پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1396/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 30913515 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 27335542
کد خبر : 185198 تاریخ ثبت : 1396/11/14 00:36 نظرات تایید شده : 12
زیر سایه سیستم آموزشی « ناکارآمد»؛

مدرسه «استعدادهای درخشان»، از آرزو تا واقعیت

خلیج فارس: «مدارس استعدادهای درخشان»، شاید ایده بدی نباشد، اما این موضوع در جهان در حوزه «مدارس خصوصی» قابل تعریف است و مشتریان خاص خود را دارد؛ مأموریتی که در ایران بر عهده «مدارس غیرانتفاعی» یا همان «خصوصی» است، ولی همگی از وضع مدارس غیرانتفاعی در ایران باخبریم و... ناگفتنش بهتر.

اسماعیل منصورنژاد| معلم و روزنامه‌نگار

چندی پیش یکی از دانش‌آموزان «استعدادهای درخشان» تبریز به دلیل «استرس امتحان» قلبش از کار افتاد و از بین رفت. دلیل این حادثه تلخ می‌تواند مشکلات جسمی احتمالی آن دانش‌آموز عزیز هم باشد، ولی نگاهی کوتاه به وضعیت مدارس استعدادهای درخشان، وادارمان می‌کند اندکی درنگ نماییم و ساده از کنار موضوع نگذریم. به عنوان «پدر و معلم» با پدر و مادر دانش‌آموز تبریزی همدردی می‌کنم و این حادثه جانگزا را بهانه‌ای برای این نوشته می‌دانم.

«مدارس استعدادهای درخشان»، شاید ایده بدی نباشد، اما این موضوع در جهان در حوزه «مدارس خصوصی» قابل تعریف است و مشتریان خاص خود را دارد؛ مأموریتی که در ایران بر عهده «مدارس غیرانتفاعی» یا همان «خصوصی» است، ولی همگی از وضع مدارس غیرانتفاعی در ایران باخبریم و... ناگفتنش بهتر.

http://pgnews.ir/gozaresh/uploads/p1c5c648ce1ourak71hmijq145k6.jpg

«مدرسه خصوصی» (در چارچوب آموزش و پرورش عمومی) در تمام دنیا وجود دارد. این مدارس به «پرورش استعداد» شناخته می‌شوند. در سه کشور انگلستان، استرالیا و امریکا برخی مدارس دولتی با عنوان «پرورش استعداد» با اهدافی خاص وجود دارند. در کل، مدیریت و برنامه‌ریزی مستقل (از نظر اداری و محتوای دروس) اولین ویژگی مدارس پرورش استعداد در این سه کشور است؛ چیزی که نشانی از آن در ایران وجود ندارد.

مشکلات فراگیر آموزش و پرورش ما

سایه سیاست و باندبازی بر آموزش و پرورش سنگینی می‌کند و تعیین مدیران و مسئولان آموزش و پرورش در تمام سطوح اداری و آموزشی، تابع همین وضع است. به همین دلیل، آموزش و پرورش مدام دستخوش «آزمایش و خطا» است و هر کسی خیال یا توهمی دارد، به فکر عملیاتی کردن آن است. بر همین اساس، کتابهای درسی ـ بدون توجه به واقعیت‌ها و متناسب با درجه توهمات ـ مدام تغییر می‌کنند. دستپاچه‌گی و وسواس‌های شکلی و فرمی، کار را به جایی رسانده که در دولت روحانی تنها به تغییر محتوای درس‌ها راضی نشوند و حرف از تغییر نام «وزارت آموزش و پرورش» به «وزارت تربیت رسمی و عمومی» به میان آید.

علاوه بر نگرش‌های غیرعلمی در تغییر کتاب‌ها، در کل و به شکل ثابت، «محتوای آموزشی و تربیتی» در کشور ما تابع یک چارچوب بسته و غیرقابل انعطاف است. معیارهای حرفه‌ای، اخلاقی و توانایی‌های بالقوه «معلمی» در گزینش معلمان کم‌رنگ است و «اداره گزینش» آموزش و پرورش از «معلم احتمالی» انتظاراتی دارد که از نظر علمی و حرفه‌ای سودی به حال آموزش و پرورش ندارد.
از سوی دیگر، معیار کلی موفقیت در آموزش و پرورش ما، «درصد قبولی در پایه‌های تحصیلی و کنکور» است. این موضوع هم‌اکنون نبض آموزش و پرورش را تشکیل می‌دهد و تمرکز بر آن چنان زیاد است که «مدیر موفق» یعنی کسی که در زمان مدیریتش «درصد قبولی» بالا باشد.

http://pgnews.ir/gozaresh/uploads/p1c5c63k2c12n0ct5tnu1tds1d3k4.jpg

رد پای دخالت‌های خارجی در امور آموزش و پرورش مسبوق به سابقه و مشهود است؛ بویژه دخالت نهادهایی که به «دانش‌آموز» نیاز دارند. اخیراً نیز یک فرمانده نظامی بدون توجه به قوانین کشور، تقسیم کار و چارچوب اختیارات قانونی خود، اعلام کرده که از سال آینده از هر مسجد 2 تا 3 نفر برای «کمک» به مدارس می‌فرستند؛ سخنانی که باعث عکس‌العمل فوری وزیر آموزش و پرورش شد.

مشکل خاص مدارس استعدادهای درخشان

مدارس استعدادهای درخشان نیز در مشکلات عام و فراگیر آموزش و پرورش کشور دست و پا می زنند و تافته جدابافته نیستند. مشکلات عام و فراگیر آموزش و پرورش یک سو و مشکلات خاص مدارس استعدادهای درخشان از سوی دیگر، به قوز بالا قوز تبدیل شده است.

کتاب‌های درسی مدارس تیزهوشان و برنامه‌ریزی درسی و تحصیلی آنها تفاوتی با مدارس عادی ندارد. (منهای برنامه قرنطینه مطالعاتی و کتابهای کمک‌درسی گران‌قیمت که آن هم از سوی مافیای کنکور تهیه می‌شود و هدف کسب درآمد از طریق لولوی کنکور و ایجاد رعب و وحشت در دل دانش‌آموزان و خانواده‌های آنها است.) این در حالی است که حتی معلمان مدارس فنلاند در انتخاب مواد آموزشی و نحوه تدریس آزادند. (منظور همان مدارس عادی است، و گرنه در فنلاند ـ به عنوان موفق‌ترین سیستم آموزش و پرورش جهان، چیزی به نام «مدرسه استعدادهای درخشان» وجود ندارد.)

مدارس استعدادهای درخشان ما «هدف» مشخص و از پیش تعریف‌شده‌ای ندارند و مانند مدارس عادی، فعالیت‌شان کلی و در چارچوب برنامه‌های مصوب آموزش و پرورش عمومی و رسمی کشور است. تبعیت از مدیریت مرکز‌گرا و آمرانه ـ بدون توجه به توانایی‌های مدیریتی و برنامه‌ریزی در یک آموزشگاه ـ امیدی برای کارآمدی این گونه مدارس باقی نگذاشته است.

سرانجام توانایی‌های مدارس «استعدادهای درخشان» به سمت رقابت‌های درونی و نفس‌گیر می‌رود و «کسب نمره بالا» به یک «برنامه، استراتژی و هدف» تبدیل می‌‌شود. دانش‌آموزی که در چنین محیطی قرار می‌گیرد، باید چندین برابر توانایی‌اش تلاش کند تا از قافله نمره امتحان، کنکور، جشنواره‌ها و المپیادهای گوناگون عقب نماند. سقوط جسمی، روحی و روانی احتمالی دانش‌آموز در این محیط، دور از ذهن نیست.

http://pgnews.ir/gozaresh/uploads/p1c5c63k2cjc51nbp3ui8d7s685.jpg

فرایند رقابت بر سر نمره بالا و قبولی در کنکور ادامه می‌یابد تا دانش‌آموز وارد دانشگاه می‌شود. اکنون باید پرسید:

از زمان شروع مدارس استعدادهای درخشان، چند نفر از فارغ‌التحصیلان اینگونه مدارس خروجی متفاوتی (غیر از قبولی در کنکور و کسب نمرات بالا در امتحانات) داشته‌اند که دانش‌آموزان مدارس عادی از آن محروم‌اند؟ تاکنون چند نفر مانند زنده یاد «مریم میرزاخانی» (ریاضی‌دان ایرانی) در مدارس استعدادهای درخشان تربیت شده‌اند؟ (با فرض اینکه تمام داشته‌های وی مدیون یک مدرسه خاص است و اگر به خارج از کشور نمی‌رفت، باز هم به «مریم میرزاخانی» تبدیل می‌شد؛ که البته اینطور نیست.)

کسی که در مدرسه استعدادهای درخشان فارغ‌التحصیل شده و در کنار سایر فارغ‌التحصیلان مدارس عادی در یک دانشگاه و رشته مشترک درس خوانده، از چه مهارتهای علمی/تئوریک (نظریه‌پردازانه) برخوردار است که نشان‌دهنده «تفاوت» او باشد؟ حتی چنددرصد نه، چند نفر از فارغ‌التحصیلان اینگونه مدارس که به خارج از کشور رفته‌اند، به عنوان «شاخص» در دنیا یا کشور میزبان شناخته می‌شوند؟

مدارس استعدادهای درخشان در سیستم آموزشی ما سودمند که نیستند هیچ، ضررهایی ایجاد می‌کنند که مهمترین آن دور کردن دانش‌آموز از «سرزندگی»، «نشاط» و نیاموختن «مهارتهای کاربردی در زندگی» است. نوجوان مظلوم را در این مدارس مانند یک روبات با انواع کتابهای کمک‌درسی در «قرنطینه کتابخوانی» قرار می‌دهند که «طبق برنامه» حفظ کرده و نتایجش را بر روی برگه امتحانی ثبت کند و سرانجام نمره بالایی بگیرد. دست‌اندرکاران، این پروسه را نشانه «موفقیت» می‌دانند و با افتخار به عنوان «گزارش موفقیت» منتشر می‌کنند.

http://pgnews.ir/gozaresh/uploads/p1c5c68ctag91ejc569tjc14kn4.jpg

نحوه ورود به مدارس استعدادهای درخشان نیز مناقشه برانگیز است:

چند سال پیش (آبان‌ماه) در یکی از کلاس‌های هنرستان حاج جاسم بوشهری، دانش‌آموز تازه‌واردی را دیدم که سرخورده و نومید به نظر می‌آمد. بعد معلوم شد که به شیوه تزریقی (فشار کلاس‌های خصوصی پیوسته و تلاش‌های مردافکن برای گرفتن معدل بالا و سرانجام قبول شدن در کنکور استعدادهای درخشان) وارد مدرسه تیزهوشان شده و به خاطر ناتوانی در رقابت‌های درون‌مدرسه‌ای، از آنجا کوچانده شده و سر از هنرستان درآورده است.

بعدها همین دانش‌آموز بهانه‌ای شد تا تحقیق کنم و به حقایق مشابهی برسم: صرف‌نظر از تعریف «تیزهوش» که مبهم، نامفهوم و غلط‌ انداز است، درصد قابل توجهی از این افراد، به خاطر فشار و بدفهمی اولیا نسبت به «آینده» فرزندشان به درجه‌ی «تیزهوشی» می‌رسند. برخی دیگر نیز در کنار فشار و تزریق، به خاطر «امتیازات»ی که اولیای آنها دارند، در مدارس استعدادهای درخشان پذیرفته شده و «تیزهوش» لقب می‌گیرند.

برخی پدران و مادران از سر دلسوزی و نگرانی از آینده فرزند و بدون توجه به وضعیت سیستم آموزش و پرورش ناکارآمد، سعادت و خوشبختی فرزند خود را در قبول شدن در مدارس استعدادهای درخشان می‌دانند. بر اولیای «نگران» که جوگیر می‌شوند، حرجی نیست؛ هرچند مقصر هستند و آگاه کردن آنها ضروری است.

گناه اصلی متوجه سیستم آموزشی ما است که اگر کارآمد بود، می‌توانست همه مدارس را به مدرسه «پرورش استعداد» تبدیل نماید؛ همان چیزی که در دنیا (بویژه در حوزه اسکاندیناوی) در جریان است و موفق‌ترین سیستم آموزش و پرورش جهان (فنلاند) مدرسه‌ای به نام «استعدادهای درخشان» ندارد، اما تمام مدارسش برای آینده، کسب و کار و زندگی، استعداد درخشان تربیت می‌کنند. به عنوان نمونه، شاخص‌های توسعه فنلاند از نظر اقتصاد، سلامت اداری، رفاه، بهداشت و سلامت روحی و روانی، محصول آموزش و پرورش آن است.