خلیج فارس:وزیر خارجۀ کشورمان در چارچوب رایزنیهای مستمر با همسایگان در خصوص روابط دوجانبه و تحولات منطقهای، بنا به دعوت همتای ارمنی خود، به ایروان سفر کرد.
خلیج فارس:۲ شهروند انگلیسی دستگیر شده در کرمان، زن و شوهر هستند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصر ایران؛دولت انگلیس روز شنبه اعلام کرد دو شهروند انگلیسی دستگیر شده در ایران (استان کرمان)، “کریگ” و ” لیدنیسی فورمان” نام دارند و زن و شوهر هستند.
بیانیه خانواده آنها از سوی وزارت خارجه بریتانیا منتشر شده است. در این بیانیه آمده است که این حادثه پیش بینی نشده باعث نگرانی زیاد کل خانواده آنها شده و ما بر تضمین سلامت و راحتی آنها در این شرایط سخت ، متمرکز هستیم.
خانواده اضافه کرد که برای بازگشت امن آنها ، مصمم است.
قبل از این خبرگزاری ایرنا، با انتشار خبری اعلام کرد دو شهروند بریتانیایی به اتهام امنیتی در استان کرمان در مرکز کشور بازداشت شده اند اما به جزئیات اتهام آنها اشاره نشد.
وزارت خارجه بریتانیا هم اعلام کرده دو شهروند این کشور در ایران بازداشت شدهاند اما اجازه یافتهاند کمکهای کنسولی دریافت کنند.
وزارت خارجه بریتانیا قبل از این، از شهروندان این کشور خواسته بود از هر گونه سفر به ایران خودداری کنند.
امریکا، فرانسه، آلمان، هلند و سوئد هم از دیگر کشورهایی هستند که چنین توصیه ایی دارند.
سفیر بریتانیا در ایران با سفر به کرمان، با این زن و شوهر انگلیسی دیدار کرده است.
ایرنا نوشته بود « هوگو شورتر» سفیر انگلستان در ایران با دو متهم امنیتی تبعه انگلیس در محل دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان دیدار کرد. دادگستری کرمان شامگاه چهارشنبه از این دیدار خبر داد و اعلام کرد جزییات بعد اطلاع رسانی خواهد شد.
پیش از این بی بی سی هم نوشت این زوج 50 و چند ساله به هنگام بازداشت، در حال جهانگردی و سفر با موتورسیکلت بودند.
به نوشته خبرگزاری فرانسه، براساس اطلاعات منتشر شده در شبکه های اجتماعی، این زن و شوهر در ماه دسامبر گذشته (دی) از مرز زمینی ارمنستان، وارد ایران شدند. آنها در مسیر حرکت تدریجی به سمت استرالیا بودند.
خبرگزاری فرانسه نوشت: ایران تعدادی از شهروندان اروپایی را در بازداشت دارد. جمهوری اسلامی در سال های اخیر با دولت های غربی، عملیات مبادله زندانیان انجام داده است.
خبرگزاری فرانسه اضافه کرد ایران یک سال قبل، (ژانویه 2023)، شهروند ایرانی – انگلیسی به نام علی رضا اکبری را اعدام کرد که باعث نارضایتی کشورهای غربی از جمله انگلیس شد. اکبری به اتهام جاسوسی برای انگلیس، محکوم شده بود.
خلیج فارس:تیم زنان پیونیک ارمنستان، امشب در مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان زنان اروپا به مصاف نخستین حریف خود از قبرس خواهد رفت و نکته قابل توجه این است که تیم ارمنستانی چهار بازیکن ایرانی در اردوی خود دارد که البته یکی از آنها به دلیل مصدومیت فعلا قادر به همراهی تیمش نخواهد بود.
مینا نافعی، دروازهبان فصل گذشته ملوان، شقایق روزبهان، مدافع تیم شهرداری سیرجان، فاطمه عادلی و هاجر دباغی، مدافع و فوروارد تیم زنان سپاهان، چهار بازیکن ایرانی تیم پیونیک ارمنستان هستند که به جز شقایق روزبهان، سه بازیکن دیگر احتمالا در ترکیب تیمشان قرار خواهند داشت.
پیونیک ارمنستان در این مرحله در گروه ششم قرار دارد و با تیمهای مورا اسلوونی، گلنتوران ایرلند و آپولون قبرس همگروه است. نخستین تقابل پیونیک در این مرحله، امشب مقابل حریف قبرسی خواهد بود.
منبع:ورزش سه
خلیج فارس: تارنمای خبری “نیوز” به نقل از وزارت کشور ارمنستان خبر داد که در جریان خروج اتوبوس مسافران ایرانی از جاده پنج تن کشته و ۹ تن مجروح شدند.
به گزارش خلیج فارس؛ نیوز نوشت که اتوبوس حامل مسافران ایرانی که از ایروان به ایران باز می گشت ساعت ۱۷:۲۷ به وقت محلی در نزدیکی روستای خوتانان در استان سیونیک از جاده خارج شد و به دره افتاد.
این تارنمای خبری به نقل از رافائل گریگوریان، بخشدار خوتانان، اعلام کرد که برخی از گزارش ها از وجود نقص فنی ترمز اتوبوس حکایت دارد.
این مقام ارمنستانی ادامه داد که مجروحان حادثه به مرکز درمانی کاپان منتقل شدند و امدادگران کماکان در صحنه تصادف حضور دارند.
منبع: ایرنا
خلیج فارس:معاون حقوق بشر و امور بین الملل وزارت دادگستری از انتقال ۹ زندانی ایرانی از ارمنستان و ژاپن به کشورمان خبر داد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، عسکر جلالیان در این باره گفت: با همکاری وزارت دادگستری و وزارت امور خارجه کشورمان و در راستای اجرای موافقتنامههای دو جانبه منعقد شده با کشورهای ارمنستان و ژاپن، هشت ایرانی محبوس در زندانهای ارمنستان و یک ایرانی زندانی در ژاپن امروز (سه شنبه) ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ پس از طی تشریفات قانونی، برای گذران ادامه دوران محکومیت خود به کشورمان منتقل شدند.
رئیس کمیته انتقال محکومین با اشاره به شروع تعطیلات نوروزی و سفر هموطنان به کشورهای خارجی ضمن آرزوی سلامتی و کامیابی برای تمامی شهروندان، به مسافران توصیه کرد از حمل هرگونه بسته امانتی، همراه داشتن داروهای کدئیندار، داروهای آرامبخش و قرصهای روانگردان خودداری کرده و هرگونه رفتار و پیشنهاد مادی غیرمتعارف از طرف سایرین را به پلیس و نهادهای امنیتی گزارش کنند.
بر اساس اعلام روابط عمومی وزارت دادگستری، معاون حقوق بشر و امور بینالملل وزیر دادگستری از تلاش و همکاری دستگاههای عضو کمیته انتقال محکومین از جمله وزارت امور خارجه، قوه قضاییه، دادستانی کل کشور، سازمان زندانها و فراجا تقدیر و تشکر کرد.
خلیج فارس: بسته به میزان فعالیتتان در شبکههای اجتماعی مانند ایکس، اینستاگرام یا حتی تیکتاک ممکن است خبر داشته باشید که در هفتههای گذشته موجی اینترنتی برای یک خوراکی راه افتاده است که برای ما ایرانیها بسیار آشناست. مانند بقیه موجهای اینچنینی چندان مشخص نیست همهچیز از کجا آغاز شده اما چیزی که مشخص است کاربران زیادی از سراسر دنیا عاشق این خوراکی ترشمزه شدهاند و تمام فروشگاههای شهر محل زندگیشان را برای یافتن آن زیر پا گذاشتهاند.
به گزارش خلیج فارس؛ تقریبا یکی دو هفته قبل بود که طوفان ترشمزه لواشک نروژ و دیگر کشورهای منطقه اسکاندیناوی را درنوردید. مطابق انتظار همهچیز از اینفلوئنسرها و افرادی آغاز شد که در این کشورهای مرفه دستکم در شبکههای اجتماعی بسیار مشهور هستند. مردم نروژ یک روز از خواب بیدار شدند و ناگهان با ویدئوهایی از سلبریتیها مواجه شدند که مشغول خوردن یک چیز سیاه با اسمی عجیب بودند. مردم نروژ متوجه شدند حتی تماشای خوردن این چیز جادویی هم میتواند آب دهان هر بینندهای را راه بیندازد.
حالا اما با گذشت چند روز مهم نیست که عضو تیکتاک باشید یا ایکس و اینستاگرام حتما با پیامها و ویدئوهایی مواجه میشوید که کاربرانی از سراسر دنیا یا میپرسند این لواشک عجیب و غریب را از کجا میشود تهیه کرد و یا قید یافتن آن را زدهاند و به دنبال راه تولید آن میگردند.
بد ندیدیم با راه افتادن این موج جهانی برای لواشکی که همه ما با انواع آن خاطره داریم مطلبی تهیه کنیم. پس عاشق انواع لواشک از خانگی و روی سینی و در پشت بام گرفته تا سینیهای خوشرنگ فروشندهها در دربند یا بازارهای هر شهر و یا غیر بهداشتی و کثیفترین نوع آن که گاه حتی قید جدا کردنش از پلاستیکش را هم میزدیم هستید یا نه ادامه این مقاله را از دست ندهید.
مردم دنیا درباره لواشک چه فکر میکنند؟
اکانت تریپیندو در توییتر یا همان ایکس لواشک را اسنکی سالم و خوشمزه به ویژه برای گیاهخوارها میداند:”لواشک یا همان برگه میوه به سبک ایرانی یک اسنک سالم و خوشمزه و گیاهی است و درست کردنش در خانه هم آسان است.”
در همین گیر و دار دستکم برای چند روزی لواشک در بسیاری از کشورهای دنیا به یک جنس باارزش تبدیل شد و اگر کاربری دستش به لواشک رسیده بود حتما پزش را به بقیه میداد. سابینا از لوسآنجلس انگار که جنس باارزشی به دستش رسیده میگوید:”این لواشک خوشمزه مستقیم از ارمنستان به دست من رسیده و محشر است.”
سارا از تورنتو هم انگار که کشف مهمی کرده باشد به بقیه خبر میدهد:”دوستان ظاهرا خوردن مقدار زیادی لواشک آنهم وقتی شکمتان خالی است فکر چندان خوبی نیست.”
مگی از کانادا هم که ظاهرا همسری ایرانی دارد به نکته جالبی اشاره میکند:”زمانی یادم میآید که بچههایم یک رگ ایرانی دارند که میبینم از بین این همه خوراکی خوشمزه، خوراکی مورد علاقه آنها لواشک است.”
آیدیان از آیووای آمریکا که دستکم از تکنیک لواشک درست کردنش برمیاید که دوست یا همسایهای ایرانی داشته باشد میگوید:”هیچ اسنک و خوراکی در دنیا از لواشک خانگی خوشمزهتر نیست.”
موضوع جالب دیگر درباره لواشک این است که انگار بسیاری از کاربران خارجی شبکههای اجتماعی تازه دریافتهاند با میوههای اضافه یا حتی صدمه دیده درختان حیاطشان میتوانند لواشکهای خوشمزه درست کنند. برای نمونه یک کاربر ژاپنی ایکس که در لندن ساکن است میگوید:”زردآلوهای خورده نشده یا آسیبدیده درخت حیاطمان حالا پس از خرد شدن، پخته شدن، مخلوط و خشک شدن به لواشکهای خوشمزهای تبدیل میشوند که انگار همه در توییتر و تیکتاک به دنبالشان میگردند.”
نیکول فوربس از آستینِ تگزاس هم صرفا به خاطر داشتن یک کف دست لواشک احساس خوشبختی میکند:”دوست پسر سابق من از ایران برایم لواشک آورده و واقعا فکر نمیکنم هیچوقت در طول زندگی به اندازه الان خوشحال بوده باشم.”
سوفی از لندن به فرمولی جدید برای شروع هفته رسیده:”به نظر من بهترین راه برای شروع هفته خوردن لواشک است. یک لوله ترش و ملس که انگار لذت خالص است. از دوستان ایرانیام برای رساندن این خوراکی میوهای و خارقالعاده به دستم ممنونم.”
نکته جالب دیگر درباره راه افتادن موج لواشک، توجه کاربرانن غیرایرانی به ایران و فرهنگ مردم ایران است. مطمئنا کشور و فرهنگ ما پر است از پدیدههایی مانند لواشک که اگر فقط در معرفی آنها بهتر عمل میکردیم شاید مانند ژاپن در کنار دریافت ستایشی که شایسته آن بودیم میتوانستیم از نظر مالی هم به جای خوبی برسیم. برای نمونه مارتین از بِرگنِ نروژ میگوید:”راستش من همانطور که سعی میکنم به لواشکم گازهای بزرگ نزنم تا دیرتر تمام شود به این فکر میکنم که مردم ایران چه خوراکیهای بینظیر دیگری را از ما پنهان کردهاند.”
منبع: برترینها
خلیج فارس: مهاجرت پزشکان، عامل مهم دیگری در دامنزدن به موضوع کمبود پزشک در کشور است. عاملی که خود معلول عوامل بسیار دیگری از جمله نارضایتی پزشکان از حقالزحمه دریافتیشان است. تابستان امسال، مؤید علویان، رئیس هیئتمدیره نظام پزشکی تهران به تجارتنیوز گفته است: «درخواست گواهی گوداستندینگ تا سال ۹۸ زیر هزار نفر بود. سال ۹۹ تعداد درخواستها زیاد شد و به بیش از دو هزار تا رسید و در سال ۱۴۰۰ به چهارهزار و ۳۰۰ مورد رسید. یعنی در سه سال تعداد درخواست گواهی گوداستندینگ چهار برابر شد. تعداد درخواستها در سه ماه ابتدایی سال جاری نیز بیش از سه ماه ابتدایی سال گذشته بود. با این روندی که پیش میرویم و مهاجرتهایی که صورت میگیرد، مردم در سالهای آینده شاهد این خواهند بود که برخی خدمات درمانی در کشور قابل ارائه نیست و باید در خارج از کشور این خدمات را بگیرند».
او اذعان کرده که توزیع پزشکان در کشور نامناسب است و اگر روال مهاجرت پزشکان به همین منوال ادامه پیدا کند «در پنج سال آینده با فقر شدید پزشک در کشور روبهرو میشویم. در تهران یک مطب ساده بخواهید اجاره کنید، باید دستکم ماهانه ۲۰ میلیون تومان اجاره دهید، هزینه منشی، مالیات و… را هم پرداخت کنید. شرایطی که باعث شده بسیاری از مطبهای عمومی تعطیل شود یا سراغ کارهای دیگری که پولساز باشد، بروند. زیبایی و کلینیک ترک اعتیاد بروند؛ چون پولسازتر است. تخمین زدهایم در دو سال اخیر بیش از ۳۰ درصد پزشکان در تهران مطبهای خود را بستند».
شهریور 1401 شاهین آخوندزاده، استاد تمام گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس بیمارستان روزبه، در گفتوگو با خبرآنلاین از کشور عمان بهعنوان یک جاروبرقی یاد کرد که در حال جذب گروههای پزشکی ایرانی در رشتههای مختلف است «یک جراح در کشور عمان 2.5 برابر یک جراح در ایران درآمد دارد؛ اما مسئله اینجاست که علاوهبراین، فرزندش از آموزش رایگان استفاده میکند، خودرویی که آنجا میخرد، با کیفیت بهتر، یکدهم قیمت خودرویی است که میتواند اینجا بخرد، مسکن هم به همین شکل؛ پس کاملا برایش بهصرفه است که جلای وطن کند».
موضوعی که سال گذشته ایرج خسرونیا، رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران هم به آن اشاره کرده و به خبرآنلاین گفته بود: «مسئله ما پزشک عمومی نیست؛ چراکه از دانشگاهها مانند کارخانه پزشک عمومی خارج میشود؛ بلکه مسئله این است که علاقهمندی برای تحصیل در رشتههای فوق تخصص وجود ندارد، حدود ۲۵ هزار پزشک پروانه پزشکی خود را نگرفتهاند؛ یعنی یا شغل دیگری دارند یا از کشور خارج شدهاند یا فوت کردهاند که این نشان میدهد علاقهای برای کارکردن در پزشکی وجود ندارد؛ آنهم برای اینکه درآمدشان خوب نیست و آینده خوبی را متصور نمیشوند. با این تعرفههایی که به اندازه دو کیلو پیاز و سه کیلو سیبزمینی نیست، نمیشود طبابت کرد. کسانی که تعیین تعرفه میکنند، حقوقهای خودشان را سه، چهار برابر میکنند؛ اما به تعرفه پزشک که میرسند، خسیس میشوند و این باعث شده که تعداد زیادی از پزشکان مهاجرت کنند».
گزارش رصدخانه مهاجرت
براساس گزارش رصدخانه مهاجرت ایران، مهاجرت داوطلبانه نیروی متخصص تحصیلکرده و نیروی کار ماهر در سه سال گذشته منجر به خروج بیش از چهار هزار پزشک از ایران شده است. باید در نظر داشت که این آمار فقط برای پزشکان است و اگر با آمارهای مهاجرت پرستاران و دیگر بخشهای حوزه سلامت تجمیع شود، رقم بزرگتری حاصل میشود. رصدخانه مهاجرت ایران در پیمایشی در تابستان سال 1401 میزان تمایل، تصمیم و اقدام به مهاجرت حوزه سلامت را بررسی کرد. براساس این پیمایش نیمی از شرکتکنندگان تمایل زیاد و بسیار زیاد به مهاجرت داشتند.
یک نکته مهم دیگر، برنامه مهاجرت برخی از فعالان حوزه درمان است. در پیمایش مهاجرت حوزه درمان از افرادی که تصمیم قطعی برای ماندن در ایران نداشتند، درباره زمان مهاجرت نیز پرسیده شده است. براساس این پیمایش 21 درصد افراد پاسخ دادهاند که یک تا سه سال آینده از ایران مهاجرت خواهند کرد. این در حالی است که بهتازگی نیز مسئولان نظام پزشکی و پرستاری درباره مهاجرت کادر درمان و کمبود نیروی انسانی در این حوزه بارها هشدار دادند.
در این گزارش آمده است که براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، 3.2 میلیون نفر از پرستاران شاغل در 86 کشور دنیا، مهاجر هستند. سهم نیروی انسانی متخصص خارجی در نظام سلامت انگلیس، 12 درصد، در آمریکا 17 درصد و در مجموع کشورهای عضو اتحادیه اروپا 11 درصد گزارش شده است.
با افزایش مهاجرت نیروی انسانی متخصص به کشورهای توسعهیافته، نابرابریها و عدم توسعهیافتگی در حوزه سلامت در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، میتواند موجب بروز محرومیت و توزیع نامتوازن نیروی انسانی و خدمات بهداشت و درمان در این کشورها شود؛ بهطوریکه بیشترین کمبود نیروی انسانی در حوزه سلامت متوجه کشورهای جنوب شرقی آسیا و آفریقاست. بیشترین پزشکان آموزشدیده در خارج در میان این کشورها در آمریکا و سپس در بریتانیا و آلمان فعالیت دارند.
براساس یافتههای این پژوهش بیش از 50 درصد از افراد شرکتکننده تمایل زیاد و بسیار زیاد به مهاجرت دارند و میل به مهاجرت در بین دانشجویان و شاغلان حوزه سلامت وضعیت مشابهی دارد. بیش از یکسوم از افراد شرکتکننده حتی تمایل به کار در مشاغل غیرتخصصی و پایینتر در خارج از کشور را دارند. همچنین بیش از یکسوم برای مهاجرت برنامهریزی کرده یا اقدام عملی انجام داده و برنامه زمانی مشخصی برای مهاجرت دارند.
این پژوهش میگوید که سه دسته از عوامل مرتبط با مسائل اقتصادی، مدیریتی و شغلی- رفاهی بر مهاجرت و فعالیت نیروی انسانی در حوزه سلامت تأثیرگذار است. دراینبین به طور کلی در میان شاغلان نقش عوامل اقتصادی نظیر نبود تناسب بین درآمد و هزینههای زندگی و تبعیض و نابرابری درآمدی در افزایش انگیزه افراد برای مهاجرت بیشتر بوده است. وجود رانت و روابط ناسالم مدیران و ناکارآمدی مدیران بهداشت و درمان کشور نیز بهعنوان مهمترین عوامل مدیریتی تأثیرگذار بر مهاجرت نیروی انسانی در حوزه سلامت گزارش شده است. شرایط آموزشی و کاری بهتر در کشور مقصد و امنیت شغلی پایین در ایران بهعنوان مهمترین عوامل شغلی- رفاهی مؤثر بر مهاجرت معرفی شدهاند.
رنج مضاعف زنان باردار
سالهاست که ماجرای کمبود پزشک، نقل محافل پزشکی و درمانی کشور است. سال 1395، معاون درمان وقت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفته بود که در هشت رشته جراحی مغز و اعصاب، زنان و زایمان، جراحی عمومی، ارتوپدی، بیهوشی، گوش و حلق و بینی و چشم کمبود متخصص داریم و باید به سه برابر تعداد موجود برسیم تا با کف استانداردهای جهانی برابر شویم. در این سالها نهتنها وضعیت بهتر نشد، بلکه در برخی استانها مشکل کمبود پزشک حادتر هم شده است. سال گذشته معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی لرستان از کمبود پزشک در ۱۵ رشته تخصصی خبر داد و گفت اولویت اصلی و بیشترین کمبود متخصص در این استان در رشتههای بیهوشی، ارتوپدی، داخلی، قلب و کودکان است.
یکی از رشتههای تخصصی پزشکی که کمبود متخصصان مربوط به آن بهویژه در مناطق محروم بسیار مشهود است، حوزه زنان و زایمان است. چند وقت پیش رئیس سازمان نظام پزشکی کشور در نخستین کنگره تخصصی چالشهای بالینی زایمان درباره میزان مرگومیر مادران به دلیل کمبود کادر تخصصی توضیحاتی داده بود. اینکه براساس مطالعات انجامشده در ایران سن متوسط مادران فوتشده ۳۰ تا ۳۵ سال و عمدتا در زایمان اول بوده است و از این میان ۴۵ درصد از این مرگومیر ناشی از نبود تخصص کافی کادر است. بدتر اینکه در ۱۷ درصد موارد، دسترسینداشتن به متخصص زنان باعث مرگ مادران شده است.
همچنین براساس آخرین آمارهای ارائهشده از طرف سازمان نظام پزشکی کشور بهازای هر هفت هزار زن ایرانی فقط یک پزشک متخصص زنان مشغول به کار است. ناگفته نماند که نحوه توزیع متخصصان زنان و زایمان با توجه به محدودیتهای فردی و خانوادگی آنان در نقاط مختلف کشور عواقب نامطلوبی به بار آورده و بر تبعیض یکی دیگر از اصول انسانی و حق دسترسی زنان به بهداشت و سلامت فردی دامن زده است.
بنا بر آمار اعلامشده در خبرگزاریها، ۹۱ شهرستان در ایران پزشک متخصص زنان ندارند. این موضوع در مناطق محروم و دورافتاده بیشتر است. بهویژه در برخی از نقاط استان سیستانوبلوچستان که این محرومیت هم شانه به شانه کمبودهای دیگر جان مردم را تهدید میکند. مثلا اهالی روستای توتان از توابع نیکشهر که یکی از دورافتادهترین روستاهای ایران است، برای دسترسی به پزشک، حتی پزشک عمومی باید مسافت 80 کیلومتری تا شهرستان بنت را طی کنند؛ مسافتی طولانی و پر از سنگلاخ. طبیعتا طی این مسافت برای زنان باردار این روستا علاوه بر تحمیل هزینهای که خیلی از آنها قادر به تهیه آن نیستند، سلامت خودشان و نوزادان را نیز تهدید میکند.
این در حالی است که فقر، ازدواج در سنین پایین و مادرکودکی، ازدواجهای فامیلی، نداشتن تغذیه مناسب، بهرهمندنبودن از بهداشت، کار زیاد، در دسترس نبودن آب آشامیدنی سالم و حتی آب و هوای نامناسب نیاز به سیستم درمانی مناسب را برای همه اهالی این مناطق بهویژه زنان باردار بهجد میطلبد.
همچنین کمبود پزشک در کشور به نوعی منجر به هدررفت منابع مالی وزارت بهداشت نیز میشود؛ چراکه گاهی با وجود تأمین تجهیزات و امکانات موردنیاز، نبود پزشک متخصص باعث میشود که این تجهیزات بیاستفاده باقی بمانند و مردم از خدمات باکیفیت سلامت محروم شوند.
تعرفههای ناکافی
تعرفههای پایین و غیرواقعی یکی دیگر از علل مهاجرت پزشکان و به تبع آن کمبود پزشک در کشور عنوان میشود. سال گذشته علی دباغ، معاون فنی و نظارت و عضو شورای عالی سازمان نظامپزشکی کشور در یک برنامه رادیویی کاملنشدن نظام ارجاع، تعرفههای غیرواقعی و بیمههای ناکارآمد را از عوامل اصلی مهاجرتهای نخبگان پزشکی عنوان کرده بود.
همایون سامهیح نجفآبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز عنوان کرده بود که به دلیل تورم بالا در اقتصاد تعرفههایی که برای پزشکان در نظر گرفته میشود، واقعی نیستند و از طرف دیگر به دلیل پوشش ضعیف بیمهها پزشک مجبور میشود تعرفه را پایینتر بگیرد. در شرایطی که کشورهای دنیا امکانات و شرایط مطلوبی را ایجاد میکنند تا پزشکان و نخبههای پزشکی را جذب خود کنند اما در ایران چنین رویکرد و شرایطی وجود ندارد؛ «مسئولان و مردم قدر جامعه پزشکی را زمانی میدانند که یک بحران در جامعه ایجاد شود و بهمحض کاهش یا تمامشدن بحران این موضوع مطرح میشود که پزشکان درآمد بالایی دارند و در رفاه زیادی هستند و این رفاه باید کم شود».
چندوقت پیش، ایرج خسرونیا، رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، گفته بود که هر پزشک برای اداره یک مطب ماهانه باید ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان برای اجاره مطب، هزینه آب و برق، مالیات، بیمه و حقوق منشی و مستخدم پرداخت کند؛ درحالیکه چنین درآمدی ندارد. «در چنین شرایطی اغلب پزشکان مجبور هستند در کنار طبابت شغل دوم یا سوم هم داشته باشند تا بتوانند هزینههای زندگی را تأمین کنند. متأسفانه بسیاری از پزشکان عمومی، داخلی، عفونی و اطفال بهطور جدی با مشکلات مالی مواجه شدهاند و درآمدهای آنها برای ادامه زندگی کافی نیست».
او معتقد است وضعیت مالی پزشکان به قدری ناگوار است که برخی از آنها به این نتیجه رسیدهاند که مطب خود را تعطیل و بهجای آن کافیشاپ یا آرایشگاه تأسیس کنند. «شرایط زندگی برای پزشکان بسیار وخیم شده است. پزشکانی داریم که مسافرکشی میکنند. تعدادی از پزشکان شغل طبابت را رها کرده و به مشاغل دیگر رو آوردهاند. برخی بسازوبفروش شدهاند، حتی برخی از آنان به مسافرکشی یا دلارفروشی رو آوردهاند».
همه این موارد در حالی است که عدهای نیز ماجرای مهاجرت پزشکان را نوعی بزرگنمایی عنوان میکنند و در کنار پایینبودن تعرفههای پزشکی، ماجرای فرار مالیاتی پزشکان را وسط میکشند.
یکی از منتقدان این ماجرا عبدالمجید شیخی، کارشناس اقتصادی است که به ایمنا گفته: «به نظر میرسد دریافت مالیات از شاغلان و فعالیتهای اقتصادی از جمله عواملی است که پزشکان را به مهاجرت ترغیب میکند. هرچند بیشترین آمار فرار مالیاتی در میان پزشکان است و آنها به دلیل تمایلنداشتن به پرداخت مالیات، رفتن را بر ماندن ترجیح میدهند اما در کشورهای دیگر مجبور به پرداخت مالیات بیشتری هستند».
بااینحال تعرفههای پایین پزشکی هم تنها دلیل میل پزشکان به مهاجرت نیست. شیفتهای طولانی و سرسامآور، مقایسه حجم کاری به نسبت درآمد در ایران و گاهی کمبود امکانات و حتی تختهای بیمارستانی هم از دیگر دلایل مهاجرت پزشکان عنوان میشود.
در سالهای گذشته بسیاری از پزشکان جوان به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. هرکدام هم دلایل خودشان را داشتند. یکی از پزشکان جوان ایرانی که چند سال پیش به کشور آمریکا مهاجرت کرده به «شرق» میگوید: «من از زمانی که تصمیمم برای رفتن از ایران جدی شد، تا روزى که به آمریکا رسیدم یک سال تمام طول کشید. نمیدانم الان مهاجرت پزشکان چقدر زیاد شده، اما مدتی است که تقریبا ماهی یک بار دوستان و آشناهایی جهت مشورت براى مهاجرت به من معرفی میشوند و به نظرم تمایل همکارانم برای رفتن از ایران بیشتر از قبل شده است. دلیلش هم روشن است، تقریبا اکثر دوستان و همکارانم از شرایط کاری ناراضی هستند و علنا میگویند کاش شرایط مهاجرت برایشان مهیا بود یا قبل از اینکه شرایط سختتر شود، برای مهاجرت اقدام کنند». او به وضعیت مهاجرت در کشور آمریکا هم اشاره میکند: «اینجا پذیرفتهشدن برای تخصص بهسختی ممکن است. باید مدتی کارهای داوطلبانه انجام بدهید و در بخشهای تحقیقاتی کار کنید. در رشتههای سختی مثل تخصص پوست یا جراحی سر و گردن تقریبا محال است بتوانید وارد بشوید. در دانشگاههای خیلی ردهبالا تعداد انگشتشماری میتوانند وارد شوند و اکثریت در دانشگاههای رنک پایینتر یا بیمارستانهای کامیونتی (به نوعی دولتی) برای تخصص قبول میشوند. گاهی مجبورید سالهای اول مهاجرت از جیب تغذیه کنید و پیداکردن کار مرتبط با پزشکی با درآمد معقول قبل از ورود به تخصص شدنی نیست».
اما به گفته او، مهاجرت نکات مثبتی هم دارد؛ «بعد از پایان تخصص درآمد قابلتوجهی خواهید داشت؛ درآمدی شاید حدود دوبرابر نیاز برای یک زندگی معمولی. اما در ایران شرایطی هست که اکثر دوستانم و خودم ترجیح دادیم به خاطرشان مهاجرت کنیم؛ بهخصوص در دوران کرونا وضعیت پزشکان بدتر هم شد. در ایران گاهی پرداختیها بهموقع نیست، به نسبت سختی کار، پرداختها مبلغ قابلتوجهی نیست، حقوق دوران تخصص در ایران بسیار بسیار ناچیز است اما در آمریکا اینطور نیست».
منبع: برترین ها
خلیج فارس: در حالیکه حکمت حاجیاف، مشاور ارشد سیاست خارجی علیاف طی روزهای گذشته اعلام کرد که ایجاد دالان زنگزور دیگر جذابیتی برای باکو ندارد، روز گذشته نیز الهام علیاف فرمان اجرایی تخصیص بودجه «پل ارس» را صادر کرد.
به گزارش خلیج فارس؛ براساس این فرمان ۱۴ میلیون منات (معادل ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار) برای تکمیل جاده هورادیز – آغبند و ساخت پل بر روی رودخانه ارس برای اتصال به ایران اختصاص خواهد یافت و وزارت دارایی جمهوری آذربایجان نیز موظف شده است به میزان تعیینشده در بخش یک این فرمان اجرایی، منابع لازم را تأمین کند.
همچنین به اعضای کابینه وزیران جمهوری آذربایجان دستور داده شده که مسائل مربوط به این فرمان اجرایی را حلوفصل کنند. این در حالیست که باکو نزدیک به سه سال بر سر ایجاد دالان تورانی ناتو و اشغال جنوب ارمنستان که باکو از آن با عنوان دالان زنگزور یاد میکرد و با ایجاد آن، ارتباط مرزی ایران و ارمنستان نیز از بین میرفت، به فعالیت و ماجراجویی پرداخت و با وجود مخالفت صریح ایران درصدد بود از طریق اقدام نظامی این هدف را دنبال کند که منجر به پیامهای قاطع آشکار و پنهان ایران شد. ایران ضمن برگزاری سه رزمایش نظامی در مرزهای مشترک با جمهوریآذربایجان پیام قاطعی به باکو و آنکارا ارسال کرد.
مسئولان سیاسی و نظامی ایران قبل از برگزاری هر رزمایش از کانالهای دیپلماتیک و رسانهای مواضع روشن و شفاف خود را در قبال تغییرات ژئوپلیتیکی گوشزد و اعلام کردند که ایران اجازه هیچگونه تغییر در مرزها و ژئوپلیتیک کشورهای همسایه را نمیدهد. با این حال الهام علیاف ضمن تکرار ادعاهای خود در زمینه عزم باکو برای ایجاد دالان تورانی ناتو بهطور ضمنی به تهدید ایران نیز پرداخت.
علیاف در یکی از تندترین موضعگیریهای خود بدون اشاره به این موضوع که تحرکات نظامی باکو و قصدش برای تصرف جنوب ارمنستان منجر به بیثباتی در منطقه قفقاز شده است، اظهار داشت: «من با سه رئیسجمهور گذشته ایران کار کردهام.
در تمام این سالها، هرگز وضعیتی شبیه امروز به وجود نیامده است. ایران هرگز در عرض چند ماه دو رزمایش نظامی در مرز ما برگزار نکرده است. هیچگاه بیانیهای پر از نفرت و تهدید علیه باکو صادر نشده است. ما همیشه به هر اظهارات و اقدام ضدجمهوری آذربایجان پاسخ داده و خواهیم داد. هیچ کس نمیتواند ما را بترساند.»
باکو و آنکارا نیز طی سه سال گذشته بیش از ده مانور نظامی مشترک در نخجوان و خاک اصلی جمهوری آذربایجان برگزار کردند و در آخرین تلاش باکو و آنکارا، رجبطیب اردوغان پس از پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری در بازگشت از سفر به جمهوری آذربایجان گفت: «مشکلات مربوط به کریدور زنگزور مربوط به ارمنستان نیست، بلکه مربوط به ایران است. رفتار ایران، هم آذربایجان و هم ما را ناراحت میکند. من امیدوارم که بهزودی مشکل را حل کنیم. اگر آنها با این موضوع برخورد مثبت میداشتند، امروز ترکیه، آذربایجان و ایران، هم از طریق جاده و هم از طریق ریلی با یکدیگر ادغام میشدند و شاید خط پکن-لندن افتتاح میشد.»
با جدیت تهران در مخالفت با این طرح در نهایت طرفین به سازوکار پیشنهادی ایران در قالب ۳+۳ تن دادند و وزیران امور خارجه ایران و روسیه و ترکیه در کنار ارمنستان و آذربایجان در غیاب گرجستان گردهم آمدند تا بر حفظ تمامیت ارضی کشورهای منطقه تاکید کنند. در بیانیه پایانی این نشست کشورهای حاضر اذعان کردند که: «با عنایت به اهمیت توسعه مناسبات دوستانه بین کشورها براساس منافع متقابل و حسن همجواری، در این راستا بر اهمیت حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات براساس منشور ملل متحد، احترام به حاکمیت، استقلال سیاسی، تمامیت ارضی، خدشهناپذیری مرزهای شناختهشده بینالمللی، عدم مداخله در امور داخلی، منع تهدید یا توسل به زور و احترام به حقوق بشر تأکید نمودند.»
در حالیکه باکو و آنکارا همزمان با اجلاس در تهران نیز با رزمایش نظامی تلاش کردند به نشست در تهران دهنکجی کنند، اما در نهایت به نظر میرسد دستکم در کوتاهمدت از اجرای طرح دالان تورانی ناتو دست کشیدهاند و دستور اجرایی برای ساخت پل ارس از سوی علیاف پیامی مثبت به تهران است که باکو دستکم در حال حاضر و تا فرصتی دیگر دست از برنامهاش در قفقاز برداشته است. هرچند در سی سال گذشته نیز جمهوری آذربایجان برای دسترسی از خاک اصلی خود به نخجوان و ترکیه از راه امن و با ثبات ایران بهرهمند بوده و با تصرف مناطق در اختیار ارمنیها اکنون این فاصله با جاده و پل جدید نزدیکتر نیز خواهد شد، اما بعید به نظر میرسد باکو و آنکارا از رویای اتصال بدون واسطهگری ایران برای همیشه چشم پوشیده باشند.
حسن بهشتیپور، کارشناس مسائل بینالملل در ارزیابی نیت مقامات جمهوری آذربایجان از اظهارات جدید در مورد دالان تورانی ناتو، گفت: بعید میدانم که این پروژه را کلاً کنار بگذارند، ولی این پل هم خودش نشان میدهد که باکو سعی کرده یک رفتار منطقی نشان بدهد و به گسترش مناسبات با ایران توجه داشته باشد که میتواند منافع جمهوریآذربایجان را هم تأمین کند و به همکاری و ثبات و امنیت بیشتر درون منطقه کمک کند؛ بنابراین اقدام مثبت باکو را باید تأیید کرد و در عین حال نباید تصور کنیم که پس این به معنای کنار گذاشتن پروژه دالان است. فعلاً به این جمعبندی رسیدند و ترجیح دادند که بتوانند با ایران، با ارمنستان و با کشورهای منطقه کار کنند بدون اینکه ادعای ارضی مطرح کنند و بخواهند با ادعای تاریخی، حاکمیت ملی یک کشور دیگر را نادیده بگیرند، بنابراین فکر میکنم شرایط مناسبی فراهم است برای اینکه کمکم آن مشکلات گذشته را کنار بگذارند و بروند به سمت اینکه یک همکاری منطقهای در چارچوب ۳+۳، ۲+۳، یا هر نوع دیگری در منطقه شکل بگیرد. چون این همکاریها براساس منافع مشترک است که پایدار میماند، اما وقتی منافع یکطرفه حاکم باشد یا یک طرف بخواهد برطرف دیگری مسلط شود هیچوقت همکاری باثبات و پایدار شکل نمیگیرد.
بهشتیپور با اشاره به تأکید بر تمامیت ارضی و مرزهای بینالمللی در بیانیه پایانی نشست سازوکار ۳+۳ در تهران گفت: واژهها در روابط بینالملل معنای خاص خودش را دارد. تأکید روی تمامیت ارضی فقط خواست ارمنستان نبود، اتفاقاً جمهوری آذربایجان هم به شدت میخواست با تصرف قرهباغ وقتی در بیانیه تأکید میشود بر حفظ تمامیت ارضی کشورها، باکو بهنوعی به نفع خود بهرهبرداری کند که عملاً قرهباغ جزئی از جمهوری آذربایجان است.
چون واقعیتش این است که در زمان شوروی طی هفتاد سال، این قرهباغ جزء جمهوری آذربایجان محسوب میشده است و در بیانیه یا بگوییم معاهده آلماتی در دسامبر ۱۹۹۱ این کشورهای برجا مانده از شوروی سابق به صراحت اعلام کردند که مرزهای بینالمللی را به رسمیت میشناسند، یعنی مرزهای شوروی را با سایر کشورها به رسمیت شناختند و مرزهای بین داخل خودشان را هم به رسمیت شناختند ولو اینکه پارلمان ارمنستان بعداً آمد راجع به این موضع قرهباغ اعتراض خود را اعلام کرد. ولی به هر حال رئیسجمهورش آن امضاء را کرد و کشورهایی که عضو سازمان ملل شدند به خاطر همین به رسمیت شناخته شدن مرزهای بینالمللی بود.
شعیب بهمن، کارشناس مسائل اورسیا در ارزیابی اظهارات جدید مقامات باکو گفت: پروژهای که از آن به نام دالان زنگزور نام میبرند با تمام مختصاتی که دارد، پروژهای نیست که باکو و آنکارا به همین سادگی دست از آن بکشد. به این دلیل که اساساً تمام تحولات سه سال گذشته در منطقه قفقاز به دلیل پیشبرد این پروژه اتفاق افتاد. یعنی هم جنگ دوم قرهباغ و هم سایر تحولاتی که در منطقه رخ داد، در راستای این کلان پروژهای بود که در نوک پیشانی آن باکو و آنکارا حضور داشتند، اما در پشت صحنه بازیگران دیگری هم حمایت و هدایت میکردند.
بنابراین، این پروژه بههیچوجه با کشیده شدن یا با احداث یک خط جدید ترانزیتی بین ایران و جمهوری آذربایجان به اتمام نخواهد رسید؛ چون این آرزوی دیرینهای است که جریانهای پانترکی و پانتورانی دارند و آن را دنبال میکنند. به نظر میرسد سیاستی که آقای علیاف و دولت جمهوری آذربایجان تعقیب میکند یک نوع رفتار دوگانه است؛ به این معنا که حاکمیت آذربایجان قصد دارد با مطرح کردن مسیر جایگزین دولت ارمنستان را تحریک کند، اما اولاً این مسیر ایران، مسیر جایگزین محسوب نمیشود.
این مسیر از سی سال پیش وجود داشت و جمهوری آذربایجان با کمترین هزینه از آن استفاده کرده و بنابراین این مسیر به هیچوجه مسیر جایگزین نیست. حتی اگر قرار باشد جاده جدیدی احداث شود و جایگزین جاده پیشین باشد، این مسیر، مسیری است که از دوران فروپاشی شوروی همیشه مورد استفاده قرار گرفته، ولی هدف حکومت باکو از مطرح کردن موضوعاتی مثل پلن B، یا اینکه کریدور زنگزور دیگر جذابیت ندارد، تحریک دولت ارمنستان است مبنی بر اینکه القاء کند که ایران مانع از این شده که ایروان بتواند از مواهب اقتصادی مسیرهای ترانزیتی بهرهبرداری کند و از این طریق دولت پاشینیان تحریک شود و بخواهد مجدداً بحث احداث کریدور را این بار پای میز مذاکره بپذیرد. رصد رفتار و مواضع مقامات جمهوری آذربایجان نشان میدهد که آنها اتفاقاً به شکل خیلی ناشیانهای دنبال پیشبرد این طرح از طریق شیوههای تبلیغاتیای هستند که کاملاً نخنما شده و مشخص است که در انتها دنبال چه چیزی هستند.
بهمن در ادامه با اشاره به توافقنامه آتشبس نهم نوامبر ۲۰۲۰ میان ارمنستان و آذربایجان با وساطت روسیه گفت: اگر بند نهم آن توافقنامه مدنظر قرار بگیرد، تأکید شده بود ارمنستان در ازای استفاده از کریدور لاچین برای دسترسی به قرهباغ، باید اجازه ایجاد مسیرهای مواصلاتی را به طرف مقابل بدهد. الان که دیگر اساساً با تحولاتی که در منطقه رخ داده و قرهباغ کاملاً تحت تسلط جمهوری آذربایجان قرار گرفته و دیگر عملاً مسئله کریدور لاچین هیچگونه موضوعیتی ندارد و بنابراین آن توافقنامه ساقط است، نمیشود اساساً به آن توافقنامه استناد کرد.
اما اینکه دولت پاشینیان به این موضوع تن بدهد یا ندهد، این موضوع و بحث دیگری است و به نظر میرسد که در سطح کلان دولت پاشینیان هم این تمایل را دارد که بخواهد مسیرهای ترانزیتی را در اختیار جمهوری آذربایجان قرار بدهد. سخنرانی و ارائهای که پاشینیان اخیراً در گرجستان داشت و نقشهها و خطوطی که بر آن نقشهها نمایش داد، حکایت از این داشت که او ایجاد مسیرهای ترانزیتی را پذیرفته؛ البته با تعبیری کاملاً متفاوت از آنچه که باکو و آنکارا دنبالش هستند. یعنی دولت ارمنستان میپذیرد که مسیرهای ترانزیتی باز شوند، اما در عین حال از تعبیر کریدور یا دالان اجتناب میورزد و معتقد است که باید صلاحیت و حاکمیت کنترل و نظارت بر این مسیرها بر عهده خودش باشد.
منبع: هم میهن
خلیج فارس: همانطور که میدانید هر شخصی برای سفر به کشورهای خارجی در جهان، باید پاسپورت کشور خود را داشته باشد. به جز آن، کشورهای مختلف برای پذیرا شدن مسافر خارجی، صدور ویزا را ملزم دانستهاند. حال برخی از کشورها، برای شهروندان کشورهای خاصی، شرط ویزا را حذف کرده و تنها داشتن پاسپورت معتبر کفایت خواهد کرد.
تابناک نوشت: در خصوص کشور خودمان هم کشورهایی را در قارههای مختلف داریم که شرط ویزا برای مسافران ایرانی ندارند. در اینجا نگاهی به کشورهای بدون نیاز به ویزا برای ایرانیان، خواهیم داشت. با شناخت این کشورها، شما میتوانید برای سفر خارجی خود برنامهریزی بهتری داشته و در صورت تمایل به کشوری سفر کنید که از ایرانیها، ویزا نمیخواهد و داشتن پاسپورت معتبر، کفایت خواهد کرد.
در حال حاضر، لیست کشورهایی که سفر ایرانیان به آنها، نیازی به ویزا ندارد، به شرح زیر است:
عراق
مالزی
ارمنستان
ترکیه
قزاقستان
هائیتی
ونزوئلا
میکرونزی
جمهوری سورینام
گرجستان
دومینیکا
لازم به ذکر است که این فهرست مربوط به سال ۲۰۲۳ میلادی است و این احتمال وجود دارد که در سالهای آینده با توجه به مناسبات بین کشورها، شاهد کم و زیاد شدن این لیست و تغییر کشورهای آن، باشیم.
بهعلاوه در نظر داشته باشید که طول مدت سفر شما به عنوان یک فرد ایرانی در هر یک از این کشورها بدون ویزا، مدت محدودی خواهد بود. بهطور مثال شما میتوانید بدون ویزا به ارمنستان سفر کرده و برای مدت ۹۰ روز در این کشور بمانید. همینطور مدت زمان سفر بدون ویزا، به کشور ترکیه نیز ۹۰ روز است اما این مدت برای گرجستان به ۴۵ روز، محدود شده است.
مراحل صدور ویزا برای ایرانیان در سفر به کشورهای مختلف، کمی زمانبر است. البته این موضوع بسته به کشور مقصد، تفاوت دارد. بهطور مثال اگر قصد خرید پرواز تهران دبی را داشته باشید، در شرایط معمولی چند روزی را باید برای آماده شدن ویزای دبی منتظر بمانید. البته آژانسهای مسافرتی، برای پرواز دبی به تهران، ویزای فوری نیز تهیه میکنند.
به جز آن، برخی از کشورها هستند که برای ایرانیان و شهروندان بعضی کشورهای دیگر، شرایط تسهیل شده ویزای فرودگاهی، به جای صدور ویزای اصلی را در نظر گرفتهاند. به این شکل دیگر نیازی نیست که شما برای صدور ویزا، پیش از سفر منتظر بمانید. کافی است که با داشتن پاسپورت به کشور مقصد سفر کرده و در فرودگاه، با بررسی مدارک و دریافت اطلاعات، ویزای فرودگاهی برای شما صادر خواهد شد.
کشورهایی که در حال حاضر به شهروندان ایرانی، ویزای فرودگاهی میدهند، به شرح زیر هستند:
کامبوج
جمهوری آذربایجان
لبنان
عمان
قطر
نپال
مالدیو
شبه جزیره ماکائو
جزیره تیمور لسته
آنگولا
بوروندی
دماغه سبز
اتحاد قمر
گینه بیسائو
ماداگاسکار
موریتانی
موزامبیک
نیجریه
رواندا
سیرالئون
سومالی
زیمباوه
توگو
ساحل عاج
بولیوی
پالائو
تووالو
ساموآ
رتبه پاسپورت ایران چند است؟
رتبه پاسپورت هر کشوری، نشاندهنده قدرت پاسپورت آن کشور در سفر به کشورهای دیگر بدون ویزا است. درحالحاضر (سال 2023 میلادی)، مطابق با ردهبندی وبسایت موسسه هنلی، رتبه پاسپورت کشور ایران، 86 اعلام شده است. با این پاسپورت، شما میتوانید به 52 کشور خارجی مختلف در قارههای گوناگون، بدون ویزا یا با ویزای فرودگاهی، سفر کنید.
دقت داشته باشید که گاهی برای سفر به یک کشور بدون نیاز به ویزا، برای ایرانیان یا کشوری که ویزای فرودگاهی صادر میکند، پرواز مستقیمی از ایران نداریم. در این صورت شما باید در یک کشور ثالث، توقفی داشته و پرواز خود را عوض کنید. این موضوع به ویژه در خصوص کشورهایی که فاصله جغرافیایی زیادی با ایران دارند، صدق میکند.
در این صورت ممکن است کشور واسط یا ترانزیت، در شمار کشورهایی که از ایرانیان ویزا نمیخواهد، قرار نداشته باشد. در این صورت شرایط متفاوت شده و شما باید ویزای این کشور را برای تعویض پرواز، از پیش دریافت کرده باشید. البته با توجه به شرایط ترانزیت شدن آن کشور برای تعویض پرواز، معمولاً ویزا سریع و راحتتر از حالت عادی صادر میشود و جای نگرانی خاصی در این زمینه وجود ندارد.
اگر تصمیم گرفته باشید که یک سفر خارجی را به این زودیها در برنامه خود بگذارید، انتخاب یکی از کشورهای بدون نیاز به ویزا برای ایرانیان، جذابتر به نظر میرسد زیرا:
نیاز به معطل ماندن برای صدور ویزا ندارید. این مورد در برخی مواقع به راستی دردساز شده و حتی ممکن است با وجود همه برنامهریزیها، سفارت کشور مقصد برای شما ویزا صادر نکند. بهطور مثال اگر قصد سفر به کشور فرانسه یا انگلستان را داشته باشید، صدور ویزا به این سادگی اتفاق نخواهد افتاد.
هزینه صدور ویزا از هزینههای سفر شما کسر شده و مبلغ کمتری بودجه برای سفر خارجی خود نیاز خواهید داشت.
میتوانید برای خرید بلیط هواپیما خارجی ، به سراغ بلیطهای لحظه آخری بروید و دیگر نگران صدور ویزا نخواهید بود.
البته این مزایا در خصوص مقصد کشورهایی که ویزای فرودگاهی برای ایرانیان صادر میکنند نیز صدق کرده و به همین اندازه جذابیت سفر خارجی دارند.