خلیج فارس:رامین رضاییان، مدافع راست استقلال که در بازی مقابل الهلال از ناحیه کتف مصدوم شد، این روزها مشغول تمرینات انفرادی است تا روند بازگشتش به میادین را تسریع کند. رضاییان با گذاشتن فیلم گلش به ولز در جام جهانی ۲۰۲۲ متنی کوتاه خطاب به منتقدینش به اشتراک گذاشت: قویتر از قبل برمیگردم ولی بذارید هرکسی هرچی دوست دارید بگه، چون اینجور آدمها انگیزه منو بیشتر میکنند.
تیم ملی
خلیج فارس:امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، به وعدههایی که تا به الان برای تیم ملی فوتبال ایران داده، پایبند نبوده یا اینکه دستکم به صورت ناقص آنها را اجرا کرده است. شاید چنین نتیجهگیری قاطعانهای آنهم در شروع مطلب کمی سختگیرانه و به دور از انصاف باشد ولی با کنار هم گذاشتن چند موضوع، میتوان به این ادعا نزدیک شد. قلعهنویی زمانی که بیرون از گود، به تیم ملی فوتبال ایران در عصر کارلوس کیروش مینگریست، منتقد کموبیش بیرحمی بود. او از اینکه تیم ملی در عصر این مرد پرتغالی فوتبال تماشاگرپسندی به نمایش نمیگذارد، سخت گله داشت.
امیر اعتقاد داشت فوتبال ایران و تعدادی از خبرنگاران ورزشی عاشق «چشمآبیها» هستند و فرصت نشستن روی نیمکت تیم ملی را به مربیان ایرانی که میدانند دیانای فوتبال ایران چیست، نمیدهند. دست بر قضا، تغییر نگاه در سطح کلی فضای ورزش ایران و فرصتدادن به «کالای ایرانی» باعث شد او زمامدار تیم ملی شود. قلعهنویی از زمانی که وارد گود شده، تازه پی برده که وعدهدادن سادهترین کار ممکن است. تیم او به لحاظ نتیجهگیری تا به الان تفاوتی با مربیان قبلی که منتقد آنها بود، نداشته است. واضح است که کارلوس کیروش هم در تیم ملی ایران به لحاظ دستاورد نتیجه درخوری نداشت و اوج کارش رساندن ایران به نیمهنهایی جام ملتهای آسیا بود.
از این منظر، قلعهنویی پیشرفتی نداشته؛ تیم او در جام ملتهای آسیا به نیمهنهایی رسید و در همین ایستگاه متوقف شد. از سوی دیگر، وعده بازی تماشاگرپسند هم محقق نشده است. برای تحقق این ادعا کافی است به بازیهای سینوسی تیم ملی در عصر قلعهنویی نگریست که با وجود گذر زمان زیاد، هنوز از بین نرفته و برطرف نشده است. قلعهنویی و کادر فنی تیم ملی حاضر به پذیرش چنین انتقادی نیستند و نگاه بالا به پایینی درباره این موضوع دارند. آنها به منتقدان تیم ملی تاخته و از این میگویند که با حب و بغض نظرپردازی میکنند.
باوجوداین، هو شدن تیم ملی در دو نوبت آنهم در دیدارهای خانگی از یک سو و نمایش متزلزل برابر تیمهای درجه سه آسیا از سوی دیگر، نشان میدهد که تیم او نتوانسته تماشاگرپسند هم ظاهر شود. پس تا به الان در هر دو پدیدهای که قلعهنویی پیش از این ادعا کرده بود با رسیدن به تیم ملی میتواند آنها را عملی کند، بهوضوح به مشکل برخورده است. داستان جدیدی که فعلا فقط قلعهنویی با آن دست به گریبان است، مسئله سنوسال بازیکنان تیم ملی است. قلعهنویی که بهخوبی میدانست بعد از متوقفشدن در نیمهنهایی جام ملتهای آسیا ممکن است از تیغ منتقدان در امان نماند، وعده جوانگرایی، آنهم به طور فوری و سریع را داد؛ وعدهای که بسیاری اعتقاد داشتند برگ برنده او برای تداوم حضورش روی نیمکت تیم ملی تا جام جهانی ۲۰۲۶ است. به طرز شگفتآوری او در انجام این وعده هم ناتوان مانده و نتوانسته میانگین سنی تیم ملی را پایین بیاورد.
ایران در تورنمنت مهمش با میانگین سنی ۲۹ سال، مسنترین تیم جام بود و پس از آن هم که قلعهنویی وعدههای مختلفی داد، اما برخلاف روزهای نخست که گفته بود باید به طور جدی به سمت جوانگرایی برود، به این نتیجه رسیده که تیم ملی جای جوانگرایی نیست و باید این موضوع در لیگ برتر فوتبال ایران اجرا شود. عجیب آنکه او و کادر فنیاش در شرایطی انگشت انتقاد را به سمت مربیان لیگ برتری گرفتهاند که شاکله اصلی تیم ملی را لژیونرها تشکیل دادهاند و حق انتخابی برای بازیکنان لیگ برتری یا مربیان نبوده است.
جدیدترین وعده امیر برای اجرای جوانگرایی در تیم ملی هم این است که هر زمان صعود ایران به جام جهانی قطعی شد، آن وقت به جوانان تیم فرصت بیشتری میدهد. این ایده به اندازه کافی خطرناک است که پیشتر در یک مطلب دیگر به آن پرداخته شده است. اما موضوع قابل بحث پیام این روزهای لیگ برتر برای امیر قلعهنویی است. تیمهای مدعی در این دوره از لیگ برتر به طرز آشکاری میانگین سنیشان را پایین آورده و حالا پیرترین تیم لیگ هم کموبیش دو سالی از تیم ملیای که امیر قلعهنویی ساخته، جوانتر است. به این مورد هم میتوان با استناد به دادهها و آمارها پرداخت. دو تیمی که این روزها صدرنشین لیگ برتر ایران هستند، به لحاظ میانگین سنی، شرایط مناسبی دارند.
جوانترین تیم لیگ برتر در این دوره، سپاهان است. زردپوشان اصفهانی که تا همین هفته پیش صدرنشین لیگ برتر بودند میانگین سنیشان را به عدد ۲۵ رساندهاند. این عدد برای فوتبال نتیجهگرای ایران به قدر کافی شگفتانگیز است. جالب آنکه مورایس در سپاهان با همین میانگین سنی تیمی مدعی ساخته و برخلاف ادعای امیر قلعهنویی، نشان داده که میتوان با استفاده از بازیکنان جوان هم در حد و اندازههای یک مدعی نشان داد. پرسپولیس، صدرنشین این روزهای لیگ برتر هم از این نظر شرایط مناسبی دارد. سرخپوشان تهرانی که تا به الان نشان دادهاند جدیترین مدعی قهرمانی هستند، میانگین سنی ۲۶.۷ سال را دارند. شاید در سطح جهانی این میانگین سنی چندان عدد جوانی نباشد ولی با توجه به میل امیر قلعهنویی برای داشتن تیمی با میانگین ۲۹ سال، این عدد درخورتوجه است.
دیگر تیمهای بالانشین جدول ردهبندی هم اوضاع تقریبا مشابهی دارند؛ ملوان، پدیده این فصل، با میانگین سنی ۲۶ سال با جوانانی که در اختیار دارد، تا به الان خوب جنگیده است. فولاد هم با ۲۶.۸ سال سن میانگین درخوری برای خودش ثبت کرده است. آخرین تیم صدرنشین این روزها هم تراکتور است که در مقایسه با دیگر مدعیان کنونی با ۲۶.۹ سال سن، در رده بعدی قرار گرفته است. جالب است که پیرترین تیم این روزهای لیگ برتر ایران گلگهر سیرجان است که آنها میانگین سنی ۲۷.۷ را دارند. این عدد هم باز به مراتب از تیم قلعهنویی جوانتر است. پیام این اتفاقات کاملا روشن است؛ قلعهنویی پیشتر مدعی شده بود جوانگرایی باید از تیمهای لیگ شروع شود؛ اتفاقی که مشخصا رخ داده و حالا دیگر بهانهای برای امیر و دیگر اعضای کادر فنی تیم ملی وجود ندارد. پرسش اصلی اینجاست که آیا مرور همین آمار کافی نیست که سرمربی تیم ملی درباره وعدههایی که داده ولی در محققکردن آنها ناتوان نشان داده، بازنگری کند؟
منبع: روزنامه شرق
خلیج فارس:تیم ملی فوتبال ایران در این روزها درگیر رقابتهای انتخابی جام جهانی است و تلاش میکند در گروه اول آسیا به عنوان یکی از دو تیمی که مستقیم جواز حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا را به دست میآورند، نامش را ثبت کند. ایران فعلا به لطف برتری اخیری که مقابل قطریها به دست آورده صدرنشین این گروه است ولی هنوز نتوانسته قدرتش را به طور کامل در این گروه دیکته کند. دلیل آن انجام بازیهای سینوسی است که بعضی وقتها نمایش درخوری، همچون جدال با قطر، دارند و بعضی اوقات هم نمایشی ناامیدکننده، چون تقابل با تیمهای قرقیزستان، امارات و ازبکستان.
این مورد، یعنی انجام بازی سینوسی که اجازه نمیدهد هواداران فوتبال در ایران سر ذوق بیایند، فقط بخشی از مشکل این روزهای امیر قلعهنویی در تیم ملی است. او و دستیارانش که پیش از این نیز بارها نشان دادهاند تاب شنیدن انتقادات ولو از نوع سازندهاش را هم چندان ندارند، با بحران مسنبودن تیم ملی دستوپنجه نرم میکنند ولی راهی برای برونرفت از این بحران تابهالان پیدا نکردهاند. قلعهنویی بعد از ناکامی مقابل قطر در جام ملتهای آسیا و عدم صعود به فینال آن رقابتها، برای آنکه پای خودش را روی نیمکت تیم ملی تا جام جهانی سفت کند، وعده جوانگرایی داد ولی عجیب آنکه با گذر چندین ماه از آن وعده، شیب تحقق این وعده بسیار کُند و بعضا برعکس نیز شده است. تنها اتفاقی که در این بین رخ داده تا او را اندکی از زیر فشار نقدها در این مورد نجات دهد، دعوت تعدادی از بازیکنان جوان به اردوی اخیر تیم ملی برای نشاندن آنها روی نیمکت است.
البته این موضوع با تفکرات قلعهنویی و کادر فنیاش همخوانی دارد؛ چراکه آنها بارها نشان دادهاند نتیجه برایشان مهمتر از بقیه موارد است. قلعهنویی به واسطه ارتباط خوبی که با تعدادی از بازیکنان قدیمی تیم ملی دارد، قصد عبور از آنها را ندارد و همچنان به آنها فارغ از شرایط سنی و حتی بدون درنظرگرفتن اینکه تعدادی از آنها باشگاه دارند یا خیر، بازی میدهد. تازهترین وعده سرمربی تیم ملی ایران برای جوانگرایی در تیم ملی هم این است که در سال آینده به جوانان بیشتر بازی دهد. او گفته است: «اگر بتوانیم از گروه خود صعود کنیم در یک سالی که تا جام جهانی وقت داریم، بیشتر به بازیکنان جوان فضا میدهیم». این موضوع شاید برای آرامکردن فضا در مقطع کنونی به کار بیاید ولی یک اشتباه بزرگ در عملیاتیشدنش وجود دارد. این روزها به واسطه افزایش سهمیه تیمها برای حضور در جام جهانی، رفتن به آن چندان دستاوردی محسوب نمیشود. حتی با توجه به تغییرات گروهبندی، صعود به دور بعدی جام جهانی هم کاملا در دسترس است.
مسئله اینجاست که چطور قلعهنویی، که این روزها به جوانان تیمش برای بازیدادن آنها در ترکیب باور ندارد، میخواهد در یک سال مانده به شروع بازیهای جام جهانی ترکیب را دگرگون کند و از آنها بازی بگیرد؟ آیا او قرار است در جام جهانی از ستارههای مسن کنونی عبور کند و به جوانانش بازی بدهد؟ بعید است. پس این وعده عجیبوغریب که جوانان را بیشتر بازی دهد و از کنار شاکله اصلی تیم عبور کند نیز در زمره وعدههای نشدنی و غیرحرفهای است که تابهالان داده شده است. البته قلعهنویی بارها نشان داده نسبت به جوانکردن تیم حساسیت دارد. او حتی همین چند روز پیش اشاره کرده بود که باید از سرنوشت ژاوی ارناندس، اسطوره فوتبال اسپانیا که در عرصه مربیگری رو به جوانگرایی آورد و اخراج شد، درس گرفت. قلعهنویی در این مورد گفت: «در اردوی اخیر برخی نفرات خیلی ما را امیدوار کردند. شاید به آنها بازی نرسید، ولی خیلی باانگیزه بودند. ما کمکم باید تغییرات داشته باشیم؛ البته تغییراتی که با نتیجه باشد. مثلا نگاه کنید بارسلونا جوانگرایی کرد، اما الان ژاوی کجاست؟ تیمش سال قبل کجا بود؟ اگر تیم ملی میخواهد جوانگرایی کند باید توأم با نتیجه باشد. در این اردو هم جوانان خیلی ما را امیدوار کردند».
اظهارات قلعهنویی در این بخش را میشود از هر دو زاویه نقد کرد: اول اینکه جوانان را بهوضوح برای تمرین تیم ملی فراخوانده و از عملکرد آنها ابراز رضایت کرده است. پرسشی که در این بین مطرح میشود این است که اگر عملکرد جوانان در تمرین خوب بوده چرا قلعهنویی شهامت استفاده از آنها در ترکیب اصلی را نداشته است؟ آیا چنین موضوعی همراستا با شایعاتی که میگویند او فقط برای اینکه میانگین سنی تیم را جوانتر کرده باشد، نیست؟ از سوی دیگر، قلعهنویی این روزها ژاوی ارناندس را مثال میزند که صدالبته توانسته چند بازیکن جوان و مستعد را در همین دوران کوتاهش در عرصه مربیگری معرفی کند ولی آگاهانه از کنار دیگر مربیان و تیمهایی که توانستهاند با جوانگرایی حتی قهرمان جام جهانی شوند، عبور کند. او باید از خودش بپرسد وقتی اسپانیا قهرمان جام جهانی شد، میانگین سنی آنها چند سال بود. یا اینکه فرانسه سال ۲۰۱۸ را با وسواس بیشتری دنبال کند تا به این آگاهی برسد که بردن تورنمنتهای بزرگ و بهدستآوردن نتیجه، یعنی همان دلمشغولی این روزهایش، علاوهبر تجربه نیاز به دانش فنی لازم برای بهکارگیری جوانان هم دارد.
البته قلعهنویی در این هدف که تعدادی از جوانان فوتبال ایران را به تمرین تیم ملی ببرد تا میانگین سنی را پایین بیاورد، اندکی موفق بوده؛ او در آخرین دیدار تیم ملی برابر قطر یک سال میانگین سنی تیم را پایینتر آورد و به عدد ۲۸ رساند. واضح است که این مورد هم نکات مثبت و منفی دارد: یک سال جوانترشدنش خوب است ولی ۲۸ سال سن هنوز هم تیم ملی را در زمره یکی از پیرترین تیمهای آسیایی نشان میدهد. در همین گروه اول انتخابی جام جهانی در منطقه آسیا، حتی با همین عدد ۲۸ سال، باز تیم قلعهنویی مسنترین تیم گروه به شمار میرود. در این گروه قرقیزستان و کره شمالی میانگین سنی ۲۵ سال دارند، امارات ۲۶ سال، ازبکستان ۲۷ و حتی همین قطری که داستان مسنشدن ستارههایش تبدیل به یکی از نگرانیهای فوتبال این کشور شده، ۲۷.۸ سال میانگین سنی دارد. پس قلعهنویی حتی با دعوت بازیکنانی جوانتر برای تمرین تیم ملی در آخرین فیفادی، نتوانست از برچسب مسنترین تیم گروه رهایی پیدا کند.
این مورد وقتی جدیتر میشود که میانگین سنی سایر تیمهای مدعی در فوتبال آسیا هم لحاظ شود تا مشخص شود باز ایران، مسنترین مدعی آسیاست: ژاپن و کره میانگین سنیشان ۲۷ سال است و استرالیا هم به آنها نزدیک است. عربستان هم با ۲۶.۵ سال، شرایط میانگینی بهتری در مقایسه با سایرین دارد.
منبع: روزنامه شرق
خلیج فارس:سردار آزمون پس از درخشش در ترکیب تیم ملی ایران مقابل قطر با زدن دوگل در بازی هفته گذشته شباب الاهلی امارات با دیبا در جام حذفی امارات هم بازی کرد و توانست در دقیقه ۹ گلزنی کند.
با این حال مصدومیت مهاجم ایرانی شباب الاهلی باعث شد تا در دقیقه ۳۲ از زمین مسابقه خارج شده و به رختکن برود تا پیش بینیهای مختلفی درباره میزان آسیب دیدگی او مطرح شود.
آزمون پس از معاینههای اولیه و بررسی کادر پزشکی باشگاه خود مشخص شد مشکلی بابت ناحیه رباط صلیبی ندارد و با پشت سر گذاشتن دوره درمان کمتر از یک ماه میتواند برای تیمش بازی کند.
با این حال احتمال غیبت او در دو بازی آینده تیم ملی ایران مقابل کره شمالی و قرقیزستان در مرحله سوم انتخابی جام جهانی ۲۰۲۶ وجود دارد تا دوره درمان خود را کامل طی کند.
شایان ذکر است تیم ملی ایران مقابل کره شمالی و قرقیزستان روزهای ۲۴ و ۲۹ آبان ماه بازی خواهد کرد.
منبع: خبرگزاری مهر
خلیج فارس:جوانگرایی و تغییر نسل در تیم ملی فوتبال جزو مباحث پر اهمیت است؛ مدتهاست کارشناسان و رسانهها به طرق مختلف به این موضوع میپردازند. در واقع میانگین سنی بالای تیم ملی باعث نگرانی است و انتظار این بود که بعد از جام ملتهای آسیا، شاهد جوانگرایی اصولی و منطقی در تیم ملی باشیم نه اینکه بازیکنی، چون جهانبخش با ۳۱ سال سن و در شرایطی که تیم باشگاهی هم ندارد، همچنان جزو ارکان و بازیکنان اصلی تیم امیر قلعهنویی باشد.
سرمربی تیم ملی فوتبال چند روز پیش (۱۷ مهر) در اظهارنظری عجیب گفت: «اگر بتوانیم از گروه خود صعود کنیم در یک سالی که تا جام جهانی وقت داریم، بیشتر به بازیکنان جوان فضا میدهیم.» این صحبتهای قلعه نویی از آنجایی عجیب است که مقطع زمانی در نظر گرفته شده برای جوانگرایی و استفاده بیشتر از بازیکنان جوان، منطقی به نظر نمیرسد.
سرمربی تیم ملی در این شرایط و پس از بازی اخیر مقابل قطر، صحبتهای دیگری در این خصوص داشت که قابل تأمل است. قلعهنویی گفت: «در اردوی اخیر برخی نفرات خیلی ما را امیدوار کردند. شاید به آنها بازی نرسید، ولی خیلی باانگیزه بودند. ما کم کم باید تغییرات داشته باشیم؛ البته تغییراتی که با نتیجه باشد. مثلاً نگاه کنید بارسلونا جوانگرایی کرد، اما الان ژاوی کجاست؟ تیمش سال قبل کجا بود؟ اگر تیم ملی میخواهد جوانگرایی کند باید توأم با نتیجه باشد. در این اردو هم جوانان خیلی ما را امیدوار کردند.»
چه کسی گفته قطعاً جوانگرایی برابر است با نتیجه نگرفتن! اگر این گزاره صحیح بود که اسپانیا با تیمی جوان شده نباید قهرمان جام ملتهای اروپا ۲۰۲۴ میشد. میانگین سنی اسپانیا در یورو ۲۷.۲ بود و یکی از نکات مهم و تحسین برانگیز این تیم، میانگین سنی پایین و درخشش و نقش مهم جوانها در ترکیب آنها بود.
از سویی در خوشبینانهترین حالت، قلعهنویی صرفاً بخشی از واقعیت را درباره تیم بارسا گفت، نه تمام آن را. این رویه چیزی جز انحراف و فریب افکار عمومی نیست. حدود یک ماه قبل مارکا به بررسی میانگین سنی ۲۰ تیم حاضر در لالیگا در فصل ۲۵-۲۰۲۴ پرداخت که بر اساس این گزارش، بارسلونا با میانگین ۲۴.۱ جوانترین ترکیب را در اختیار دارد. در حال حاضر هم بارسا تحت هدایت هانسی فلیک، صاحب ۲۴ امتیاز از ۹ بازی است و تفاضل گل ۱۹+ را ثبت کرده است.
بدیهی است که «نتیجه» در فوتبال اهمیت دارد، اما بیتردید جوانگرایی، تغییر نسل به صورت منطقی و پشتوانهسازی برای تورنمنتها و سالهای پیشرو هم دارای اهمیت زیادی است. میانگین سنی تیم ملی در در حال حاضر ۳۱ سال است. ترکیب اولیه تیم به عبارتی ۱۱ بازیکن منتخب قلعهنویی در دو بازی اخیر مقابل ازبکستان و قطر به ترتیب ۲۹.۷ و ۲۹ بود. در حقیقت ۶ بازیکن زیر ۲۳ سال در این فیفادی به تیمملی دعوت شدند تا صرفاً میانگین سنی را کاهش دهند و از آنها استفادهای نشد. از سویی گرچه مهم است که بازیکن جوان در اردوها باشد و کنار باتجربهها تمرین کند تا با جو تیم ملی خو بگیرد، اما ناگفته پیداست که بازیکن فقط درون مستطیل سبز آبدیده میشود، نه روی نیمکت و سکو.
آنچه از شواهد و قرائن پیداست، قلعهنویی شاکله اصلی همین تیم را به جامجهانی ۲۰۲۶ میبرد که در آن صورت تمام بازیکنان فعلی، دو سال هم به سنشان اضافه خواهد شد و در تورنمنت بزرگ و مهمی، چون جام جهانی حداقل دوسوم تیم بالای ۳۰ سال خواهند بود!
منبع: تابناک
خلیج فارس:امیر قلعهنویی در گفتوگویی تلویزیونی با اشاره به شرایط تیم ملی و انتقادهایی که از او و بازیکنانش میشود، اظهار داشت: تیم چند مشکل دارد که مردم باید آنها را بدانند. اول اینکه در گذشته کلی لژیونر داشتیم، اما الان در اروپا تنها یک نفر را داریم که هنوز جایگاه خود را در اینترمیلان به دست نیاورده و این به خاطر جابجایی طارمی از پورتو به این تیم است. از سویی دیگر بازیکنی مانند سردار آزمون وقتی از رم به لیگ امارات میآید شرایط سخت میشود. او از یک لیگ اروپایی معتبر به یک باشگاه اماراتی آمده که اینها باید بررسی شود. هرچند سردار یکی از مستعدترین بازیکنان فوتبال ماست و نباید این موارد را نادیده گرفت.
وی ادامه داد: شرایط سنی بازیکنان تیم ملی بالا رفته و از آن سو تولید بازیکن هم نداشتهایم. تیمهای پایه و باشگاهها وظیفه تولید بازیکن را دارند و نباید نقد آن را به تیم ملی داشت. همچنین نداشتن زمین مناسب برای میزبانی هم به باید این موارد اضافه شود. با تمام تلاشی که در استان اصفهان انجام شد، زمین چمن فولادشهر شرایط بازی در سطح ملی را نداشت. بعد از ۱۸ سال، رنک ۱۹ جهان را به دست آوردیم و این بر اساس فاکتورهایی به دست آمده است که باید دیده شود.
سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان تاکید کرد: در یکسال و کمک خداوند، ۲ جام به دست آوردیم که کافا و تورنمنت اردن بود. در همین ایام ژاپن را بعد از چند سال شکست دادیم و در یک بازی که بدشانسی آوردیم از قطر شکست خوردیم. الان در مرحله سوم نهایی انتخابی جامجهانی هستیم که مشکلات مالی به دلیل تحریمها همچنان گریبان ما را گرفته است. در حال حاضر سه تیم در کل گروهها ۱۰ امتیازی هستند که ایران، ازبکستان و ژاپن محسوب میشوند. میزبانیها را از دست دادهایم و مشکلات مالی به دلیل تحریمها و بلوکه شدن پولهای فدراسیون را هم داریم.
قلعهنویی با تاکید بر اختلاف امکانات و شرایط تیمهای فوتبال، گفت: ژاپن هر جا بازی داشته باشد بازیکنان آنها با یک پرواز مستقیم راهی این کشور میشوند، اما بازیکنان ما باید ساعتها در پرواز باشند و برخی مواقع ۳۰ ساعت در راه هستند و همه اینها در فوتبال حرفهای مشکل ایجاد میکند. با همه این مشکلات، تیم ملی و بازیکنان تلاش خود را میکنند. صحبت من این است اگر با امیر قلعهنویی مشکل دارید چرا زحمت تیم ملی را نادیده میگیرید؟ در گذشته پاداشهای دلاری و بهترین کمپها را داشتیم، اما الان شرایط چگونه است؟ جاهایی که باید به ما کمک میکردند نه تنها نکردند بلکه به جای تبر با ارهبرقی به جان ما افتادند و اینها خوب نیست.
وی ادامه داد: به مدیران رسانه ملی میگویم، هر فردی با امیر قلعهنویی مشکل دارد در برخی از شبکهها تریبون دارد. من با تیمهای مختلف و در مجموع بالای هزار امتیاز آوردهام که در برخی از آنها از نظر جدولی و مالی شرایط خوبی نداشتند. سپاهان تیم چهاردهم جدول بود، اما وقتی تیم را گرفتیم با ۳۲ میلیارد تومان دوم شد. تراکتور را در دست گرفتیم و با کمترین امکانات این تیم اولین حضور آسیایی را خود را تجربه کرد. استقلال تیم یازدهم جدول بود و آن موقع از نظر شرایط مالی اینگونه هم نبود که هلدینگی پشت تیم و باشگاه باشد، اما بارها این تیم را قهرمان کردیم. صحبت من این است سابقه کاری من مشخص بوده و اگر قرار است فردی تریبون در رسانه ملی داشته باشد باید سابقه او هم مشخص باشد.
سرمربی تیم ملی فوتبال یادآور شد: بدون شک امیرقلعه نویی و تیم ملی ایرادهایی هم دارند، اما برای بیان آن، حُب و بغض نداشته باشیم و انتقادها را به شکلی حرفهای بیان کنیم. روزی جواب منتقدان را خواهم داد، همین افرادی که به دلیل مسائل شخصی با من تقابل میکنند را روزی افشا خواهم کرد که چه گذشتهای داشته و چه حال و روزی دارند، اما الان به خاطر تیم ملی سکوت میکنم، اما روزی در مورد همه آنها سخن خواهم گفت. در همین فضا برخی از دوستان مصاحبه میکنند و انتقاد و راهکار هم میدهند که خوب است، اما برخی فقط به دنبال زدن تیم ملی و امیر قلعهنویی هستند.
منبع:فرارو
خلیج فارس:تیم ملی فوتبال ایران شب گذشته و در مرحله سوم مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶، موفق شد با نتیجه پرگل چهار بر یک، از سد قطر عبور کند. پیروزی بزرگی که باعث شد ستارههای تیم ملی واکنشهای گستردهای به آن نشان دهند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛در واقع پس از پیروزی قطر در نیمه نهایی جام ملتهای آسیا اخیر و درگیری و تنشهای پیش آمده در پایان بازی بود که سبب گردید دیدار دیشب بهنوعی یک بازی انتقامی برای ایران محسوب شود و ملی پوشان به دنبال تلافی آن مسابقه و تسویه حساب با برخی از بازیکنان قطر و در رأس آنها، اکرم عفیف باشند.
کسب پیروزی شیرین چهار بر یک باعث شد تا ستارههای تیم ملی با انتشار استوریهایی در صفحات شخصی، این پیروزی مهم را جشن گرفته و برای قهرمان آسیا نیز کری بخوانند. مهدی طارمی نیز یکی از این نفرات بود که حتی در جریان بازی نیز درگیری مختصری با اکرم عفیف داشت.
طارمی که ابتدا یک استوری طعنهآمیز خطاب به حریف منتشر کرده بود، در ادامه نیز استوری جدیدی را به زبان انگلیس به اشتراک گذاشت.
او در این استوری که تصویری از عکس تیم ملی قطر بود، نوشت: من همتیمیها و دوستان خوبی در این تیم (تیم ملی قطر) دارم. به همه برادرانم احترام میگذارم و شبکههای اجتماعی جایی برای واکنشهای بچگانه نیست، اما همه میدانند که چرا بعد از بازی کاری که انجام دادیم را انجام دادیم…
فوتبال خیلی بزرگتر از این واکنشهای بیمورد است، اما… برای همتیمیهای سابقم در آینده بهترینها را آرزو میکنم.
خلیج فارس:تیم ملی فوتبال قطر در دیدار برابر ایران در انتخابی جام جهانی شکست سنگینی را تجربه کرد. این بازی در نهایت با پیروزی ۴ بر ۱ ایران به پایان رسید. سرمربی تیم ملی فوتبال قطر اعتراف کرد که ایران عملکرد بهتری داشت.
مارکز لوپز در نشست خبری بعد از بازی گفت: به تیم ملی فوتبال ایران این پیروزی را تبریک میگویم به ویژه اینکه آنها بازی بهتری را به نمایش گذاشتند. بازی تغییرات زیادی داشت. ما بازی را بهتر آغاز کردیم و به گل هم رسیدیم. میتوانستیم در ابتدای نیمه دوم هم دوباره به گل برسیم. ایران هم توانست فرصتهای زیادی را خلق کند و دو توپ هم به تیر دروازه زد. به هر حال این فوتبال است و به ایران تبریک میگویم. آنها بهتر از ما بودند.
او ادامه داد: هدف ما تغییر نکرده است و آن صعود به جام جهانی است. ما همچنان فرصت داریم هر چند که تیمهای بسیار خوبی مثل ایران و ازبکستان در گروه ما هستند.
لوپز در پایان گفت: ماموریت ما آسان نیست، اما شانس صعود داریم و نهایت تلاش خود را به کار میگیریم. بازیها و امتیازات زیادی باقی مانده است و باید تلاش کنیم و ناامید نشویم.
منبع:فرارو
خلیج فارس:وقتی امید نورافکن در دقیقه ۴۲ از روی پای اکرم عفیف سانتر دقیقی را به محوطه جریمه قطر ارسال کرد، مشخص بود که یک نفر در آنجا توپ را به تور دروازه مشعل برشم خواهد چسباند؛ سردار آزمون در ورزشگاهی که به تمام ابعاد آن آشناست و دقایقی قبلتر با یک شوت استثنایی دروازهاش را لرزانده بود.
او پس از گل با انگشتانش بازی کرد و با ایجاد اشکالی به تحقیر حریف پرداخت؛ اتفاقی که با آغاز نیمه دوم و از همان ابتدای آن با ضربه دیگر در دروازه مقابل تکرار شد تا سردار در جشن به ثمر رساندن پنجاه و چهارمین گل ملی باز هم آن حرکت را تکرار کند. حرکتی که شاید از نظر اخلاقی خیلی مورد علاقه ما نباشد، اما اغلب ایرانیها از ته دل با انجامش مشکلی نداشتند!
آزمون البته یک شادی گل دیگر را هم به نمایش گذاشت؛ او بعد از رهایی از هیجانات اولیه با دو انگشت دست چپ و یک انگشت دست راست یک حرف انگلیسی را مقابل دوربینها ساخت، حرف A که اشاره به نام همسرش آناهیتا داشت.
نکته اینجاست که او در ابتدای فصل و با انتقال به فوتبال امارات و بازی برای الاهلی مورد انتقاد برخی کارشناسان قرار گرفته و به شکل عجیبی بعد از ۱۲ سال حضور در فوتبال اروپا و در حالی که شاید احتیاج داشت با فشار کمتری فوتبال خود را دنبال کند، در این چند هفته حرفهایی شنید که او را به مرز انفجار رسانده بود. این دو گل، اما ثابت کرد که سردار آزمون از چه کلاس و اختلاف سطحی با اکثر بازیکنان شاغل در آسیا برخوردار است و شاید هر وقت بخواهد میتواند چمدانش را ببندد و به فوتبال اروپا برگردد.
فاصله گل امروز آزمون و گلی که با لباس الاهلی وارد دروازه حریف کرده بود به اندازه یک نیمه یک بازی فوتبال بود و تاکیدی بر اینکه شاید بتوانیم همچنان عنوان بهترین خط حمله آسیا را به ایران سنجاق کنیم؛ بهترینی با مشارکت او و مهدی طارمی که با وجود همه شعارهای مربوط به جوانگرایی نمیشود نبودن آنها در تیم ملی را تصور کرد.
سردار آزمون با ٧ بار گلزنی به تیم ملی قطر بهترین گلزن تیم ملی ایران در تاریخ رویاروییهای دو تیم شد. سردار همچنین با ٢٩ سال سن موفق شد پنجاه و چهارمین گل ملی خود را به ثمر برساند و حالا نزدیکترین بازیکن به علی دایی است که موفق شده ١٠٩ گل ملی را به ثمر برساند.
سردار در پایان بازی به خبرنگاران گفت ممکن است بیرون از زمین آدم راحتی باشد، اما در چارچوب مسابقه پسر بدی است و نباید پا روی دمش گذاشت!
البته بسیار دشوار به نظر میرسد که آزمون بتواند در ادامه راه بیش از پنجاه گل دیگر در بازیهای ملی به ثمر برساند، اما این رویایی است که او آن را زندگی میکند؛ رسیدن و یا حتی عبور از رکورد بازیکن محبوبش علی دایی!
منبع: ورزش سه