پویاسامانه

کد خبر : 130987 تاریخ ثبت : 1395/10/12 10:09 نظرات تایید شده : 3
عبدالحمید شعرانی

بوآم، رفاه اجتماعی، حقوق بازنشستگی!

هميشه ي خدا وقتي از بانك رفاه برمي گردد اول با حضرت مادر در خصوص حقوق دريافتي اش سخن مي گويد و از كسورات قانوني و بعضا بقول خودش غيرقانوني اش.

هر چه باشد با حقوق بازنشستگي اش حال مي  كند هميشه ي خدا (بماند اينكه از حقوق او و امثال او صدها شركت مي چرخد و افراد زيادي در قالب هيات مديره و مديرعامل و سهامدار اين شركت هاي مثلن خصولتي با سود سهام شركت ها چرخه ي روزگارشان در كانادا و اورآسيا بالا و پايين مي شود!

امروز كه از بانك برگشته بود شاد و مغرور يواشكي نيم نگاهي به "دي حيدر" كرد و گفت: "فاطو" (واو اخر نشونه ي صميمت زيادي است در جنوب و خصوصا همسايه ي دريا) امرو رئيس بانك گفته برا بازنشستگان سه ميليون وام كم بهره به منظور تعميرات مسكن درنظر گرفته شده كه اي ماه نوبت شماست و مو ميخام وأم بگيرم.

"دي حيدر " پٌك اخري محكم تَر نثار قليون كرد و گفت: يعني الان خونه ي خومو كمبودش تعميراته!!

بوام با نگاهي مقتدرانه به او عرض كرد: خوم فكرش كردم ميخام تواليتي نو بسازم...

حرفش تمام نشده بود كه ذهنم رفت سمت آخرين سفر عمه ي محترم كه اكنون در بلادي دور سكني گزيده (به دلايل امنيتي و اينكه بچه هاش همه اينستاگرام دارند و قطعا بعدن  عوارض خواهد داشت، از درج شهر محل سكونت معذورم!).

يادم مي أيد قريب به بيست سال قبل و در سفر پر خير و بركت عمه ي محترم (كه از لحاظ جسماني ( شامل طول و عرض) برابر همه ي أعضاء خانواده ي پدري ما بود ايشان قصد نمودند جهت اداي قضاي حاجت به دستشويي مراجعه نمايند، از آنجايي كه اين مكان در منزل ما از لحاظ عرض و طول كم مساحت بود، اعتراضات فراوان عمه را همراه داشت و او به جناب پدر تصريح فرموده بود؛ حاج غريب! آدم تواليت خونه اي اندازه كوچيك ميسازه؟ مو به زور رفتم داخل و نشستم و اومدم بيرون....

حرف و اعتراضاتش تمام نشده بود كه جناب پدر عرضه داشته بود؛ دادا ما اي تواليت كه ساختيم اندازه و قياس خومو ساخته بوديم ولاغير...

 



کلمات کلیدی خبر : عبدالحمید شعرانی بازنشسته