خلیج فارس:تیمهایی که از محل حادثه برگشته اند هیچ خبری از بالگرد ندارند
رئیسی
خلیج فارس:اخبار ضد و نقیض از بروز سانحه برای بالگرد رئیس جمهور حکایت دارد و تاکنون هیچ منبع رسمی در این خصوص اعلام موضع نکرده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایلنا، در حالیکه برخی اخبار غیررسمی حاکی از بروز سانحه برای بالگرد حامل رئیس جمهور، امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان شرقی در منطقه جلفا است، برخی از رسانهها اعلام کردند که هلیکوپتر حامل رئیسجمهور بهدلیل مهآلود بودن هوای منطقه شمال آذربایجان شرقی بر زمین نشسته و هماکنون کاروان رئیسجمهور بهصورت زمینی راهی تبریز شده است.
برخی از منابع محلی مدعی شدند که بالگرد حادثه دیده احتمالا متعلق به همراهان رئیسجمهور بوده است.
خلیج فارس:نفر اول آرای مرحله دوم انتخابات تهران، بیژن نوباوه از پایداری بود که در دو لیست امنا (شریان) و لیست مصاف حضور داشت، اما در لیست قالیباف (شانا) حضور نداشت. همین مسئله نشان میدهد این دوره هم هواداران جریان اصولگرایی به لیست اصلی اصولگرایان اعتماد نکردند.
به گزارش «خلیج فارس» به نقل از شرق، این روزنامه در گزارشی به بررسی انتخابات دور دوم مجلس دوازدهم پرداخته است که در ادامه آن را میخوانید.
بررسی وقایع انتخابات مجلس دوازدهم در جریان اصولگرایی نشاندهنده چرخشی از پایین به بالا بود. اتفاقی که از قبل به سران جریان اصولگرایی پیام داده بود «این بار فرق میکند»، اما پدرخواندهها که خود را لیست «چنارها» میدانستند، آنها را با عنوان «پاجوش» تحقیر کردند. نتیجه، اما ظهور جریانی تازه در سیاست ایران است. جریانی که حالا نمایندگانی هم در مجلس دارد و از پیوستگی بیشتر با دولت برخوردار است. این جریان با چرخشی از پایین توانست بر پدرخواندههای خود در بالا غلبه و در نهایت خود را به آنها تحمیل کند. همچنان که محمود احمدینژاد در ۸۴ همین کار را کرد. در نهایت هم این جریان دو شکاف عمده را فعال میکند؛ شکاف دولت–ملت و شکاف دولت با سایر دستگاهها.
تحلیل آرا
نفر اول آرای مرحله دوم انتخابات تهران، بیژن نوباوه از پایداری بود که در دو لیست امنا (شریان) و لیست مصاف حضور داشت، اما در لیست قالیباف (شانا) حضور نداشت. همین مسئله نشان میدهد این دوره هم هواداران جریان اصولگرایی به لیست اصلی اصولگرایان اعتماد نکردند.
آرای نوباوه در این دوره نسبت به دور قبل رشد را نشان میدهد. او در مرحله اول ۱۹۷ هزار رأی کسب کرده بود، اما این دور توانست ۲۷۱ هزار رأی از آن خود کند. نفر دوم محمد سراج بود که باز در لیستها اشتراک داشت؛ او هم در لیست شانا قرار داشت و هم در لیست امنا.
عموم افرادی که به صورت اختصاصی در لیستها حضور داشتند، رأی نیاوردند. از لیست شانا، سعید آجورلو، حسن خجسته، علیاصغر پورمحمدی، حسین زادهبحرینی، فاطمه قاسمپور و رضوانی که به صورت اختصاصی در لیست قرار داشتند، رأی نیاوردند. اما افرادی مانند سلیمی، روحالامینی، صمصامی، محمودی که در لیستهای دیگر حضور داشتند توانستند وارد مجلس شوند.
وضعیت در لیستهای دیگر هم تقریبا به همین ترتیب بود با یک تفاوت عمده؛ اینکه سرلیست امنا شکست خورد و سرلیست مصاف پیروز شد. شکست سیدنظامالدین موسوی بهعنوان سرلیست امنا، پیام روشنی داشت به این مفهوم که اگر مصافیها در مرحله اول توانسته بودند جریان قالیباف را حذف کنند، در این مرحله به سراغ جریان دیگر رفتند و سرلیست امنا را حذف کردند.
حالا میتوان به روشنی گفت که دست برتری در دو رقابت مرحله اول و مرحله دوم انتخابات با لیست شریان بود. لیست جریانی که انتخاباتش را حمید رسایی اداره کرد و استارت اولیه حزبش با حضور مهرداد بذرپاش و قاضیزادههاشمی از اعضای دولت کلید خورد.
چرخش علیه رأس
احمدینژادیها شعارشان در سیاست این بود: «چپ، راست، کارگزار علیه خدمتگزار». به عبارت روشنتر، آنها تأیید میکردند که برخلاف خواست جریانهای سیاسی وقت، احمدینژاد خودش را به سیستم تحمیل کرد. درست مثل شرایط امروز. جریانی که تا دیروز برای اصولگرایان رأی جمع میکرد و پاجوش آنها به حساب میآمد، این بار علیه سران خود فعالیت کرد و خودش را و جای خودش را به هر شکلی بود در سیاست ایران باز کرد. غولی که اصولگرایان فکر میکردند همیشه در درون چراغ نگه خواهند داشت، حالا از کنترلشان خارج شده و اولین قربانی این خروج نیز همان پدرخواندهها بودند.
مختصات این جریان در سیاست ایران
جریانی که امروز سر برآورده، در مختصات مهمی ایستاده است. آنها بخشی از مجلس را گرفتند و برای تصاحب ریاست مجلس خیز برداشتند. از همین حالا هم تلاش میکنند راههای اعمال قدرت را برای تعیین ریاست مجلس مسدود کنند. همچنان که سعید محمد و حمید رسایی دراینباره نوشتند. رسایی دو روز قبل از انتخابات مرحله دوم ضمن بیان اینکه مردم خواهان تغییر ویترین و ریاست مجلس هستند، نوشت: «در این دوره، راه سوءاستفاده از این شایعات بیاساس و تأثیرگذاری روی ذهن نمایندگان نیز بسته شده و همانطور که بارها از سوی مقامات رسمی اعلام شده، تعیین این امور طبق سازوکارهای درون مجلس است و اساسا روش رهبر انقلاب یا دفتر ایشان، دخالت در این امور نیست».
این جریان در حوزه سیاست از مخالفان جریان اصلاحات، اعتدالگرایان و برجامیون و اصولگرایان شاناست. با جریان راست سنتی در حالت صلح به سر میبرد. در حوزه اجتماعی از مخالفان حضور زنان در ورزشگاه، مدافع مسدودسازی فضای مجازی و همچنین پوشش اجباری است. آنها مدعی هستند که جریانهای سیاسی به این دلیل که جرئت درگیرشدن با مردم را ندارند، آنها را عملی نمیکنند. جریانی «قدرتمحور» که برای راهاندازی دوباره یک «بحران خیابانی» تلاش میکند.
در حوزه روابط با نهادهای قدرت از پیوند با دولت برخوردارند، اما به خوبی میدانند که در مقابل خواستههای سیستم قرار دارند. از سوی دیگر با بخشی از نهادهای نظامی در پیوند و با بخش دیگری وارد تضاد شدند.
خروجی نهایی این جریان
با وجود پیوندهای عمیق این جریان با دولت، اما ظاهرا ابراهیم رئیسی همچنان در مقابل خواستههای آنها مقاومت میکند. این جریان در نهایت باعث شکاف عمیقتر رئیسی و اکثریت مردم از یک سو (با طرحهای مربوط به پوشش رسمی و فضای مجازی و محدودیتهای اجتماعی) میشود و از سوی دیگر باعث شکاف میان رئیسی و حاکمیت خواهد شد.
از همین رو در شش ماه آینده (دستکم تا پایان انتخابات ریاستجمهوری آمریکا) کاملا دست به عصا راه میروند. اما بهطور طبیعی پیشبینی میشود جریانی که علیه پدرخواندههای خود چرخید، سرانجام خودش را به دولت تحمیل کند. آنها تداوم دولت رئیسی (با یا بدون ابراهیم رئیسی) را برای چهار سال آینده میخواهند.
خلیج فارس: روزنامه هم میهن در سرمقاله خود نوشت: بالاخره انتظار به سر آمد و خبر محکومیت قطعی اولین وزیر جهاد کشاورزی این دولت را رئیس قوهقضائیه اعلام کرد: «در مورد پرونده سیدجواد ساداتینژاد، وزیر سابق جهاد کشاورزی بررسیهای قضایی و محاکمات انجام و نامبرده به سه سال حبس محکوم شده است. در کل، در این پرونده برای ۸ نفر اعم از وزیر و معاون وزیر، حکم صادر شد که اخیراً با درخواست اعمال ماده ۴۷۷ از ناحیه محکومین مواجه شدهایم.»
خبری که بسیاری از افراد اطلاع داشتند؛ ولی با فشارهای پیدا و پنهان مانع از اطلاعرسانی رسمی و حتی اجرای حکم تاکنون شدهاند. در واقع، حکم محکومیت ساداتینژاد لازمالاجراست و درخواست اعمال ماده ۴۷۷ جهت شکستن همین حکم محکومیت قطعی است. البته؛ تاکنون اعلام نشده که آیا نامبرده راهی زندان شده است یا هنوز آزاد است؟
ظاهراً این حکم مربوط به پرونده اتهامی این افراد دایر بر معاونت در اخلال در نظام اقتصادی بهطور عمده و کلان موضوع بندهای «ب» و «ج» قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور مصوب سال ۱۳۶۹ در خصوص نهادههای دامی است و موارد دیگر چون «چای دبش» هنوز مورد رسیدگی قرار نگرفته است.
صرفنظر از اینکه مطابق آخرین توصیه آقای اژهای، شایسته است قوهقضائیه در خصوص این موارد نیز شفافسازی کند، پرسشهای گوناگونی مطرح است که باید پاسخ داد.
آیا دولت از فساد در این سطح خبر داشته و با لحاظ ارتکاب این جرم او را تغییر داده یا نه؟ اگر نه؛ پس این گشت ارشاد مدیران دولت چهکاره است؟ اگر پاسخ بلی است؛ چرا وی بهجای برکناری استعفا داد؟
بعلاوه چرا سخنگوی دولت بلافاصله در واکنش به شایعه دستگیری ساداتینژاد گفت: «آقای ساداتینژاد استعفا دادند و استعفای ایشان پذیرفته شد. آن چیزهایی که گفته میشود شایعه است، صحت ندارد و نباید بدان توجه کرد. دولت اکنون از کمکهای ایشان استفاده میکند و در آینده نیز همکاریهایی خواهیم داشت.»
آیا نامبرده بازداشت نشده بود؟ مگر نه این است که انجام تحقیقات مقدماتی در خصوص چنین اتهامی مستلزم بازداشت فوری متهم است تا جلوی تبانی و یا امحای دلایل وقوع جرم گرفته شود؟
چرا اعلام خبر این ماجرا و اتهام مهم که یکی از عوامل گرانی قیمت گوشت دام و طیور بود، همان زمان اعلام نشد؟ چرا چندماه پیش از افشای این فساد، دولت طی بیانیه رسمی از طریق دبیرخانه شورای اطلاعرسانی از عملکرد وزارت کشاورزی تقدیر کرد؟ درحالیکه همان زمان هم این مسائل کمابیش روشن بود.
چرا آقای رئیسی در دوره ریاست خود بر قوهقضاییه و در برخورد با برخی افراد به نام سلطان سکه و دیگر عناوین مشابه از اختیارات ویژه استفاده و حتی آنان را برخلاف مقررات قانونی متعارف، اعدام کردند؛ ولی هنگامی که نوبت به حامیانشان در انتخابات رسید، نهتنها کوچکترین خبری را درز ندادند بلکه بهجای برکناری، استعفایش را پذیرفتند و همچنان از مشاورت آنان بهره میگیرند؟
چرا حتی سخنگوی دولت شایعات را تکذیب و از وزیر استعفا دادهشده، حمایت کرد؟ و بدتر از همه یک سال است که وی در سکوت خبری و با داشتن حکم محکومیت زندگی عادی دارد؟
نقش وی در ستاد تبلیغاتی آقای رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰ چه بوده است؟ آیا اطلاعاتی درباره اقدامات قبلی نامبرده پیش از معرفی برای وزارت به آقای رئیسی داده شده بود یا خیر؟ اگر خیر؛ آیا وی در دوره وزارت، دچار این انحراف و ارتکاب جرم شده؟ طبعاً عجیب خواهد بود. اگر بلی، ایشان چه اقدامی برای راستیآزمایی درباره اخبار علیه وی کردند؟
موضع کنونی دولت چیست؟ نقش وی در ماجرای «چای دبش» چیست؟ چرا درباره این پرونده هیچ اطلاعرسانی نمیشود؟ آقای اژهای بر ضرورت اطلاعرسانی در موضوع فساد چای دبش هم تاکید کردهاند؛ اطمینان و انتظار داریم که دراینباره هم بهزودی اقدام عملی خواهد شد. ایشان اعلام کرده که «تاکنون ۴۵نفر در رابطه با چای دبش تفهیم اتهام شدند.»
اگر در نام بردن افراد معذوریت وجود دارد، حداقل جزئیات بدون نام این فساد اعلام شود؟ چطور در ریاست قبلی قوه درباره افراد غیرمنسوب به جناح غالب این اخبار به سهولت منتشر میشد؟ حداقل سطح افراد دولتی درگیر این فساد اعلام شود. مگر میشود ۳/۷میلیارد دلار پرداخت کرد و مهمترین مقامات اجرایی مطلع نباشند؟
بعلاوه، علت و مستند درخواست اعمال ماده ۴۷۷ و یا دلیل پذیرش احتمالی اعاده دادرسی در پرونده وزیر سابق جهاد آقای ساداتینژاد چیست؟ یعنی در حکم محکومیت او کدام «خلاف شرع بین» رخ داده است که به بهانه آن، پرونده وارد فرآیند اجرای حکم نمیشود؟
با وجود «پرونده نهادههای دامی و فروش ۱۱۰۰ میلیارد تومان نهاده دامی با کوتاژ صوری»، «پرونده فساد ۳/۷میلیارد دلاری چای دبش» و «پرونده انتصابات فامیلی در وزارت جهاد کشاورزی» که همه آنها در مدت کوتاه تکیه زدن ساداتینژاد بر صندلی این وزارتخانه رخ داده، چه جایی برای اعلام وجود گشت ارشاد مدیران دولت میماند؟اینها تازه پروندههای اصلی هستند و اگر گزارشهای رسمی و شفاهی وزارتخانه از آنچه که در مدت کوتاه مدیریت وی بر این وزارتخانه گذشته است، انتشار یابد؛ مثنوی بلندی خواهد شد.
واقعاً تکرار این پرسش مطرح است که چند ماه پیش دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی گفت: «کجا سابقه داشته که در سطح وزیر چنین فسادی رخ دهد، و چرا آقای رئیسی یک بار نیامد بعد از تخلفات ساداتینژاد در پرونده نهادههای دامی، از مردم عذرخواهی کند؟»
اگر عذرخواهی را نادیده بگیریم، تداوم این وضعیت و سکوت در برابر آن از اصل وقوع چنین فسادهایی هولناکتر است. مهمتر از ناکامی مطلق دولت در نصف و تکرقمی کردن تورم، ناتوانی آن در مبارزه با فساد است که برای اولین بار پس از انقلاب در چنین سطحی از مدیریت کشور رخ داده است.
آخرین نکته اینکه چطور است که آقای روحانی و امثال ایشان به نداشتن یا ضعف فهم و بینش سیاسی متهم و ردصلاحیت میشوند، پرسش این است که آیا همان معیار برای سنجش نامزدی این وزیر با این پرونده هم بهکار برده شده بود؟
چطور ایشان برای نمایندگی کاشان تایید صلاحیت میشود؟ هرچند بعداً خودشان انصراف میدهند!
خلیج فارس:رئیس جمهور در پیامی با قدردانی از استقبال گرم و پرشور مردم آگاه، انقلابی و با بصیرت استان قم از دولت مردمی و لطف و بزرگواری ویژه علما و مراجع عظام تقلید تصریح کرد: بیشک این حمایتهای محبتآمیز که جلوه دیگری از اتحاد ملی است، توان و انگیزه دولت را برای خدمترسانی بیوقفه به مردم و حل مشکلات آنان، مضاعف خواهد کرد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، ابراهیم رئیسی در پیامی با قدردانی از استقبال گرم مردم قم از دولت مردمی و لطف و بزرگواری ویژه علما و مراجع عظام تقلید اظهار داشت: دولت مصمم است با رفع موانع و اجرای طرحهای معطل مانده، شکوفایی هر چه بیشتر استان قم را محقق نموده و بر مطالبات مردم عزیز آن جامه عمل بپوشاند.
متن کامل این پیام به شرح زیر است؛
بسم الله الرحمن الرحیم
به پاس استقبال گرم و پرشور مردم آگاه، انقلابی و با بصیرت استان قم از دولت مردمی و لطف و بزرگواری ویژه علما و مراجع عظام تقلید، لازم میدانم به نمایندگی از دولت مردمی، صمیمانه از این حضور دلگرمکننده، قدردانی و سپاسگزاری نمایم.
بیشک این حمایتهای محبتآمیز که جلوه دیگری از اتحاد ملی است، توان و انگیزه دولت را برای خدمترسانی بیوقفه به مردم و حل مشکلات آنان، مضاعف خواهد کرد.
در این سفر پر برکت علاوه بر زیارت بارگاه منور حضرت فاطمه معصومه (س) در روز ولادت آن بانوی با کرامت، بررسی روند اجرای مصوبات سفر دور نخست، بازدید و بهرهبرداری از چندین طرح اقتصادی و عمرانی به ویژه طرحهای ساخت مسکن، توفیق دیدار و تبادلنظر با مراجع عظام حاصل شد. مثل همیشه حمایتها، فرمایشات و رهنمودهای الهامبخش آنان را قوت قلب و چراغ راهی برای دولت مردمی میدانیم و آن را سرلوحه فعالیتها و برنامههای دولت مردمی قرار خواهیم داد.
دولت نیز مصمم است با رفع موانع و اجرای طرحهای معطل مانده، شکوفایی هر چه بیشتر استان قم را محقق نموده و بر مطالبات مردم عزیز آن جامه عمل بپوشاند.
در پایان بار دیگر از اقشار مختلف مردم متعهد، استاندار و دیگر مدیران جهادی استان، طلاب و فضلای مدرسه فیضیه قم، دانشجویان، تولیت محترم آستان مقدسه، ائمه محترم جمعه و جماعات، خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران، شخصیتهای علمی و مذهبی و سایر گروههای سیاسی و اجتماعی قدردانی مینمایم.
سید ابراهیم رئیسی
رئیس جمهوری اسلامی ایران
خلیج فارس: روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی از خودداری ابراهیم رئیسی از مصاحبه با خبرنگاران مستقل انتقاد کرد.
این روزنامه نوشت: یون سوک یول، رئیس جمهور کره جنوبی، روز پنجشنبه گذشته پذیرفت که شکست سخت حزب حاکمش در انتخابات اخیر نشاندهنده شکست دولت در بهبود بخشیدن به زندگی مردم است. او همچنین به خاطر رسوائی در مورد کیف لاکچری همسرش عذرخواهی کرد.
دادستانی کره جنوبی خواستار تحقیق در مورد این موضوع است که همسر رئیس جمهور این کیف گرانقیمت برند کریستین دیور را هدیه گرفته یا خریده است.
این خبر که خبرگزاریها در دو روز قبل آن را از کره جنوبی مخابره کردند، از این نظر اهمیت دارد که اولاً رئیس جمهور کره جنوبی بدون آنکه از واقعیت بگریزد با صراحت اعلام کرد شکست سخت حزبش که حزب حاکم این کشور است در انتخابات نتیجه شکست دولت او در بهبود بخشیدن به زندگی مردم بوده است. به عبارت روشنتر، آقای رئیس جمهور تلاش نکرد شکست حزب خود را به عواملی غیر از ناتوانی خود و دولت خود در انجام وظایفی که برعهده دارند نسبت بدهد.
ثانیاً استفاده همسر رئیس جمهور از کیف گرانقیمت، او را به عذرخواهی وادار ساخت. و ثالثاً قوه قضائیه کره جنوبی بدون آنکه گرفتار ملاحظات سیاسی شود درصدد تحقیق درباره چگونگی به دست آوردن کیف گرانقیمت توسط همسر رئیس جمهور این کشور شد.
این هر سه موضوع، در منشور حکومتی اسلام مورد تأکید فراوان قرار دارند و در نظام جمهوری اسلامی نیز بخشی از اصول و آرمانهای اعلام شده حکمرانی در این نظام را تشکیل میدهند ولی درحال حاضر عملاً مهجور و متروک هستند. اگر قرار باشد برای حکمرانی مورد نظر اسلام معیارها و اصولی برشمرده شوند، این سه موضوع قطعاً از مهمترین اصول و معیارها هستند که بعد از اصل عدالت و برای برپائی عدالت همهجانبه در جامعه باید مورد توجه قرار گیرند و حکمرانان به آنها پایبندی عملی نشان بدهند.
متأسفانه ما به جای اینکه به ناتوانیها و ناکامیهای خود در حکمرانی و مدیریت جامعه اعتراف کنیم، از یکطرف خود را موفقترین حکمرانان تاریخ میدانیم و از طرف دیگر مشکلات و ناکامیها را به گردن این و آن میاندازیم. در جهان امروز با پیشرفت شگرفی که در زمینه ارتباطات وجود دارد، دولتمردان کشورهای آزاد همواره در معرض سؤال خبرنگاران مستقل برای کشف واقعیتها قرار دارند و همین امر باعث میشود بالاترین مسئولان دولتها همچون رئیس جمهور کره جنوبی با صراحت اعلام کنند در بهبود بخشیدن به زندگی مردم کشورشان ناکام بودهاند ولی ما که به اقتضای تعالیم اسلام باید در این زمینه از سایر کشورها جلوتر باشیم، از مصاحبه با خبرنگاران مستقل پرهیز میکنیم تا ناکامیها را کامیابی جلوه دهیم و نارسائیها را به گردن دیگران بیندازیم.
عجیبتر اینکه شعار مبارزه با فساد میدهیم ولی فسادهای آشکار را «فسادنمائی» میدانیم و نهتنها حاضر نیستیم با عوامل فساد برخورد کنیم بلکه در مواردی برای آنها امتیازاتی نیز قائل میشویم. و از اینها عجیبتر اینکه از قوه قضائیه انتظار داریم با پروندههای سوءاستفادهگران و مفسدان آنگونه که ما میپسندیم برخورد کند، سراغ نورچشمیها و دانهدرشتها نرود و سیاست را بر عدالت مقدم بدارد.
خلیج فارس:حسام الدین آشنا، مشاور حسن روحانی، در پی صحبت دیروز رئیسی در قم مبنی بر اینکه «در ابتدای دولت لغو سند ۲۰۳۰ را امضا کردم» واکنش نشان داد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛وی در صفحه توییتر خود مصوبه هیات دولت روحانی را در سال ۹۶ منتشر کرد که طبق آن اجرای سند ۲۰۳۰ مصوب دولت در سال ۱۳۹۵ (بعد از مخالفت صریح رهبری در بهار همان سال) لغو شده است.
خلیج فارس:آذری جهرمی در کانال تلگرام خود نوشت: «براساس آماری که خود وزارت ارتباطات ارائه میدهد، سرعت اتصال به شبکه افزایش پیدا کردهاست نه سرعت اینترنت.»
محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دوازدهم، در تلگرام خود در پستی نوشت: «رییس جمهور محترم در قم گفتهاند: «توسعه فیبر نوری یک زیرساخت فرهنگی محسوب میشود و اکنون هفت و نیم میلیون ایرانی از فیبر نوری در حال استفاده هستند و در تلاشیم تا فیبر نوری در تمام کشور توسعه یابد.
این در حالی است که سایت iranfftx وزارت ارتباطات که نمایشگر میزان پیشرفت پروژه فیبر نوری را به نمایش میگذارد، این آمار را ۳۵۶هزار کاربر نشان میدهد که بیش از ۲۰۰ هزارتای آن هم از سال ۱۴۰۰ دائر بوده است. ضمنا آنچه که افزایش یافته است سرعت اتصال به شبکه است نه اینترنت!»
منبع:فرارو