پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1396/05/20 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 3331262 تاریخ نمایش این آگهی : 1396/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 10952514
کد خبر : 166013 تاریخ ثبت : 1396/6/21 22:54 نظرات تایید شده : 0

چرا اسم بعضی دخترها «رابعه» است؟

خلیج فارس: رابعه العدویه یک عارف بسیار معروف و یک شخصیت شناخته شده در تصوف اسلامی است. رابعه اهل عراق بود و در سال 95 هـ ق (713 م .) در بصره به دنیا آمد. پدر او مردی مؤمن و فقیر بود. او دختر چهارم خانواده بود، از این روی نام او را رابعه گذاشتند. رابعه در زبان عربی به معنی چهارم است. زیرا او دختر چهارم خانواده بود و این نام را برای او انتخاب کردند. زمانی که کمتر از ده سال داشت پدر او از دنیا رفت و پس از مدت کوتاهی مادرش نیز درگذشت.

چرا اسم بعضی دخترها «رابعه» است؟

 
رابعه و خواهرانش به فقر، گرسنگی و فلاکت افتادند. رابعه با تمام وجود معنای واقعی یتیم بودن را درک کرد، پدرش جز قایقی که آن را به چند درهم به مردم کرایه می دادند چیزی برای آنها به جای نگذاشته بود. پس از آن قحطی و بیماری وبا شهر بصره را در مصیبتی بزرگ فرو برد و روزگار چهار خواهر را از یکدیگر جدا کرد. رابعه در کوچه های بصره به آوارگی افتاده بود. در آن زمان راهزنان و دزدان همه جا وجود داشتند. رابعه توسط یکی از راهزنان دزدیده شد و به شش دینار به یکی از تاجران ستمگر بصره فروخته گردید.
 
او در بردگی و تحت بدترین شکنجه ها زندگی می کرد. درد و رنج و حقارتِ بردگی رابعه را به خدا نزدیک تر کرده بود و او هر شب با وجود خستگی و درد پس از عبادتی طولانی و پر سوز به خواب می رفت و از خداوند می خواست تا او را نجات دهد. شبی از شب ها صاحبش از روزنه ای به تماشای او نشست و او را در حال عبادت دید که می گفت:
 
" الهی، تو می دانی که هوای دل من در موافقت فرمان تو است و روشنایی چشم من در خدمت درگاه تو است، اگر کار به دست من باشد یک لحظه از عبادت تو غفلت نمی کنم ولی تو مرا تحت سلطه آفریده ای و از آفریدگان خود کرده ای..."
 

صاحب بی رحم از شنیدن صدای مناجات رابعه او را آزاد کرد. رابعه پس از آزادی به خانه ی محقری نقل مکان کرد و از مردم دوران و اهل ریا دوری کرد و روح خود را در عبادت معبود صیقل داد. او شب تا صبح به شکرانه ی رهایی از بردگی نماز می خواند و به عارفی نامدار و مشهور در جهان اسلام تبدیل شد.

رابعه عدویه به شهادت خاص و عام در كشف حقایق عرفانی ، مقام بلندی یافته است . هر زنی را كه می خواهندبه مقامات معنوی بستایند ، او را در عرفان به رابعه مانند می سازند.
 

 رابعه عدویه با توجه به اقداماتی كه كرده و تحولاتی كه درعرفان به عمل آورده مورد عنایت و اهتمام خاص و عام بوده است و بزرگان عرفان او را درعصر خود حجّت می دانسته اند .
 
چرا اسم بعضی دخترها «رابعه» است؟ 
 


رابعه، آغازگر عرفان عاشقانه
اگر بخواهیم مهم ترین اقدام رابعه را یادآور شویم باید از تحولی كه او در عرفان اسلامی به وجود آورد نام ببریم و آن  وارد كردن مفهوم عشق و محبت الهی در عرفان اسلامی است  از این جهت كه رابعه در عرفان و سلوک عرفانی اش به عشق و محبت توجه عمیقی مبذول می داشت لذا او را (امام عاشقان) دانسته اند و ازآن جهت كه محبت رابعه به خوف الهی آمیخته بود ، او را (پیشوای عارفان اندوهگین)  نام نهاده اند . چرا كه رابعه بسیار گریه می كرد و خوف الهی سراسر وجود او را گرفته بود .رابعه در سلوک عرفانی و تعالیم خود روش تازه ای در پیش گرفت و زیبایی و عشق و محبت را در آن وارد و بر آن تأكید داشت .  بر خلاف صوفیانی كه در زیبایی های جهان ، جمال حق را مطالعه می كردند، او به زیبایی های جهان ظاهر ، بی اعتنا بود.

 
رابعه برای رسیدن به دیدار خدا دایم در طوفانی از اشک و اندوه عاشقانه به سر می برد . زندگی او سراسر سادگی بود . سخنانش در بیان سوز محبت ، تأثیری بی مانند داشت . ظهور رابعه و تعالیمش نقطه عطف تصوف بود كه تدریجاً از زٌهد خشک مبتنی بر خوف و مشیت به معرفت درد آلود مبتنی بر عشق و محبت گرایید .
 
در سخنانی كه از او به یادگار مانده به اهمیت محبت و عشق اشاراتی دارد . نقل است كه می گفت : "می روم آتش در بهشت زنم و آب در دوزخ ریزم تا این هر دو حجاب رهروان از میانه برخیزد و قصد معین شود و بندگان خدا ، خدا را بی غرض و نه به امید بهشت و یا خوف از دوزخ خدمت كنند."
 

رابعه هرگز ازدواج نکرد
رابعه در عمر خود هرگز همسری انتخاب نکرد، او خواستگاران زیادی داشت و پاسخ مثبتی به هیچ کدام نداد، و تنها چیزی که در جواب می گفت این بود که:

"در من وجودی و اختیاری نمانده است، مرا باید از او خواست."
 
چرا اسم بعضی دخترها «رابعه» است؟
 
بالاخره رابعه در سال 135 هـ .ق وفات كرد و در بیت المقدس و در کوه زیتون مدفون گشت . در باره سال وفات او نیز گفته اند كه رابعه در سال 185 هـ . ق از دنیا رفت و در قدس شریف به خاک سپرده شد و مزار وی زیارتگاه اهل سیر و سلوک و عرفان گشت.
 
شعری عارفانه از رابعه 
 
دوست دارمت دو گونه:

عاشقانه

دیگر آنکه درخوری برای خواستن

عشق اولم به تو

از  غم هر آنچه غیر توست
 
فارغم کرد

عشق دومم

پرده‌های تیره را

از برابر نگاه من کنار زد

تا تو را ببینم

پس

هر ستایشی

از آن توست

نه، از آن من

در مسیر هر دو دوست داشتن!