پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/09/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 2875031 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 31686564
کد خبر : 232171 تاریخ ثبت : 1397/9/12 00:23 نظرات تایید شده : 4
محمد شاکری مطلق

برای «اسماعیل حاجیانی» که دیاری سوگوارش شد

دهه شصت، کودکی، عصرهای یکشنبه و صفی آشنا در چهارراه مدرسه علمیه خورموج، نه برای مایحتاج اقتصادی بلکه برای خرید دنیای ورزش! در تنها مطبوعه فروشی شهر و مرد خوش سیمای فروشنده...

دهه هفتاد، نوجوانی، جمعه ها و صف های پرشور نماز جمعه خورموج و دوربینی که لحظه لحظه این اتفاق عبادی و سیاسی را ثبت می کرد بر روی دست و شانه های مردی بشاش...

دهه هشتاد، جوانی، شبی زمستانی برای بازتاب نشست رسانه ی یکی از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی حوزه دشتی و تنگستان، در کنار مردی با جلیقه خبرنگاری با آرامشی مثال زدنی با محاسنی که گَرد سپیدی برآن نشسته...

دهه نود، جوانی، نشست ها و پای ثابت اتفاقات خبری شهرستان دشتی، مردی مسلط، آگاه بر امور و وقایع استان و شهرستان، راسخ در تفکر عقیدتی و سیاسی خود، همراه همیشگی اهالی فرهنگ، هنر و ورزش شهرستان دشتی...

و امروز در آستانه حادثه دلخراش سیل ۱۳۶۵ه.ش، گَرد غمی روی جامعه فرهنگی «دشتی» پاشیده شده است. اندوه از دست دادن مردی کوشا و جدی در تنویر افکار عمومی، که هنوز برای رفتنش زود بود، برای از دست دادنش، برای نشنیدن خنده های از ته دلش، برای ندیدن وقار نگارشش... و چه شتابی داشت برای رفتن؟!

و نگارنده با خود می گوید: وقتی برای منی که عمق شناخت و نزدیکیم با آن مرد خوش سیما، بشاش، آگاه و آرام آنچنان نبوده و اکنون قلبم خراشیده و دلم بوی اشک می دهد...برای آنانکه سال ها با او زندگی کرده اند اکنون چگونه می گذرد...
خداوند بهتان صبر جمیل و جلیل عنایت کناد...

محمد از دشتی

در این زمینه
تصاویر/ تشییع و خاکسپاری خبرنگار هم استانی