خلیج فارس:تصاویری از زندگی روزمره چند دانشجو در خوابگاه دانشگاه تهران، سال ۱۳۷۷ را ببینید.
منبع:برترین ها
خلیج فارس: روز دانشجو در دانشگاهها مراسم و سخنرانیهای زیادی برپا میشود. معمولا هم در دانشگاههای بزرگ و به نوعی دانشگاههای مادر، مسوولان ارشد و سران قوا حاضر میشوند و به سوالات دانشجویان پاسخ میدهند.
به گزارش خلیج فارس؛ بعضا این گونه مراسم با حاشیههای زیادی همراه میشود که سالهای گذشته موارد زیادی از آن دیده میشود. حضور روسای جمهوری در دانشگاهها در طول سه دهه گذشته، یکی از مسائل چالشبرانگیز برای دولتها بوده است. به خصوص اگر آن رییسجمهوری ریسک کند به دانشگاههای سیاسی برود؛ دانشگاههایی که در آن دانشجویان فعالیتهای سیاسی زیادی دارند و این گونه مسائل برایشان دغدغه است.
در چند سال اخیر بعضا روسای دیگر قوا یا برخی نمایندگان مجلس نیز راهی دانشگاهها میشوند و دانشجویان با هیجان سخنان خود را بیان میکنند.
دانشجویان که غالبا نمایندگان تشکلهای دانشجویی هستند، در حضور روسای قوا به ویژه روسای جمهوری مستقر، بعضا تند و گزنده است، اما بعضی از روسای جمهوری علاقهای به این فضا ندارند. مانند سال گذشته که وقتی ابراهیم رییسی در گرماگرم اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، برای مراسم ۱۶ آذر طی تدابیر خاص راهی دانشگاه تهران شد، دانشجویانی که در حضور او سخنرانی کردند، همه همسو با نظرات دولت بود و دغدغه برخی از آنها چرایی نسپردن مسوولیت به سعید جلیلی بود. همین امر باعث شد تا برخی تیم هماهنگکننده مراسم را به «دستچین» کردن تشکلهای دانشجویی و دانشجویان سخنران در حضور رییسی متهم کردند.
اساسا حضور روسای جمهوری و کلا مسوولان در دانشگاه در این روز خاص، اختصاص تریبونی به دانشجویان برای بیان مسائلشان بدون لکنت و آزادانه است، اما با محدود کردن حضور دانشجویان برای شنیدن سخنانی مطلوب مسوولان به خصوص رده اولی، همین یک روز هم از دانشجویان دریغ میشود.
طعنه و کنایه به قالیباف و اژهای
اما در روزهای اخیر یک وبسایت تندرو، خبری منتشر کرد که در آن از مقصد سه رییس قوه خبر داده بود. به نوشته رجانیوز، ابراهیم رییسی قرار است راهی دانشگاه شهید بهشتی شود؛ محمدباقر قالیباف، رییس مجلس به دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات میرود و غلامحسین محسنی اژهای رییس قوه قضاییه نیز راهی دانشگاه محقق اردبیلی خواهد شد. این وبسایت که حامی پر و پا قرص دولت است، لحن تنظیم خبر از سوی رجانیوز باعث انتقادات تندی از سوی خبرگزاری میزان متعلق به قوه قضاییه و افراد رسانهای و رسانههای نزدیک به رییس مجلس شد.
این وبسایت برای اعلام حضور ابراهیم رییسی نوشته: «همچون سالهای گذشته، در روز دانشجو در یکی از دانشگاههای مطرح کشور حاضر میشود.»
برای خبر مربوط به دانشگاههای مقصد محسنی اژهای و قالیباف، اما با نیش و کنایه نوشته بود: «حجتالاسلام اژهای که در دو سال اخیر میزبان دانشجویان در ساختمان دستگاه قضا بوده، امسال احتمالا به دانشگاه محقق اردبیلی میرود. در صورت حضور حجتالاسلام اژهای در این دانشگاه، وی برای اولین بار در دوران ریاستش بر دستگاه قضا، برای گفتگو با دانشجویان در یک دانشگاه حاضر میشود. محمدباقر قالیباف، امسال همچون سال گذشته، یک دانشگاه نه چندان سیاسی را برای حضور انتخاب کرده است. به نظر میرسد دلیل اصلی این انتخاب ناتوانی او در پاسخ دادن به انتقادات دانشجویان به عملکردش در مجلس است.»
طبق سنت مرسوم، این رییسجمهوری مستقر است که راهی جمعهای دانشجویی در دانشگاهها میشود؛ شاید ماندگارترین حضور یک رییسجمهوری در دانشگاه، آخرین مراسم روز دانشجو در دولت سیدمحمد خاتمی باشد که جمله معروفش باعث ماندگاری آن مراسم در اذهان شد.
قبل از ۱۳۷۶؛ روز دانشجو؟
تا پیش از روی کار آمدن دولت محمد خاتمی، تشکلهای دانشجویی آنچنان فرصت بروز و ظهور به شکل سخنرانی در حضور مقامات را نداشتند. از بین مقامات برخی وزرای مربوط به دانشجویان به انتشار پیامهایی اقدام میکردند و مانند این گونه پیامها، موضوعات کلی در آن مطرح میشد. به عبارت دیگر، تا زمان استقرار دولت اصلاحات، روسای جمهوری برای روز دانشجو به دانشگاهی نرفتند.
البته اکبر هاشمیرفسنجانی در طول ۸ سال ریاستجمهوری تنها یک بار در جمع دانشجویان حضور یافت؛ ۱۶ آذر ۱۳۷۳. اما این حضور در دانشگاه نبود و در جریان اجتماعی بود که در سالن ورزشگاه آزادی ترتیب داده شده بود و حضار نیز دانشجویان بسیجی دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور بودند.
هاشمیرفسنجانی درباره این تجمع در خاطراتش نوشته: «از منزل به ورزشگاه آزادی رفتیم. به مناسبت روز دانشجو، دانشجویان بسیجی علوم پزشکی اجتماع داشتند. حدود ۱۰ هزار نفر بودند و اجتماع با شکوهی بود. نصف آنها را دختران تشکیل میدادند. آقایان دکتر علیرضا مرندی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سرتیپ علیرضا افشار، فرمانده نیروی مقاومت بسیج خیرمقدم گفتند. من هم درباره اهمیت دانشگاه و بسیج و تحصیل زنان صحبت کردم. قبل از مراسم، از نمایشگاه ابزارآلات و وسایل پزشکی ساخت داخل در همانجا بازدید کردیم.»
بنا بر خبری که روزنامه سلام در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۷۳ منتشر کرده، هاشمیرفسنجانی در این تجمع، «فراهم کردن زمینههای لازم برای ورود همه اقشار به دانشگاهها و قرار دادن سهمیههایی برای بسیجیان و ایثارگران را از جمله سیاستهای اصولی دولت برای ادای گوشهای از حقوق مسلم رزمندگان خواند.» آن زمان ۶ سال از پایان جنگ گذشته بود و جمعی از جوانان را رزمندگانی تشکیل میدادند که زمان تحصیل را در جبههها بودند یا درس و دانشگاه را برای رفتن به جبههها رها کرده بودند.
سال ۱۳۷۶؛ اجلاس سران کشورهای اسلامی
اما با روی کار آمدن دولت محمد خاتمی، فضای دانشگاهها باز شد؛ دانشجویان توانستند برابر رییسجمهوری بایستند و انتقاد کنند. در نخستین سال از ریاستجمهوری خاتمی، روز دانشجو مصادف شده بود با جنب و جوش در تهران برای میزبانی از کنفرانس سران کشورهای اسلامی. این کنفرانس که به لحاظ سیاسی اهمیت زیادی برای نظام داشت و از ۱۷ آذر ماه رسما آغاز میشد، سبب شد که خاتمی نتواند برای روز دانشجو راهی دانشگاهی شود. آن روزها، همه مدارس و دانشگاههای تهران برای میزبانی بهتر کنفرانس سران کشورهای اسلامی از ۱۷ آذر تا ۲۰ آذر ماه تعطیل شدند.
سال ۱۳۷۷؛ سایه قتلهای زنجیرهای بر روز دانشجو
روز دانشجو در سال ۱۳۷۷، دانشگاه شریف بود که میزبان محمد خاتمی رییسجمهوری شد. به همین بابت، برخی تشکلهای دانشجویی دانشگاههای امیرکبیر و علم و صنعت در بیانیهای از خاتمی خواستند تا با توجه به وظایف و اختیارات قانونی خود، صراحتا اقدامهای خلاف قانون اساسی توسط جریانات شکست خورده دوم خرداد را افشا کند. آن زمان فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور به شدت تحت تاثیر افشای جریان قتلهای زنجیرهای بود. خاتمی در تجمع دانشگاه شریف، در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان پیرامون قتل داریوش فروهر و پروانه فروهر و برخی روشنفکران گفت که برای ریشهیابی و شناسایی عاملان قتل فروهر و همسرش تا آخر جلو خواهیم رفت و با هیچ فردی رودربایستی نداریم. او در بخش دیگری از سخنانش در جمع دانشجویان گفت که فضای جامعه فضای سالمی نیست؛ مخالف به خود اجازه میدهد که هر انگی را به طرف مقابل بزند، وقتی ما یک نفر را قبول نداشته باشیم از او با عنوان ضدانقلاب، سلطنتطلب، فاسد، غربگرا، ضدامنیت ملی و مرتد میسازیم. حال اگر یک نفهمی هم گفت که این ضدانقلاب را باید کشت، خب میکشند. هنگام انتقاد از حریف، از او چنان چهره سیاهی ترسیم میکنیم که موجب تنفر همگان میشود؛ با این فضا باید مبارزه کرد.
۱۳۷۸ متاثر از کوی دانشگاه
سال ۱۳۷۸، خاتمی قصد کرد تا در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت شرکت کند که به علت «کسالت» او به ۲۱ آذرماه موکول شد. روز دانشجوی این سال، یکی از داغترین روزهای دانشجو بود؛ اولین روز دانشجو پس از وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران. یک روز قبل از مراسم روز دانشجو، روابط عمومی دفتر رییسجمهوری در بیانیهای اعلام کرد که حضور در جلسه پرسش و پاسخ محدود به دانشجویان علم و صنعت نبوده و همه دانشجویان میتوانند با ارایه کارت دانشجویی، در این مراسم حاضر شوند.
خاتمی در این مراسم پیرامون روابط با امریکا صحبت کرد و گفت که وقتی از دیوار بلند بیاعتمادی سخن میگوییم، شعار نمیدهیم. خاتمی همچنین وقایع کوی دانشگاه را «لکه ننگی» خواند که به راحتی از دامن جامعه پاک نخواهد شد. او افزود که در این ماجرا پس از اهانت، سرکوب و ضرب و شتم دانشجو، غائلهای در متن شهر ایجاد شد و آن را به نام دانشجو نوشتند.
او همچنین افزود که از روند پیگیری پرونده کوی دانشگاه شخصا راضی نیستم و انتظار دارم با سرعت عمل و دقت بیشتری این پرونده بررسی شود که بعدا متهمان بعد از مدتی طلبکار و دانشجویان نیز بدهکار نشوند.
سال ۱۳۷۹
روز دانشجو در سال ۱۳۷۹، در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد و مانند پارسال، دفتر رییسجمهوری از عموم دانشجویان خواست که در این مراسم شرکت کنند. همزمان نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه نیز بیانیهای با همین مضمون منتشر کرد.
این مراسم شاهد حواشی زیادی بود؛ وقتی یکی از دانشجویان از خاتمی خواست تا «افراطگراها» را افشا کند، گفت که چه کسی را افشا کنیم؟ چیز نهانی نیست که افشا شود، این توقعات نابجاست باید سعی کنیم مسائل را با تفاهم حل کنیم. وقتی تعدادی از حضار اقدام به شعارهایی با مضمون «مرگ بر» کردند، خاتمی تاکید کرد که «این کار خلاف انتظار من از دانشگاه است. یعنی چه مرگ بر یکی و مرگ بر دیگری؟ نباید خشمگینانه اختلافهای خود را به تنش تبدیل کنیم.» او افزود: «قتلهای زنجیرهای یک غده سرطانی بود که در دستگاه امنیتی ما قرار داشت که تا آنجا که به بنده مربوط میشد، عاملان قتلها شناخته شدند و غده سرطانی از وزارت اطلاعات حذف شد که اگر همراهی رهبر انقلاب در این زمینه نبود تلاش ما به جایی نمیرسید.»
خاتمی در پایان خطاب به دانشجویان گفت که «از نسل جوان عزیز میخواهم با فضای ایجاد شده از سوی کسانی که شما را به شورش، نفی و براندازی میخوانند با هوشیاری برخورد کنند و در مقابل کسانی که میخواهند با خشونت، توهین و سرکوب شما را از عرصه خارج کنند نیز بایستید.»
در همین روز، دانشگاه تهران میزبان سعید حجاریان بود تا از او تجلیل کنند. حجاریان ۲۳ اسفند ۱۳۷۸، مورد سوءقصد «سعید عسگر» از نیروهای افراطیون قرار گرفته بود. سعید حجاریان و عباس عبدی در این مراسم که در تالار شهید چمران دانشگاه تهران برگزار شد، صحبت کردند.
سه سال غیبت برای کنترل اوضاع
آذر ماه ۱۳۸۰، مصادف بود با وقایع پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و حمله نیروهای ائتلاف به افغانستان بود که دقیقا روز ۱۶ آذر ۱۳۸۰، طالبان در افغانستان سقوط کرد. همچنین مصادف شدن با شبهای قدر در ماه رمضان باعث شد تا مراسم ۱۶ آذر در همان حوالی تاریخی انجام نشود. او بعدها در یک جمع دانشجویی که البته مانند سالهای قبل نبود، حاضر شد و گفت: «از سکوت دانشگاه نباید شادمان بود.» این نخستین روز دانشجوی دولت دوم خاتمی بود.
او سال ۱۳۸۱ هم در مراسمی شرکت نکرد؛ فضای سیاسی در حاکمیت متاثر از لوایح «اصلاحات انتخابات» و «تبیین اختیارات ریاستجمهوری» معروف به لوایح دوقلو بود. خاتمی درباره حضورش در جمع دانشجویان از بابت روز دانشجو گفت که «فکر نمیکنم امسال ۱۶ آذر جایی بروم. البته همیشه مخلص دانشجویان هستم و با آنان گفتگو میکنم و انشاءالله در موقع مقتضی دیدار و گفتگو خواهم داشت.»
برخی این عدم حضور را مربوط دانستند به پیشگیری خاتمی از تند شدن فضا در شرایطی بود که لوایح دوقلو تنشهای زیادی را در فضای سیاسی ایجاد کرده بود و خاتمی نیز در حال رایزنی برای تایید این لوایح از سوی شورای نگهبان بود.
۱۶ آذر ۱۳۸۲ خاتمی باز هم به دانشگاهی نرفت؛ آن زمان دولت در تدارک انتخابات مجلس هفتم بود و از فضای سیاسی کشور این گونه بر میآمد که فضا، فضای ردصلاحیتهای گسترده است. شاید به همین خاطر بود که خاتمی از حضور در دانشگاه اجتناب کرد تا بتواند از ردصلاحیتها و قلع و قمع نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم توسط شورای نگهبان جلوگیری کند که زور او به زور شورای نگهبان نچربید و اصلاحطلبان از مجلس هفتم حذف شدند.
۱۳۸۳ آخرین حضور
آخرین حضور محمد خاتمی در دانشگاه از جایگاه ریاستجمهوری، در سال ۱۳۸۳ اتفاق افتاد. او به دانشگاه تهران رفت. فضا بسیار ملتهب بود و پر از تنش. اصلاحطلبان در مجلس جدید جایی نداشتند؛ محافظهکاران شورای شهر تهران را قبضه کرده بودند و ناامیدی از اصلاحات در فضای دانشجویی حرف اول را میزد؛ همین باعث شد تا جلسه خاتمی با دانشجویان، شاهد تنشها و ناآرامیهای زیادی باشد.
شاید بتوان گفت این مراسم یکی از معدود صحنههای عصبانیت محمد خاتمی در یک فضای عمومی بود. هنگامی که برخی دانشجویان «عبور کرده از خاتمی» و همچنین منتقدان همیشگی او، هنگام سخنرانی با «هو کردن» اجازه نمیدادند او سخنانش را بیان کند، به تندی خطاب به آنها گفت: «آدم باشید! کاری نکنید بگویم بیرونتان کنند! در همه چیز انحراف ایجاد کردید، اکنون هم آمدید اینجا نمیگذارید چند نفر حرف بزنند و گوش کنند.» وقتی این رفتارها ادامه یافت او همان طعنه معروفش را گفت: «انشاءالله بعد از من کسانی میآیند که خوب عمل خواهند کرد.»
احمدینژاد؛ برای اولین و آخرین بار
نهایتا آخرین جلسه خاتمی در قامت ریاستجمهوری در دانشگاه نیز به تاریخ پیوست و با روی کار آمدن دولت نهم، طعنه خاتمی به حقیقت پیوست؛ محمود احمدینژاد به سبب تعطیلی تهران بابت شدت گرفتن آلودگی هوا و همچنین معطوف شدن توجهات به سانحه سقوط هواپیمای سی -۱۳۰ حامل خبرنگاران، در سفر استانی به سیستان و بلوچستان بود.
اولین مرتبهای که محمود احمدینژاد برای روز دانشجو به دانشگاه رفت، سال ۱۳۸۵ بود که حواشی زیادی نیز داشت. دانشجویان معترض به برخوردهای امنیتی با تشکلهای دانشجویی در حضور رییس دولت مستقر، او را مورد انتقاد قرار دادند. آن زمان خبرگزاری فارس از حامیان محمود احمدینژاد در گزارشی از این مراسم نوشت: «در حالی که اکثریت دانشجویان در مخالفت با تعدادی از کسانی که قصد داشتند نظم جلسه را برهم بزنند، شعار میدادند: دانشجو میمیرد / ذلت نمیپذیرد، احمدینژاد گفت: شعار همه دانشجویان و افتخار آنها این است که دیکتاتوری را در هر لباسی میشناسند و سرکوب میکنند و امروز هم بزرگترین دیکتاتوری امریکاست که لباس حقوق بشر بر تن کرده است.» البته در این بخش از اعتراضات، دانشجویان احمدینژاد را «دیکتاتور» خطاب کرده بودند. همچنین احمدینژاد در پاسخ به شعارهایی مبنی بر وجود «خفقان» در کشور نیز با استفاده از تاکتیک همیشگیاش گفت: «خفقان را میبینید؟ عده کمی اجازه نمیدهند، اکثریت از حقشان استفاده کنند. دولت بازترین شرایط سیاسی را ایجاد کرده که میبینید مطبوعات همه چیز مینویسند و بعد هم ادعا میکنند که خفقان وجود دارد.»
همچنین یکی از حضار اقدام به آتش زدن عکس احمدینژاد کرد که او نیز در واکنش گفت: «همه باید بدانند که احمدینژاد در راه دفاع از آزادی حقیقی، استقلال و عدالت حاضر است تن و جانش مانند شهادت رجایی بسوزد و سوخته شود. افتخار امثال بنده رسیدن به آن جایگاه و سوختن در راه آرمانهای این ملت و دفاع از این نظام است. امریکاییها بدانند که اگر هزار بار تن احمدینژاد در راه آرمانهای ملت بسوزد باز هم احمدینژاد یک سانتیمتر از این آرمانها عقبنشینی نمیکند.»
این اولین و آخرین باری بود که احمدینژاد در روز دانشجو به یک دانشگاه رفت.
روحانی؛ بیشترین حضور در دانشگاه
با روی کار آمدن حسن روحانی در سال ۱۳۹۲، او از همان سال اول برای روز دانشجو، به دانشگاه رفت. روحانی سال ۱۳۹۲ به دانشگاه شهید بهشتی، سال ۱۳۹۳ به دانشگاه علوم پزشکی ایران، سال ۱۳۹۴ به دانشگاه شریف، سال ۱۳۹۵ دانشگاه تهران، سال ۱۳۹۶ در دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال ۱۳۹۷ دانشگاه علوم پزشکی سمنان و سال ۱۳۹۸ در دانشگاه فرهنگیان حضور یافت. سال ۱۳۹۹ هم به دلیل همهگیری کرونا، چنین مراسمی برگزار نشد.
حضور روحانی در دانشگاه برای روز دانشجو، در دولت اولش، حواشی زیادی داشت؛ از شعارهای منتقدان همیشه در صحنه گرفته تا درگیری برخی عناصر وابسته به تشکلهای خاص و درگیری میان مخالفان و موافقان دولت او به خصوص در موضوع مذاکرات هستهای از جمله تنشهای شکل گرفته در ۴ سال ابتدایی بود. در این چهار سال شعارهای حمایتی از روحانی و همچنین شعارهایی درباره «رفع حصر» از میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، از جمله شعارهای ثابت این تجمعات بودند؛ شعاری که برخاسته از شعارهای انتخاباتی حسن روحانی بود.
اخلال در سال ۹۴؛ نماینده سال ۹۹
شاید به یاد ماندنیترین روز دانشجو در دولت روحانی، سال ۱۳۹۴ باشد که در سالن سرپوشیده دانشگاه شریف برگزار شد. در این مراسم، دانشجویان مخالف روحانی اقدام به برهم زدن سخنرانی کردند و وقتی با شعارهای طیف مقابلشان روبهرو شدند، اقدام به درگیری فیزیکی کردند. چند عکس از این مراسم بسیار به یاد ماندنی شده است؛ محسن دهنوی، عضو هیات رییسه مجلس یازدهم یکی از افرادی است که در اخلالگریهای مراسم روز دانشجوی سال ۱۳۹۴ در دانشگاه شریف، نقشآفرینی کرد. عکاسان صحنهای از داد و فریاد او منتشر کردند؛ این تصویر وقتی دست به دست چرخید که او در انتخابات مجلس یازدهم در لیست محافظهکاران قرار گرفت و از تهران راهی مجلس شد. فرد دیگر نیز «محمدامین آقامیری» بود که اسفند ۱۴۰۱ با حکم ابراهیم رییسی، دبیر شورای عالی و رییس مرکز ملی فضای مجازی شد. ۳ دانشگاهی که در دور دوم دولت، روحانی مهمان آنها شد، آنچنان سیاسی نبود و بدون حاشیه خاصی برگزار میشد.
رییسی؛ عزم برای رفتن به دانشگاه
روز دانشجوی سال ۱۴۰۰ نیز با ریاستجمهوری ابراهیم رییسی، او عزم دانشگاه کرد؛ در حالی که تا پیش از ریاستجمهوری کمتر به تجمعات دانشجویی میرفت. رییسی در نخستین ماههای ریاستجمهوری به دانشگاه شریف رفت. خبرگزاری ایسنا در گزارشی پیرامون این مراسم نوشت: «در حاشیه این مراسم عدهای از دانشجویان دانشگاههای مختلف مقابل در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف حضور داشتند تا بتوانند در مراسم حضور یابند ولی از ورود این دانشجویان به دانشگاه جلوگیری شد و با اعلام مسوولان حراست تنها دانشجویانی اجازه ورود به سالن برگزاری مراسم را داشتند که اسامی آنها از قبل اعلام شده بود.» در ادامه نیز نوشته شد: «مسوولان تیم ریاستجمهوری خطاب به دانشجویان معترض گفتند: هماهنگی ورود دانشجویان به عهده خود دانشگاه شریف و معاونت فرهنگی این دانشگاه بوده است و همه اقدامات ورود دانشجویان و فرآیند دعوت آنها به عهده آنها بوده و ما مسوولیتی در رابطه با دعوت دانشجویان نداشتهایم.» سال گذشته نیز رییسی به دانشگاه تهران رفت که گویا وضعیتی مشابه با سال ۱۴۰۰ داشته است.
امسال چه میشود؟
حالا امسال باید دید که فضای مراسم روز دانشجو در دانشگاه شهید بهشتی با حضور ابراهیم رییسی چگونه خواهد بود؛ کسی اجازه خواهد داشت برابر رییسی از او انتقاد کند و حضار علیه او شعار بدهند یا با دستچین کردن دانشجویان فضا برای رییسی گل و بلبل خواهد بود؟!
منبع: اعتماد
خلیج فارس: رییس مرکز اورژانس کرمان ضمن اعلام مرگ یک دانشجوی دختر دانشگاه شهید باهنر طی شامگاه سهشنبه جزییات این واقعه را توضیح داد.
به گزارش خلیج فارس؛ سیدمحمد صابری صبح چهارشنبه اظهارداشت: ساعت ۲۱:۳۸ دیشب نخستین تماس با ۱۱۵ گرفته شد که اعلام کردند یکی از دانشجویان دختر از طبقه سوم خوابگاه به پایین سقوط کرده است.
وی افزود:عوامل اورژانس وقتی به محل رسیدند مشاهده کردنددانشجوی دختر که سن وی ۲۴ سال اعلام شده به علت شدت صدمه وارده به سر در نتیجه سقوط از ارتفاع جان باخته، هیچ واکنش و علایم حیاتی نیز ندارد.
صابری گفت: پیکر این دانشجو توسط اورژانس همان دیشب به بیمارستان افضلی پور در کنار دانشگاه انتقال یافت.
وی بیان کرد: برخی از دیگر دانشجویان خوابگاه و همخوابگاهیهای وی در جریان حضور عوامل اورژانس در محل اظهار داشته اند که این دانشجو خودش را به پایین پرتاب کرده است و تحقیقات عوامل متولی در این زمینه در جریان است تا جزییات بیشتری درباره علت و انگیزه این اقدام احصا شود.
یکی از مدیران دانشگاه نیز با بیان اینکه بررسی های تکمیلی در جریان است اظهار داشت که بررسی دوربینهای محل تایید کرده که دانشجوی دختر خودش را به پایین پرت کرده است.
منبع: ایرنا
خلیج فارس: معاون آموزشی وزارت علوم از بورسیه ۷۰ هزار دانشجو در دفترچه کنکور ۱۴۰۳ خبر داد و گفت: البته یک قانون در برنامه هفتم توسعه وجود دارد که در صورت تصویب آن توسط نمایندگان مجلس، ۵۰ درصد صندلی دانشگاهها بورس صنعت شده و اشتغال دانشجویان در این رشتهها تضمینشده خواهد بود.
به گزارش خلیج فارس؛ قاسم عمو عابدینی ضمن بیان این خبر با بیان اینکه از سال آینده دانشگاه حکمت بنیان فعالیت خود را آغاز خواهد کرد، گفت: شورای گسترش آموزش عالی برای دانشگاه هایی که جزء یک درصد بودند، مجوز داده است که این دانشگاهها یک دانشکده را به نام «دانشکده علوم و فناوریهای راهبردی» تاسیس کنند.
وی در ادامه تصریح کرد: درحالحاضر چهار دانشکده مجوز دریافت کردهاند که مدل این دانشکدهها «حکمت بنیان» شود و مقطع تحصیلی آنها از دیپلم به فوق لیسانس و از لیسانس به دکتری خواهد بود به گونهای که تلاش میشود رتبههای زیر ۱۰۰۰ آزمون سراسری بتوانند وارد این دانشکدهها شوند.
معاون آموزشی وزارت علوم با بیان اینکه تمامی دانشجویان دانشکدههای حکمت بنیان بورس خواهند شد، گفت: آینده شغلی این دانشجویان به صورت ۱۰۰درصدی تامین است.
معاون آموزشی وزارت علوم در خصوص بورسیه دانشجویان از دوره کارشناسی نیز افزود: از سال ۱۴۰۱ حدود ۱۰۰ نفر با این روش جدید پذیرش شدهاند که ۴۰ واحد آنها در اختیار صنعت بوده و بورس شدهاند و به آن کارشناسی حرفهای میگویند.
عمو عابدینی تاکید کرد: امسال نیز ۵۰۰۰ نفر دانشجو بورس دانشگاهها شدند، همچنین با برنامهریزی که انجام دادهایم مایل هستیم تعداد بورس در دفترچه کنکور به ۷۰ هزار بورس افزایش یابد امسال ۳۵ صفحه دفترچه کنکور به این بورسها اختصاص یافته بود.
حقوق ۳ تا ۷ میلیون تومانی برای دانشجویان
عمو عابدینی در پایان خاطرنشان کرد: در حال حاضر دانشجوی بورس ما ماهانه ۳ تا ۷ میلیون حقوق میگیرد و بیمه است و کارورزی خاص داشته و هشت درس خاص آن صنعت را طی میکند و شغلش هم تضمین است.
سال گذشته فقط دانشگاه یزد بورس صنعت را اجرایی کرد امسال ۵۰ دانشگاه آن را انجام دادند و سال آینده امیدواریم با تصویب بند مرتبط با صنایع، توسط مجلس در برنامه هفتم، نیمی از ظرفیت صندلیهای دانشگاهها را تبدیل به بورسیه کنیم.
منبع: ایسنا
خلیج فارس: تعداد مهاجران در جهان در سال ۲۰۲۰ حدود ۲۸۱ میلیون نفر تخمین زده میشوند که چیزی معادل ۶/۳درصد از جمعیت جهان است. این موضوع نشاندهنده آن است که همچنان بخش بسیار بزرگی از جمعیت کشورها در درون مرزهای آن زندگی میکنند.
جمعیت ایرانیان مهاجر در کدام کشورها بیشتر است؟
نگاهی به جمعیت دانشجویان ایرانی در دنیا
چقدر از ایرانیان مایل به بازگشت هستند؟
چه کسانی بیشتر مهاجرت میکنند؟
خلیج فارس:دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اقدامی نمادین صحنه جنایت علیه بشریت توسط رژیم صهیونیستی در حمله به بیمارستان المعمدانی غزه را در فضای دانشگاه بازسازی کردند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرگزاری دانشجو؛پس از بمباران بیمارستان المعمدانی، تعدادی از افراد کادر درمان نشست خبری خود را در میان پیکرهای بیجان کودکان و دیگر شهدای این جنایت برگزار کردند.
خلیج فارس:دیشب چند دانشجو در جهت حمایت از فلسطین در مقابل سفارت سوئیس تجمع کردند. از این تجمع تصویری منتشر شده که نشان میدهد درب سفارت سوئیس به رنگ خون درآمده. گفتنی است که مشابه این اتفاق در سفارت انگلیس و فرانسه رخ داده. سفارت انگلیس به دلیل شعارهایی که در دیوار سفارت نوشته شده بود از ایران خسارت گرفت.
خلیج فارس:عکسی از غذای سلف دانشگاه علم و صنعت که شامل کشک بادمجان و خیارشور میباشد، توجه کاربران فضای مجازی را جلب کرده است.
در توضیح این عکس آمده: «قدیما دانشگاه اول ترم به دانشجو حالی میداد و آخر ترم غذای بی کیفیت میداد، ولی خدا را شکر علم و صنعت از همین اول ترم پر قدرت شروع کرده.»
خلیج فارس: فیلم سینمایی «گاو» که بر اساس داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی به کارگردانی داریوش مهرجویی در سال ۱۳۴۸ ساخته شد در فضای سینمایی آن روز بسیار بحث برانگیز شد به صورتی که از شاه تا مسئولان و عموم طبقات جامعه این فیلم را دیدند و حتی به قول احسان نراقی شاه پیام فیلم را هم گرفت.
به گزارش خلیج فارس؛ بر اساس سندی سه برگی که حاوی نامه داریوش مهرجویی به پهلبد وزیر فرهنگ و هنر است گزارش اکران فیلم برای قشرهای مختلف از روشنفکرانی مثل جلال آل احمد و بهمن فرسی تا مستخدم اداره فرهنگ و هنر آمده است.
این سند منحصر به فرد نشان میدهد که کارگردان فیلم خود راوی نقدهای موجود در فیلم است. در این نامه آمده است: «محتر ما معروض می.دارد طبق فرمایش حضرتعالی در جلسه ای فیلم گاو در حضور آقای علاقه مند و عده ای تماشاچی گوناگون نویسنده، شاعر، کارمند اداره دانشجو و مردم عادی به معرض نمایش گذاشته شد فیلم به طور کلی برای طبقه انتلکتوئل قابل بحث و برای دیگران جالب و در خور ستایش بود. دو سه تن از جوانان دانشجو و کارمند) شدیدا تحت تأثیر قرار گرفته بودند و تبریک میگفتند و برای مردم عادی فیلم جالب و سرگرم کننده جلوه نمود و در بعضی قسمتها شدیدا موثر و در خور چندین بار دیدن از میان جمع انتلکتوئلها آقای منوچهر انور فیلم از نظر بصری بسیار درخشان و قابل ستایش است. اما در مورد داستان گفتند که قلب آن کاذب است دیالوگها « پوچ و پرت اند» و حادثه انطور که باید و شاید واقعی جلوه نمی کند»
از نظر آقای جلال آل احمد فیلم مهمی است و نباید یکبار آن را دید. ایشان پیشنهاد داد که یک بار دیگر به همراه دیگران فیلم را ببیند و از آن یادداشت بردارند. » جلال آل احمد در ادامه به مهرجویی پیشنهاد داده که در ارتفای داستان فیلم کمک کند که مهرجویی گفته با نظر جلال موافق نیست و گفته که این ایده اوست و کاری که جلال آل احمد پیشنهاد میدهد به دلیل اینکه در روند فیلم نبوده کار عیشی خواهد بود. در ادامه این نامه مهرجویی همچنین از قول جلال آل احمد نوشته که فضای شوم و تیره ساعدی در فیلم وجود ندارد و همه چیز واکس خورده است و همین یکی از نقایص فیلم محسوب می.شود مهرجویی در ادامه نظرات افراد دیگر را نیز آورده است: « از نظر آقای رضا براهنی – نویسنده و منتقد ادبی – فیلم فوق العاده است.
ایشان چندین بار این جمله را تکرار کرد و معتقد بود که من دستی به این فیلم تزنم» به نظر میرسد که براهنی طعنه ای به حرفهای جلال زده است. در ادامه این سند همچنین مهرجویی نوشته از نظر خانم سیمین دانشور (همسر آقای جلال احمد) بر خلاف نمایش آن روی شخصیت مش حسن زیاد تاکید نمی کند و از این رو تسبت به تاثر آن ناموفق تر است. از نظر آقای بهمن فرسی نویسنده و نمایشنامه نویس فیلمی نیست که بشود روی آن بلافاصله نظر داد. ایشان معتقد بود که فیلم را باید دوباره دید و با فکر و اندیشه روی آن نظر داد.
آقای منوچهر طیاب – فیلمساز – معتقد است که کاراکترها به یک اندازه شناخته نمیشوند مش حسن دیوانه و پسر مش صفر به تماشاچی نزدیک ترند و بقیه فیلم گنگ و ناشناخته میماند. » مهرجویی بعد از اینکه با شعرا و فیلمسازان و نویسندگان گفت و گو کرده مثل یک روزنامه نویس به سراغ مردم عادی از جمله آقای طلایی مستخدم رفته او به کارگردان فیلم گفته است «دو نکته به نظر ایشان رسید که معرف دقت و علاقه ایشان به هنگام دیدن فیلم است. یکی اینکه در صحنه شب چرا صدای قورباغه شنیده نمی شود و دیگر اینکه در طویله که معمولا پر از سوسک و حشره است باید صدای آنها شنیده شود.»
مهرجویی خطاب به وزیر فرهنگ گزارش می دهد که به طور کلی کلمه «مزخرف » و هید» شنیده نشده است. مهرجویی در پایان نامه به پهلبد نقل قولی از منوچهر انور – کارگردان و نویسنده آورده است: «ما تاکنون تصور می کردیم که سینمای فارسی در حال جنبش و حرکت است ا ولی این توهمی بیش نبود. با این فیلم حقیقتا جنبش سینمای فارسی به چشم می آید» فیلم گاو را از فیلم های موج نوی سینمای ایران میدانند که بسیار بحث برانگیز هم بود. اکران این فیلم با دستور وزیر وقت فرهنگ و هنر برای اهالی فرهنگ و مردم عادی با توجه به فضای فیلم میتواند یک نظر سنجی عمومی برای برخورد نهایی با این فیلم باشد که البته تحسین بسیاری را برانگیخته بود.
منبع: خبرآنلاین
خلیج فارس: روایتی عجیب از یک عاشقانه غریب در تهران: چند ثانیه بعد یه دختر حدود ۲۳-۲۴ ساله ریزه میزه با قیافه خییییلی بامزه و چشمایی که انگار از خوشحالی داشتن بجای لباش می خندیدن…
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ کاربری به نام سعید ابراهیمی رشته توئیتی درباره یک ماجرای عاشقانه نوشته که البته پایان تراژیکی دارد، این اتفاق البته شاید خیلی خاص نباشد، اما شکل توصیف سعید ابراهیمی و پرداخت او به جزئیات آن را ویژه کرده است، روایت را بخوانید، متوجه خواهید شد که چرا روزتان را به قبل و بعد خواندن این روایت تقسیم خواهد کرد، همین قدر عجیب و غریب:
از فرودگاه مهرآباد به سمت سعادت آباد: مقصد رو که دیدم گفتم اوکی قبول کردم
رفتم وسط شلوغی ماشینها و زنگ زدم یه خانم با صدای پرانرژی گفت دیدمتون دیدمتون قطع کردم
چند ثانیه بعد یه دختر حدود ۲۳-۲۴ ساله ریزه میزه با قیافه خییییلی بامزه و چشمایی که انگار از خوشحالی داشتن بجای لباش می خندیدن و برق شیطنت توی چشای رنگیش با یه ساک و یه بگ هدیه نشست تو ماشین خیلی با ذوق و خندان سلام داد و وسایلش رو کنارش چید و گفت بریم لطفا
تو ماشین که نشسته بود انگاری یهو میرفت تو فکر و خنده روی لباش جاری میشد انگار داشت به یه اتفاق خوبی که میخواست رقم بخوره فکر میکرد و توی ذهنش مرورش میکرد و براش اونقدر جذاب بود که شادی و هیجان و شیطنت رو قشنگ حس میکردی تو صورتش
گوشیش زنگ خورد و صدای یه دختر دیگه از پشت گوشی میاومد اون رو نمیفهمیدم چی میگفت ولی این گفت آره دلربا جون رسیدم الان سوار تاکسیام دارم میرم یخورده استرس دارم توروخدا به نظرت بد نیست اینطوری یهویی برم و سورپرایزش کنم؟
بعدش گفت نه نگران نباش میدونم خونه است قبلش عادی بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت خونهام میخوام یهخورده بخوابم اگرم نبود میرم پیش نیلو اومد سورپرایزش میکنم
به مقصد که رسیدیم گفت آقا من وسایلم زیاده میتونم معطلی بزنم برم بالا ببینم هستن یا نه بعد بیام وسایلم رو ببرم؟ اگر هم نبودن مقصد بعدی رو بزنم؟ چون منتظر سرویس بعدی بشم خیلی اذیت میشم منم گفتم اشکالی نداره خانم راحت باش من منتظر میمونم
دختره با وسواس تمام خودش رو با آینه کوچیکی که داشت برانداز کرد و با ذوق و شوق و خوشحالی که کاملا داشت بروز میداد رفت و منم منتظر وایسادم حدود ۱۰ دقیقهای گذشت و من داشتم فکر میکردم چقدر قراره صحنه قشنگی رقم بخوره و چقدر احساس عمیقی داره و خوش به حال اونی که بالاست
تو همین فکرا بودم که یهو دیدم این دختر مثل جنازهای که از قبر بیرون زده باشه با رنگی که پریده و لب و لوچه آویزون اومد و نشست تو ماشین من سریع نشستم تو ماشین دیدم خیلی حالش بده گفتم خوبی خانم؟ چیزی شده؟ حالت خوبه؟ میخوای زنگ بزنی به کسی؟
یهو یه نگاه به من کرد و انگار که تازه من رو دیده باشه با یه حالت گیجی گفت میشه از اینجا بریم فقط؟ گفتم باشه و روشن کردم و راه افتادم چند تا خیابون که راه افتادیم یه جا نگه داشتم براش یه آب خریدم و یه شکلات شیرین و بهش دادم که بخوره یه خورده سرحال بشه
یخورده که از آب خورد گفتم خانم اتفاقی افتاده؟ میخوای با من حرف بزنی؟ انگار که منتظر این حرف بوده باشه یه نگاه بهم کرد گفت: چند ساله باهمیم شهر ما دانشجو بود دانشگاهش که تموم شد اومد تهران کاروبارش گرفته اینجا شرکت زده چند روز پیش با بابام حرف زد که با خونوادش بیان خواستگاری فردا تولدشه منم خواستم سوپرایزش کنم و بیام پیشش و روز تولدش پیشش باشم.
اونجا که رفتم بالا زنگ در رو که زدم یه دختره در رو باز کرد که فقط سرش رو از در آورد بیرون حداقل ۱۰ سالی از من و علی بزرگتر بود بهش گفتم تو کی هستی گفت من دوست دخترشم علی هم نیست الان منم داد و بیداد کردم رفتم تو دیدم خونه بهم ریخته و کلی وسایل روی میز و بساط تفریحشون هم بود خشکم زد هیچی نگفتم اومدم بیرون
اینارو که میگفت فکش میلرزید دندوناش میخورد بهم قشنگ معلوم بود حالش بدتر میشه گفتم ببرمت درمونگاه؟ گفت نه ببرم ترمینال میخوام برگردم این وسط هم همش گوشیش زنگ میخورد اما دختره انگار تو یه دنیای دیگه بود
گوشیش رو ازش گرفتم هیچ مقاومتی نکرد جواب دادم علی بود بهش گفتم حال دختره خوب نیست التماسم کرد بگم کجاییم گفتم دارم میرم ترمینال میخوای بیا به درخواست علی براش لوکیشن فرستادم شروع کردم با سرعت کم رانندگی کردن که علی هم برسه
جلو ترمینال علی رسید قشنگ مثل آدمهایی بود که گند زده و نمیدونه چطوری جمعش کنه استرس کل وجودش رو گرفته بود رسید دست دختره رو گرفت گفت هستی بخدا دوست یکی از رفیقامه اصلا نفهمیدم چی شد اشتباه کردم تورو خدا ببخش چیزی به بابات نگو جبران میکنم
اما دختره انگار دیگه نمیشنید حرف نمیزد چشاش خیره مونده بود شده بود مثل یکی که توی جنگ تن به تن شکست خورده دیگه دنیا براش ارزشی نداشت کیفش رو برداشت و راه افتاد علی هم دنبالش و منی که کل وجودم پر بود از تنفر و نفرت و بهت و شوک و داشتم دور شدن این دوتارو نگاه میکردم.