پویاسامانه

کد خبر : 144789 تاریخ ثبت : 1396/1/26 08:22 نظرات تایید شده : 24
حميد موذنی

سخني با اصلاح‌طلبان منتقد دولت حسن روحانی

ايران در شرايط حساس وبغرنجي قرار دارد. متاثر از اين شرايط و عملكرد عامدانه ي اقتدارگرايان در نوميد ساختن جامعه از دولت حسن روحاني؛ برخي از اصلاح طلبان در پيرامون و مركز با نقد هايي متعدد از منظر سياست داخلي و اقتصادي به صف منتقدين دولت حسن روحاني پيوسته اند. در يك وضعيت نرمال شايد نقدهاي آنان پر بيراه نباشد اما در اين وضعيت تاريخي شايد رويكرد آنها كاركردي معكوس داشته باشد. در اين ياداشت تلاش مي شود دلايل اهميت راي دادن به روحاني بر شمرده شود:

احساس‌مي‌کنم/
در هر کنار و گوشه‌يِ اين شوره‌زارِ ياس/
چندين هزار جنگلِ شاداب ناگهان
مي‌رويد از زمين/
آه اي يقينِ گم‌شده ، اي ماهي‌يِ گريز/
در برکه‌هايِ آينه لغزيده تو به تو/
من آب‌گيرِ صافي‌ام/
اينک ! به سِحرِ عشق/
از برکه‌هايِ آينه راهي به من بجو
(احمد_شاملو)

بخشي از گفتمان اصلاح طلبي مبتني بر اعتماد است. اعتماد به سياست مداراني كه قرار است كشتي اصلاحات را با آراء ما (از مسير شركت در انتخابات  و توجه به روح جمهوريت در صندوق آراء) راهبري نمايند. براي تقويت و هم افزايي تفكر اصلاح طلبي شايد بهتر باشد كه به اين سياست مداران اعتماد نماييم و در چارچوب اعتماد افريني كمك نماييم اين مسير صعب طي شود.

بايست شرايط سياسي  و واقعيت مناسبات ايران را درك كنيم. در اين واقع گرايي سياسي مي توانيم كندي و برخي نارسايي ها و عدم وصول شعارهاي انتخاباتي را درك كنيم

روحاني دروغگو نيست. اتفاقن سياستمدار شجاع و دلسوزي است كه تلاش دارد راست گويي را جاي دروغ، اشتي را جاي دعوا، مهرباني را جاي خشونت و تدبير را جاي جزميت و ... بنشاند.

شعارهاي روحاني در قبل از انتخابات بخصوص در مورد رفع حصر بابت اهميت بخشي به اين واقعيت و مطالبه ي عمومي بود. واقعيت اين است كه  موضوع  رفع حصر،  موضوعي صعب و سخت است و گفتمان رسمي در برابر ان واكنش سخت نشان مي دهد. شعار رفع حصر روحاني در زمان انتخابات پيشين، نشانه دروغ گويي وي نيست. نشانه سختي اين كار است. اوباما هم در قبل از انتخابات دور اول خود، قول برچيدن زندان گوانتامانو را داد اما بعد كه رييس جمهور شد در دو دور رياست جمهوري خود متوجه شد توان عملي كردن اين شعار با توجه به قوانين خاص  امريكا را ندارد. مردم امريكا هم در هشت سال بعد از اوباما كار خوبي با كشور و اينده خود نكردند و اكنون كه ترامپ امده متوجه شده اند كه چه اشتباهي مرتكب شده اند. ما شايد در اين شرايط  بهتر باشد روحاني را درك كتيم و با همراهي وي  كمك نماييم قوي تر بتواند مطالبات ما را پيگيري كند نه اينكه به دليل عملي نشدن وعده هاي وي، تلاشي عليه ارمان هاي خودمان و به نفع اقتدارگرايان انجام دهيم.

روحاني بهتر از اصلاح طلبان مي تواند در شرايط پيچيده سياست ايران كار كند. روحاني رمز شب اصلاحات است. سيستم در برابر اصلاحات و اصلاح طلبان نگرش بسيار منفي دارد و روحاني مي تواند بدون اين ليبل، همان مطالبات ما را پي گيري كند.

اخلاق سياست با اخلاق عمومي متفاوت است. اگر سياست مداري شعاري داد كه توان تحقق ان را ندارد نشان از دروغ گويي او نيست بلكه او از منظر اخلاق سياسي به اين كار مبادرت كرده است. بدون شك روحاني  با عملياتي كردن رفع حصر مي توانست كاريزمايي بيش تر از مير حسبن كسب نمايد و چه سياستمداري است كه اين مهم را درك نكند، اما واقعيت اين است كه ادامه اين وصعيت، توان نوميد ساختن جامعه از روحاني و اصلاحات را دارد و چه چيزي بهتر از استمرار آن، عليه اميد و اعتماد عمومي به روحاني و اصلاحات.

با رويكرد راديكال نسبت به اصلاحات و عبور از روحاني، كار اصلاح طلبي شايد سخت تر شده و  به محاق رود. واقعيت اين است كه اين نگاه آرمان گرايانه و سخت گيرانه نسبت به روحاني اگر شامل ميرحسين هم شود چه بسا ميرحسين از آنها منفي تر شمرده شود. فكر مي كنم ما تحت تاثير خصيصه مظلوم گرايي منش ايراني و شيعي قرار گرفته ايم و انسان هاي سياسي برابر را بابت شرايط نابرابر متفاوت قياس مي كنيم و اگر مير حسبن در حصر نبود حه بسا سخت تر از روحاني، زير شلاق نقد ما قرار مي گرفت.

اصلاح طلبي در شرايط امروز ايران يعني اعتماد به روحاني و پذيرفتن كاريزماي خاتمي و همين گام به گام جلو رفتن. اگر سريع تر از اين به پيش رويم از كفتمان اصلاح طلبي عدول كرده و وارد فضاي راديكاليسم قرار مي گيريم. بدون شك روحاني  و خاتمي و اصلاح طلبان در تهران فضايي بيش از همين روزنه ندارند و نقطه قوت آنها ما و راي ما هستيم. انها را از خودمان و اينده فرزندان مان نگيريم.

براي تحليل و تاويل سياست يك دولت در عصر اثر پروانه اي و شبكه هاي اجتماعي بايست تغيير و تحولات سياسي و اقتصادي جهان را هم مد نظر قرار داد. همان طور كه ما توان سخت كردن سياست در امريكا و اروپا را داريم. شرايط سياسي آنجا هم توان تقويت بنيادگرايي يا اصلاح طلبي در جغرافياي ما دارد.

ونزوئلا در دوران پيشا چاوز يك دموكراسي نمونه در آمريكاي جنوبي بود. برخي كمبودها و نارسايي هاي دولت پيشا چاوز مردم ونزوئلا را در شرايطي قرار داد كه با صندوق هاي راي عليه دموكراسي گام برداشتتد و به فردي مخالف دموكراسي راي دادند. با روي كار آمدن چاوز، دولت دموكراتيك قبل ونزوئلا به يك نظام ضد دموكراسي استحاله يافت. مردم ونزوئلا بجاي درك مشكلات دولت به دموكراسي حمله كردند و از آن زمان تاكنون ونزوئلا در شرايط غيردموكراتيك و بسته اي قرار گرفته كه هم آزادي هاي مدني و سياسي از آنها گرفته شده و هم اينكه در يک وضعيت رياضت اقتصادي سخت قرار گرفته اند تا آنجا كه مردم در مرز مكزيك منتظرند لحظه اي ورود ي مرز باز شود تا براي مايحتاج اوليه معيشت خود ساعتي كوتاه به مكزيك بروند و مجددا همان شرايط را تحمل نمايند. تجربه ونزوئلا نشان داد تصميم غير معقول يک جامعه عليه دموكراسي به چه ميزان مي تواند سرنوشت و آينده آنها را تلخ و سخت نمايد. از تجربه ديگران درس بياموزيم.

روزگار غريبيست نازنين و براي گذار از اين روزگار غريب،  تنها معبر ما صندوق هاي راي است. صندوق هاي رايي كه نشانه و تنها اميد ما به تغيير و بهبود است. شرايط حداقلي خود را با قهر و نوميد ساختن ديگران به كام مخالفان دموكراسي شيرين نسازيم.

صندوق هاي راي گر چه توان حداكثري در رضايتمندي ما را ندارند اما تنها نماد و فرصت ما براي باز نگه داشتن اميد به تغيير و ايجاد فرصت هاي حداقلي براي گذار هستند. دست به دست يكديگر دهيم. اين دست ها. اين همكاري و همدلي و تدبير ما براي نيل به بهتر شدن است و اين نمي شود به جز با اميد افزايي و هم افزايي بيشتر.

جهان در وضعيت بغرنجي است. ما با راي به روحاني به بهتر شدن جهان هم كمك مي كنيم و ياري رسان انسان هاي بيشماري مي شويم كه نيازمند تغيير نگرش جهان از جنگ و خشونت به ديبلماسي و برجام هستند.

راي به حسن روحاني. راي به گفت و گو ، آري گفتن به صلح، ارجحيت بخشيدن به ديبلماسي به جاي جنگ و خشونت، ارزش گذاري به پلوراليسم و مداراست. راي به روحاني، پاسداشت انسانيت و كمک كردن به ايران و جهان بدون خشونت است. سهم خود را به صلح و مدارا و اصلاحات با راي به روحاني ادا نماييم.

آنك زمان/گل مي دهد در آتش رنگ و نور/و ارتفاع مي يابد/در پيكر بلوغ/.../آنك زمانه مي شكفد در تب نياز/و صداي پاي دوست از كوچه هاي شمشاد مي آيد
(منوچهر آتشي)