پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1396/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 34819335 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 41590608
کد خبر : 245524 تاریخ ثبت : 1397/11/21 09:16 نظرات تایید شده : 9
علی بیداری

میدان مطهری بوشهر؛ قربانی تازه تراژدی توسعه؟

به یقین تصور شهر بوشهر در آینده به عنوان شهری با کیفیت بالا برای خیلی ها امری دشوار نیست لیکن تصویر ذهنی برای هر شخص با دیگری می تواند بسیار متفاوت باشد. صحبت های اخیر آقای هاشم زاده، عضو محترم شورای شهر بوشهر، در بیان ضرورت تقاطع غیرهم‌سطح میدان باغ زهرا موجب شد تا لازم بدانم این مطالب را به رشته تحریر درآورم.

در سخنان آقای هاشم زاده عضو شورای شهر که در حمایت از ساخت تقاطع غیر همسطح میدان باغ زهرا ایراد کرده اند، از پدافند غیر عامل سخن گفته و اینکه در شرایط تخلیه اضطراری شهر در مدت زمان پنج دقیقه در این نقطه بار ترافیکی سنگین روی می دهد و نتیجه گرفته است برای جلوگیری از چنین اتفاقی می بایست این گذر احداث گردد و...  

در ادامه با همین هراس افکنی و نمایش شرایط بحرانی تلاش میکند احساسات مخاطب را برای جلب نظر و‌ توجه مخاطب نسبت به آنچه در ذهن دارد  برانگیزد. همین تکنیک ساده ولی کارا در بیان، موجب می شود تا به مخاطب بگوید که این پروژه مهمترین اقدام لازم الاجرا در این شهر و استان است. پروژه ای که اجرای آن حرکت در مسیری اشتباه به نام توسعه گری کورکورانه و تقلیدی از شهرهای بزرگ است. از سوی دیگر احداث یک گذر غیر همسطح نمی‌تواند مشکل را برای پدافند غیرعامل و تخلیه سریع شهر حل کند. برای چنین شرایطی، نه فقط این روگذر، که خیابان های شهر و خروجی شهر هم باید چند برابر عریض شوند ولی باز هم در تقاطع های دیگر نظیر سراه بازرگانی با گره کور ترافیکی روبرو خواهیم شد.

بیایید یک‌بار با عینک دیگری به موضوع نگاه کنیم. حقیقتی که با معاشرت، گفتگو و مطالعه می‌توان به آن اذعان داشت این است که همواره افرادی در جایگاه مدیریتی نشسته‌اند که علاقه و اشتیاق زیادی به طرح‌های عمرانی دارند. پروژ‌ه‌های عمرانی چه از جنس خیابان کشی و چه از جنس ساخت پل، تونل، زیرگذر، روگذر و... در طی چند دهه اخیر تبدیل به نماد پیشرفت و ترقی شهرها گشته‌اند.

 راستش را بخواهید ذائقه مردم ما نیز مانند مدیرانمان دستخوش تغییر شده است و چه عجیب که بعضاً این سازه‌های بتنی نخراشیده را دوست دارند و مایه غرورشان است. در اینجا جا دارد به نکته‌ای ظریف اشاره شود. این‌چنین پروژه‌های عمرانی به دلایل مختلف، نظیر طول عمر، میزان جلب توجه شهروندان و... اغلب به عنوان یک اثر مهم در کارنامه هر شهردار و مدیر شهری شناخته می‌شود در صورتی که هزینه‌های دیگر در شهر ممکن است به چشم کسی نیاید و آقایان ناکارآمد به نظر برسند.

آنچه که در این سالها از شهرداران (و البته شوراها) در این شهر و دیگر شهرها دیده ایم عموما حرکاتی فاوست گونه در انجام کارهای بزرگ بوده است. ولو که این تلاش ها در پاره ای موارد با نیت خیر بوده باشد اما نتیجه خیری برای شهروندان نداشته است. مسئولین شهوت انجام کارهای بزرگ را دارند تا در اذهان همیشه بمانند. و چه چیز ماندگارتر از یک سازه عظیم بتنی چند ده میلیارد تومانی در ورودی شهر می تواند این شهوت را ارضا نماید؟
 
جغرافیا
بوشهر به عنوان یک شهر با جمعیت تقریبا ۳۰۰ هزار نفر، به واسطه بستر شبه‌جزیره‌ای خود، وجود پایگاه‌های نظامی و دیگر عوامل کالبدی، از نظر دسترسی دارای دسترسی‌های محدود به خارج از شهر است. در این میان، میدان مطهری به عنوان یک گره ترافیکی اصلی در این شهر شناخته می‌شود. با این حال، با تخمین رشد جمعیت و مطالعه طرح‌های فرادست، به نظر نمی‌رسد که این گره حتی در زمان‌های اضطراری کارایی خود را برای هدایت جریان سواره، از دست دهد. حال اگر عزیزانی فکر می‌کنند روگذر در مقایسه با فلکه معجزه می‌کند، کافی است به اعداد و ارقام مربوط به طراحی شبکه‌ حمل و نقل نگاهی بیندازند.

 عاجزانه خواهشمندیم اگر در این زمینه مطالعات جدی صورت گرفته و مهندسان مشاور حوزه حمل و نقل و ترافیک چنین پیشنهادی را برای کاهش ترافیک شهر بوشهر ارائه کرده اند، لطفا درباره آن روشنگری کنید.


 
بودجه نامتناسب با درآمد شهرداری-بی عدالتی اجتماعی، بی عدالتی فضایی
اولین ایرادی که عموما به این طرح بزرگ وارد می شود تناسب بودجه آن با دخل و خرج شهرداری است. به گفته آقای هاشم زاده تنها ده میلیارد تومان در گام نخست از استانداری پرداخت می شود. بی شک با توجه به هزینه ساخت تقاطع غیر همسطح(میدان سابق) آزادی و تورم سال ۹۷ به مراتب بیش از این مقدار بودجه، برای انجام آن لازم است و بیم آن می رود که در بین کار با کمبود شدید‌‌ بودجه روبرو شده و خود به معضلی جدی تبدیل شود، لیکن برای تحلیل راحت تر، فرض می گیریم همین ده میلیارد تومان برای ساخت آن کفایت کند. اگر نگاهی به درآمدهای شهرداری و بودجه پروژه های عمرانی بیندازیم می‌بینیم کفه ترازو برای این پروژه به تنهایی سنگینی می کند. به زبان دیگر این پروژه می تواند بخش عمده بودجه شهرداری را ببلعد و آثار مالی آن تا مدت طویلی بر سر شهرداری سنگینی کند.

پرسش دیگر این است که چند نفر در بوشهر دارای خودرو شخصی هستند؟ آیا این تعداد در قیاس با جمعیت ۳۰۰ هزار نفری بوشهر مقدار قابل توجهی می باشد؟ به عبارت دیگر؛ ما بیشترین بودجه شهر را صرف اقلیتی کرده ایم که با عدم استفاده از وسایل عمومی حمل و نقل، بیشترین آلودگی هوا و آلودگی صوتی را به شهر تحمیل کرده اند. البته بر کسی هم پوشیده نیست که این آلودگی در بلند مدت گریبان شهروند پیاده را می‌گیرد. از همه مهمتر، اینکه ترافیک سنگین که موضوع این مبحث است نتیجه اولیه عمل آن‌هاست.

با ساخت روگذر، از قضا ترافیک برای مدت کوتاه و محدودی روان می شود و همین اقلیت چند دقیقه ای از زمان سفرشان  در زمان اوج ترافیک، کم می شود اما در پیامد آن افراد بیشتری به استفاده از وسایل نقلیه خصوصی تشویق می شوند. نتیجه آنکه خیلی زود با مشکل دوباره ترافیک روبرو می شویم. تراژدی تلخ ساخت تقاطع های غیرهمسطح را تا کجا ادامه دهیم؟ این بازی کهنه را به قدر توانمان ادامه دهیم؟ آیا بودجه، تکنولوژی و ماشین آلات ما از شهر تهران فراتر است؟ فرض که به اندازه شهر تهران هم بودجه داشته باشیم. می خواهیم چون سردار قالیباف اتوبان دو طبقه بر روی خیابان سنگی بسازیم؟ آیا همین اتوبان دوطبقه در شهر تهران، اکنون در هر دو طبقه دچار ترافیک نیست؟ حال آیا منطق و عدالت اجازه می‌دهد چنین بودجه ای را صرف پروژه ای کنیم که آقای هاشم زاده و بیشتر اعضای شورای شهر به آن شهوت دارند؟ آیا زمان آن نرسیده که برای عدالت تلاش کنیم؟ تجربه نشان داده ساختن سازه های گذری عظیم شهری، تونل های شهری، اتوبان های دوطبقه و امثالهم  به شدت کیفیت زیست شهری شهروندان را کاهش داده، افزایش نابرابری اجتماعی را رقم می زند و موجب کاهش عدالت فضایی می شود که اثرات آن را در رخت بر بستن لبخند همدلی از چهره شهروندان در شهرهایی که این موضوع را تجربه کرده اند به وضوح می بینم.
برای داشتن بوشهری بهتر، کافی است نگاه تقلیدی، کورکورانه و شهوت توسعه مدرن را اندکی کنار گذاشته و فرصت ها را بشناسیم، ارزش های موجود را حفظ کنیم و به ارتقای کیفیت زیست شهری کمک کنیم. با ساختن این گذرگاه چه گام مثبت و منفی و در کدام راستا برداشته ایم.

جز اینکه تصویری چند ده ساله در ذهن شهروندان از ورودی شهرشان به نام میدان باغ زهرا را تخریب میکنیم و سازه ای زشت و بد هیبت بتنی جای آن می گذاریم؟ جز اینکه همچون میدان آزادی کوچکترین تفکری برای عبور عابرین پیاده نکرده ایم؟ جز اینکه سازه بتنی بدریختی باید به نماد ورود این شهر تبدیل شود و هر روز زجر عبور از آن برای عابرین پیاده را شاهد باشیم؟ در دوره ای که اکثر شهرها، چشم انداز خود را بر پیاده محور بودن شهر تنظیم می کنند و بر روی این مبحث تمرکز می کنند حرکت بر ریل ساخت تقاطع های غیر همسطح چه پیامی دارد؟
 
پل سازی در اروپا
برای آنکه مسئولین امر، بهتر متوجه موضوع شوند پیشنهاد میکنم چند صد میلیون تومان از این بودجه ده میلیاردی هزینه شود و اعضای محترم شورا را به همراه شهردار، به یکی از شهرهای بروکسل، رم، ونیز، آمستردام یا هر شهر مدرن اروپایی به سلیقه خودشان که شهروندانش از بهترین کیفیت زیست برخوردار باشند سفر بفرستیم. در طول این سفر نمایندگان مردم تلاش کنند گذر غیرهمسطح بتنی درون این شهرها بیایند که عمری کمتر از پنجاه سال داشته باشد! و یا حداقل به اروپایی هایی که  همیشه ادعای علم و پیشرفت داشته اند بفهمانند که هنوز هم می توان درون شهرها، گذرهای چند سطحی بتنی ساخت و به آن افتخار کرد!

شاید فکر‌‌ کنید این سفر اسراف بیت المال باشد اما اگر خوشبین باشیم می‌تواند نگاه خام مدیران شهری را اصلاح کند. با دیدن شهرهای اروپایی که مردمانشان با استفاده از حمل و نقل عمومی، پیاده یا با دوچرخه سواری زندگی خود را می‌گذرانند و هیچ‌گاه به ضرورت احداث روگذر پی نبرده‌اند و اگر در گذشته چنین سازه بدقواره‌ای را در دل شهرهای خود کاشته‌اند، امروز، به اشتباه نیم قرن پیش خود پی برده اند و در حال تخریب آن و صرف هزینه‌ برای ایجاد فضاهای عمومی پیاده، توسعه زیرساخت سبز و پیاده‌راه سازی هستند شاید عینک مدیران ما هم با نمره چشمشان همسان شود. شاید مدیران و نمایندگان عزیز با قدم زدن در محله‌های تاریخی لندن یا دوبلین متوجه شوند که ساختمان‌های تاریخی بوشهر که هرروز خبر تخریب یکی از آن‌ها به گوش می‌رسد یا بوی بد فاضلاب در کوچه‌های بافت تاریخی، ممکن است مهم‌ترین مسئله بوشهر باشد.

و اگر باز هم اسرار بر هدر رفت بیت المال کنید میگویم تصور کنید یکی دیگر از آن پروژه ها و المان هایی که عمرشان به اندازه طول عمر تپه های شنی دشت های کویری هم نیست ساخته اند و دیگر نیست!
 
حمل و نقل عمومی - پیاده محوری شهر
با بودجه ده میلیاردی می توان ناوگان حمل و نقل عمومی شهر بوشهر را زیرورو کرد. از تاکسی گرفته تا اتوبوس و دوچرخه جای خودروهای شخصی را بگیرند تا همه شهروندان با هر سن و جنسیت و سطح اقتصادی بتوانند از زندگی در این شهر لذت ببرند. به تحرک تشویق شوند و موجبات سلامتی بدنی و روحی را برای شهر به ارمغان آورد.  
براستی آیا هنوز مسئولین فکر میکنند باید با تبلیغ تلویزیونی شهروندان را به استفاده از حمل و نقل عمومی تشویق کرد در حالی که تمام تلاش خود و بودجه شهر را صرف پروژه هایی برای اقلیت سواره می کنند؟ حال آیا مشکل واقعی مردم ترافیک است یا نبودن فضای مناسب تفریحی با وجود هکتارها زمین خالی و مناسب؟

  آیا وجود یک سبزراه نمی‌تواند هم به سلامت زیست شهری کمک شایانی کند هم کمکی در راستای کاهش ترافیک برخی نقاط باشد؟ آیا در شعاع ۳۰۰ متری همین میدان باغ زهرا کوچه هایی را ندیده ایم که ۴۰ سال در انتظار ماشین آسفالت هستند؟ آیا پیاده روهای باریک شهر که با ریشه سطحی درختان مواج شده اند را ندیده ایم یا این که آسفالت کردن یک کوچه کار کوچکی است که مدیران عزیز فرصت فکر کردن به آن را ندارند و شاید هم ارزش پز دادن و عکس یادگاری گرفتن ندارد.
 
گردشگری
بوشهر طبیعتی بی‌اندازه زیبا، بافت تاریخی غنی، مردمان خونگرم، موسیقی زیبا، عزاداری منحصر به فرد و خلیج زیبای فارس را دارد. در حالی که عمده شهرها و استان های جنوبی تمرکز خود را در حوزه گردشگری گذاشته اند مسئولین شهر بوشهر کوچکترین گامی در حوزه برندسازی بوشهر به عنوان قطب گردشگری برنداشته اند و همچنان چالش ها بر سر تقسیم وظایف بین شهرداری و استانداری و پروژه های نیمه کاره مانده است.

الباقی آنچه هم بنام گردشگری و  توریسم در شهر و استان انجام شده یا انتخاب نامی چون بوشهر ۲۰۲۲ بوده یا مگاپروژه هایی چون دهکده های گردشگری بوده که روند ساخت آنها با چالش های جدی مواجه شده است. این در حالی است که با تزریق سرمایه، جلب مشارکت شهروندان و همراه‌سازی بخش خصوصی، در بخش هایی همچون عناصر تاریخی، میتوان سریعا به این بخش از توریسم دست یافت. کتاب آقای غلامزاده را ببینید. چند بنا در سطح صفحات این کتاب می‌بینید ولی در سطح شهر بوشهر اثری از آن نیست؟ ساختمان های جفره کجا هستند؟ چند بنا در خیابان سنگی بوده و امروز چند بنا باقی مانده است؟ بافت تاریخی بوشهر چه سهمی از گردشگری را می تواند داشته باشد که تا این حد مورد بی مهری قرار میگیرد؟

اگر اندکی به وضعیت بهداشت بافت توجه می کردیم آیا شهروندان این محلات باز هم منزلشان را ترک می کردند؟ اگر پیش نیازهای یک زندگی شرافتمندانه در بافت را فراهم می کردیم باز هم شاهد تخریب شبانه خانه ها در بافت بودیم؟ عمارت های متروکه و مخروبه بهمنی را دریابید که می تواند رونق توریسم  و به تبع آن رونق اقتصاد این شهر را رقم زنند.
 
چشم انداز
حداقل دو دهه است که تمامی شهرهای مهم جهان، بجای طرح‌های سنتی کالبدی، شروع به مطالعه و تدوین یک سند چشم‌انداز برای شهر خود نموده‌اند. این چشم‌اندازها برآیندی از خواسته تمام شهروندان و نگاه کارشناسی متخصصان با تلاش برای ارتقاء کیفیت زیست در آن‌هاست.

تهیه چشم انداز کارشناسی به دست پژوهشگران خبره ای که علاوه بر حفظ و ارتقای کیفیت زیست مردم شهر به مقابله با تغییرات اقلیمی بپردازد و بتواند اقتصادی پویا و پایدار را رقم زند بی شک بر هر چیزی در شهر بوشهر می‌تواند تقدم داشته باشد. نیاز به ذکر نیست که این چشم‌انداز به شکل واضح می‌تواند با تصویر ذهنی بعضی از مدیران شهری فعلی در تضاد آشکار باشد اما لازمه چنین اتفاقی تنها حرکت بر خطی است که مسئولین به دور از هوس های شخصی و بر پایه علم و ارتباط قوی با دانش آموختگان و استفاده از صاحبنظران حوزه شهری طی نمایند.
 
سخن پایانی
در پایان می‌توان گفت که فهم مشکلات بوشهر، پتانسیل‌های آن، اهمیت هر کدام نسبت به دیگری و اقدامات لازم و موثر برای این شهر کاملا واضح و مبرهن است.اگر عزیزانی دارای مسئولیت، خود را از درک آن عاجز می‌بینند و یا علی‌رغم درک تمام این موضوعات، هوس‌های توسعه‌گرانه خود را به آن ارجح می‌دانند، امیدواریم که مطالعه، مشاهده علمی و مشورت با متخصصین حوزه شهری را مد نظر قرار دهند.

همچنین از هواداران ساخت این روگذر دعوت میشود مستندات علمی-تخصصی ترافیک با پیوست های شهرسازی، منظر شهری، اجتماعی و… را در رابطه با پروژه مذکور ارائه کنند تا در فضایی علمی توسط متخصصین حوزه ترافیک، شهرسازی و منظر شهری مورد بحث قرار گیرد.