پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/02/26 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 718048 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 5819058
کد خبر : 184490 تاریخ ثبت : 1396/11/8 13:17 نظرات تایید شده : 60
سخنی با استاندار بوشهر؛

مدیران شلنگ تخته‌ای دست از سر استان بر نمی‌دارند!

خلیج فارس: امید می رود استاندار جدید همانگونه که طی حضور کوتاه خود توانسته آرامش نسبی به فضای پر تنش و متلاطم سیاسی استان بازگرداند، مردم را به پایان دوران سیاه مدیران کم تجربه و سفارشی امیدوار سازد...

خلیج فارس: یکی از پدیده های نامیمون دولت نهم و دهم مدیرانی بودند که یک شبه پله های مدیریتی را بالا می آمدند و ناگهان با چند گام بلند، مهمترین مدارج مدیریتی را اشغال کرده تا جایگاهی که باید در طول زمان و کسب تجربه های متعدد به دست می آمد را اصطلاحا با یک شلنگ تخته مدیریتی طی نمایند.

به گزارش «خلیج فارس»؛ به عقیده بسیاری از صاحبنظران بخش مهمی از ناکارامدی های کشور و فسادهای اداری در آن مقطع محصول چنین مدیریتی بود که آثار زیانبار آن هنوز نیز پابرجاست.

اگرچه نمی توان برخی مزیت های چنین انتصاباتی که بعضا منجر به ظهور مدیران جوان اما لایقی می شد را نادیده گرفت، اما آسیب های زیانبار چنین شیوه ای با نتایج مثبت آن قابل قیاس نبوده و عملا ظهور این مدیران چیزی جز زیان کلان برای کشور به دنبال نداشت؛ مدیرانی که همه ظهور و بروزشان در حد همان دوره مسئولیت بود و بسیاری از آنها پس از تغییر دولت، دیگر حضور و بروزی در عرصه اجتماعی کشور ندارند.

در این بین، مهمترین شاخصه چنین مدیرانی عدم برخورداری از دانش و تجربه کافی برای مدیریت، سرسپردگی و مدیریت برمبنای لابی گری و بعضا عدم سلامت مالی است.

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، انتظار می رفت این شیوه نامیمون بکارگیری چنین مدیرانی فراموش شود و همه چیز به مدار عقلانيت و خردمندی بازگردد، اما انتخاب استاندار جوانی که از کمترین تجربه مدیریتی برای اداره استان برخوردار بود آن هم در شروع دولت، امیدها به اراده ای مصمم برای اصلاح امور را به به یاس مبدل نمود.

حضور این استاندار اگرچه با شعار جوانگرایی همراه بود، اما آنچه در پايان حضور 4 ساله رخ داد، شکل گیری حلقه هایی از مدیران فامیلی و سفارشی بود که بعضا کمترین تجربه برای اداره امور نداشته و نتیجه آن تقویت بازار لابی گری های پشت پرده و گرم شدن زد و بندهای پنهانی برای حذف این و برآوردن آن بود. درجا زدن بوشهر در شاخص های توسعه و آمارهای منتشر شده از سوی وزارتخانه ها نیز رهاورد ادامه این نوع مدیریت بوده است.

از طرفی، در دوره دوم دولت روحانی با روی کار آمدن استاندار جدید، برخی حضور او را محصول تلاش های استاندار پیشین می دانستند تا سایه اش بر استان سنگینی کند، اما سخنان عبدالکریم گراوند در هفته های آعاز مسئولیت مبنی بر اینکه "بدهکار هیچکس نیست"، این امیدواری را شکل داد که به سبب تجربه 30 ساله وی در وزارت کشور، دوران مدیران شلنگ تخته ای در استان پایان پذیرد، مدیرانی که مسیر مدیریت را بدون داشتن تجربه کافی و صرفا با لابی گری و برمبنای ارتباطات طی می کنند.

اما این دلخوشی ها دیری نپایید و جابجایی فرمانداران (شما بخوانید حانه به خانه کردن آنها) نشان داد نباید به تغییرات اساسی و مسیری رو به جلو در ترمیم اشکالات و خرابی های استان چندان امید بست.

در ادامه این وضعیت، خبرهایی که از انتصابات جدید استاندار خصوصا در حوزه معاونین منتشر می شود، شوربختانه گمانه زنی های آغازین را تا حدودی تایید می کند و حتی از ادامه روند مدیریت به همان سبک قبلی حکایت دارد. این در حالیست که وی بارها گفته بود "به هیچکس بدهکاری ندارد و در انتصاباتش اولویت با نیروهای وزارت کشور است".

اکنون باید پرسید مدیران سفارشی که از تخصص و تحصیلات لازم در حوزه تحت مدیریت شان برخوردار نیستند با چه استدلالی برای معاونت های تخصصی برگزیده می شوند؟

باید پرسید مگر سال های اخیر به جز اینکه سالهای خشکی و بی آبی بوده، سالهای قحط الرجالی نیز هست؟!

یقینا استان بوشهر دارای مدیران توانمندی است که طی سالها مسئولیت از تجربه و توان مناسبی برای اداره امور برخوردارند که نادیده گرفتن توانمندی آنها و بر کشیدن افرادی فاقد تجربه، تخصص و بعضا آلوده به شائبه های خاص، جز زیان و آسیب به سرمایه و اعتماد عمومی و سرکوب کردن بدنه کارشناسی پیامد دیگری در پی نخواهد داشت.

امید می رود استاندار جدید همانگونه که طی حضور کوتاه خود توانسته آرامش نسبی به فضای پر تنش و متلاطم سیاسی استان بازگرداند، مردم را به پایان دوران سیاه مدیران کم تجربه و سفارشی امیدوار سازد، نگهبان اعتماد عمومی باشد و نگذارد این ذهنیت در افکار عمومی شکل گیرد که تصمیمات استان در جای دیگری گرفته می شود.