خلیج فارس: عکسی از خسرو شکیبایی و داریوش مهرجویی در کنار جکی چان دوباره بازنشر شد. به مناسبت زادروز زنده یاد «خسرو شکیبایی»؛ بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون تصویر زیر را مشاهده کنید.
منبع: برترینها
خلیج فارس: خسرو شکیبایی، زاده هفتمین روز بهار است؛ هنرمندی که اگر زنده بود، امسال ۸۰ شمع بر کیک تولدش خاموش میکرد.
به گزارش خلیج فارس؛ خسرو شکیبایی، یکی از بیشمار هنرمندان سرزمین کشورمان بود که بر صحنه تئاتر کشف شد. او همواره خوشنود بود که زادروزش با روز جهانی تئاتر همزمان شده است.
او که در کودکی جادوی سینما و تئاتر را کشف کرده بود، همه کوشش خود را به کار گرفت تا به سرزمین هنر راه بیابد. گرچه زندگی با او چندان هم مهربان نبود و در نوجوانی، پدرش را از دست داد و مسئولیت تامین زندگی را با همراهی مادرش به دوش کشید، با اینها خستگی مشاغلی، چون کارگری سبب نشد که از علاقهمندی خود دور بماند.
در نوزده سالگی برای اولین بار استعداد بازیگری او کشف شد. خداوند برای او کم نگذاشته بود هم توانمندی بازیگری و هم صدایی جادویی. با این همه او به این موهبتهای طبیعت بسنده نکرد بلکه تا سر حد توان تلاش کرد تا به سرمنزل مقصود برسد و در هنرهای نمایشی کشورمان به چهرهای ماندگار تبدیل شود.
اما در این نوشتار که به انگیزه زادروز او منتشر میشود، قرار نیست از بازیهای اثرگذار او بگوییم یا شخصیت مثالزدنیاش که به قول رامبد جوان، به طرز بیرحمانهای، دوستداشتنی بود.
او در روز جهانی تئاتر به دنیا آمد و منطق گفتگو را که اصلیترین پایه تئاتر است، خوب میدانست.
شکیبایی نه تنها روی صحنه نمایش یا مقابل دوربین راه گفتگو با مخاطب خود را بلد بود، به هنگام دکلمه اشعار شاعران کشورمان نیز این ویژگی را به کار میبرد.
اگر ما فریفته شعرخوانی او میشدیم و خلوت خویش را با صدای او آهنگین میساختیم، تنها به سبب جادوی صدای او نبود. او خوب میدانست که چگونه مهارت بازیگری خود را به کار بگیرد و با مخاطب غایب خود، گفتگو کند؛ خسرو شکیبایی در تمام لحظات خلوت ما حاضر بود.
او که بارها روی صحنه تئاتر کشف شده بود، خوب میدانست که تکگویی شاعرانه را چگونه به گفتگو تبدیل کند و اینها همه آسان به دست نیامده بود چراکه او به نسلی تعلق داشت که به واسطه تلاش و خواستن خود، جاده موفقیت را هموار میکرد.
همچنانکه در سالهای آغازین جوانی، مشکلات زندگی، او را از تحصیل بازنداشت و در دوران طلایی دانشکده هنرهای زیبا در رشته تئاتر پذیرفته شد تا نزد بسیاری از نامآوران این هنر، کسب علم کند.
خیلی زود به نمایشهای دانشجویی راه یافت و در آثاری که استادان دانشکده با حضور دانشجویان خود به صحنه میبردند، به ایفای نقش پرداخت.
در کنار زنده یاد هادی اسلامی مشغول بازی در نمایشی بود که عباس جوانمرد، سرپرست و موسس گروه هنر ملی، آنان را برای حضور در شاخه دوم این گرو دعوت کرد. شکیبایی و اسلامی هم با شوق این دعوت را پذیرفتند. در این گروه بود که با محمود استادمحمد آشنا شد و در نمایش «شب بیست و یکم» او به ایفای نقش پرداخت و در همین نمایش بود که مسعود کیمیایی که او نیز جزو کارگردانان موج نو سینما بود، بازیاش را دید و برای فیلم «خط قرمز» او را دعوت به کار کرد.
این دومین باری بود که شکیبایی روی صحنه تئاتر کشف میشد و به فاصله چند سال بعد، یعنی در دهه ۶۰ که داریوش مهرجویی، دیگر کارگردان نوگرای سینما در جست و جوی «هامون» خویش بود، با دیدن بازی شکیبایی در نمایش «شاهزاده و گدا» به کارگردانی هادی مرزبان، دریافت که بعد از چند ماه جستجو، «هامون» خود را یافته است و این سرآغاز ورود درخشان شکیبایی به سینما بود.
شکیبایی، اما از آن بازیگرانی نبود که تنها دل در گرو سینما و تئاتر داشته باشد. او از مخاطب فراگیر تلویزیون نیز غافل نبود و هر زمان که فرصتی دست میداد و اگر پیشنهاد قابلتوجهی میرسید، نه نمیگفت که نتیجه آن بازی در مجموعههایی همانند «مدرس»، «روزی روزگاری»، «تفنگ سرپر»، «خانه سبز»، «کاکتوس» و … شد.
گرچه عمر او چندان بلند نبود، اما در همان مجال هم خود را به یکی از ماندرگاترین و اثرگذارترین هنرمندان کشورمان تبدیل کرد و روز ۲۸ تیر سال ۱۳۷۸ وقتی که در ۶۴ سالگی، چشمانش را برای همیشه بر جهان بست، هم او میدانست و هم ما میدانستیم یادگارهایی گرانسنگ برایمان به جای گذاشته است.
امسال که او در جهانی دیگر ۸۰ ساله شده است، مهمانان عزیزی، چون داریوش مهرجویی و کیومرث پوراحمد را هم در کنار خود دارد.
منبع: تابناک
خلیج فارس:شامگاه بیستودومین روز مهرماه وقتی مونا مهرجویی، از گالری به خانه برگشت، نمیدانست چه سرنوشت تلخی برای پدرومادرش رقم خورده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از جام جم، ۲۲ مهرماه امسال جنجالیترین جنایت سال در شهرک زیبادشت فردیس در استان البرز رقم خورد؛ جنایتی هولناک که در جریان آن داریوش مهرجویی، کارگردان سینما و همسرش قربانی سرقت از خانهشان شدند. شامگاه بیستودومین روز مهر ماه وقتی مونا مهرجویی، دختر این زوج از گالری به خانه برگشت، نمیدانست چه سرنوشت تلخی برای پدرومادرش رقم خورده است.
او با ورود به خانه ویلایی با جسد غرق در خون پدرش در آشپزخانه و جسد دست بسته مادرش در اتاق خواب روبهرو شد. عاملان جنایت در قتل این زوج نهایت قساوت را به کاربرده بودند. بعدازگزارش این جنایت تحقیقات گستردهای زیر نظر دادستان شهرستان فردیس آغاز و در کمتر از یک هفته با دستگیری چهار مرد افغان راز این جنایت فاش شد. اسکندر، میرویس، کریم و داوود چهار تبعه افغانی بودند که شبانه با ورود به خانه ویلایی در شهرک ناز، جنجالیترین جنایت سال را رقم زدند. در این گزارش جزئیات کامل این پرونده را از زبان چهار متهم روایت کردهایم؛ روایتی که آنها در مراحل تحقیقات و دادگاه آن را تشریح کردند. چهار متهم که پس از محاکمه در شعبه اول دادگاه کیفری یک البرز با مجازات سنگینی روبهرو شدند.
۱۰روز قبل از قتل
برای مرور این پرونده باید به ۱۰روز قبل از جنایت برگردیم. روزی که کریم، متهم ردیف اول پرونده تصمیم به اجرای این نقشه شوم گرفت و سه هموطنش را با خود همراه کرد. درمیان متهمان داوود کمتر از۱۸سال سن دارد. او پس ازدستگیری با معرفی چهارمین متهم پرونده تمام ابهامات پرونده را از بین برد.
او درباره شروع ماجرا میگوید: من درشهرک کار میکردم و به آنجا تردد داشتم. یک روز کریم سراغم آمد و نقشه سرقت از خانه مهرجویی را برایم توضیح داد. میگفت مهرجویی و همسرش تازه از خارج آمدهاند و کلی پول و دلار در خانهشان دارند که با برداشتن آنها میتوانیم پولدار شویم. من نمیدانستم او و میرویس نقشه قتل آقا و خانم ــ مرحوم مهرجویی و همسرش ــ را کشیدهاند. فکر میکردم یک سرقت است. قرار شد وقتی شرایط خوب بود، خبر دهد. ۱۶ مهر ماه تماس گرفت و گفت امروز نقشه را اجرا میکنیم.
هوا در حال تاریک شدن بود که به محل قرار در کنار دیوار شهرک رسیدم. کریم و میرویس بودند و اسکندر بعد از من آمد. از بالای دیوار وارد شهرک شدیم و خودمان را به مقابل خانه مرحوم مهرجویی رساندیم. وارد خانه شدیم و کریم پشت پنجره آشپزخانه رفت. خانم سایهاش را دید و تهدید کرد به پلیس زنگ میزند. کریم هم تهدیدش کرد. بعد به ما گفت امشب شرایط جور نیست، بهتر است برگردیم. ما هم از همان مسیری که آمدیم برگشتیم.
همسر مرحوم مهرجویی شما را شناخت؟
داوود: فکر کنم فقط کریم را شناخته بود. یک روز سراغ نگهبان آمد و گفت کریم برای سرقت به خانهاش آمده و میخواهد با نقشهای او را گیر بیندازد.
چه شد برای دومین بار به آن خانه رفتید؟
داوود: کریم و میرویس نقشه قتل داشتند و به ما نگفته بودند. من سر کار میرفتم تا اینکه یک هفته بعد کریم دوباره تماس گرفت و گفت امشب نقشه را اجرا میکنیم. ما هم همانجای قبلی جمع شدیم و صبر کردیم هوا تاریک شود.
شامگاه ۲۲ مهر ماه
اسکندر که میتوان به او لقب جعبه سیاه این پرونده را داد، متهمی است که اموال سرقتی و چاقوهای خونی را مخفی کرده بود. با دستگیری و اعترافات او پازلهای این جنایت کنار هم چیده شد تا راز آن فاش شود.
چطور وارد خانه شدی؟
اسکندر: ظهر شنبه من درمحل کارم بودم. مقنی هستم وچاه حفر میکنم. کریم زنگ زد وگفت امشب کار را تمام میکنیم. وقتی به مقابل خانه آقا و خانم رسیدیم، کریم دو چاقو با خود آورده بود. چاقوها را هفته قبل هم آورده بود. مقابل خانه نردههایی بود که با برگهای آویزان پوشیده بود. کریم به من گفت پشت برگها مخفی شوم تا اوضاع را بررسی کند. خودش و میرویس وارد شدند و بعد به من و داوود گفتند برویم. یکی از چاقوها را به من داد. به ما دستکش هم داد و گفت دستتان کنید تا اثر انگشت از شما بهجا نماند. میرویس قبول نکرد، اما ما دست کردیم.
قبل از ورود، مرحوم مهرجویی و همسرش را دیدی؟
آقای مهرجویی لباس مرتبی به تن داشت وپشت میزناهارخوری بود، اما غذانمیخورد. اگر اشتباه نکنم خانم روی مبل جلوی تلویزیون نشسته بود. در ورودی باز بود و وارد شدیم. خانم با دیدن ما ترسید و داد زد. بعد هم به سمت اتاق رفت. من و داوود به دنبالش رفتیم که چاقو از دستم افتاد. او پشت در اتاق بود و سعی میکرد مانع ورودمان شود که در را هل داده و وارد شدیم. پرسیدیم طلاها کجاست که خانم جواب داد تازه از سفر آمدیم و خانه مادرم است. خود خانم النگوها و دستبند را از دستش بیرون آورد و به ما داد. من دستانش را بستم و داوود دهانش را بست. یک پابند هم داشت که گم کردم. یکدفعه کریم وارد اتاق شد. دو تا چاقو دستش بود که یکی خونی بود. آن را به من داد و گفت خانم را بکش. ترسیده بودم، اما تهدیدم کرد اگر اینکار را نکنم، مرا میکشد.
میدانستم اینکار را میکند. چاقو را گرفتم و داوود سر خانم را از پشت گرفت. دو ضربه به گردنش زدم که کمی خون آمد و روی لباس ریخت. عقبعقب آمدم و چاقو از دستم افتاد. کریم عصبانی بود و چاقو را برداشت و به سمت خانم رفت. انگار خانم قصد داشت چیزی به ما بگوید، اما دهانش بسته بود. کریم سمتش رفت و با چاقو به گردنش زد و خون روی دیوار ریخت. حتی دست داوود هم برید که آن را شست.
چه کسی مرحوم مهرجویی را کشت؟
اسکندر: آن زمان ما آنجا نبودیم و کریم و میرویس بودند.
بعد چه کردید؟
اسکندر: خانه را بهدنبال پول و طلا گشتیم، اما چیزی غیر از دوگوشی و طلاهای خانم دستمان را نگرفت و از آنجا بیرون آمدیم. به خاطر اینکه من بیرون شهرک زندگی و کار میکردم چاقوها و وسایل سرقتی را به من دادند. آن را جایی زیر خاک مخفی کردم. لباسم که خونی بود را در جوی آبی شستم و تا صبح منتظر ماندم تا خشک شود.
عذاب وجدان نداشتی؟
اسکندر: شب بعد خواب خانم را دیدم و از خواب پریدم. به سرویس بهداشتی رفتم و گریه کردم تا کسی شک نکند.
حمله به آقای کارگردان
برای افشای جزئیات قتل مرحوم مهرجویی باید حرفهای میرویس را گوش کرد. متهمی که به گفته خودش از کارگردان سینما کینه به دل داشت و برخلاف بقیه متهمان فقط برای انتقام وارد خانه ویلایی شده بود و به فکر سرقت نبود. متهمی که خیلی راحت از انگیزهاش برای قتل میگوید.
مرحوم مهرجویی را چطور کشتید؟
میرویس: وقتی وارد حیاط شدیم من تکه چوبی پیدا کردم و برداشتم. وارد خانه که شدیم، مرحوم مهرجویی از جایش بلند شد و من با چوب شروع به ضربه زدن به سرش کردم. حتی خواست مانع من شود که ضربهای به دستش خورد. بعد کریم با چاقویی که در دستش بود به سمت او آمد و ضربهای به گردن آقا زد و او با صورت روی زمین افتاد. من همانجا ماندم و کریم وارد اتاق شد و بعد فهمیدم خانم را هم کشته است.
بعد چه شد؟
بقیه شروع به گشتن خانه کردند. من، چون دنبال سرقت نبودم نگشتم و همگی از خانه بیرون رفتیم.
چرا از مرحوم مهرجویی کینه داشتی؟
من از خانه همسایه آقا سرقت کرده بودم و همین بهدلیل آقا مرا از شهرک بیرون کرد. در سه ماهی که در خانه مرحوم مهرجویی کار میکردم، خانم خیلی به من کمک کرد. وقتی ازدواج کردم یک جارو برقی به من داد. حتی یکبار که درخت خرمالو بار داد تعدادی خرمالو داد تا به همسرم و خانوادهاش بدهم، اما من در کشتن آنها همکاری کردم.
پس چرا همکاری کردی؟
کریم میگفت اگر همکاری نکنم، چون قبلا سرقت کرده بودم مرا بهعنوان قاتل دستگیر میکنند.
انکار بعد از اقرار
کریم طراح این جنایت هولناک است. متهمی که درردیف اول فهرست متهمان قراردارد و با حکم دادگاه به قصاص محکوم شدهاست. او در جریان بازجوییها به ارتکاب هر دو قتل اقرار کرده و همه مدارک و اعترافات علیه اوست. حالا منکر همهچیز شده و حتی حضورش در محل قتل را هم انکار میکند.
براساس آنچه بعد از دستگیری متهمان اعلام شده بود، کریم مدعی بود برای مرحوم مهرجویی کار کرده و به خاطر اینکه پولش را نداده بودند این قتل را انجام داده است. حالا همه اعترافاتش را انکار میکند و میگوید: اعترافاتم تحت فشار بازجویی بود و آن شب به آن خانه نرفتم و حرفهای دیگر متهمان را قبول ندارم. من باغبان پنج باغ بودم و صاحبان باغها به من اعتماد داشتند. اگر قصد سرقت داشتم میدانستم صاحبان باغها کلید گاوصندوق را کجا میگذارند و سرقت میکردم. ماهی ۴۰ میلیون تومان درآمد داشتم نیازی نبود مرتکب قتل شوم!
خلیج فارس: تصویری از پشت صحنه فیلم مهمان مامان با حضور مرحوم داریوش مهرجویی، ملیکا شریفینیا، گلاب آدینه و نسرین مقانلو در سال ۱۳۸۲ پربازدید شده است.
به گزارش خلیج فارس؛ مهمان مامان یک فیلم کمدی خانوادگی به کارگردانی داریوش مهرجویی محصول سال ۱۳۸۲ است. این فیلم بر اساس کتاب مهمان مامان نوشتهٔ هوشنگ مرادی کرمانی تولید شدهاست. این فیلم در بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین فیلم را دریافت کرد.
منبع: برترینها
خلیج فارس: حسین فاضلی هریکندی با اعلام صدور حکم پرونده قتل مرحوم مهرجویی و همسر وی که مهرماه سال جاری رخ داد گفت: در ساعات پایانی ۲۲ مهرماه، خبر وقوع قتل مرحوم داریوش مهرجویی و مرحومه رقیه (وحیده) محمدیفر در حوزه قضایی شهرستان فردیس افکار عمومی و جامعه هنری و سینمایی کشورمان را در بهت فرو برد و مردم و دوستداران هنر را متاثر کرد.
به گزارش خلیج فارس؛ رئیس کل دادگستری استان البرز با بیان اینکه دقایقی پس از گزارش وقوع این قتل، بلافاصله دادستان فردیس، بازپرس ویژه قتل، عوامل پلیس آگاهی شهرستان فردیس و استان البرز به همراه تیم بررسی صحنه قتل در محل حاضر و موضوع را بررسی کردند افزود: در نتیجه پیگیریها و رهنمودهای رئیس قوه قضائیه و دستوراتی که بلافاصله در خصوص تسریع در شناسایی و دستگیری متهمان و رسیدگی به پرونده صادر کرد با تلاششبانه روزی انجام شده و در کمتر از پنج روز از وقوع قتل، متهمان شناسایی و دستگیر شدند.
وی در ادامه گفت: با توجه به وجود ادله متقن و کافی علیه چهار متهم حاضر در صحنه قتل، ضمن بازسازی صحنه جرم، این متهمان به جرائم ارتکابی و نحوه وقوع قتلها اقرار کردند.
فاضلی هریکندی با بیان اینکه دادسرای عمومی و انقلاب فردیس پس از تکمیل بازجوییها و با اعلام ختم تحقیقات، مبادرت به صدور کیفرخواست چهار متهم این پرونده کرد گفت: پس از ارجاع پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری یک استان البرز و طی تشریفات قانونی، جلسات رسیدگی علنی در تاریخهای ۲۷ و ۲۸ دی ماه، در دو نوبت صبح و بعد از ظهر در قالب سه جلسه با حضور وکلای متهمان و اولیای دم برگزار شد و نهایتا پس از اعلام ختم رسیدگی، رای پرونده صادر گردید.
رئیس کل دادگستری استان البرز با تبیین برخی از جزئیات رای صادره در شعبه اول دادگاه کیفری یک استان البرز اضافه کرد: بر اساس کیفرخواست صادره، برای چهار متهم پرونده مجازات قانونی متناسب صادر شده است و بدین ترتیب متهم ردیف اول به اتهام «قتل عمدی» مرحوم مهرجویی و مرحومه محمدیفر و بر اساس مطالبه قصاص از سوی اولیای دم به «قصاص نفس» محکوم شد.
وی افزود: علاوه بر قصاص نفس، متهم ردیف اول در مورد سایر جرایم ارتکابی همزمان با قتل از قبیل «سرقت» به بیست سال حبس تعزیری، شلاق و دیه محکوم شد؛ همچنین بابت جرایم قبل از ارتکاب قتل، که ناظر بر یک هفته قبل از این اقدام است از جمله به اتهام «ورود به منزل به صورت غیرقانونی» و «تهدید با چاقو» مجموعا به هشت سال حبس تعزیری و شلاق محکوم شده است که البته طبق مقررات در مجازاتهای تعزیری، مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.
فاضلی هریکندی با یادآوری اینکه این پرونده سه متهم دیگر نیز دارد گفت: در رای صادره، متهمان ردیف دوم و سوم نیز به اتهام جرایمی نظیر «شروع به قتل» و «سرقت» مجموعا هر یک به ۳۶ سال حبس تعزیری، شلاق و دیه محکوم شدهاند.
وی ادامه داد: در مورد متهم ردیف چهارم هم به جهت ارتکاب جرایمی نظیر «معاونت در شروع به قتل» و «سرقت» و با لحاظ نقش وی در جرایم ارتکابی، دادگاه وی را مجموعا به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرده است.
رئیس کل دادگستری استان البرز با تاکید بر اینکه رای صادره به طرفین ابلاغ شده است تصریح کرد: آرای صادر شده قطعی نبوده و در صورت فرجامخواهی، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال خواهد شد و در صورت تایید رای و قطعیت آن، اجرا خواهد شد.
رئیس کل دادگستری استان از همکاران خود در دادگستری کل استان البرز، نیروی انتظامی به ویژه پلیس آگاهی استان و همچنین اداره کل پزشکی قانونی استان البرز به جهت تلاش شبانه روزی که منتهی به شناسایی و دستگیری متهمان و کشف ابعاد مختلف پرونده و نهایتا صدور حکم در حدود چهار ماه پس از وقوع جرم شد، تقدیر کرد.
منبع: ایسنا
خلیج فارس: مونا مهرجویی در آستانه روز پدر تصویر و متن کوتاهی را در صفحه شخصیاش استوری کرد.
همزمان با فرارسیدن روز پدر، مونا مهرجویی با انتشار بخش کوتاهی از یک انیمیش مشهور که لحظه تاثر برانگیز خداحافظی یک دختر بچه را نشان میدهد در کنار تصویر داریوش مهرجویی برای او نوشت:
«چون هر کسی رو که دوست داشتی چارلی صدا میکردی الانم من دارم مثل تو میشم و تو رو چارلی صدا میزنم.»
منبع: همشهری آنلاین
خلیج فارس: گزارش «اعتماد» از برگزاری اولین جلسه دادگاه متهمان قتل کارگردان معروف ایران را بخوانید.
این روزنامه نوشته: روز گذشته ۲۷ دی ماه اولین جلسه دادگاه قتل داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدیفر بدون حضور اولیای دم مقتولان برگزار شد. با اینکه اعلام شده بود جلسه در سالن کنفرانس شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز به صورت علنی برگزار میشود، اما از حضور خبرنگاران جلوگیری شده است.
جلسه دادگاه مانند اخبار حواشی آن پر از ابهام و تناقض بود تا جایی که متهم ردیف اول پرونده؛ کریم منکر قتل شد. «مانوش منوچهری» وکیل اولیای دم در مورد دادگاه روز گذشته به «اعتماد» میگوید: «روز گذشته فقط کریم و داوود در دادگاه از خود دفاع کردند. کریم متهم ردیف اول پرونده چه در مواجهه حضوری و چه در دادگاه منکر حضورش در قتل شد، اما داوود بخشی از اتهام خود مبنی بر سرقت را قبول داشت. به هر حال تحقیقات بیشتری باید صورت گیرد.»
او در ادامه میگوید: «این اتهام انتسابی درست نیست و قتل بهزعم ما منتسب به هر چهار نفر بوده و همکاری و مشارکت این چهار نفر با هم بنا بر محتویات پرونده منجر به این جنایت شده است. کریم به تنهایی نمیتوانسته جرم را مرتکب شود و هر چهار نفر باید به جرم مشارکت در قتل عمدی یا دستکم معاونت در قتل محکوم شوند. تحقیقات لازم در حال حاضر صورت نگرفته و باید منتظر باشیم تا نتیجه تحقیقات ارایه شود.» طبق کیفرخواست، کریم متهم اصلی پرونده شناخته و با اتهام قتل عمدی مواجهه شده بود. حالا او در دادگاه روز گذشته گفت: «اصلا قتل و سرقت را قبول ندارم. مامور پلیس جزییات را به من گفت و من یاد گرفتم.»
این درحالی است که گزارش مشرق نیوز در گفتوگو با متهمان اصلی در مورد کریم نوشت: «او عامل اصلی این جنایت است.» کریم در ادامه در جلسه دادگاه قتل را به گردن داوود و اسکندر انداخت و گفت: «حالا به نظرم آنها مرتکب قتل شدند و پای من را وسط کشیدند.» درحالی که طبق گزارش «اعتماد» از پیگیریهای به عمل آمده «داوود و اسکندر هر کدام زیر ۱۸ سال سن دارند.» با وجود اینکه کیفرخواست دارای ابهاماتی بوده است، اما نماینده دادستان ابهامات پرونده را رد کرد و گفت: «کیفرخواست براساس حدس و گمان صادر نمیشود.»
با اینکه نماینده دادستان اعلام کرد کیفرخواست براساس حدس و گمان نیست، اما رییس پزشکی قانونی در جلسه دادگاه اینطور گفت: «اینکه چاقو دست چه کسی بوده و چه کسی قاتل است را ما نمیتوانیم تشخیص دهیم.» جلسه دادگاه روز گذشته بدون حضور اولیای دم مقتولان برگزار شد و وکیل اولیای دم خواستار قصاص برای هر چهار متهم پرونده شد.
او ایراداتی را به جریان تحقیقات و کیفرخواست صادر شده وارد کرد و گفت: «در عکسهای صحنه جرم مشخص است در اطراف آقای مهرجویی خون ریخته شده اما لباس او خونی نیست. چطور چنین اتفاقی رخ داده و لباس خونی نشده است، ضمن اینکه آقای مهرجویی لباس رسمی به تن داشت. درحالی که او هرگز در خانه اینطور لباس نمیپوشید و پوشش او نشان میدهد منتظر مهمان بوده است. ضمن اینکه ما درخواست کرده بودیم دوربینهای مداربسته اطراف را بررسی کنند و فیلمها را به ما بدهند اما این کار را انجام ندادند. همچنین خواسته بودیم تماسهای آخر داریوش مهرجویی بررسی شود و به ما بگویند آن شب منتظر چه کسانی بوده است، زیرا لباسهای رسمیاش نشان میدهد حتما منتظر فردی بوده. ما وقتی به تلفنهای مهرجویی دسترسی پیدا کردیم، فهمیدیم همه شبکههای اجتماعیاش پاک شده و سوال این است که چرا این اتفاق افتاده است.»
منوچهری در ادامه گفت: «در کیفرخواست فقط برای کریم اتهام مباشرت گرفته شده است. کیفرخواست باید تغییر کند چون یکی از متهمان به میرویس در بازجوییها گفته ضربات چاقو را به گردن خانم مهرجویی زده و باید حداقل اتهام او معاونت در قتل درنظر گرفته شود. علاوه بر این متهمان اعتراف کردند زمان قتل دستکش به دست داشتند و ماموران آگاهی هم به همین دلیل در صحنه جرم اثر انگشت پیدا نکردند اما زمان درگیری یک دستکش پاره و قطره خونی از متهم چیده شده که گفته شده این قطره خون با کریم مطابقت داشته است. گفته شده متهمان دستکشها را سوزاندند و چاقو را دفن کرده بودند که آثار خون روی چاقو وجود داشته است. حال سوال این است که وقتی متهمان دستکشها را سوزاندند چرا چاقو را که آلت قتل است از بین نبردند؟ کیفرخواست براساس حدس و گمان صادر شده همه چیز براساس اظهارات کریم تمرکز کرده است و انگیزهای برای قتل عنوان قوی نیست.»
نماینده دادستان اما ایرادات را وارد ندانست و گفت: «دوربینها بررسی نشده چون متهمان گفتهاند از در اصلی شهرک وارد باغ نشدند بلکه از دیوار پشتی خودشان را به ویلای آقای مهرجویی رساندند. متهمان فقیر بودند و بضاعت نداشتند و احساس کردند چاقوها گرانقمیت است میتوانند بعدا آنها را بردارند و استفاده کنند و به همین دلیل چاقوها را ازبین نبردند، ضمن اینکه ماموران پلیس تحقیقات را به طور کامل دنبال کردند ولی ردپای هیچ فرد دیگری در پرونده دیده نشده است.»
رییس پزشکی قانونی نیز در مورد قتل مهرجویی و همسرش اعلام کرد: «پرونده اهمیت ویژهای داشت اما ما نمیتوانیم تشخیص بدهیم چه کسی قاتل اصلی است. ما به این نتیجه رسیدیم که جراحات وارد از چاقو دسته زرد باعث قتل شده، اما اینکه چاقو دست چه کسی بوده را ما تشخیص نمیدهیم.» پدر وحیده محمدیفر نیز برای متهمان درخواست قصاص کرد و گفت: «خانواده محمدیفر معتقد هستند مطالبی در پرونده هست که به آنها پرداخته نشده نمیخواهیم حرفی بزنیم که موجب خدشه به امنیت کشور شود. ما از دادگاه میخواهیم عنوان اتهامی متهمان را تغییر بدهند زیرا ممکن نیست هر دو قتل را کریم مرتکب شده باشد.»
متهم اصلی: من مرتکب قتل نشدم و اصلا سرقتی انجام ندادم
سایت جنایی در مورد اظهارات متهم ردیف اول نوشت: «کریم اتهام قتل را رد کرد.» او گفت: «اصلا قتل را قبول ندارم. در آن شهرک 4 باغ دستم بود. باغ مهرجویی یکی از آنها بود. من زمان قتل در باغ فردی دیگر بودم و خواستم دوربینها را چک کنند تا این حرفم مشخص شود اما این کار انجام نشد. سر کار بودم و داشتم کارگری میکردم که من را گرفتند. من مرتکب قتل نشدم و به زور اعتراف کردم.»
قاضی: وقتی دستگیر شدی چطور جزییات را گفتی؟
کریم: مامور پلیس جزییات را به من گفت و تحت فشار بودم.
قاضی: بازپرس هم تو را تحت فشار گذاشت؟
کریم: نه بازپرس این کار را نکرد. مامور پلیس به من یاد داد چه بگویم. تو درس خواندی و قاضی شدی من درس نخواندم و کارگر شدم. من زن و بچه دارم قتل نکردم.
قاضی: همسایهها دیدند تو آنجا بودی و خانم محمدیفر هم گفته بود از طرف یک نفر تهدید شده است.
کریم: من دو سال در باغ آقای مهرجویی کارگری کردم. خودم شاهدانه میکاشتم و برمیداشتم. آقای مهرجویی یک روز قبل از قتل زنگ زد و گفت شاهدانهها رسیده و من به آنجا رفتم. روز بعد هم برای ادامه کار رفتم. زنگ در را زدم. از خانه سر و صدا میآمد. آقای مهرجویی گفت مهمان دارم. تو برو.
قاضی: اموال مسروقه کشف شده و تو اعتراف کرده بودی که قرار بود طلاها و گوشی را بین ۴نفر تقسیم کنید.
کریم: من اصلا سرقتی انجام ندادم.
قاضی با اشاره به لباسهای متهم که در زمان قتل به تن داشته: این لباسها در تن تو دیده شده است.
کریم: این لباسها را یک خانواده به من داده و روز قتل آقای مهرجویی تنم بود اما مرتکب قتل نشدم.
قاضی: از کجا میدانستی مهرجویی کشته شده است؟
کریم: مامور پلیس به من یاد داد. روز مواجهه حضوری از پزشکی قانونی آمدند و از ما خون گرفتند تا با نمونه خون پیدا شده، مطابقت بدهند. آن روز داوود به من گفت عجب غلطی کردم این کار را کردم. به او گفتم تو آدم کشتی و من را به اینجا کشاندی. اسکندر هم گفت خوب شد من بعد از قتل لباسهایم را شستم. اول فکر کردم آنها هم به زور این حرفها را گفتند، اما حالا به نظرم آنها مرتکب قتل شدند و پای من را وسط کشیدند.
داریوش مهرجویی و همسرش، شنبه شب در 22 مهر ماه بین ساعت 9 الی 10 توسط افرادی در ویلای شخصیشان با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند.
«اعتماد» ۲۹ مهر ماه در شماره ۵۶۰۷ نوشت: «شنیدهها خبر از این میدهد؛ افرادی که به عنوان متهم و عامل اصلی این جنایت بازداشت و اعتراف کردند، ممکن است توسط فرد یا افرادی اجیر شده باشند.
خلیج فارس: گزارش یک خبرنگار از دادگاه قتل مهرجویی و همسرش منتشر شد.
او ضمن اینکه قاتل مهرجویی را دارای زبان تند و تیز و با ذکاوت خواند از اظهارات او در دادگاه پرده برداشت.
این قاتل ضمن انکار قتل داریوش مهرجویی و همسرش گفته: شما داریوش مهرجویی را از تلویزیون دیده اید من هفت سال از نزدیک دیدمش!
منبع: برترین ها
خلیج فارس:وکیل اولیای دم داریوش مهرجویی و وحیده محمدی فر در جلسه دادگاه از طرف موکلانش برای هر ۴ متهم پرونده درخواست قصاص کرد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از سایت جنایی، در جلسه محاکمه متهمان پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش که صبح امروز در شعبه یک دادگاه کیفری استان البرز آغاز شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و اعلام کرد جرم هر ۴ متهم این پرونده محرز است.
در ادامه جلسه از آنجا که اولیای دم در دادگاه شرکت نکرده بودند، وکیل آنها در جایگاه قرار گرفت و برای همه متهمان درخواست قصاص کرد.
وکیل اولیای دم نواقص زیادی را به پرونده وارد کرد و خواستار تحقیق بیشتر و رفع این نقصها شد، اما نماینده دادستان در پاسخ به او گفت تحقیقات انجام و همه این نواقص برطرف شده است.