پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/29 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 321130 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 2359503
کد خبر : 186277 تاریخ ثبت : 1396/11/21 16:33 نظرات تایید شده : 15
در حاشیه سخنان اخیر وزیر کار؛

چرا بوشهر با نفت فقیر مانده؟

خلیج فارس: نکته ای که نباید از آن غفلت کرد این است که صنعت نفت با مشارکت در پروژه های عمرانی که اغلب دستگاه های دولتی از آن منتفع می شوند مدعی مشارکت در توسعه استان است در حالی که از احداث ساختمان ها و ابنیه دولتی و اجرای برنامه های نمایشی ظاهرا فرهنگی دستاورد قابل توجهی عاید استان نمی شود و در عین حال منت مشارکت نفت نیز بر سر مردم استان باقی می ماند.

ابوالحسن گنخکی

بنا به گزارش خبرگزاري ايلنا، علي ربيعي وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي در سفر به استان خراسان جنوبی گفته "هیچ استانی با پالایشگاه، فولاد و پتروشیمی رشد نکرده و اگر قرار بود با این امکانات استانی خوشبخت شود استان های خوزستان و بوشهر دچار فقر نبود." اين گفته تاييدي است بر انتقادات معمول مردم استان بوشهر مبني بر عنايت ناچيز صنعت نفت نسبت به توسعه استان.  

با اين حال چگونه است كه در برخی استانها یک کارخانه فولاد مي تواند آنچه ربيعي خوشبختي مي نامد براي مردم آن استان به ارمغان بياورد اما در استاني مانند بوشهر با حدود سي فاز پالايشگاهي و سي مجتمع پتروشيمي در حال احداث يا به بهره برداري رسيده نقش فعالي توسط صنعت نفت در فرايند توسعه استان شاهد نيستيم؟

چگونه است كه در ديگر نقاط كشور شركت هاي فولاد مي توانند به توسعه آن منطقه كمك نمايند اما در استان بوشهر شركت هاي نفتي نه تنها مشاركت ناچيزي در فرايند توسعه دارند بلكه باعث آسيب هاي جدي به بافت اجتماعي و محيط زيست مناطق پيراموني نيز شده اند؟

كليد اين معما اما در كم توجهي تاريخي صنعت نفت به مسووليت اجتماعي خود است تا طبق اظهارات وزير كار آنچه در خوزستان و بوشهر رخ داده سندي روشن بر اين مدعا باشد. كم توجهي كه با ايجاد فنس ها و حايل هاي مستحكم و به بهانه حفظ امنيت تاسيسات نفتی و حتی شهرک های مسکونی عملا باعث ايجاد فرسنگ ها فاصله ميان صنعت نفت و محيط پيرامون و بي خبري مدیران نفتي از پيامد مخرب فعاليت هاي خود بر محيط پيراموني شود.

باور به این کم توجهی عمدی چنان است که مصطفی سالاری استاندار دولت یازدهم که خود از خانواده صنعت نفت به جایگاه والی بوشهر برکشیده شد عملا محورهای توسعه استان بوشهر را بر مقولاتی غیر از نفت اعلام کرد چرا که نیک می دانست نمی توان در کوتاه مدت به مشارکت جدی صنعت نفت در فرایند توسعه استان خوشبین بود و از این نمد کلاهی به مردم بوشهر نخواهد رسید.

هر چند طی دولت یازدهم بیژن زنگنه رسما پذیرفت که صنعت نفت طی سال های قبل از آن نسبت به مسوولیت اجتماعی خود اهتمام جدی نداشته و عملا رویکردی متفاوت با دوره های قبلی حضورش در راس وزارت نفت در پیش گرفت و برنامه هایی جدی و عملیاتی برای توجه به مطالبات جامعه پیرامونی و برآوردن حداقل نیازهای زیربنایی آنها اجرایی شد، اما جبران سال ها کم توجهی صنعت نفت نسبت به مسوولیت اجتماعی خود در کوتاه مدت قابل جبران نیست و نیازمند دوری از شعارگرایی و خودداری از اجرای برنامه های نمایشی و تبلیغاتی و توجه به مقوله های اساسی مانند بحث بهبود و ارتقای سطح آموزش، اشتغال، بهداشت، عمران و محیط زیست مناطق پیرامونی است.

شاید کاشتن چند اصله نهال در روز درختکاری توسط پرسنل صنعت نفت تاثیر چندانی بر کاهش حجم انبوه آلایندگی وارد شده به محیط شهرها و روستاهای پیرامونی نداشته باشد اما باید مدیران ارشد صنعت نفت با جدی گرفتن مشارکت پرسنل در این گونه برنامه ها، به ایجاد باور مشترک بین مردم ساکن اطراف تاسیسات و کارکنان صنعت نفت اهتمام جدی تری داشته باشند.

واقعیت آن است که صنعت نفت زمانی می تواند به تعاملی پایدار با محیط پیرامون دست یابد که کارکنان صنعت نفت و مردم ساکن اطراف تاسیسات به باورهایی مشترک برای کاهش آسیب های به وجود آمده و تلاش همزمان برای اقدامات مشترک دست یابند.

نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد سهم استان بوشهر از میزبانی صنعت نفت و تحمل آسیب های جدی و عمیق وارده به بافت اجتماعی و فرهنگی و محیط زیست استان است. شاید شرکت های نفتی مدعی باشند متولی پروژه هایی ملی هستند و بالتبع در برابر نهادهای ملی مستقر در پایتخت مسوولیت دارند اما مسوولیت اجتماعی صنعت نفت ایجاب می کند شرکت های نفتی در برابر آسیب های وارده به محیط پیرامونی مسوولیت مستقیم داشته و در برابر مردم استان بوشهر پاسخگو باشند.

نکته دیگری که نباید از آن غفلت کرد این است که نحوه مشارکت صنعت نفت در توسعه استان نیازمند بازنگری جدی است. صنعت نفت با مشارکت در پروژه های عمرانی که اغلب دستگاه های دولتی از آن منتفع می شوند مدعی مشارکت در توسعه استان است در حالی که از احداث ساختمان ها و ابنیه دولتی و اجرای برنامه های نمایشی ظاهرا فرهنگی دستاورد قابل توجهی عاید استان نمی شود. در این میان همین حداقل مشارکت صنعت نفت در راهی غیر از تامین منافع مردم هزینه می شود و در عین حال منت مشارکت نفت نیز بر سر مردم استان باقی می ماند.

ضروری است مدیریت ارشد استان با بهره گیری از دو دهه تجربه تعامل مستقیم استان و صنعت نفت در منطقه پارس جنوبی تدبیری تازه بیاندیشد تا ضمن افزایش سطح مسوولیت اجتماعی صنعت نفت، کمک های اعطایی نیز در راهی بهینه و موثر در فرایند توسعه استان هزینه شود.

به نظر می رسد آنجا که یک کارخانه فولاد می تواند جهشی مستقیم در توسعه محیط پیرامونی خود ایجاد نماید اما در استان بوشهر با ده ها تاسیسات و مجتمع های گوناگون نفتی از شمال تا جنوب استان حتا در همین سطح یک کارخانه فولاد نیز اهتمامی مشاهده نمی شود ریشه در سطح پایین مطالبه گری مردم استان بوشهر داشته باشد که با حجم بالای رسانه های مجازی و مکتوب فعال در استان، مطالبه جدی و قابل تاملی در این رسانه ها نسبت به مسوولیت اجتماعی صنعت نفت مشاهده نمی شود و بدیهی است تا زمانی که مطالبه جدی وجود نداشته باشد سطح مشارکت صنعت نفت در فرایند توسعه استان در همین وضعیت باقی خواهد ماند.

در این زمینه
عسلویه، کوه طلا در کنار کوه آلودگی