پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/29 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 265349 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 2303736
کد خبر : 181844 تاریخ ثبت : 1396/10/19 21:30 نظرات تایید شده : 0
احسان محمدی

️لنگر تسکین یا خاص بی بصیرت؟

به مناسبت سالگرد درگذشت هاشمی رفسنجانی

مرگ در ایران معمولاً رستگاری می آورد. آنها که تا دیروزهاشمی رفسنجانی را از سران فتنه می نامیدند، بدشان نیامد که تندروها در خیابان علیه اش شعار «مرگ بر» سر دادند، اجازه دادند به دخترش فائزه رکیک ترین فحاشی ها نثار شود، نوشتند اکبرشاه!، برای تحقیر بی هیچ عنوان مذهبی می گفتند آقای رفسنجانی! از رد صلاحیتش جشن گرفتند و دلشان می خواست فردای درگذشتش درشت تیتر بزنند «خبر مرگش»، در رسانه هایشان نوشتند: «آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از عمری فداکاری و تلاش در مسیر آرمان‌های انقلاب دارفانی را وداع گفت».

گفتم که مرگ رستگاری می آورد حتی از منظر آنها که سخت است باور کنیم اصلاً به دارباقی اعتقاد داشته باشند.

از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان که من هم در روزگار جوانی بیشتر حرف های دیگران را بلغور می کردم. راست و دروغ و شایعه با هم؛ اینکه می گفتند سومین سیاستمدار خاورمیانه است. نمی دانستم مسابقاتش کجا برگزار شده و چرا هاشمی نقره نگرفته مثلاً؟ اینکه همه چیز زیر سر خودشه! هر مرگی در کشور! ... عالیجناب سرخپوش است و دستور قتل های زنجیره ای را داده. سردار سازندگی است و کشور را یک تنه اداره می کند، کلی باغ پسته دارد، هر ویلای زیبایی مال بچه های اوست و ...

تصاویر دیده نشده از آیت الله هاشمی رفسنجانی

می گفتند و ما هم تکرار می کردیم. اینطور به نظر عاقل تر می رسیدیم. زمان اما آدم را عاقل تر می کند.

لحظه شنیدن خبر درگذشتش درگیر کار مُضحکی بودم! خریدن آب مرکبات گیری. مولینکس یا فلر؟ مسئله این بود.

تلویزیون مثل همیشه جا ماند. زیرنویس می زد که حالش وخیم است و بستری شده. اما تلگرام خبر را آورد: آیت الله هاشمی درگذشت.

 وقتی خبر مرگ می شنوم حسم آمیزه عجیبی است از دلتنگی و لبخند. اینکه مرگ تنها حقیقت زندگی است. نمی دانم این معجون عجیب از کجا و کی توی وجودم ریخته شده که لبخند می زنم.

انگار چشم بزرگی که از بالا مراقب این سرزمین بود بسته شد. اینکه این چشم را مهربان و نگران تصور کنید یا فتنه گر و آشوب طلب، بستگی دارد که در میان کدام دسته قرار گرفته باشید. آنها که ته دلشان اندوه رسوب کرد یا کسانی که  نوشتند «آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از عمری فداکاری...» اما خوشحال هستند که بالاخره رفت و سایه سنگینش نیست و آخیش راحت شدیم!

جمعیتی هم مثل زن میانسالی بودند که آمده بود توی مغازه تا خُردکن بخرد و خبر را شنید پوزخندی زد و گفت: ناراحت چی باشم؟ کم خودش و بچه هاش خوردن و بُردن؟

رفتار تلویزیون بعد از درگذشت آیت الله آنقدر عجیب بود که تا مدتها فکر می کردم نکند این هاشمی رفسنجانی که فوت کرده و تلویزیون او را یک قدیس بی اشتباه نشان می دهد با آن یکی هاشمی رفسنجانی که تا چند روز پیش جزو حامیان فتنه و خواص بی بصیرت معرفی می شد و می گفتند باید محاکمه بشود، دو نفر هستند؟

تصاویر دیده نشده از آیت الله هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی برای من نه قدیس بود نه کسی که «همه کارها زیر سر خودشه»! انسانی پرکار بود که در موقعیت های حساس تصمیم های بزرگ گرفت و طبعاً اشتباه هم داشت.

آنطور که ناطق نوری گفت حتی پیش امام راحل رفت و گفت جنگ را خاتمه بدهید و بگویید مسئولش هاشمی بود و من را محاکمه و اعدام کنید. شاید همین یک نمونه -حتی اگر تعارف کرده باشد- برای نشان دادن نقش او کفایت کند. تنها موجود بی اشتباه کودکی است که مُرده از مادرش به دنیا می آید و می گذارند توی شیشه الکل و می برند برای آزمایش و مطالعه.

تشیع پیکرش غافلگیرکننده بود. جمعیتی میلیونی و به هم فشرده او را بدرقه کردند. می دانستم در میان مقامات کسانی بودند که آرزو کردند روز درگذشت شان مردم اینطور خیابان ها را بند بیاورند و تشییع شان کنند.

روز درگذشتش بسیاری نگران بودند که آینده بی هاشمی چه می شود؟ نوشتم: این کشور کم طوفان به خودش ندیده. تلخ و سهمگین است اما می گذرد. مثل هاشمی که از دالان های ترسناک ساواک، ترور، تهمت، زندان فرزندان، رد صلاحیت و .. گذشت و حالا آرام گرفته است.
روحش در آرامش. لنگر تسکینی بود در روزهای طوفان.
 



کلمات کلیدی خبر : احسان محمدی هاشمی رفسنجانی