خلیج فارس:علی تاجرنیا درباره صحت خبر دستیار ویژه رییس جمهور توئیتی منتشر کرد.
منبع:فرارو
خلیج فارس: فاطمه راکعی در یادداشتی نوشت: رییسجمهور با آرامش، صدای مخالفانش را شنید، به آنها تریبون داد و با آنها دیالوگ برقرار کرد. خوب است این رویکرد با رویکرد برخی دولتها مقایسه شود که از قبل محیط دانشگاهها را برای حضور رییس دولت وقت ایزوله میکردند تا احتمالا صدای مخالفت یا نقدی به گوش رییسجمهور نرسد.
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2017-03-06 16:03:11Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین؛فاطمه راکعی در یادداشتی با عنوان «پزشکیان یاد سخنان خاتمی را زنده کرد» در روزنامه اعتماد نوشت: وقتی فیلم حضور دکتر پزشکیان در جمع دانشجویان دانشگاه تهران را میدیدم، به یاد رفتارها و صحبتهای سید محمد خاتمی با مخالفانشان در دانشگاه افتادم، زمانی که خاتمی عبارت «زنده باد مخالف من» را در دانشگاه تهران صدا زد و بر قلبهای جوانان حکمرانی میکرد؛ عباراتی که جامعه ایرانی آن را هرگز از یاد نمیبرد. خاتمی نه فقط در حرف و کلام بلکه در عمل نشان داد که به ایده زندهباد مخالف من پایبند است. امروز هم آقای دکتر پزشکیان به عنوان یکی از رهروان مسیر اصلاحات، همین راه و همین منش را دنبال میکند.
پزشکیان هم در صحنه عمل نشان داد که به ایده زندهباد مخالف من پایبند است و به آن اعتقاد دارد. از قبل مشخص بود که برخی افراد و جریانات مخالف دولت، تلاش خواهند کرد تا محیط دانشگاه تهران را به فضایی برای تخریب دولت و حاشیهسازی برای رییسجمهور بدل کنند…
اما رییسجمهور با آرامش، صدای مخالفانش را شنید، به آنها تریبون داد و با آنها دیالوگ برقرار کرد. خوب است این رویکرد با رویکرد برخی دولتها مقایسه شود که از قبل محیط دانشگاهها را برای حضور رییس دولت وقت ایزوله میکردند تا احتمالا صدای مخالفت یا نقدی به گوش رییسجمهور نرسد. اما از آنجا که خود آقای پزشکیان، دانشگاهی است، متخصص و فرهیخته و دانشمند است، دانشجویان را مانند فرزندان خود دیده و نقد آنها را شنیده است. جامعه ایران امروز بیشتر از هر عامل دیگری به فرهنگ گفتوگو، مدارا و تعامل نیاز دارد. مثلثی که پزشکیان آنها را در قالب گفتمان وفاق ارایه کرده و از همه افراد و گروهها میخواهد که به آن تاسی جسته و عمل کنند.
دولت چهاردهم اما مدتها قبل، رویکرد خود را در خصوص نقد دانشگاهی و کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها عیان کرده است. بازگشت به تحصیل و تدریس دامنه وسیعی از دانشجویان و استادان دانشگاهی در دولت چهاردهم نشاندهنده متد و الگویی است که این دولت در خصوص نهاد علم دارد. صحبتهای رییسجمهور در این نشست بسیار اثرگذار و منطقی بود. رییسجمهور فرصت را در اختیار نمایندهای قرار داد تا از سوی دانشجویان صحبت کند. رییسجمهور نشان داده که در عرصه دیپلماسی عمومی، تخصص خاصی دارد.
پزشکیان همانطور که میتواند در سفر به عراق، توجه افکار عمومی اقلیم کردستان و سایر شهرهای عراق را جلب کند در محیط دانشگاه هم با تکیه بر همین ظرفیت دیپلماسی عمومی ابتکار عمل را به دست میگیرد و جلسه را اداره میکند. ایکاش همه ما در عرصه سیاسی از این رفتارها استفاده کنیم. عرصه سیاست برخلاف آنچه گفته میشود، محیط خشک با رفتارهای سرد نیست. در همین محیط میتوان اقدام به تحبیب قلوب کرد و توجه افکار عمومی را جلب کرد. لازم است از رییسجمهور و یاران ایشان در حوزه رسانه تشکر کنیم که روند بازگشت به تحصیل دانشجویان محروم را فراهم ساخت و زمینه آزادساری دانشجویان منتقد را فراهم کرد.
ایجاد ارتباط سازنده میان دولت و دانشگاه از یک طرف و جامعه با دانشگاه از سوی دیگر کمک میکند تا روند توسعه و تخصصگرایی در کشور تسریع شده و زمینه همدلیها فراهم شود. هر ایرانی باید بتواند نقد و اعتراض و حرف خود را بدون نگرانی خطاب به مسوولان و کارگزاران حکومت بزند. بدون اینکه نگرانی از محرومیت، زندان، برخوردهای سلبی و…داشته باشد.پزشکیان در دانشگاه تهران بر ایده وفاق ملی مد نظر خود تاکید و تلاش کرد ابعاد نظری و تئوریک این رویکرد را تئوریزه سازد.
خلیج فارس:مهرداد خدیر- به طول انجامیدن روند انتخاب بقیه استانداران به دلایل متعددی نسبت داده شده و از آن میان از فشار نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از مهمترین عوامل یاد میشود.
نمایندگان دو توجیه دارند: اول این که شعار رییس جمهور پزشکیان “وفاق ملی” است و آنان هم در همین چارچوب نظر می دهند. دوم این که خود رییس جمهور و وزارت کشور بر هماهنگی با نمایندگان تأکید دارند و فشار نمیآورند بلکه میخواهند استاندار هماهنگ باشد نه بیشتر.
در این که دست وزیر کشور زیر ساطور نمایندگان است تردیدی نیست ولو با آرای بالا رأی اعتماد گرفته باشد اما بر اساس دلایل زیر میتوان از رییس جمهور خواست زیر بار فشار و تحمیل نرود هر چند اصل هماهنگی فینفسه منفی نیست:
1. دخالت نماینگان در انتصابات و مشخصاً استانداران مغایر اصل تفکیک قواست. دولت ذیل عنوان قوه مجریه فعالیت میکند و مجلس ذیل قوه مقننه. اگر هم سؤالی دارند میتوانند از وزیر کشور بپرسند. دلیل ندارد نمایندگان هر استان به دنبال انتخاب یا تحمیل استاندار همسو با خودشان باشند. چون در این صورت شاید استاندار با آنان هماهنگ باشد ولی با هم و با دولت هماهنگ نیستند و نمیتوانند برنامههای دولت را پیش ببرند.
2. چندی قبل رهبری صراحتاً و مشخصاً نمایندگان را از دخالت در انتصابات برحذر داشته و این را جدا از حق نظارت دانسته بودند و این فشارها یا تحمیلها یا دخالتها با این نهی سازگار نیست.
3. وزارت کشور مجری انتخابات است و اصرار بر انتخاب استاندار همسو این شایبه را ایجاد میکند که در موسم انتخابات سوگیری به سمت آنها داشته باشند.
4. استانداری که وامدار نمایندگان باشد ناگزیر از تن دادن به خواستهای آنان است و متقابلا استانداری که از جانب این نمایندگان انتخاب یا تحمیل یا پیشنهاد شده از ذرهبین نظارت دور و دورتر میشود یا دستکم بر مناسبات آنان رودربایستی سایه میاندازد.
5. استاندار نمایندۀ عالی رییس جمهور است. میدانیم که مشرب سیاسی مسعود پزشکیان با بیشتر نمایندگان اصولگرا تفاوت دارد که اگر نداشت او در دوران نمایندگی فراکسیون جداگانه تشکیل نمیداد. همین تعارض ایجاد میکند. چرا که نمایندۀ رییس جمهوری و دولت باید به لحاظ فکر و برنامه به اینها شبیه باشد نه به نمایندگان استان که برخی حاصل انتخابات غیر مشارکتی و برآمدۀ آرای اقلیتاند.
6. پزشکیان نمایندۀ اکثریت رأی دادههاست و رأینادادهها هم اگر می خواستند رأی بدهند به او رأی میدادند. به این اعتبار او نمایندۀ 30 درصد بالفعل و 80 درصد بالقوه است در حالی که نمایندگان در بهترین حالت بیش از 20 درصد واجدان شرایط را نمایندگی نمیکنند.
7. دغدغۀ نمایندگانی که استانداران مورد نظر را پیشنهاد میکنند بیشتر حفظ وضع موجود است تا تحول در حالی که رییس جمهوری برای تحول آمده است. طیف حاکم بر مجلس اصولگرا اگر دنبال تحول بود این کار را در سال های 99 تا 1403 انجام می داد حال آن که کارنامۀ مجلس قبلی به وضوح روشن است.
8. مشکلات استانها فراتر از علایق سیاسی است و برای بحرانهایی چون فرونشست زمین یا آب و در مورد مشخص اصفهان زاینده رود و مهاجرت نیاز به کارشناسان و نحبگان است که الزاماً در زمرۀ آشنایان نمایندگان استان نیستند.
9. حساسیت دربارۀ برخی استانها مانند اصفهان جدای جنبههای دیگر به خاطر آن است که استان اصفهان به عنوان استان معین تهران شناخته میشود و در موارد و مواقع بحرانی اصفهان است که باید به یاری تهران بیاید. نمایندگان تحمیل کننده به این امر توجه ندارند.
10. دستآخر این که شاید با انتخاب استانداری مورد وزیر نظر نمایندگان متکی به آرای اقلیت بعدتر فشار نیاورند اما جلب نظر اینان الزاماً به معنی حفظ پایگاه اجتماعی نیست که نیمی از آنان اساساً در انتخابات شرکت نکردند و اکثر شرکت کنندگان هم به این نمایندگان رأی ندادند.
کوتاه اینکه اگر تمامیت مجلس نسبتی با اکثریت مردم داشت تأثیر پذیری از آنان توجیهی داشت ولی وقتی این گونه نیست به طریق اولی مسعود پزشکیان نباید زیر فشار آنان برود هر چند به خاطر سابقۀ 16 سال نمایندگی استفاده از ظرفیتهای درون مجلس یا همراه ساختن آن دسته که اهل تعاملاند قابل هضم است.
خلیج فارس:مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: بیتردید بارزترین ویژگی مسعود پزشکیان صمیمیت و صداقت و لحن خاص خود اوست و این که مردم او را از خود جدا نمیدانند. نه تنها نحوهٔ سخن گفتن که شکل راه رفتن و هیکل ورزشکاری او در ۷۰ سالگی نه سیمای یک پیرمرد که چهرهای بشاش و شاداب را ترسیم کرده و از عوامل اقبال مردم به او و انتخاب به ریاست جمهوری بوده است.
قطعا جغرافیایی که در آن به دنیا آمد (مهاباد) و در نوجوانی هم شهر همزیستی (ارومیه)و محل خدمت سربازی ( سیستان و بلوچستان) و دانشگاه محل تحصیل در رشتهٔ پزشکی (تبریز) در شکلگیری این شخصیت با روحیهٔ متساهل و بجوش و گرم تأثیر داشته است و تمام آن اکتسابی نیست چندان که مردمان کویری ویژگیهای مشترکی دارند و بندریها نیز خصوصیاتی دیگر.
با همهٔ این احوال و اگرچه ناگهانی اما مسعود پزشکیان اینک رییس جمهوری ایران است؛ نهمین رییس جمهوری ایران. از این رو انتظار میرود در عین حفظ همان صمیمیت و شادابی و روحیهٔ مردمی ادبیات خود را مدام به روز کند و سخن تازه بگوید و گاه غافلگیر کند و از خاطرات تکراری پرهیزد و نپندارد این را چون در جمع دیگری گفته تازه است چون رسانهها منعکس می کنند و تفاوتی ندارد حرفی را قبلا کجا گفته است.
یکی از جملاتی که در این مدت کوتاه بارها بر زبان آورده – و به خاطر تکرار حلاوت اولیه را از دست داده – این است: «همان طور که فکر نمیکردم روزی پزشک و جراح قلب شوم فکر نمیکردم رییس جمهور شوم.» جملهای که روز سه شنبه 10 مهر و در چهاردهمین همایش ملی نخبگان هم گفت و چون همان شب حملات موشکی ایران به اسراییل انجام شد این خبر زیاد بازتاب نیافت.
بی آنکه بخواهیم در این گزاره ذرهای خش و خدشه وارد کنیم و با این که میدانیم این سخن را در جمع جوانان گفته تا بگوید ناامید نشوید و مرا ببینید که چگونه از یک خانوادهٔ معمولی تا بالاترین مقام ممکن سیاسی برای یک غیر روحانی در ساختار جمهوری اسلامی ایران بالا آمدم 10 نکته را نه در نقد که در حاشیه میآورم:
۱. دوستی میگفت مقامات ما جوری میگویند در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدهام که انگار ما وسط دیسکو چشم به جهان گشودیم! حالا حکایت مسعود ماست. به جز ابوالحسن بنیصدر که به شکل شگفتآوری به دوستان خود در پاریس و قبل از انقلاب از جمله به ناصر تکمیل همایون و احتمالا مصطفی میرسلیم گفته بود او اولین رییس جمهوری ایران خواهد بود و نیز هاشمی رفسنجانی که اسب خود را برای ریاست جمهوری زین میکرد ۶ رییس جمهوری دیگر هم واقعا پیش بینی نمیکردند و پزشکیان در این فقره تنها نیست منتها هی در علن نمیگفتند!
بعد از بنیصدر دومی مرحوم رجایی بود که روزی در دفتر نخست وزیری به رفیق شفیق خود گفته بود: «بهزاد! باورت می شود من و تو به جای کنج زندان در دفتر نخست وزیر هستیم؟» این سخن را اما خصوصی میگفت نه هر بار در تریبون.
سومین رییس جمهور هم قطعا پیش بینی نمیکرد چون قرار نبود روحانیون در این جایگاه قرار گیرند یا عمر ریاست جمهوری رجایی به دو ماه نرسد. بعد ازهاشمی هم میدانیم آقای خاتمی به قصد تقویت جناح سیاسی وارد شد نه پیروزی. بعدی که از همه جالبتر بود. در رقابت هاشمی و لاریجانی و قالیباف و معین و احمدینژاد آخری رییس جمهوری شد که هیچ کس بختی برای او قایل نبود. او هم خصوصی گفته بود اوایل در همایشی نشسته بود و مجری گفته بود از آقای رییس جمهوری دعوت میکنیم پشت تریبون بیایند و یک آن تصور کرده بود مجری دارد آقای خاتمی را دعوت میکند!
این قصه درباره حسن روحانی هم صدق میکند منتها نه از سر تواضع که اتفاقا بسیار مشتاق بود و یک سیاستمدار به معنی واقعی کلمه -با اشتهای قدرت- است و اشتهای قدرت با طعم توسعه مذموم نیست.
او ذیل هاشمی رفسنجانی تعریف میشد و هرگز پیشبینی نمیکرد یکی از جمهوری اسلامی و رییس همین جمهوری اسلامی طی ۸ سال و رییس مجمع تشخیص مصلحت را تایید نکنند تا نوبت به او برسد و همه پشت او درآیند و اصلاح طلبان اعتبار او را وای او بریزند که نسبتی با اصلاح طلبی نداشت و اگرچه اعتدالگرا بود و هست. حکایت آقای رییسی جداست و درست است که همه مقدمات را چیده بودند تا آن مرحوم بر کرسی بنشیند ولی باز خود او فکر نمیکرد روزی رییس جمهور شود. حداقل وقتی در ۲۰ سالگی دادستان دو شهر کرج و همدان بود و سیمای بنیصدر را میدیده محال است با خود گفته باشد یک روز من جای او مینشینم! پس جناب پزشکیان عزیز! قضیه منحصر به حضرتعالی نیست.
۲. وقتی کسی نامزد انتخاباتی میشود لابد تصوری از آن دارد و گرنه نباید وارد شود. کاری به وزیران دولت مرحوم رییسی ندارم که به شکلی کمیک وارد صحنه شدند و یکییکیشان را شورای نگهبان مرخص کرد و یک معاون باقی ماند که محض خالی نبودن عریضه بود و آدم یاد وعدههای او که میافتد هم خنده اش میگیرد و هم از خود میپرسد واقعا خجالت نمیکشید از این همه سخن یاوه؟
دکتر پزشکیان یک بار سال ۹۲ نامزد شد و به خاطر کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی انصراف داد که اقدامی عجولانه بود چون هاشمی را نگذاشتند بماند. نوبت دوم در سال ۱۴۰۰ و این بار چون قرار بود هر که امکان رأیآوری و ایجاد مزاحمت برای ریاست آقای رییسی دارد رد شود تأیید نشد. وقتی لاریجانی و جهانگیری تأیید نشدند پزشکیانِ آن زمان جای خود داشت. در ۱۴۰۳ هم آمد و چون قرار بود مسیر تغییر کند و خالصسازیِ سه ساله فاجعهبار شده بود تأیید و سپس رییسجمهوری شد.
کسی که سه بار نامزد ریاست جمهوری شده قطعا میل و تصور داشته است.خاصه این که میدانیم یک سایت حرفهای خبری -که مدیر آن شایستگی تصدی عالیترین مقامات را در دولت پزشکیان دارد و ناباورانه در کنار است- سالهاست بر ترسیم چهرۀ یک رییس جمهوری بالقوه از او متمرکز بوده است و نهیشان نمیکرد.
۳. همین که مدام بگویید به این مسؤولیت فکر نمیکردهاید یعنی دارید فکر میکنید! من اگر اتومبیل خوبی داشته باشم و به دیگران بگویم باور نمیکردم صاحب این خودرو شوم یعنی برای من مهم است. اتفاقا با نگفتن بیاهمیت جلوه میکند و البته این را هم به حساب صفای پزشکیان میگذاریم که مانند مردمان عادی خوشحالی می کند در حالی که جراح قلب است و مردم با عمق وجود به او میگویند آقای دکتر. چون آن قدر این مجریان بی هنر تلویزیون به این و آن گفته اند آقای دکتر که این عنوان را -از حیث ادعای کار به دستان و نه رتبه علمی واقعی – از اعتبار انداختهاند.
۴. اصلا قبول میکنیم پزشکیان به ریاست جمهوری فکر نمیکرده ولی به آرمانهای خود که فکر میکرده. پس این گوی و این میدان و نباید به خاطر حفظ آن باج دهد و همین توقع از او را بالا میبرد که از این جایگاه برای پیشبرد آرمانهایی چون عدالت بهره ببرد. این که ۳۶ سال از جنگ گذشته باشد و عدهای همچنان برخوردار از سهمیه باشند با عدالت آموزشی سازگار است؟
این که بیشتر دانشجویان زن باشند و سهم آنان از مدیریت اندک چه؟ این که بخواهند یک سبک پوشش را به همه ملت و از کودک 8 ساله تا زن 80 ساله تحمیل کنند چه؟ رییس جمهوری که با شعار رفع فیلترینگ، جلوگیری از تحمیل پوشش، حذف سهمیههای ناعادلانۀ آموزشی، نمرکز زدایی، بهبود رابطه با دنیا و کوتاه کردن دست ویژهخواران آمده اگر نتواند می گوید ریاست جمهوری را میبوسد و کنار میرود. البته میدانیم در همین ابتدای کار درگیر بحرانهای منطقهای شده و انصافا برای این یکی آماده نبوده و عجالتا باید خطر جنگ را دور کند. اما آن استغنا را باید به مثابه سرمایهای برای پیشبُرد وعده ها به کار ببرد.
۵. گویا این تعبیر از دکتر سروش است که کل این دنیا آشِ دهانسوزی نیست. وقتی کل جهان اینگونه است ریاست جمهورییی که ۴ تا ۸ ساله است و ریاست کاملی هم نیست و برای سه رییس جمهوری از این ۹ نفر به سه سال هم نرسید چه آشی است که هی درباره دهانسوزی آن صحبت کنیم یا نکنیم؟
۶. جدای اینها این لحن ممکن است از ابهت این جایگاه بکاهد. هر قدر خود پسندی و خود شیفتگی بد است غرور مثبت و عزت نفس خوب است. پزشکیان اتقاقا باید به گونهای سخن بگوید که حس کنیم واقعا رییس این جمهوری اسلامی است و این جایگاه را بسیار جدی گرفته است.
در عمل البته چنین بوده ولی در گفتار هم باید این گونه باشد. میدانیم کسانی درصددند این جایگاه را حذف یا تشریفاتی کنند. خاتمی هم هرگز نگفت تدارکاتچی بودم. بلکه گفت تدارکاتچی میخواستند. پزشکیان نباید تدارکاتچی باشد و اولین آزمون او کمک به نهادهای دینی و فرهنگی و شبه دینی در قانون بودجه است که در بودجۀ امسال سر به ۱۱۰ هزار میلیارد تومان می زند. درست است که در قیاس با کل بودجه شاید ۳ تا ۴ درصد بیشتر نباشد اما حساسیت افکار عمومی روی آن زیاد است. او که این همه خاطره شخصی تعریف میکند خوب است بگوید انس و علاقه او با نهجالبلاغه و قرآن و تدین او شخصی بوده یا در بنیادهای برخوردار از بودجه های میلیاردی این گونه این گونه تربیت شده است؟!
۷. بسیار خوب! قبول ندارد رییس جمهور است یا نمیخواهد مقام رسمی تصور شود. وکیلالرعایا که میتواند باشد. کریم خان زند هم تاج سلطنت بر سر ننهاد و گفت من وکیلالرعایا هستم. پزشکیان میتواند بگوید 16 سال نماینده تبریز در مجلش شورای اسلامی بودم. اکنون نماینده کل ایران در جمهوری اسلامی ایران هستم. البته رییس جمهوری اسلامی ایران است اما رییس جمهوری که دست او برای انتصاب مدیران ارشد خود هم باز نیست و باید از سد استعلامهای گاه فراتر از معمول بگذرد و باید برای رفع فیلتر با اعضای شورای عالی فضای مجازی سر و کله بزند و بقیه داستان.
8. او در حالی از مسیر ترقی خود سخن گفته که اگر شرط معدل و سهمیه بود چه بسا در رشته پزشکی پذیرفته نمی شد و اگر در رد صلاحیت او در انتخابات مجلس تجدید نظر نمیشد از نمایندگی باز میماند. پس این موانع را باید بردارد تا بچههای امروز هم پیشرفت کنند.
9. فکر نمی کردید رییس جمهور شوید. بسیار خوب. اما حالا که مردم به شما مأموریتی داده اند. باید به انجام رسانید. رها از این پروتکل های تحمیلی آسان تر می توانید خواست اکثر مردم را بر زبان آورید.
10. اگر دیروز رؤیای ریاست جمهوری نداشتید امروز اما رییس جمهورید و باید به رؤیاهای مردم ایران بیندیشید. از بخت بد یا خوش شما رؤیاهای مردم کوچک شده و به حداقل های زندگی قانعاند. همین که در کنکوری عادلانه نه با سهمیهای ها رقابت کنند، یا پاسبانی دنبال دخترشان ندود که روسریات افتاده، یا بتوانند سرپناهی تأمین کنند و مانند اینها.
با همۀاینها این که کیسهای برای ریاست جمهوری ندوخته میتواند بهترین سرمایه باشد برای مردی تا در 70 سالگی در جایگاهی تازه برای حق و عدالت و نه ظواهر تبلیغی بکوشد.
عجالتا آنچه مانع شده این است که تمرکز ندارد. همزمان باید هم به رفع فیلترینگ فکر کند هم به ترور سید حسن نصرالله و هم واکنش موشکی و هم ببیند آن جوان نورسیده در مجلس چه میگوید. همان که می خواهد ادای مرحوم دیالمه (نماینده جوان و ضد رییس جمهور مشهد در مجلس اول) در سال 59 و 60 را درآورد و خیال میکند او دیالمه است و پزشکیان،بنیصدر.
ماشین دولت را باید به معاون اول بسپارد که این کاره است و خودش محکم بچسبد به چند وعده مشخص.
دکتر مصدق نه به همایش می رفت ( این کلمه هنوز اختراع نشده بود) نه روبان می برید بلکه تمام وقت به دو هدف ملی کردن نفت و اصلاح انتخابات می اندیشید و سفرهای خارجی او معطوف به نفت بود.
البته می دانیم او دو خط لایحه می نوشت و مجلس تصویب می کرد و می شد قانون و حالا لایحه بدهد می رود کمیسیون و بعد در صحن آن را تغییر می دهند و تصویب شود شورای نگهبان تأیید نمی کند و باید برود مجمع . ببینیم شورایی در آن چه می گوید و همین جور بچرخد اما دولت ملی این گونه است. وگرنه مصدق هم فکر نمی کرد نخست وزیر شود منتها تا یکی با تصور نپذیرفتن او را پیشنهاد کرد پذیرفت و کاری کرد کارستان.
نه تنها نفت را که شیلات را ملی کرد و هر ماهی که 5 تومان بود با یک تومان آمد سر سفرۀ مردم و 70 سال است بر سر سفرهای نشستهایم که او گسترانید در حالی که در اکثر سفره های ایرانی حالا نه خبری از گوشت است و نه ماهی!
خلیج فارس: اولین نشست خبری مسعود پزشکیان روز دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ با حضور رسانههای داخلی و خارجی برگزار خواهد شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، پزشکیان دهم شهریور ماه در اولین گفتوگوی تلویزیونی با مردم، به برگزاری نشست خبری اشاره کرد و افزود: هفته آینده قرار است نشست خبری برگزار شود.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از رسانه باشگاه تراکتور تبریز، محمدرضا زنوزی در واکنش به شائبههای مطرح شده در خصوص اعمال نفوذ و دخالت برخی مقامات دولتی و استانی در پرونده علیرضا بیرانوند، اظهار داشت: اول اینکه همچنان بر گفتههای قبلی خود تأکید دارم و به صراحت اعلام میکنم که طرف حساب آقایان من و تراکتور هستیم، افراد و شخصیتهای دیگر را وارد این موضوع نکنید، این عزیزان کارهای مهمتری دارند.
مالک باشگاه تراکتور با بیان اینکه دولت و در رأس آن دکتر پزشکیان پیگیر امورات کلان کشور هستند، افزود: حریف شما من هستم و برای این موضوعات کوچک پای رئیس جمهور، امام جمعه و معاون پارلمانی دولت را وسط نکشید، مسؤولان فوق به دنبال برنامهریزی برای تحقق اهداف کلان و ملی هستند و مسائلی مانند پرونده بیرانوند اساساً دغدغه این عزیزان نیست، شاید هم وساطت افرادی از دولتهای وقت، در آبروریزیهای بینالمللی دوستان باعث ایجاد چنین شائبههایی شده و تصور دارند که ما هم برای حل مشکلات راه آنان را خواهیم رفت. بهتر است آقایان بهجای فرافکنی و جوسازی، شفاف و علنی پاسخ ابهامات را بدهند.
زنوزی در پایان خاطرنشان کرد: حاشیهسازی برای تراکتور عادت دیرینه بعضی رسانههای رنگی است که ظاهراً در سوراخهای فدراسیون هم نفوذ دارند و در آستانه بازی با دو تیم خاص، شدت این امر بیشتر میشود. فقط امیدواریم که متولیان امر تحت تأثیر این جوسازیها قرار نگیرند و بر مدار عدالت و قانون حرکت کنند که در غیر این صورت، گردابی شکل میگیرد که همه آنان را دامنگیر خواهد کرد.
مهرداد خدیر
هر چند به تعبیر زیبا و ضرب المثل شده مولانا در مثنوی معنوی “در اگر نتوان نشست” اما به ناچار ولو موقت و کوتاه و برای قضاوت پیرامون وزیران پیشنهادی مسعود پزشکیان به مجلس شورای اسلامی در پنج “اگر” باید نشست اگرچه زود باید برخاست و به توصیه مولانا عمل کرد:
۱. اگر آقای پزشکیان تحقق وعدههای خود را بر آدمهایی که قرار است اجرا کنند ارجح یا از طریق آنها میسّرتر میداند و اتقاقا از مخالفان یار گیری کرده تا سنگاندازی نکنند حرفی نیست اگرچه تضمینی هم ندارد. همین چند روز قبل هم گفته بود «آدمهامهم نیستند،مسیرها غلط است.»
با این حساب اگر میتوانند هدف برچیدن بساط طرح نور یا گشت ارشاد را با وزیر پیشنهادی جدید تأمین کنند چرا که نه؟ اتفاقا فرمانده سابق در نیروی انتظامی در این یک فقره گزینهٔ مناسبتری است. اما اگر چنین توافقی نشده وعدهٔ خود را چگونه میخواهد محقق سازد؟
۲. اگر رییس جمهور تصور میکند اجازهٔ شرکت او در انتخابات لطفی در حق او بوده و باید جبران کند بحثی نیست ولی او هم متقابلا اعتبار بخشیده است. به بیان روشنتر ساختار به پزشکیان بیشتر نیاز دارد تا او به ریاست جمهوری و قاعدتا آن قدر نهج البلاغه خوانده که مانند مولا علی قدرت پیش چشم او به قدر آب دهان بُز ارزش داشته باشد یا لنگه کفشی پاره و برای آن عطش نداشته باشد.
فرش بهشتی_F پلاس
کافی است کاهش فاحش نرخ مشارکت در انتخابات مجلس فعلی را به یاد آوریم و این که استمرار آن روند اگرچه به ریاست جمهوری آقای جلیلی میانجامید اما از حیث اعتباری چه آوردهای برای ساختار داشت؟
۳. اگر آقای پزشکیان تصور میکند اختلافات صوری و ظاهری است و با چهار تا نصیحت همه دور هم جمع میشوند حرفی نیست اما سیاست عرصهٔ رقابت بر سر منابع محدود است. رقیبان او به قدر کافی در دستگاههای غیر انتخابی جایگاه دارند و کافی است نگاه کنند ببینند مردان دولت آقای رییسی به کجا میروند؟یکی به بنیاد می رود و دیگری به ستاد. سومی به صدا و سیما و چهارمی به این یا آن نهاد نظامی. این گونه نیست که اگر در دولت نباشند بیکار باشند!
۴. اگر رییس جمهوری زیر بار مثلا آقای دنیامالی (ورزش) رفته تا متقابلا ظفرقندی (بهداشت) و میدری (کار) را از سدّ مجلسیان بگذارند حرفی نیست. اما اگر به دنیامالی رأی دادند و به آن دو وزیر دیگر نه یا زیر بار وزیر زن (خانم صادق) نرفتند چه؟ احساس غبن نخواهد کرد؟! آقای پزشکیان در ایام انتخابات با شیرینی و صداقت و صمیمیتی که همچنان مهمترین سرمایهٔ اوست میگفت در ترکی ضربالمثلی هست که میگوید…. حالا هم به همان سیاق میتوان گفت در فارسی ضربالمثلی هست که میگوید: در این مواقع شخص هم چوب را خورده هم پیاز را!
۵. اگر تقسیم کار شده بود تا عارف و بیهیاهو ماشین بوروکراسی عظیم دولت را هدایت کند و ظریف هم حلقهٔ وصل دولت با جامعه مدنی باشد و خود رییس جمهور با ارکان قدرت تعامل کند حرفی نیست. قبلا هم نوشته بودم پزشکیان منجی نیست اما میتواند میانجی باشد. با کنارهگیری ظریف یک حلقه همین ابتدای کار گم شده و روی آن دو مأموریت دیگر هم اثر منفی می گذارد چون بخشی از بار را باید عارف بردارد و بقیه را هم خود پزشکیان و چون گرفتار انواع کارهای دیگرند عملا زمین می ماند.
بهترین حالت بازگرداندن ظریف است اما در غیاب او دو رفتار متصور است. اول این که معاونت راهبردی برچیده شود یعنی حلقه بی حلقه و رییس جمهور پایگاه اجتماعی خود را از دست میدهد خاصه این که مثل خاتمی و روحانی قدرت سخنوری ندارد و مطلقا به تنهایی کفایت نمیکند. رفتار دوم این که فردی دیگر برای ایفای همان نقش به معاونت راهبردی منصوب شود. با این وصف بعید است او هم به همین سرنوشت دچار نشود.
فراموش نکنیم رییس جمهور گفته بود به تصمیمات سخت نیاز دارد. گرفتاری غالب ناترازی است. این کلمه تازگیها باب شده تا عمق فاجعه را نشان ندهد ولی به زبان روشن یعنی وقتی مصرف بنزین بر تولید داخلی میچربد باید بنزین وارد کنیم. یعنی لیتری ۳۸ هزار تومان بخریم و لیتری سه هزار تومان بفروشیم! گران کند تبعات اجتماعی دارد و مردم می گویند چرا از بودجه های غیر ضرور نمی زند و نکند دولت به ملا نصرالدین تبدیل می شود. اقناع افکار عمومی مستلزم حفظ پایگاه اجتماعی است.
از اردیبهشت ۹۶ که ایرانیان با آن شوق فراوان به حسن روحانی رأی دادند تا دی ۹۶ چند ماه فاصله بود؟ احتمالا گفته خواهد شد به خاطر همین اصولگرایان را به بازی گرفته تا تبدیل اردیبهشت ۹۶ به دی ۹۶ در ۱۴۰۳ تکرار نشود کما این که آقای روحانی هم گفته بود در سال ۹۶ اصل قصه در مشهد و علیه دولت او کلید خورده بود منتها ناگهان دامنهٔ اعتراضات از دولت و جغرافیای محدود و بحث سپردهها فراتر رفت. اگر به این خاطر است حرفی نیست اما به زمینههای دیگر هم باید توجه کرد.
منبع: عصرایران
خلیج فارس:با حکم رئیس جمهور حسین افشین به سمت معاونت علمی رئیس جمهور منصوب شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از مهر، با حکم مسعود پزشکیان رئیس جمهور، حسین افشین به سمت معاونت علمی رئیس جمهور منصوب شد.
بر اساس این گزارش، رئیس جمهور با صدور حکمی دکتر حسین افشین را با توجه به مراتب شایستگی، تجارب ارزنده مدیریت و سوابق اجرایی به سمت «معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیس جمهور» منصوب کرد.
مسعود پزشکیان در حکم انتصاب «حسین افشین» به عنوان معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیس جمهور تصریح کرده است: امید است با اتکال به خداوند متعال و در چارچوب قانون اساسی، اهداف سند چشمانداز و سیاستهای کلی مصوب مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با رعایت منشور اخلاقی کارگزاران دولت چهاردهم و تعامل با هیئت محترم وزیران در تحقق اهداف دولت و حل مشکلات کشور مجدانه بکوشید.
متن حکم رئیس جمهور به شرح زیر است:
«جناب آقای حسین افشین
به استناد اصل یکصد و بیست و چهارم قانون اساسی و با توجه به مراتب شایستگی، تجارب ارزنده مدیریتی و سوابق اجرایی، به موجب این حکم جنابعالی را به سمت «معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیس جمهور» منصوب مینمایم.
امید است با اتکال به خداوند متعال و در چارچوب قانون اساسی، اهداف سند چشمانداز و سیاستهای کلی مصوب مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با رعایت منشور اخلاقی کارگزاران دولت چهاردهم و تعامل با هیئت محترم وزیران در تحقق اهداف دولت و حل مشکلات کشور مجدانه بکوشید.
توفیق آن جناب را در انجام شایسته وظایف محوله از درگاه خداوند سبحان خواستارم. »
مسعود پزشکیان
رئیس جمهوری اسلامی ایران
خلیج فارس:معاون امور زنان و خانواده رییس جمهور گفت: یکی از بهترین هدیههایی که رئیس جمهور در لحظههای آخر به بانوان دادند تا مصوبات ستاد ملی زن و خانواده به صورت مستقیم ابلاغ شود.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایلنا، انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده رییس جمهور در پایان جلسه هیات دولت با حضور در جمع خبرنگاران گفت: یکی از بهترین هدیههایی که رئیس جمهور در لحظههای آخر به بانوان دادند امضایی بود که روز پرواز برای بانوان داشتند و آن این بود که مصوبات ستاد ملی زن و خانواده به صورت مستقیم ابلاغ شود و آن سیر مطولی که داشت و به کمیسیونهای مختلف میرفت حذف شد و بلافاصله بعد از تصویب در ستاد ابلاغ خواهد شد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا اجلاس زنان تاثیرگذار برگزار میشود، گفت: بله ما جمع بندی خواهیم داشت و از منتخبان هم تقدیر خواهیم کرد.