش بزرگی از این افراد مهاجران غیرقانونی و حتی قانونی هستند که البته درآمد نسبتا خوبی هم از این راه به دست میآورند. درآمدی که ماهانه تا بیش از دو برابر حداقل دستمزد وزارت کار نیز بالغ میشود! به گفته برخی از زبالهگردها، برای اینکه شهرداری از کار آنها در شهر ممانعتی به وجود نیاورد، ادارهکنندگان سازمانهای غیررسمی زبالهگردی، به ازای فعالیتشان، پولی پرداخت میکنند که در گفتوگوها مشخص نشد که این پول چقدر است؟
در حلقه دوم، کارگاههای تفکیک زباله قرار دارند. این حلقه در ارتباط با شهرداری یا پیمانکار شهرداری محسوب میشوند و انبار یا محوطهای برای تفکیک زباله دراختیار دارند که عمدتا در جنوب تهران به ویژه منطقه معروف خلازیر واقع است. عمده کارگرانی که در این کارگاهها فعالیت دارند مهاجران غیرقانونی هستند که با حقوق اندک و بدون بیمه بهترین فرصت را برای کارگاهها به وجود آوردهاند که با هزینه کمتری دست به تفکیک زباله بزنند.
حلقه سوم، کارگاههایی هستند که زبالهها را بازیافت میکنند و به کارخانهها میفروشند. این حلقه عمدتا با 6 تا 10 کارگر فعالیت میکنند، از سطح شهر زبالهها را جمعآوری و تفکیک کرده و بعد به کارخانهها میفروشند. عمده کارگران این بخش هم مهاجران غیرقانونی هستند.
حلقه چهارم، کارخانهدارانی هستند که این زبالهها را میخرند و به نوعی «مشتری» ضایعات محسوب میشوند. کارخانههای ذوب فلز، فولادسازی، بطریسازی و شیشه و بلور و موکت و فرش و… در این دسته قرار دارند.
در حلقه پنجم نیز خریداران خارجی ضایعات قرار میگیرند. این حلقه را عمدتا دلالانی تشکیل دادهاند که از کشورهایی چون هند، پاکستان، چین، ترکیه و عراق برای خرید مواد پلاستیکی و فلزی به ایران میآیند.
ترکیب نیروی کار
بخش بزرگی از نیروی کار فعال در اقتصاد زباله، مهاجران غیرقانونی از مرزهای شرقی کشور هستند که البته با مهاجران شهرهای کوچک و بزرگ به تهران نیز درهم میآمیزند تا چرخ دنده عظیم نیروی کار این بخش از اقتصاد غیررسمی کشور را به کار بیندازند. عمده افراد فعال در این حوزه مردان هستند و یک ویژگی خاص دارند: حضور کودکان 10 تا 11 ساله در این بخش زیاد شده است. البته استفاده از کودکان در شغل زبالهگردی پدیدهای جدید نیست و جهانشمول است، اما مطابق یک پژوهش که در سال 94 انجام شده، نزدیک به 40درصد از نیروی کار اقتصاد زبالهگردی متکی به کودکان بوده (نزدیک به 31درصد از کودکان غیرایرانی و 8.8درصد کودکان ایرانی) بوده به دلیل رکود حاکم بر اقتصاد کشور و به ویژه تعطیلی بسیاری از کورههای آجرپزی و واحدهای صنعتی اطراف تهران، وارد کار زبالهگردی شدهاند.
هر کارگر زبالهگرد در روز 12 ساعت کار میکند. کار از ساعت 5 صبح آغاز و حتی به یک بعد از نیمه شب میکشد. رقابت در سطح شهر تهران بالاست و اگر کسی نتواند جیره روزانه ضایعات را به گاراژها و انبارهای تفکیک زباله برساند، پول کمتری گیرش میآید. برخیها گاری و وانت شخصی دارند. برخیها این وسایل را از کسانی دیگر اجاره میکنند. تعداد بسیار زیادی از نیروی کار مشغول در این حوزه از گونیهای بسیار بزرگ پلاستیکی برای جمعآوری ضایعات پلاستیکی و کاغذی استفاده میکنند. در نهایت، این زبالهها به سمت کارگاهها و انبارهای مختلف اطراف شهر تهران میرود. خلازیر، یافتآباد، زمانآباد، محمودآباد و….
نیروی کار فعال در اقتصاد زبالهای، وابستگی استخدامی ندارد. بیمهای ندارد و میزان درآمد را برحسب وزن زباله تفکیک شده به دست میآورد. سکونت این دسته افراد در همان محوطههای تفکیک و دپوی زباله در داخل چادر، کانکس، یا خانههایی که هر لحظه ممکن است سقفشان فرو بریزد، انجام میشود.
چقدر درآمد دارند؟
براساس گفتوگوهایی که در این باره انجام گرفته، نیروی کار لایه اول اقتصاد غیررسمی زبالهای، هر کیلو زباله تفکیک شده را به طور میانگین 6000 تومان به کارگاهها میفروشند. سربازان پیادهای که روزانه 50 تا 100 کیلو زباله تفکیکی به دست میآورند و بنابراین گاهی تا روزانه 600 هزار تومان نیز درآمد دارند. در روزهای پایانی سال، این اعداد به دلیل بالا گرفتن مصرف، افزایش هم پیدا میکند. البته باید توجه داشت که نوع تولید زباله در شمال و جنوب شهر تهران متفاوت است. زبالههای بالای شهر «عیار» بالاتری دارد و سرقفلی زبالهگردی در این مکانها بسیار بالاست.
البته سیل ورود مهاجران غیرقانونی فرصتی بزرگ برای فعالان غیررسمی اقتصاد زبالهای فراهم آورده تا به نیروی کار ارزانتر و بیشتر دسترسی داشته باشند. به این صورت که محلههای بیشتری تحت پوشش قرار میگیرند یا با سازماندهی مهاجران، به شهرهای حومهای اطراف تهران فرستاده میشوند که سکونتگاه بسیاری از افرادی شده که این روزها به دلیل گرانی مسکن به این شهرها مهاجرت کردهاند.
در گزارش شهرداری تهران در سال 99 تعداد افراد زبالهگرد در کشور حدود 14 هزار نفر اعلام شده که حدود 4700 نفر از این افراد که غالبا کودکان هستند در شهر تهران فعال هستند. نکته قابل تامل درخصوص آمار فوق حضور 90درصدی مهاجران غیرقانونی در میان جمعیت زبالهگرد کشور است.
سه سال از آن زمان گذشته و حالا میتوان انتظار داشت با افزایش شهرنشینی، این اعداد بزرگتر هم شده باشند.
لایههای درونی چقدر درآمد دارند؟
اقتصاد غیررسمی در ذات خود، هرگونه اطلاعات دقیق و متقن را از تحلیلگران میگیرد. نمیتوان به درستی مشخص کرد که چه میزان گردش مالی در بخشهای مختلف اقتصاد غیررسمی وجود دارد. به طور مثال شما نمیتوانید میزان قاچاق کالا به ایران را حدس بزنید چون از راههای غیررسمی انجام میشود اما میتوانید عدد «کشفیات قاچاق» را در یک مضرب تعیین شده، بگذارید و میزان قاچاق را «تخمین» بزنید. بنابراین چیزی که باقی میماند، «تخمین» است که براساس یکسری دادهها و اطلاعات به دست میآید.
در هر شبانهروز 9 هزار تن زباله قابل بازیافت در سطح شهر تهران تولید میشود و این رقم برای کل کشور به بیش از 60 هزار تن میرسد. زبالههایی که شامل مقوا، پلاستیک و ظروف PET، شیشه و بطری شیشهای، انواع فلزات، نان خشک و… میشود و میتوان آنها را بازیافت کرد.
در جدول پیوست این گزارش، قیمت خردهفروشی و عمدهفروشی این دسته زبالههای قابل بازیافت آمده است. براساس این دادهها میتوان متوجه شد که هر تن ضایعات قابل بازیافت بهطور متوسط تا 8 میلیون تومان نیز فروخته میشود. درحالی که 40درصد از این رقم سود خالص به حساب میآید. سهم پیمانکاران رسمی از جمعآوری و تفکیک پسماندهای بازیافتی و ارایه و فروش آنها به کارگاههای رسمی بازیافت زبالهها، کمتر از 10درصد است و باقیمانده نصیب شبکههای غیررسمی میشود.
تخمین مهمی که در این باره میتوان داشت این است که «ارزش اولیه سرمایه در گردش» لایههای درونی اقتصاد غیررسمی زبالهای در تهران، روزانه 20 میلیارد تومان است. این رقمی است که توسط یک عضو سابق شورای شهر تهران نیز تایید شده، اما همانگونه که گفته شد این فقط یک تخمین است و ارزش واقعی و نهایی سرمایه در گردش اقتصاد زبالهگردی نیست، زیرا ضایعات پس از سپری کردن حلقههای 5گانهای که شرح آن رفت، با وجود آنکه به دست نیروی کار غیرتخصصی و غیررسمی با عملیات ساده جداسازی همراه شده و اصولا ارزش افزودهای تولید نمیکند و فقط حلقههای دلالی را افزایش میدهد، به قیمتی به دست کارخانهدار و دلال خارجی میرسد که چندین برابر قیمت خرید از درب منازل جمعآوری از سطح شهر است.
چرا این اتفاق افتاده است؟
در بیان چرایی شکلگیری چنین شبکهای از اقتصاد غیررسمی که حالا با سیل ورود مهاجران غیرقانونی وارد مرحلهای تازه شده، میتوان دلایل زیادی را مطرح کرد. دلیل اول، رشد بیکاری و بازماندگی روزافزون بخشی از جمعیت فعال کشور از دستیابی به فرصتهای شغلی در حوزه رسمی اقتصاد است. دلیل دوم، سطح درآمد پایین در کنار کمبود فرصتهای شغلی در سایر مناطق و شهرستانهای کشور به دلیل عواملی نظیر خشکسالی و نظام توزیع متعادل ثروت و خدمات به نفع قطب برخورداری مانند تهران است که منجر به مهاجرت جمعیت جویای کار به سمت تهران شده است. مرکز آمار میگوید در فاصله سالهای 90 تا 95 جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر به تهران گسیل شدهاند. عددی که از جمعیت کل استان چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی و جنوبی، سمنان و کهگیلویهوبویراحمد بیشتر و دو برابر جمعیت کل استان ایلام است! آیا به میزان افزایش جمعیت در تهران، شغل رسمی هم ایجاد شده؟ قطعا خیر! اصلا چه نوع شغلی میتوان ایجاد کرد که ظرف 5 سال پاسخگوی نیاز نزدیک به یک میلیون نفر باشد؟ این جمعیت ناگزیر است که به سمت اقتصاد غیررسمی حرکت کند. اما دلیل سوم، سیل حضور اتباع خارجی در ایران است. حضور اتباع مهاجر در کنار مهاجران سرزمینی به تهران، حجم تقاضا برای کسب و کارهای رسمی در تهران را نسبت به فرصتهای کاری قابل عرضه بالا میبرد و فضای رقابتی شدیدتری را ایجاد میکند. اتباع خارجی بار مسوولیت کمتری برای کارفرمایان بخش رسمی دارند و با دستمزد کمتر، تن به کار بیشتر میدهند. نگاهی بیندازید به کارگران باربریهای حمل و نقل یا کارگران ساختمان و بنگاههای ریختهگری و مشاغل سخت. اتباع خارجی که غیرقانونی وارد کشور شدهاند، ترجیح میدهند زندگی در سایهای داشته باشند تا توسط پلیس شناسایی و بازگردانده نشوند. اقتصاد زبالهگردی بهترین جا برای ادامه حیات آنهاست و میتوان در کوتاهمدت، رشد این بخش از اقتصاد غیررسمی را مشاهده کرد.
هزینه ۴ برابر درآمد شهرداری
اما شاید یک دلیل مهم دیگر هم وجود داشته باشد و آن مدیریت غیراصولی زبالههای تهران است که در بیشتر کشورها با عنوان «طلای کثیف» از آن یاد میشود اما در ایران مافیای زبالهگردی این بخش را کامل به دست گرفته است. براساس بودجه مصوب شورای شهر تهران، شهرداری تهران در سال جاری، ۸۹۱ میلیارد تومان درآمد از پسماند و 115 میلیارد تومان از بازیافت زباله خواهد داشت اما در ردیف هزینهها آمده که ۳ هزار و ۴۵۱ میلیارد تومان برای به دست آوردن این میزان درآمد، باید هزینه کند! این هزینه به جز هزینههای دایمی مثل حقوق کارمندان سازمان پسماند و مواردی از این دست است. یعنی شهرداری تهران همچنان نزدیک به ۴ برابر پولی که از پسماند دریافت میکند، هزینه میکند. شاید در پایتخت بدترین کشورهای دنیا نیز چنین اتفاقی نیفتاده باشد!
در کشور ما به ویژه در تهران، به دلیل بودجههای نفتی، عوارض شهری و تراکمفروشی که با کمترین تلاش، بیشترین منابع سرمایهای را دراختیار مدیریت شهری قرار میدهد، دولت و شهرداری چندان انگیزهای برای استفاده از ثروت روزانه 20 میلیارد تومانی و بهره بردن از آن برای پیشبرد عملیات عمرانی و حمل و نقل شهری ندارند و بدینسان، سرمایه ارزشمندی مانند زباله، به رایگان به دست بخش غیررسمی افتاده است که چهرهای در سایه دارند و علاوه بر بهرهکشی از نیروی کار، به دولت هم پاسخگو نیستند.
منبع: اعتماد
خلیج فارس: آیا بطری پلاستیکی در خانه دارید و نمیدانید چگونه از آن استفاده کنید؟ آیا میدانستید که اگرچه بیشتر بطریهای پلاستیکی خالی در سطل زباله ریخته میشوند، اما در واقع راههای دیگری وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده مجدد کنید؟
به گزارش«خلیج فارس» به نقل ازخبرآنلاین؛ کیفیت بطری پلاستیکی بادوام و منعطف به شما این امکان را میدهد تا به طور خلاقانه آن را برای اهداف مختلف بازیافت کنید.
یکی از روشهای مصرف بطریهای پلاستیکی به کارگیری آنها به عنوان اسپری آب است؛ برای این ترفند فقط به مته یا پیچ گوشتی نیاز دارید تا بتوانید چند سوراخ در بطری ایجاد کنید. سپس دهانه بطری را به سر شلنگ آب متصل کنید تا یک اسپری آب داشته باشید.
آیا جداسازی تخم مرغ را چالش برانگیز میدانید؟ در برخی از دستور العملها، شما به زرده تخم مرغ و تخم مرغ سفید نیاز دارید، اما این روند کمی پیچیدهاست. نگران نباشید، میتوانید این مشکل را با بطریهای پلاستیکی حل کنید. تخم مرغ را در یک کاسه بشکنید. درب بطری را بردارید و کمی فشار دهید. سپس فشار را ادامه دهید، انتهای آن را داخل زرده تخم مرغ قرار دهید و فشار را متوقف کنید. به این ترتیب، زرده تخم مرغ جذب بطری میشود و سفیده تخم مرغ در بشقاب باقی می ماند.
خلیج فارس: مقبرۀ کوروش در اصل نمایی بسیار متفاوت از آنچه که ما امروز میبینیم داشته است؛ طبق اطلاعاتی که از نوشتههای مورخان به دست آمده و همینطور بررسیهای صورت گرفته بر روی خود مقبره، این بنا قبلا دارای حکاکیهایی بوده که شامل نوشتههایی به خط میخی و همینطور نقش و نگارهایی از جمله یک گل بوده است.
همانطور که در تصاویر معاصر از این بنا میتوان دید، امروزه دیگر از این ستونها خبری نیست اما در یکی از قدیمیترین عکسهایی که از این بنا گرفته شده میتوان آثاری از ستونهای اطراف آن را مشاهده کرد. این عکس به احتمال زیاد توسط آنتوان سوروگین و بیش از یک قرن قبل در دوران قاجار گرفته شده است.
منبع: فرادید
خلیج فارس: هر روزه زبالههای الکترونیکی بیشتری در دنیا ایجاد میشود و حالا راهکار جدیدی برای استخراج فلزات گرانبهای نهفته در وسایل الکترونیکی از جمله لپتاپها و موبایلها پیدا شده است.
برای ورود به این مکان، میبایست یک عینک ایمنی و یک کت سفید آزمایشگاهی را به تن کرد. از یک آزمایشگاه کوچک عبور کردم و هیلی مسنجر، شیمیدان متخصص در فلزات گرانبهای پایدار به من توضیح داد که چرا در این آزمایشگاه، چیزی برچسب و لیبلی ندارد:« همه چیز اینجا رمزآلود است. » او در حالی که محلول سبز جادویی را در یک فلاسک شیشهای یک لیتری که در آن بردهای مدار متعددی قرار دارد میریزد، این جمله را برزبان آورد.
او و تیمی از شیمیدانان، همراه با استارتآپ کانادایی Excir، روشی را اختراع و ثبت کردهاند که به ادعای آنها ۹۹% از طلای موجود در مدارها و بردهای چاپی موجود در لپتاپهای از رده خارج و گوشیهای موبایل قدیمی را استخراج میکند. در اواخر امسال، ضرابخانه سلطنتی مینت، یک کارخانه جدید را با صرف هزینه چندین میلیون پوندی افتتاح خواهد کرد که قادر خواهد بود تا هر هفته، ۹۰ تن از بردهای الکترونیکی را بعد از عملیاتی شدن کامل، پردازش کرده و سالانه صدها کیلوگرم طلا را از این بردهای الکترونیکی بازیابی کند.
هنگامی که مخلوط درخشان، در داخل فلاسک شروع به جوشیدن کرد، مسنجر با پیچاندن و بستن درب فلاسک، آن را روی دستگاه غلتکی قرار داد تا محتویات فلاسک را تکان دهد. تنها در طول چهار دقیقه، تمام قطعات طلا حل شده و وارد مایع میشود.
مسنجر توضیح داد:« تمام این روند در دمای اتاق و خیلی سریع اتفاق میافتد.» او در ادامه به این نکته اشاره کرد که این امکان وجود دارد تا از این محلول شیمیایی برای ۲۰ بار مجددا استفاده کرد و هربار غلظت طلای موجود در محلول افزایش پیدا میکند.»
زمانی که محلول اسرارآمیز دیگری به فلاسک اضافه میشود، طلا مجددا به فلزی جامد تبدیل خواهد شد. در مرحله بعد، این پودر فیلتر شده و در یک کوره ذوب میشود و در ادامه به قطعات بسیار ریز طلا تبدیل خواهد شد. این قطعات ریز طلا را میتوان به شکل گردنبند، گوشواره و دکمه سرآستین تبدیل کرد ولی ارزش واقعی این فلزات بازیافتی گرانبها در این فرآیند شیمیایی بسیار ساده نهفته است.
راهکار شیمیایی ماجرا
زبالههای الکترونیکی ( که E-Waste یا WEEE نیز نامیده میشوند)، سریعترین و درحال گسترشترین جریان زبالهای در دنیاست. طبق برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، برآورد میشود که سالانه ۵۰ میلیون تن زباله الکترونیکی در سراسر جهان تولید میشود که وزن آنها از تمام هواپیماهای تجاری که تاکنون ساخته شده بیشتر است. ولی تنها ۲۰% از این زبالههای الکترونیکی به شکل رسمی بازیافت میشوند و اکثر آنها دور ریخته شده یا به مراکز دفن زباله فرستاده شده و یا سوزانده میشوند.
با افزایش تقاضاها برای دستگاههای قابل حمل و سریع الکترونیکی، میزان زبالههای الکترونیکی نیز افزایش مییابد. در سال ۲۰۱۹، مجمع جهانی اقتصاد برآورد کرد که در سال ۲۰۵۰، تولید سالانه زبالههای الکترونیکی بیش از دو برابر شده و به بیش از ۱۲۰ میلیون تن در سال خواهد رسید.
طلا هم مثل تمام مواد خام حیاتی، یک منبع محدود است و حدود ۷% از طلای جهان در حال حاضر در لوازم الکترونیکی بلااستفاده قرار دارد. استخراج طلا، معمولا شامل دستگاههایی میشود که به اتحادیه اروپا یا آسیا صادر میشوند؛ چرا که در این مناطق، زبالههای الکترونیکی در دماهای بسیار بالا و در فرآیندی خام و با کربن فشرده ذوب میشوند.
مسنجر در این باره گفت:«ما میخواهیم تا حد امکان فلزات ارزشمند را از آنچه که زباله هستند، بازیابی کنیم. تمرکز ما بر این است که این کار را به شکل پایدار در بریتانیا انجام دهیم. آن هم با استفاده از فرآیندی که در دمای اتاق انجام میشود و درعین حال گازهای گلخانهای به مراتب کمتری در مقایسه با ذوب تولید خواهد کرد.»
مارک لاوریج، مدیر بازرگانی ضرابخانه سلطنتی در این باره گفته:« اگر ما زباله تولید میکنیم، باید مسئولیت تفکیک آن را نیز برعهده بگیریم و نباید زبالهها را به کشور دیگری منتقل کنیم تا آنها را برای ما تفکیک کنند.» او معتقد است که توسعه زنجیرههای تامین زبالههای الکترونیکی در اطراف کارخانههای بازیافت محلی، باعث کاهش سفرهای طولانی موردنیاز برای انتقال وسایل الکترونیکی دورریخته شده از طریق دریا، هوا و جاده خواهد شد و ضرابخانه سلطنتی با هدف جهانیسازی این فناوری در حال مذاکره با شرکای خود در سراسر جهان است.
من با تعویض لباسهایم، یک کلاه نارنجی بزرگ به سر گذاشتم؛ یک جلیقه مخصوص به تن کرده و چکمههای مشکی مقاومی را پوشیدم و به سمت کارخانه فرآوری جدید رفتم. دهها کیسه زباله بزرگ در گوشه و کنار این کارخانه ۳هزار متر مربعی روی هم چیده شده بودند که هرکدام مملو از بردهای الکترونیکی رنگارنگ بودند. این مدارها و بردها از لپتاپها و گوشیهای موبایل استخراج شده و توسط شبکهای متشکل از ۵۰ تامین کننده زباله الکترونیکی در سراسر کشور، به این کارخانه تحویل داده شده بودند.
روند استخراج به چه ترتیب است؟
بردهای الکترونیکی در بدو ورود، بررسی میشوند و در یک قیف بزرگ نقرهای قرار میگیرند که این ماده خام را به سمت یک دستگاه بزرگ چند رنگی هدایت میکند. تونی بیکر، مدیرنوآوری تولید دراین باره توضیح داده که با جدا شدن و شکستن بردهای مدار به صورت مکانیکی، تمام قطعات و اجزای غیرطلا، در یک طرف نگه داشته میشوند و قطعات حاوی طلا، از جمله پورتهای USB به صورت دیجیتالی شناسایی شده و به یک راکتور ۵۰۰ لیتری منتقل میشوند. در این مرحله “محلول سبز جادویی” در مقیاس به مراتب بزرگتری اضافه شده و طلاها استخراج شده و قطعات طلا تولید میشوند.
از آنجا که در ابتدای کار، حجم زیادی از موادی غیر از طلا از گردونه کار خارج میشوند، پردازش شیمیایی فقط برروی قطعات حاوی طلا انجام خواهد شد. مواد خامی که توسط ضرابخانه سلطنتی مورد استفاده قرار میگیرند، به جای لپ تاپ یا تلفن های همراه، از بردهای مداری تشکیل شده و زمانی که طلا استخراج شد، باقیمانده اجزا که از جنس طلا نیستند، همگی برای استفاده مجدد به بخشهای مختلف زنجیره تامین فرستاده خواهند شد تا چیزی هدر نرود. طبق گفته لاوریج، محتوای طلای موجود، بسته به مواد اولیه، بین ۶۰ تا ۹۰۰ بخش در یک میلیون متغیر است.
درحال حاضر، کارخانه بازفرآوری ضایعات ضرابخانه سلطنتی، فقط بربازیافت طلا در مقیاس نسبتا کوچکی تمرکز دارد و هدف این است که در نهایت با گسترش این سیستم، سایر فلزات گرانبهای موجود در تخته مدارها بازیافت شوند.
بازیافت انرژی علاوه بر طلا
در هنگام پردازش پلاستیک یا فایبرگلاس باقیمانده، مقداری از انرژی تولید شده به گازهای مصنوعی تبدیل میشود که این گازها نیز برای استفاده به نیروگاه انرژی محلی ضرابخانه منتقل خواهند شد تا از آنها مستقیما برای تولید برق محل استفاده گردد. این بخشی از برنامههای این شرکت برای تولید ۷۰% برق مورد نیاز برای راهاندازی و کارکرد کل سایت، از طریق انرژیهای تجدید پذیر از جمله خورشید، باد، حرارت و برق ترکیبی به اضافه ذخیره باتریهاست.
در صورتی که استارت آپ Excir بتواند فلزات ارزشمند بیشتری را بازیافت کند و درصورتی که این سیستم به شکل کلی بتواند با انرژیهای تجدیدپذیر بومی خودش کار کند، میتوان این راهکارها را در مراکز مشابه بازیافت دیگر در سراسر کشور، تکرار کرد و بدین ترتیب زبالههای الکترونیکی را قبل از آنکه صادر شوند، مورد بازیافت قرار داد. طبق گفته لاوریج، بزرگترین چالش دراین مسیر، اطمینان از این موضوع است که شبکه تامین و پردازشگرهای زبالههای الکترونیکی، به نحوی رشد کنند که افراد بازیافت این زبالهها را در اولویت قرار داده و به این امر تشویق شوند.
بیکر دراین باره گفته:« هرچه بتوان در ابتدای پروسه، مواد را تفکیک و جداسازی کرد، به تلاش کمتری در جریان کار نیاز خواهد بود و مصحول نهایی خالصتر و ارزش آن بالاتر خواهد رفت. ما به فلزات گرانبها نیاز داریم، چون منبع مهمی برای ما هستند. ولی فقط بحث استخراج فلزات از این بردهای الکترونیکی و دور ریختن باقیمانده بردها نیست. ما میخواهیم راهی را بیابیم که تک تک اجزای این بردها را بازیافت کنیم.»
بعد از استخراج طلا از این بردها، باقیمانده بردها، همراه با سایر زبالههای الکترونیکی غیرطلا، خرد شده وبه دستههای مختلفی تقسیم میشوند. بخشهای مسی، فولاد وقلع به مراکز بازیافت تخصصی منتقل میشوند و باقیمانده قطعات نیز بازیافت میشوند. صافی مورد استفاده برای پروسه شیمیایی هم تا ۲۰ بار قابل استفاده خواهد بود. طبق گفته لاوریج، هدف نهایی این است که با عملیاتی شدن دقیق این پروسه، ضایعات این کار به صفر برسد.
استخراج معادن شهری و بازیافت فلزات گرانبها از مواد زاید مثل همین بردهای الکترونیکی، روند رو به رشدی است و طبیعتا زبالههای الکترونیکی زیادی در دسترس خواهند بود.
کیت هینتون، مسئول روابط خارجی Material Focus که از کمپین بازیافت وسایل الکترونیکی حمایت میکند، به این نکته اشاره کرده که خانوادههای بریتانیایی، حدودا ۵۲۷ میلیون وسیله الکترونیکی کوچک قدیمی (ز جمله ۳۱ میلیون لپ تاپ قدیمی به وزن حدود ۱۹۰ هزار تن) را در اختیار دارند. در آمریکا، سالانه موبایلهایی دور انداخته میشوند که به طور میانگین حاوی ۶۰ میلیون دلار طلا و نقره هستند.
متخصصان براین باور هستند که فلزات به خوبی قابل بازیافت هستند؛ مخصوصا به این خاطر که هزینه زیست محیطی استخراج سنگ معدن برای دست یابی به مقدار اندکی طلا بسیار بالاست.
همکاری جواهرسازان با بازیافت کنندگان
درحال حاضر برند جواهرسازی آمریکایی Ring Bear از این طلاهای بازیافتی استفاده میکند. یکی از اهداف پاندورا، استفاده از طلا و نقرههای بازیافتی تا سال ۲۰۲۵ است و جالب اینجاست که در جریان المپیک توکیو برای ساخت ۵۰۰۰ مدال طلا، نقره و برنز، این فلزات ارزشمند از شش میلیون تلفن همراه و تقریبا ۷۲هزار تن زباله الکترونیکی استخراج شد.
طبق اعلام هینتون، سالانه ۱۵۵ هزار تن دستگاه الکترونیکی کوچک دور ریخته میشود. اما او امیدوار است که روزی بازیافت زبالههای الکترونیکی، تبدیل به یک هنجار شود. البته او میداند که بازیافت، همه مشکلات را حل نمیکند ولی معتقد است که هدر دادن مواد اولیه موردنیاز برای ساخت فناوری سبز آینده، جنونآمیز است.
البته او معتقد است که برای تبدیل بازیافت زبالههای الکترونیکی، به نوآوری نیاز است و گفته:« این نیاز بیش از هرچیز برای وسایل الکتریکی کوچکی مثل شارژرها، دوشاخهها و کابلهای مسی احساس میشود. عملکرد ضرابخانه سلطنتی فوقالعاده است ولی باید این را در نظر داشت که طلا تنها بخش خیلی کوچکی در مقایسه با سایر مواد موجود در این وسایل الکترونیکی است.»
این کار مستلزم سرمایهگذاری هنگفت در زمینه تحقیق وتوسعه برای توسعه فرآیندهای تولیدی و تجاری است و با افزایش آگاهیها در مورد اثرات زیست محیطی واجتماعی معادن متعارف، گسترش فناوریهای جدید سبز، باعث رشد اقتصادی در زمینه فلزات گرانبها خواهد شد.
زمانی که بحث سرعت بخشیدن به این روند میرسد، پیشگامان زیادی در این مسیر دیده نمیشوند. شرکت آمریکایی New Gold Recovery در حال توسعه شیوهای بدون سم است که ذرات طلا را از زبالههای الکترونیکی استخراج میکند. کمپانی بریتانیایی N۲S از یک روش شستشوی سبز برای بازیافت مواد از تجهیزات فناوری اطلاعات استفاده میکند. در سال ۲۰۲۱، آنها ۱۲۹ تن مس را بازیافت کردند.
در نیوزیلند و استرالیا نیز شرکتهای مشابهی، گام های بزرگی را در این زمینه برداشتهاند.
طبق برآورد Material Focus، درصورتی که در آینده فناوری بازیابی پیشرفت کرده و مورد استفاده قرار گیرند، میتوان سالانه ۱۶.۶ میلیون دلار از مواد خام حیاتی را از زبالههای الکترونیکی در بریتانیا بازیافت کرد. آنها در عین حال مدارها و بردهای الکترونیکی را به عنوان یک منبع کلیدی برای کاهش هدررفت و بازیابی برخی از ارزشمندترین موادها مثل طلا، نقره و پالادیوم میدانند.
فرمول شیمیایی مخفی ضرابخانه سلطنتی به نحوی است که پتانسیل بازیابی فلزات گرانبهای مختلفی به جز طلا (مثل پالادیوم، نقره و مس) را نیز داراست و از این مواد میتوان محصولات بسیاری به جز جواهرات تولید کرد. لاوریج از ایده بازیابی مواد حیاتی که میتوان از آنها مستقیما در صنعت تولید خودروهای الکترونیک وانرژیهای تجدیدپذیر بهره برد نیز استقبال میکند.
لاوریج گفته:« ما به مس زیادی نیاز داریم و ۲۰% بردهای الکترونیکی از جنس مس هستند. پس درکنار استخراج طلا، برروی استخراج مس از این منابع هم تمرکز داریم.چرا که مس نقش مهمی را در بخشهای مختلفی ایفا میکند و ما قادر خواهیم بود تا اینجا به منبع دیگری نیز دسترسی داشته باشیم.»
بیکر در بخش پایانی صحبتهایش گفت:« ما تلاش میکنیم تا این ایده را گسترش دهیم که ضایعات یک نفر، میتواند مواد خام برای فرد دیگری باشد.»
منبع: خبرآنلاین
خلیج فارس: در این مقاله قرار است همراه هم ببینیم وقتِ باارزشِ طراحان و تولیدکنندگان و مخترعان صرف ساخت چه محصولاتِ عجیبی میشود و چرا در بسیاری از زمینهها مدتهاست که محصول به درد بخوری تولید نشده است.
به گزارش خلیج فارس؛ در این مقاله قرار است محصولاتی را با هم مرور کنیم که اساسا قبولِ وجود داشتن آنها سخت است و تصور اینکه این محصولات برای چه مصرف کنندهای تولید شده از آن هم سختتر است.
جای خواب سگ برای انسان
جامدادی ژولیوس سزار و بازسازی لحظه قتل
اِیربادهای سفارشی برای سکته دادن دوستان
پازل شفاف با درجه سختی خیلی خیلی خیلی سخت
یک وسیله خیلی اختصاصی
این وسیله مخصوص سنگریزه ریختن روی ریل قطار است اما نه قطار واقعی. درواقع کسانی که به ساختن و نگهداری مدل و ماکت ساختمانها و خیابانها علاقه دارند، با این وسیله مشکل سنگریزههای ریل قطار را حل میکنند.
انگشتری که شطرنج هم هست
گیاهِ خانگیتان به یک بازوی رباتیک مجهز به شمشیر احتیاج ندارد؟
همانگونه که از تیتر مشخص است این محصول یک بازوی رباتیک است که از قضا یک قمه هم در دست دارد. بعد از وصل شدن این بازو به گیاه، درواقع گیاهِ بیآزار شما نقش مغز و فرمانده این ربات را بازی میکند و گیاه شما مسئول حرکاتِ این ربات است.
برای آنهایی که در حمام هوسِ خوانندگی میکنند
آیا گلدانِ شما مرتبا برای پیادهروی بهانهگیری میکند؟
انگشتر انگشتی
یک محصول خیلی اختصاصی دیگر
داستان از این قرار است که ظاهرا گوریلها از اینکه مستقیم به چشمهایشان نگاه کنید خوششان نمیآید و این کار را به چالش کشیده شدنِ قدرتشان و دعوت به مبارزه تفسیر میکنند. به همین دلیل بازدید کنندههای شجاعی که دوست دارند وارد محل زندگی این پستانداران قدرتمند شوند مجبور هستند از این عینکها استفاده کنند.
ماسکی برای تماشای غذا خوردن مرغ مگسخوار
به نظر شما چه اتفاقاتی باعث ساخت و نصب چنین تابلویی شده است؟
ترجمه:”لطفا دیوار را لیس نزنید”
میزعسلی به شکل انبوهی اسکناس
دمپاییهای کوچولو برای چسباندن روی دمپایی بزرگ
اسپریِ بدنِ اکس با رایحه کتانی و بیسکوییت
کیفهای فوق لوکسِ بالِنسیاگا به شکل کیسه زباله
بالنسیاگا این محصول عجیب و غریب را با عنوان “گرانترین کیسه زباله دنیا” با قیمت ناقابلِ 1790 دلار به فروش میرساند.
منبع: برترینها