پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1396/02/18 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 32539108 تاریخ نمایش این آگهی : 1398/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 51831895
کد خبر : 283036 تاریخ ثبت : 1398/6/20 11:17 نظرات تایید شده : 0

ساده باشی، سرت کلاه می‌رود!

مصطفی داننده

روز عاشورا به یک حسینیه قدیمی در کرج رفتیم که در آن تعزیه‌ای در حال اجرا بود. رسم این حسینه در تاسوعا و عاشورا این است که بعد از پایان تعزیه، به مهمان‌های خود غذا بدهند.

غذا را هم هنگام خروج به عزاداران امام حسین می‌دادند. جمعیت زیاد بود و جلوی در خرج ازدحام شده بود. یکی از مسؤولان حسینیه اعلام کرد که عزیزان روی صندلی‌‎های خود بنشینند و جلوی در ازدحام نکنند که غذا به همه می‌رسد.

برخی با توجه به شخصیت‌شان و صحبت‌های این فرد، روی صندلی‌های خود نشستند تا کمی خلوت شود و بعد از حسینیه خارج شوند و غذا بگیرند.

شلوغ نکردیم و غذا تمام شد!

حدود 100 نفر مانده بودند و کم کم به جلوی در رفتند اما با عذرخواهی میزبان مواجه شدند و به آنها گفته شد که غذا تمام شده است.

برخی از آنهایی که مانده بودند زیر لب گفتند اگر می‌دانستیم ما هم همان اول به سمت در خروجی می‌رفتیم.

تمام شدن غذا و بی‌کلاه ماندن سر آنهایی که سعی کردند به آرامش فضا کمک کنند به شدت شبیه حال و روز جامعه ایران است.

متاسفانه در جامعه ما هم آنهایی که سعی می‌کنند فضا را شلوغ نکنند، سرشان بی‌کلاه می‌ماند.

آنهایی که وارد بازار ارز، طلا، خانه، ماشین نمی‌شوند، تنها با کاهش ارزش پول خود مواجه می‌شوند و لقب ساده و بی‌عرضه را می‌گیرند.

پدری بعد از اینکه دست پسر خالی بود گفت:« بی‌عرضه باز تو ادای آدم خوب‌ها را درآوردی؟» پسر بی‌عرضه نبود. او تنها می‌خواست شلوغ نکند تا کسانی که قرار است خدمات دهند در آرامش کار خود را انجام دهند اما از طرف خانواده خود متهم به سادگی شد.

برخی از فرزندان، پدران خود را به خاطر زندگی سالمی که داشته‌اند، محکوم می‌کنند و عقب ماندگی خود را به گردن آنها می‌اندازند. پدرم اگر عرضه داشت الان وضع زندگی ما اینگونه نبود!

منظور از عرضه چیست؟ شاید آنها انتظار دارند که پدرشان وقتی قیمت دلار به آسمان رسیده بود، آنها دلار خرید و فروش می‌کردند. یا ماشین ثبت نام می‌کردند و بعد دو برابر قیمت در بازار می‌فروختند. یا وقتی قیمت کالاها رو به افزایش بود، انبار خانه را پر از رب، پوشک و گوشت می‌کردند.

عرضه، به معنای زرنگی است. زرنگ نباشید، سرتان کلاه می‌رود. به نظر می‌رسد بخشی از مردم وجدان خود را جلوی خانه خوب در شمال شهر و ماشین آخرین مدل و پول بیشتر قربانی کرده‌اند.

این سبک زندگی کم کم باعث می‌شود تعداد آدم‌های خوب و با وجدان در کشور کم شود. چون آنها هم مجبور هستند برای ساختن زندگی خود، چشم خود را بر روی وجدان ببندند و آجر روی آجر بگذارند.

این جامعه به سرعت تبدیل به یک جامعه بی‌تفاوت می‌شود که تنها و تنها پول برای‌شان مهم است. هیچ مسئله اجتماعی و یا حتی بحران‌های خانوادگی نمی‌تواند آنها را تکان دهد.

نباید اجازه بدهیم انسان خوب بودن، به حاشیه برود و انسان‌های خوب برای خوب بودن مجبور به  شنیدن سرکوفت باشند و آنهایی که به قول خودشان زرنگ هستند، تشویق شوند.

منبع: عصرایران



کلمات کلیدی خبر : جامعه نذری