پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1398/08/16 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 859382 تاریخ نمایش این آگهی : 1398/07/06 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 6008378
کد خبر : 270966 تاریخ ثبت : 1398/4/16 10:23 نظرات تایید شده : 15
حسن حیدری

دوران رکود دهیاریهای استان؟!

حسن حیدری | دکتر برنامه ریزی شهری و روستایی

با نگاهی به سیر تحولات مدیریت روستایی در ایران در سالهای قبل و بعد از انقلاب در اغلب مواقع شاهد ضعف و خلاء مدیریت روستایی در کشور بوده ایم.

تشکیل شوراهای اسلامی روستا و پس از آن تاسیس دهیاریها به عنوان جدیدترین سازمان در نظام مدیریت روستایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را می توان گام مثبتی به سوی جلب مشارکت بیشتر روستاییان در مدیریت و توسعه روستایی تلقی کرد. اما این نوع مدیریت نیز مانند سایر مدلهای مدیریتی (قبل از انقلاب اسلامی) دستخوش تغییرات و تاثیرات شدید دولتی شد. طوری که در بسیاری از استانها تفکرات شدید و افراطی سیاسی بر ایده های عمرانی و خدماتی تسلط پیدا کرد و کلیه حوزه مدیریتی شوراهای اسلامی روستا و دهیاریها را تحت تاثیر خودش قرار داد.

برابر مصوبه جلسه 717 مورخ 91/6/14 شورای عالی انقلاب فرهنگی و با هدف آشنایی آحاد جامعه با عملکرد و خدمات شهرداری‌ها و دهیاری‌ها، ارتقاء منزلت خانواده بزرگ شهرداری‌ها و دهیاری‌ها، هم افزایی و افزایش همدلی و تعامل مردم و خانواده مدیریت شهری و روستایی و اطلاع‌رسانی در راستای آشنایی با رویکردها،‌ سیاست‌ها و برنامه‌های کشور در ارتباط با مدیریت شهری و روستایی، روز چهاردهم تیرماه به عنوان "روز شهرداری و دهیاری" در سالنامه رسمی کشور درج گردیده است.

همچنین تجلیل از خادمان عرصه مدیریت شهری و روستایی، معرفی و نمایش دستاوردها و اقدامات انجام شده و جلب توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران، صاحب‌نظران و اندیشمندان، دستگاه‌ها و نهادهای اجرایی مرتبط با مدیریت شهری و روستایی به مسایل و مشکلات، تنگناها و نیازهای مدیریت شهری و روستایی از سایر اهداف نکوداشت این مناسبت است.

در استان بوشهر نیز قریب به 400 نفر دهیار و 1150 نفر شورای اسلامی روستا با کمترین توقع و به صورت خالصانه مشغول به فعالیت می باشند. بدون شک هر سازمان و نهادی سه دوره تاریخی را بناچار پشت سر خواهد گذاشت. دوره طفولیت یا کودکی که برای دهیاریها همان سال تاسیس دهیاریها (14 تیر ماه 1377)، دوران طلایی که به اعتقاد اینجانب با توجه تحقیقات و نوشتار های گسترده در حوزه شهری و روستایی از سال 89 تا 94 بوده است که هم دهیاران و هم روستاییان از بهترین خدمات مدیریتی بهره مند شده اند. دوران کهولت که بدون شک بعد از سال 1394 تاکنون شاهد رکود شدید دهیاریها در استان بوشهر می باشیم (تغییر 5 مدیر کل از سال 1394 تاکنون این گفتمان را تایید می کند).

هرچند به مناسبت 14 تیرماه و نکونداشت این ایام مبارک قصد تلخ کامی دهیاران محترم را نداریم اما توجه به چند نکته درخصوص این عنوان(دوران کهولت)ضروری به نظر می رسد:

1. ابلاغ برنامه های متمرکز یعنی برنامه های از بالا به پایین دشمن اصلی عملکرد دهیاریها می باشد. بخشنامه های مشورتی و سیاست های همیاری با سیاست های متمرکز تفاوت مشهودی دارد.

2. برجسته بودن برنامه های غیر کارشناسی و غیر ضروری مانند نهضت آسفالت، گردشگری، همایش های غیر ضروری و هزینه بردار، جلسات غیرضروری و ... بر برنامه های کلان و اساسی مانند کارآفرینی، اشتغال زایی، هویت روستایی، آموزش شهروندان، مدیریت بحران و ...

3. عدم مشارکت دهیار و شوراها و به اصطلاح کلی کنار گذاشتن مدیران روستایی از پروژه های قابل اجرا در روستاها که نتیجه اش چیزی جز ویرانی و خرابی را به بار نخواهد آورد. احداث پارک و بوستان هایی که در بیشتر روستاها یا نیمه کاره رها شده اند و تبدیل به مخروبه شده و چشم هر بیننده ای از دیدن اموال بیت المال اشکبار می شود و یا به صورت ناقض افتتاح شده است که شاهد کمترین امکانات در آن می باشیم و یا زمین های چمن مصنوعی که بسیاری از دهیاران از پرداخت هزینه برق مصرفی آن عاجزند و به تعطیلی کشیده شده و یا ده ها مورد دیگر. این موارد نتیجه عدم دخالت دهیار و شورا در جانمایی و احداث و مدیریت پروژه های روستایی می باشد.

4. تحمیل نیروهای انسانی بسیار زیاد به دهیاریها که تجربه تلخ شهرداریها را تکرار کرده است. نیروهای انسانی که گاها سفارشی نیز می باشند و بدنه دهیاریها را نه از نظر عملکردی بلکه از نظر هزینه ای سنگین کرده است. در این موارد نیز دهیاری حق رد کردن اجابت مدیران بالا دست را ندارند!

5. عدم توازن حقوق دهیار با میزان کار روزنه آن. یک نفر دهیار، تمام وقت و به صورت شبانه روز به عنوان مدیر روستا پاسخگوی همه مسائل و مشکلات می باشد. برخی از افراد مدیر متاسفانه زحمتی برای پیگیری حقوق و مزایای دهیار به خود نداده و چه بسا این افراد و خانواده محترمشان از کمترین امکانات رفاهی و تفریحی برخوردارند. در حالی که بزرگترین شرکت های گازی، نفتی و پتروشیمی در ده کیلومتری روستاهای استان مستقر می باشد.

6. عدم امنیت شغلی دهیاران. دهیاری که چندین سال در این عرصه فعالیت کرده است با روی کار آمدن سیستم مدیریت جدید روستایی اگر تفکرات سیاسی ایشان با مدیران حاکم متفاوت باشد نه تنها حمایت نمی شود بلکه از سیستم روستا و دهیاری حذف می گردند. تنها در دوره طلایی این دفتر بود که دهیاران به صورت گردشگری مورد استفاده قرار می گرفتند و امنیت شغلی آنها تاحدودی تامین می شد. کاری که شاید سختی چندانی نداشته اما  برای توجه به دهیار همت بالا می خواهد.

7. عدم توجه به درآمد مستمر و پایدار دهیاریها و تکیه بر تنها منبع درآمد دهیاریها و برنامه ریزی برای هزینه کرد آن یعنی اعتبارات ارزش افزوده و آلایندگی.

8. اجبار دهیاریها به کمک های مالی بخاطر مناسبت های مختلف که دهیاری را تبدیل به یک موسسه خیریه کرده است در حالی که اصلا در وظایف 48 گانه دهیاری عنوان اینچنینی وجود ندارد.

9. اجازه و میدان دادن به تصمیم گیری افرادی که واحدی از مدیریت روستایی را نخوانده و یا مطالعه نکرده اند اما خود را دانشمند خطاب کرده و این یعنی اجرای برنامه های غلط و به قهقرا کشاندن روستاها.

10. عدم پیگیری اخذ امتیازات ویژه از بانک عامل دهیاریها که سالیانه میلیاردها تومان از اعتبارات دهیاریها را در بانک خود پرداخت و دریافت می کند به خدمات رفاهی و تفریحی دهیاران، شوراهای اسلامی روستا و خانواده آنها. چنانچه بیشتر دستگاههای اجرایی دیگر با اعتبارات ناچیز اما خدمات بسیار گسترده ای را از بانک عامل خود دریافت می کنند. البته این نوع خدمات شاید فقط برای دهیاران و شوراهای اسلامی استان مقدور نباشد!

نکته اخر اینکه اجازه دهید روستا، روستا بماند و تلاش کنیم دهیاران نیز مانند سایر مدیران از همه حقوق و مزایای اداری بهره مند شوند.





کلمات کلیدی خبر : حسن حیدری دهیاری