مهرداد خدیر
اقدام رییس جمهور پزشکیان در برکناری شهرام دبیری معاون پارلمانی و رفیق دیرین خود به خاطر سفر تفریحی به قطب جنوب در عید نوروز و تکذیب آن در حالی که واقع شده در حالی که مردم در فشار شدید اقتصادی و معیشتیاند همان رفتاری است که از او انتظار میرفت.
نه که سفر با هزینه شخصی جرم باشد. هرگز. بلکه بدین سبب که آقای دبیری انکار کرد و در توجیه و توضیح هم ادبیات مناسب به کار نگرفت. جدای آن چنین سفری تناسبی با دأب خود دکتر پزشکیان در نوع زیست شخصی و مناسبات اجتماعی ندارد و از این رو جای شگفتی هم ندارد که شفافیت و صراحت در متن حکم برکناری موج زند از این قرار:
جناب آقای دکتر دبیری
در این ایام پس از بررسی خبر، قطعی شد که در ایام نوروز در سفر تفریحی قطب جنوب بودید – در دولتی که مفتخر به اقتدا به مولای متقیان است و در شرایطی که هنوز در کشورمان فشارهای اقتصادی بر مردم زیاد و محرومان پرشمارند – سفر پر هزینه تفریحی مسئولان رسمی، حتی با هزینههای شخصى، قابل دفاع و توجیهپذیر نبوده و با معیار سادهزیستی مسئولان سازگار نیست.
دوستی دیرین و همکاری و خدمات ارزشمند شما در معاونت پارلمانی دولت چهاردهم، مانع آن نیست که پایبندی به صداقت، عدالت و وعدههایی که به مردم دادیم، مقدم داشته شود. بنابر این از ادامه همکاری با شما در دولت چهاردهم معذوریم.
تمام واژههای این متن یک سند افتخار برای مسعود پزشکیان است که با شعار صداقت و شفافیت و عمل به آموزههای نهجالبلاغه و مولا علی به ریاست جمهوری رسیده و طی 16 سال نمایندگی مجلس شورای اسلامی هم سخنان خود را به حکمتهای نهجالبلاغه معطر میکرده است.برای مردمی که از ناراست گفتاری و تظاهر عمیقا خستهاند نیز تا اندازهای آرامکننده است چرا که آنچه را در این دههها دیدهاند با آنچه شنیده بودند مقایسه میکنند.
داستان البته از آنجا اسفبارتر شد که آقای دکتر دبیری به جای عذرخواهی و توضیح یا حتی توجیه لحنی دیگر به کار گرفت و نوشت:
«خوبه که موضوع مسافرت من باعث سرگرمی دوستان شده و نمیدونستم اینقدر جلب توجه میکنه. من هم مثل خیلیها با هماهنگی، تعطیلات رو اومدم سفر. قطب هم نیستم. فکر نمیکنم سفر من ضرری به مردم و جامعه بزنه. فعلا دولت و مجلس هم جلسه ندارند. من تمام سفرهایم را با هزینه شخصی میروم و سفر یک مسألهٔ شخصی است که برخی میخواهند از آن برای تخریب من استفاده کنند. من کاری را که فکر میکنم درسته انجام میدهم و تابه حال ضررم به مردم و جامعه نرسیده است…»
از واژهواژه این متن تفرعنی میبارد که نسبتی با آرا و زیست رییس جمهوری ندارد. سرگرمی کدام است مرد حسابی؟! پای اعتبار یک مجموعه و شخص رییس جمهوری در میان است که در اوج ناامیدی به صحنه آمد در حالی که کشور عمیقا در مخاطره است و مردمانی شب با نگرانی به بستر میروند و تو آسوده خاطر به قطب یا هر سفر تفریحی دیگر رفتهای؟! کسانی همه اعتبار و آبروی خود را وسط گذاشتند تا این اتفاق افتاد و شما در این جایگاه قرار گرفتی.
جدای این جایْجای این سرزمین دیدنی است و هیچ لذتی شیرینتر از نشستوبرخاست با عادیترین مردمان این دیار نیست و آن وقت شالوکلاه کرده و به جایی دور رفته تا احتمالا دور از هر چشم و نظری باشد؟ جرم نیست اما از بلوغ سیاسی فاصله دارد و نابالغانه است.
در متن رییس جمهوری آمده بررسی کرده و دریافته سفر معاون به قطب جنوب قطعی شده و این یعنی تأخیر به خاطر پرهیز از اقدام هیجانی بوده در حالی که خود آقای دکتر دبیری در متن منتشره انکار کرده بود و این هم یعنی راست نگفته و به نظر میرسد ناخرسندی پزشکیان دو وجه دارد: یکی این که به این سفر (قطب) رفته ولی گفته نرفته و دوم این که در این وضعیت اقتصادی و سیاسی به چنین سفری رفته و شاید وجه سوم هم نحوۀ توجیه او باشد که سفر، امری شخصی است و و با هزینۀ شخصی میروم حال آنکه به هر حال سفر حین مسؤولیت در مقام رسمی بوده و ثانیا وقتی رییس او این قدر مراعات میکند او هم باید رعایت میکرده است.
نویسندهٔ این سطور دوست متمولی دارد که عملا در خارج از کشور زندگی میکند و هرگاه به ایران میآید مجال دیدار هم فراهم میآید. ولی در ترددهای درون شهری از اتومبیل گرانقیمت خود استفاده نمیکند و میگوید نمیخواهم باعث آزار کسی شوم و حتی خجالت میکشد تفاخر کند و تنها در سفر به شمال آن هم به خاطر ایمنی در جاده سوار آن میشود و اصطلاحا دارایی خود را درچشم مردمی نمیکند که گرفتار تأمین مایحتاج اولیهاند.
وقتی یک شهروند عادی تا این حد رعایت میکند به طریق اولی از مقام دولتی هم انتظار میرود و شوربختانه این همان کاری است که آقای دبیری انجام نداد و در واقع اعتبار رییس جمهوری را به بازی گرفت و ندانست هر قدر که به مکنت و ثروت رسیده باشد ریاست شورای شهر تبریز کجا و معاونت پارلمانی ریاست جمهوری و عضویت در دولت کجا؟ آن هم وقتی هر لحظه خبری میرسد و ما در ایران تعطیل بودیم و دنیا تعطیل نبود.
ابوعلی سینا میگوید: آن که یک خطا مرتکب میشود و در توجیه آن هزار دلیل میآورد در واقع نه یک خطا که هزار و یک خطا مرتکب شده و حالا حکایت آقای شهرام دبیری است.
بله. دکتر دبیری به لحاظ حقوقی و اداری جرمی مرتکب نشده است. سفر با هزینه شخصی جرم نیست اما از حیث اخلاقی و انتظار رفتاری متناسب با جایگاه جدید چرا.
اول به این سبب این که در بررسی رییس جمهور مشخص شده رفته و میگوید در قطب نبودم و این یعنی دروغ.
دوم این که در وضعیت کنونی که حسرت یک رستوران رفتن ساده بر دل کثیری از مردم نشسته این کار نمکپاشی بر زخم مردم است که به این دولت چشم دوختهاند تا زندگی عادی را ممکن سازد نه این که صاحبْمنصبی در آن زندگی و سفر فوق عادی داشته باشد. چرا در دههٔ ۶۰ با همهٔ گرفتاریهای ناشی از جنگ و کاهش فاحش درآمد نفتی مردم تحمل میکردندو خوشبین هم بودند؟ چون میدیدند دستدرکاران مانند خودشان زندگی میکنند و هنوز برخی ضربالمثلاند.
سوم این که رییس جمهور و در واقع رییس آقای دبیری خود یک پزشک و جراح متخصص قلب است که افتخار میکند طی 30 سال ریالی بابت ویزیت از بیماران دریافت نکرده و هر حقوقی که گرفته به خاطر مسؤولیت بیمارستان و دانشگاه و تدریس و وزارت و نمایندگی بوده نه طبابت. معاون او هم طبعا باید ملاحظه داشته باشد و به اعتبار او آسیب نرساند.
چهارم این که این دولت با تلاش و فداکاری کثیری فراهم آمده تا از دست یک جماعت تنگاندیش خلاص شدیم. رفتارهایی از این دست اما به آنان سوژه و بهانه داده و خوشبختانه رییس جمهوری ورق را برگرداند.
مهمتر از همه این که تفاوت است بین رییس جمهوری که وقتی از اتفاقی خبردار میشود که به لحاظ حقوقی جرم هم نیست برکنار میکند و دیگری که وزیر یا وزیران خود در پرونده فساد چای دبش را نه برکنار که یکی را توصیه به استعفا و از دیگری حمایت کرد (و چون دستشان از دنیا کوتاه است به حساب بیاطلاعی میگذاریم) ولی حسب اظهارات رییس قوه قضاییه به دنبال اعمال مادهای برای رسیدگی مجدد به پرونده و رهانیدن یک یا دو وزیر هم بودند و خوشبختانه دستگاه قضا زیر بار نرفت.
اگر مهمترین اقدامات رییس جمهور پزشکیان در سال 1403 امتناع از اجرای قانون موهن حجاب و عفاف و خویشتنداری در برخی واکنشهای پرهزینه نظامی و تلاش برای گشودن دریچههای مذاکره – ولو فعلا غیر مستقیم- و رفع فیلتر از یک پیامرسان بود سال 1404 با کنار گذاشتن رفیق به خاطر نقض پیمان آغاز میشود و شایان تحسین است.
خوب است که رییس جمهور میداند بزرگترین سرمایهٔ او صداقت است. ممکن است به اقتضای سیاستورزی گفتن همهٔ حقیقت میسر نباشد ولی دستکم ناراست نباید گفته شود و از نزدیکان و منصوبان و منسوبان ناراست را چه در گفتار و چه در رفتار نپذیرد. اقتضای رفاقت این بود که مسعود از شهرام – رفیق خود – بخواهد استعفا کند و در متن آن حتی بیماری یا مشکل خانوادگی را بهانه کند. کاری که در این مُلک – خاصه در مدعیترین دولت سابقه داشته- اما سیاست به منزلهٔ «خیر عمومی» اقتضای دیگری دارد و پزشکیان به جای پاسداشتِ رفاقت، امانت و سیاست را پاس داشت.
آخرین جمله مسعود پزشکیان در واپسین دقیقهٔ مناظرهٔ نهایی انتخاباتی و بعد از متن پرشوری که خواند این بود: خاک پای مردم ایران/ مسعود پزشکیان. شهرام دبیری چگونه نمیدانست وقتی رییس او خود را خاک پای مردم ایران توصیف کرده معاون هم باید خود را با این زیست و این ادبیات منطبق کند؟ نکرد و برکنار شد تا بگوییم آفرین بر پزشکیان. هر چند به این نباید قناعت کرد و مطالبات کلانتر همچنان مطرح است. از قطع یا کاهش بودجه سازمانهایی که هیچ کارکرد مثبتی ندارند و خروجیشان جز تولید نارضایتی نیست تا بهبود اوضاع از مسیر دیپلماسی و رفع تنش.
منبع: عصرایران
https://www.pgnews.ir/?p=245311