پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1399/01/06 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 21633695 تاریخ نمایش این آگهی : 1399/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 19998111
کد خبر : 339051 تاریخ ثبت : 1399/4/9 23:31 نظرات تایید شده : 0

از رفقای یک متهم تا پول آرپی‌جی یک شهید

مصطفی داننده

شهید سید محمد امیری مقدم، آرپی‌جی زن یکی از گردان های لشگر ۲۷ حضرت رسول بخاطر اینکه حین عملیات دوتا از گلوله های آرپی‌جی ۷ به هدف نخورده، حلالیت طلبیده و ۱۷ اسفند ۶۴ مبلغ ۴۰۰۰ ریال از حقوقش را به سپاه برگردانده است!

از رفقای یک متهم تا پول آرپی‌چی یک شهید

متهم طبری در دادگاه می‌گوید:« «آقای مشایخ با آقای نجفی می‌آمدند و مرا می‌دیدند جلسه نبود و ما مانند سه برادر بودیم. اگر من ۸۰۰ میلیارد هم بخواهم این برادرانم می‌دهند و اگر کل لواسان و کارخانه‌اش را بخواهم به نام من می‌کنند. این رفاقت است. اگر شما از این دوستان ندارید به من ارتباطی ندارد. اگر آن‌ها نیز از من بخواهند من نیز برای آن‌ها انجام می‌دهم.»

از رفقای یک متهم تا پول آرپی‌چی یک شهید

فرق آدم‌ها را می‌بینید؟ تفاوت دنیا را می‌بینید؟ فکر می‌کنید کسی شهید امیری مقدم را به خاطر دو آرپیچی مواخده می‌کرد؟ نه، او وظیفه‌اش را انجام داده بود. تیرهایش به هدف نخورده بود اما وظیفه خود را به درستی انجام داده بود ولی وجدانش اجازه نمی‌داد به راحتی از کنار این دو گلوله بگذرد.

دادگاه طبری را به خاطر اموالی که بعد از رسیدن به قدرت در قوه قضاییه به دست آورده است، مواخذه می‌کند ولی جواب می‌شنود که رفیق‌هایم داده‌اند.

چه شد از آن دنیا به این دنیا رسیده‌ایم، سوالی است که باید پاسخ آن را پیدا کرد. چرا آن رزمنده این  همه نگران بیت‌المال بود و الان برخی به ثمن بخس، مال مردم را زیر پا می‌گذارند و عین خیال‌شان هم نیست؟

فاصله این رفتار و آن رفتار 35 سال است. یعنی آدم‌ها در این 35 سال این همه تغییر می‌کنند؟ یعنی آرمان‌ها این‌چنین دچار تحول می‌شود؟

خیلی از آنهایی که امروز به دنبال میز و ویلا هستند، زمانی لباس رزمندگی به تن داشتند و شانه به شانه با امثال شهید امیری مقدم با دشمن بعثی می‌جنگیدند. چه شد آنهایی که رضایت مردم و امام خمینی برای آنها مهم‌تر از جان‌شان بود امروز به دنبال کاشی‌های ایتالیایی برای خانه و ویلای خود هستند؟

متاسفانه نسلی‌ که در جنگ و بعد از آن به دنیا آمده که نگارنده هم جزء آنهاست به نامه شهید امیری مقدم به عنوان یک افسانه و داستان نگاه می‌کند. آنقدر رفتار و عجیب و غریب از برخی‌ها در این سال‌ها دیده است که با خود می‌گوید مگر می‌شود کسی به خاطر دو آرپی‌چی از حقوق خود بگذرد؟

آنها تا دیده‌اند چند شغله‌ها، مشاوره‌ها و حقوق‌های چند ملیونی دیده‌اند. آنها تا دیده‌اند دعوا برای رسیدن به یک صندلی و کرسی سبز را دیده‌اند. آنها تا دیده‌اند آبرو بردن برای رسیدن به قدرت را دیده‌اند.

همین دیده‌ها باعث شده است تا روایت‌های جنگ تبدیل به افسانه شود و بگویند مگر داریم و مگر می‌شود؟

-->