پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1396/02/18 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 32533967 تاریخ نمایش این آگهی : 1398/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 51826777
کد خبر : 282153 تاریخ ثبت : 1398/6/14 11:44 نظرات تایید شده : 1

قتل فقط به‌ خاطر یک نگاه!

خلیج فارس: پسری ۱۹ ساله که فقط به‌خاطر یک نگاه دست به چاقو برده و مرتکب قتل شده است، بعد از ۲۰ روز شناسایی و دستگیر شد.

به گزارش شرق، شامگاه ۲۳ مرداد به بازپرس دشتبان، بازپرس کشیک قتل تهران، اطلاع دادند جنایتی در یکی از رستوران‌های دربند به وقوع پیوسته است.

به‌این ترتیب تحقیقات آغاز و معلوم شد دو پسر جوان که همراه دو دختر به رستوران رفته بودند با سه پسر دیگر درگیر شدند و خون به پا کردند.

دوستان مقتول در بدو امر تحت بازجویی قرار گرفتند و گفتند: ما از یکی از شهر‌های جنوبی کشور برای پیداکردن کار به تهران آمدیم و امشب- شب حادثه- تصمیم گرفتیم برای تفریح به دربند بیاییم و شام بخوریم. مشغول شام‌خوردن بودیم که چهار دختر و پسر وارد رستوران شدند و در تخت روبه‌روی ما نشستند.

نگاه ما ناخودآگاه به آن‌ها افتاد. در این هنگام یکی از آن پسر‌ها سمت ما آمد و با تندی پرسید چرا نگاه می‌کنید.

ما به او توضیح دادیم منظوری نداشتیم و این نگاه‌کردن کاملا اتفاقی بود، اما او آرام نشد و شروع به داد و فریاد کرد و با ما درگیر شد. در نهایت هم با چاقو به قلب دوست ما زد و فرار کرد.

کارآگاهان جنایی در گام بعدی دوست متهم فراری را پشت میز بازجویی نشاندند. او گفت: من هفته پیش در پارک با متهم که فرشید نام دارد، آشنا و با هم دوست شدیم. او به من گفت: می‌خواهد همراه دختر موردعلاقه‌اش و دوست او به دربند برود و از من هم دعوت کرد همراه‌شان بروم. من نیز قبول کردم، اما در رستوران آن اتفاق رخ داد. من در دعوا و قتل هیچ نقشی نداشتم و قاتل را هم به‌درستی نمی‌شناسم و فقط اسم او را می‌دانم و یک شماره تلفن از او دارم.

مأموران بعد از گرفتن اسم و شماره تلفن متهم فراری ردیابی او را آغاز کردند تا اینکه موفق شدند این جوان ۱۹ ساله را بعد از گذشت ۲۰ روز از وقوع جنایت در خانه‌اش دستگیر کنند.

فرشید بعد از انتقال به پلیس آگاهی در حالی‌که راهی برای انکار قتل نداشت و دوربین‌های مداربسته رستوران تصاویر او را ضبط کرده بودند، از انجام این جنایت ابراز پشیمانی کرد و گفت: من فکر کردم آن سه پسر از نگاه‌کردن به ما منظوری دارند به‌همین دلیل با آن‌ها درگیر شدم. بعد از اینکه یکی از آن‌ها را با چاقو زدم به‌شدت ترسیدم و فرار کردم. به خانه رفتم و روز بعد تلفنی موضوع را با برادرم در میان گذاشتم. برادرم به من گفت: آن پسر فوت شده و همه رسانه‌ها این خبر را منتشر کرده‌اند. آن‌قدر ترسیده بودم که در تمام این مدت از خانه بیرون نیامدم تا اینکه بالاخره دستگیر شدم.

بنا بر این گزارش، متهم در حال حاضر در بازداشت به‌سر می‌برد و تحقیقات از او ادامه دارد.