پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1399/01/06 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 21485598 تاریخ نمایش این آگهی : 1399/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 19850175
کد خبر : 338359 تاریخ ثبت : 1399/4/6 23:05 نظرات تایید شده : 0
علیرضا برازجانی

بحران‎های اجتماعی با قتل‌های خانوادگی

در روزهایی که فضای عمومی کشور تحت تاثیر حادثه دلخراش قتل رومینا اشرفی به دست پدرش قرار دارد انتشار خبر خودکشی پدر پارمین 7ساله بار دیگر خاطره تلخ جنایتی که در تیرماه سال گذشته در شهرستان جم رخ داد و آن زمان به شدت احساسات عمومی و افکار جامعه را جریحه دار کرد یادآوری نمود.

این جنایت در ردیف تراژدیک ترین حوادث جنایی بود که در جغرافیای استان بوشهر رقم خورد. در این حادثه دلخراش پارمین 7ساله در آغوش پدر آنقدر تحت فشار قرار گرفت که جسم ظریفش طاقت نیاورد و مظلومانه کشته شد و درست در سالگرد آن واقعه وحشتناک این بار عامل جنایت ،در حرکتی انتحاری خود را سر به نیست کرد.

اما متاسفانه حوادثی از این دست در استان بوشهر در سالهای گذشته به کرات اتفاق افتاده است.با مروری ساده در بین رسانه ها و مطبوعات در یک دهه اخیر به روشنی می توان گرایش خانوادگی جنایت های رخ داده پی برد که در این جنایت ها کودکان بیشترین آسیب پذیری را داشته اند. از قتل ریحانه 6ساله در یکی از روستاها به دست پدر و متعاقب آن خودکشی قاتل در سال91 گرفته تا قتل و سوزاندن جسد مادر به دست پسر در فروردین ماه امسال تا دیگر جنایت های رخ داده، همه از حوادث تلخی است که در این مدت منتشر شده است.البته سیر صعودی خودکشی هایی  که خصوصا در بین جوانان و افراد کم سن و سال شیوع پیداکرده است و همچنان به دلیل عدم اطلاع رسانی به موقع دستگاه مربوطه  در رسانه های رسمی منتشر نمی شود و البته که در شبکه های مجازی به صورت شایعه بازنشر می شود.

هرچند خبرهای ناگواری که از این جنایت ها منتشر می شود تنها محدود به جغرافیای استان بوشهر نیست و هر از چندگاهی در یکی از نقاط کشور رسانه ای می شود اما نگارنده در سال 95 در گزارشی که در روزنامه جام جم منتشر نمود به ابعاد مختلف این حوادث در استان بوشهر پرداخت.

صرف نظر از علل و عوامل متعدد دخیل در ارتکاب چنین جنایت هایی باید انفعال و خاموشی دستگاهها و نهادی حاکمیتی برای ورود و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه و بازدارنده بر پایه ریشه یابی و شناسایی عوامل موثر در این گونه حوادث با استمداد و مساعدت از کارشناسان و جامعه شناسان خبره را به شدت مورد بازخواست قرار داد.به رسم معمول و رایج، انتشار این خبرها چند روزی سوژه داغ شبکه های اجتماعی و فضای رسانه ای قرار می گیرد و بعد از مدت کوتاهی همه چیز به دست فراموشی سپرده می شود.اما این زنگ خطر مدتهاست که برای خانواده ها به صدا درآمده است و احتمال این که هر انسانی در مقطعی از زندگی در وضعیت مشابه این خانواده ها قرار گیرند متصور است اما کدام یک می توانیم این تضمین را بدهیم که در بحران های خانوادگی قدرت کنترل و مدیریت بحران و به حداقل رساندن آسیب را داشته باشیم .

حقیقت تلخ ماجرا این است که دستگاهها و نهادهای مسئول در حوزه جرایم خشن به شدت در قید و بند محدویت های سازمانی گرفتار هستند و هیچگونه عزم یا تدبیر و اراده ای برای شکستن این حصار و کنارزدن چهارچوب های خودساخته و پیش فرض نداشته و ندارند به طور مثال پزشکی قانونی برای انتشار میزان آمار وقایع خشن ، سیاست خاموشی را در پیش گرفته تا شورای فرهنگ عمومی استان که فقط به موضوعات کلیشه ای و پرتکرار آن هم در صورت برگزاری می پردازد و حوادث دلخراش موضوع این یادداشت، اصلا در اندیشه اعضای آن جایگاهی ندارد.

بدیهی است برای موفقیت نسبی در این آزمون سخت که به شدت خانواده ها را در معرض آسیب قرار داده است در گام اول باید این باور در مدیران مربوطه وجود داشته باشد که بر حسب وظایف قانونی و حاکمیتی خود، ورود مسئولانه و متعهدانه دستگاهها و نهادهای قانونی تحت امر را با هم افزایی و هماهنگی پذیرفته و تصمیمات کاربردی و راهبردی اخذ نمایند.افزون بر این رسانه ها تنها به انتشار اخبار وقوع این حوادث بسنده نکنند و در میزگردهای تخصصی با استفاده از ظرفیت کارشناسان و خبرگان متخصص در این حوزه اقدام مکمل برای برون رفت از این چالش اجتماعی بردارند.

-->