پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/07/17 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 1858935 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 24096502
کد خبر : 211470 تاریخ ثبت : 1397/5/15 10:44 نظرات تایید شده : 1
احسان محمدی

دوستان و دشمنان ایران

فرماندهی می گفت زمان جنگ با عراق گاهی با موقعیت های پیچیده روبرو می شدیم، هم ما می گفتیم الله اکبر، هم سرباز عراقی که آن طرف خاکریز بود!

حالا همه از وطن پرستی می گوییم. هم آنکه می رود توی خیابان فریاد می زند می گوید برای نجات وطن تلاش می کند، هم آنکه باتوم توی دست دارد، هم آنکه در لس آنجلس نشسته و فحش می دهد و هم آنکه در تریبون های رسمی، منتقدان را دشمن وطن خطاب می کند، هم آنکه مردم را به آرامش دعوت می کند و هم آنکه شیشه بانک را می شکند....

همه مدعی هستیم که برای نجات ایران می کوشیم!

درست است که صدای هتاکان و فحاشان همیشه بلندتر است اما نام این سرزمین را عاشقان گمنامش زنده نگهداشته اند.

احمد کسروی در جلد دوم کتاب تاریخ مشروطه ایران، ص۸۸۴ می نویسد: در این هنگام که نانی به بهای جانی به شمار می رفت، نانوایی در تبریز رادمردی نمود که باید آن را یاد کنم. حاجی جواد که در میدان انگج دکان نانوایی می داشت روزانه از انبار خود ده خروار نان پخته و به بهای ارزان به بینوایان می داد. شهدی محمدعلیخان می گوید: اگر حاج جواد این دستگیری رادمردانه را نمی کرد کار شهر به جای باریک می کشید. دشمنان آزادی در شهر کوشش های نهانی کردند و پول گزافی به حاج جواد پیشنهاد کردند که بگیرد و گندم خود را نهانی به آنها واگذارد. حاج جواد قبول نکرد.

در تاریخ این سرزمین رادمردانی مثل حاج جواد زیسته اند که صد سال بعد یادآوردن شان هم حال ناخوش آدم را خوب می کند.

ایران فدای اشک و خنده ی تو
دل پر و تپنده ی تو
فدای حسرت و امیدت
رهایی رمنده ی تو، رهایی رمنده ی تو
ایران اگر دل تو را شکستند تو را به بند کینه بستند
چه عاشقان بی نشانی که پای درد تو نشستند
که پای درد تو نشستند...

 



کلمات کلیدی خبر : احسان محمدی وطن