خلیج فارس:محمد مهاجری طی یادداشتی در خبرآنلاین نوشت: نمایندگان قبل از اینکه وارد مجلس شوند هرکدام شغلی داشتهاند. یا مدیر دولتی و حکومتی بودهاند؛ یا معلم وعضوهیات علمی دانشگاه بودهاند؛ یا در منصب قضایی خدمت میکردهاند؛ یا فعال بخش خصوصی بودهاند یا …
در هرحال زندگی خودشان را داشتهاند و از امکانات معیشتی متناسب یا شغل خود برخوردار بودهاند. به تناسب سن و سابقه شغلی، خانه یا خانههایی دارند؛ خودرو یا خودروهایی خریدهاند؛ در بورس یا بانک اندوختهای دارند و …
برای شهروندان، چه آنهایی که در انتخابات شرکت کرده یا نکردهاند، نوع زندگی نمایندهها تا وقتی حاشیه نداشته باشد کمترین اهمیتی ندارد. این کم اهمیتی بیش از آنکه به افراد برگردد به شان و جایگاه مجلس در ساختار قدرت برمی گردد. واقعیت ان است که گرچه به لحاظ متون قانونی ممکن است مجلس اختیارات بالایی داشته باشد، اما از نگاه مردم در حال حاضر (و بخصوص برای دورههای یازدهم و دوازدهم) چنین نیست. کافی است خود نمایندگان مجلس کمی از لاکی که نزدیکان شان برای انها ساحتهاند دورتر شوند و از شهروندان عادی در باره جایگاه قوه مقننه سوال کنند، آن وقت حساب دست شان میآید.
شاید یک قضاوت نزدیک به واقع این باشد که نمایندگی مجلس بهترین شغل در ایران است. هرچه میخواهی میگویی یا نمیگویی. هر رایی میخواهی میدهی یا نمیدهی. هر استیضاحی را میخواهی امضا میکنی یا نمیکنی. با هر لایحهای مخالفت میکنی یا نمیکنی. هیچکس از یک نماینده نمیتواند در این موارد سوالی کند که حتما جواب بشنود. یک نماینده اگر طمع دور بعدی را نداشته باشد میتواند حتی به حوزه انتخابیه هم سر نزند. در واقع نمایندگی مجلس شغلی است که ۴ سال هیچ پاسخگویی به کسی ندارد.
بگذریم. اما چرا که در روزهای اخیر تغییر مکان خانه یکی از نمایندگان تهران از جنوب شهر به شمال شهر مسئله شد؟ مگر برای مردم مهم است؟
قطعا آنچه برای شهروندان اهمیت دارد کارآمدی نماینده است. نمایندهای که سواد کافی دارد؛ اهل مطالعه و بررسی است؛ گزیده سخن میگوید؛ و در کمیسیونها حضور فعال دارد کارنامه اش موفق است. این ویژگیها کاملا نسبت عکس دارد با نمایندگانی که با رای بسیار حداقلی وارد مجلس شده و تنها کارکردشان این است که از تریبون مجلس یا رسانهها سروصدا میکنند؛ دنبال فالوور میگردند؛ کاری میکنند که بگویند ما زندهایم و نمردهایم؛ قصد دارند به اصطلاح سلبریتی شوند و…
این نمایندهها خاستگاه و آبشخورشان معلوم است. افراد یا تشلهای پولداری که برای رای آوردن شان تبلیغ کردهاند مشخصاند؛ واضح است به چه گروهها و گروهکهای سیاسی بدهکارند؛ همه میدانند از کی و کجا خط میگیرند و پروژههای شان کجا و با چه اهدافی طراحی میشود… اینها را ذاتا باید دور از شان وکالت ملت دانست
این نمایندهها ژست انقلابیگری میگیرند و به دروغ و غلط وانمود میکنند انقلابی بودن یعنی از تریبونها شعارهای مفت دادن، به این و آن ناسزا گفتن، منحرف کردن افکار عمومی از واقعیات و …
این قماش نمایندهها شعارهایی میدهند که با واقعیتهای زندگی شان نمیخواند. از ساده زیستی حرف میزنند، اما اهل زدو بند هستند. قطعا با حقوق نمایندگی مجلس (حتی اگر فرض کنیم ماهیانه ۱۰۰ میلیون تومان باشد) نمیتوان از یک منطقه فرودست به یک محله نسبتا برخوردار اثاث کشی کرد. نمایندهای که چنین میکند قطعا درآمد دیگری دارد که انشاءالله حتما مشروع است و به هیچ کسی ربطی ندارد. اما دم خروس آنجا بیرون میزند که گندم نمایی و جوفروشی کرده. همین الان نمایندهای پر حاشیه و پردادوفریاد داریم که ظاهرا در منطقهای اطراف مجلس خانهای ویلایی دارد، اما قیمتها در همین منطقه با مناطق برخوردار شهر رقابت نزدیک دارد. او هم به شکل ئیگری گندم نمایی و جوفروشی میکند.
با این همه وضع معیشت نمایندگان واقعا در برابر لزوم کارامدی آنان در استیفای حقوق ملت کمترین ارزشی ندارد. اگر همه نمایندگان در مرفهترین محلههای تهران سکونت کنند ولی واقعا نماینده مردم باشند، شرف دارد به اینکه حتی به طور واقعی (نه مثل نمایندگانی که در شعار ساده زیست هستند) در جنوب تهران زندگی کنند و جایی که در ان کار میکنند خانه ملت نباشد.
https://www.pgnews.ir/?p=242725