پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1394/02/23 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 171757 <br/> تعداد کلیک :  15 تاریخ نمایش این آگهی : 1394/07/12 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 2105576 <br/> تعداد کلیک :  383
کد خبر : 129849 تاریخ ثبت : 1395/10/4 20:31 نظرات تایید شده : 9
خسرو دهقانی

اصلاح طلبان استان به کدام سو؟

 مناقشه طیفی از اصلاح طلبان با مدیریت ارشد استان با پیوستن جرگه ای از شورای هماهنگی به جریانی که از بدو شکل گیری دولت جدید منتقد استاندار بود ، وارد مدار جدید شد و به لحاظ سیاسی با بیانیه اخیر هردو جریان، شکلی  رادیکالیزه به خود گرفت. برای تبیین این موضوع ذکر چند مورد ضروری به نظر می رسد:

۱. برخی مطالبات در پویش های مربوط به توسعه استان مطرح می شود و عموما نقدها با این سوگیری همراه است که توسعه استان با فلان استاندار به اوج رسیده یا بالعکس با استانداری دیگر به قهقرا رفته است.  یکی در این گیرودار لقب امیرکبیر می گیرد و ان یکی میرزا حسین خان سپهسالار یا لابد دیگری حاج میرزای آقاسی است و... . انگار استاندار در یک نظام فدرالی حکمرانی می کند؛ انقدر اختیار دارد که توسعه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را چنان ماهرانه و ظریف ممزوج کند که سامانه ای جامع از توسعه را در استانی چون بوشهر رقم زند.

در این بین نه ساختار کلان ملی را مد نظرقرار می دهیم و نه ساخت تمرکز و یا عدم تمرکز در اداره کشور را لحاظ می کنیم و نه به الزامات و محدودیت های یک استاندار التفات داریم. در این خصوص نقطه عزیمت تحلیل های توسعه را به سمت و سویی می کشانیم که انگار نقطه ثقل توسعه یک استان در وجود یک شخص خلاصه می شود و بقیه متغیرها از جمله متغیرهای کلان و محدود کننده نه وجود دارند و نه دخیل در پارادایم توسعه اند. غافل از اینکه برای تبیین جایگاه یک نهاد در استان باید یک چشممان به پارامتر های کلان ملی باشد و چشم دیگرمان به عناصر بومی و محلی .

بر همین اساس گزاره های مفروض و بدیهی توسعه استان را باید در مداری واقعی نشاند تا بتوان تحلیل ها را بر یک استوانه شفاف بنا کرد و به نتایج ملموس و واقعی تری نایل آمد. برای این منظور باید بتوان لااقل به سه پرسش  زیر، پاسخی مناسب و درخور داد تا بنای تبیین ها شفاف تر و با واقع بینی بهتری همراه باشد.

۱. سیستم اداری کشور، متمرکز است یا نامتمرکز (فدرالی یا با اختیارات زیاد استانها)؟
۲. میزان اختیارات مدیریت ارشد استان در این سیستم تا چه اندازه است؟
۳. آیا شیوه مدیریت استاندار با ماهیت رویکردهای دولت مستقر متناسب است یا خیر؟

در جواب پرسش اول به راحتی می توان گفت سیستم اداری ما متمرکز است و طبعا غالب تصمیمات در پاییتخت و توسط دولت اتخاذ می شود، هرچند لابی نمایندگان و مدیریت ارشد می تواند تاثیراتی داشته باشد ولی در تحلیل نهایی بسیاری از شاخص های توسعه در تهران تصمیم سازی، سیاست سازی و سیاستگذاری می شود و استانها تاثیر چندانی در ان ندارند؛ بنابراین صرفا مجری منویات تهران می باشند. به خصوص مقولاتی چون توسعه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در این حیطه جای می گیرند.

به همین سبب در پاسخ سوال دوم می توان گفت مدیران ارشد اختیارات محدود و مشخص دارند. به خاطر همین امر انتساب القابی چون امیرکبیر و ... به لحاظ مفهومی، بسیار بی مسما است مگر اینکه مفهوم موسع توسعه را آنقدر در یک شاخص جزیی و خرد مانند راه سازی مضیق نمائیم تا قبای امیرکبیر  برازنده یک استاندار باشد. بر همین اساس به نظر نگارنده تفاوت استانداران در مدیریت توسعه یک استان زیاد نیست و سیاست های کلان ملی و اوضاع و احوال اقتصادی کشور در شاخص های توسعه استان نقش بسیار بیشتری دارد تا اینکه استاندار فلان باشد یا بهمان. 

در پاسخ سوال سوم باید ببینیم آیا مدیریت ارشد در تراز دولت مستقر است یا خیر؟ در این زمینه به طور قطع، تسری یک دولت به دولت دیگر (مثلا تسری و بازنمایی دولت روحانی به خاتمی) اشتباهی است راهبردی و طراحی کنش ها و تحلیل ها را با اشکالات زیادی روبرو می کند. بنابراین تناسب رویکردهای یک استاندار را باید صرفا باشاخصه های دولت مستقر سنجید و نه رسوبات ذهنی از دولت های سابق. یک اشتباه استراتژیک در تبیین ها این است که دولت روحانی را در قامت دولت اصلاحات بازنمایی کنیم و انتظارات از آن را با دولت خاتمی همتراز کنیم و سپس سطح انتظارات از مدیریت ارشد استان را با شاخص های دولت اصلاحات بسنجیم.

 ۲. بیان خواسته ها و تقاضاها و مطالبات در قالب نهادهای سیاسی مانند احزاب و ائتلاف احزاب (به طور مثال ائتلاف اصلاح طلبان یا شورای هماهنگی) می تواند از چند جنبه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

اول آنکه ماهیت این مطالبات به طور طبیعی بیشتر سیاسی است تا فنی و کارکردی چرا که؛ ذهنیت حاکم بر یک تشکل سیاسی به طور طبیعی و نرمال، سیاسی است و مسایل فنی و کارکردی مانند شاخص های توسعه اقتصادی اگر هم مورد وثوق باشد، در ذیل خواسته های سیاسی تعریف می شود و در تحلیل نهایی، مطالبات اقتصادی و فنی صرفا در جهت سوگیری های سیاسی، نقشی صرفا تزئینی پیدا می کند

به این ترتیب فرایند شکل گیری مطالبات چه در مرحله بیان و چه در مرحله تجمیع و چه تبدیل به سیاست و نهایتا کنشگری سیاسی شکل گرفته بر مبنای ان، همگی سیاسی و برساخته است و هر امر برساخته و بیناذهنی، حتما سیال است و در معرض رقابت سیاسی کنشگران خواهد بود.

هدف از ذکر این مقدمات این نبود که بگویم مطالبه سیاسی اصلا مطالبه نیست یا نباید به آن پرداخته شود یا نباید مطرح شود؛ بلکه منظور این بود که خواسته ها و تقاضاهای سیاسی متاثر از مولفه ها و شاخص های محیطی و روانی بسیاری است که باید در ظرف و استوانه سیاسی به آن نگاه کرد و  به همین خاطر بسیاری از مطالبات صرفا سیاسی است و مسایل فنی و کارکردی در آن فدای وضعیت های سیاسی شده است.

به همین سبب در تحلیل یک حرکت یا یک موضع باید به زمان و مکان یا بستر و فضای شکل گیری یک کنش سیاسی  نیز توجه کرد. به طور مثال در مقطعی که به انتخابات نزدیک می شویم؛ رصد کردن رفتار بازیگران حزبی و سیاسی استان بوشهر و موضع گیری آنها می تواند ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با انتخابات داشته باشد. به ویژه انکه متغیر انتخابات در استان با چاشنی شوراها نیز طعم دار شده و بازیگران درصدد مزه کردن این مائده لذیذ باشند.

دوم اینکه سطح مطالبات، اکنون در بین تعدادی از بازیگران سیاسی جنبه رادیکالی به خود گرفته و تلاش شده تا گفتمان سیاسی را به سمت دوگانه "یا من یا تو" سوق دهند. باید دقت کرد که در عصر پسامدرن، این دوگانه سازی های تعامدی به جهت آنکه قلب کردن تعامدی برخی واقعیت ها در ان مستتر است، منسوخ گشته و تناقضات درونی آن برملا شده است.  دراین خصوص برای داوری منصفانه ذهن باید به انگیزه های غیریت سازی و سازماندهی هویت"خودی"  براساس ضدیت با "دیگری" دقت نمود. در همین راستا توجه به  شاخص های زیر می تواند داوری منصفانه تری را عرضه نماید:

۱. مطالبات و خواسته های اصلاح طلبان منتقد تا چه اندازه شفاف و دقیق است؟ ایا کلی و مبهم است؟ آیا این تقاضاها صرفا سیاسی است؟ آیا  موارد طرح شده کارشناسی شده و دقیق است؟

اگر بیانیه های منتشر شده را ملاک مطالبات قرار دهیم ، با مطالعه بیانیه ها می توان ارزیابی دقیقی از خواسته ها نمود. آیا به نظر شما شاخص های طرح شده در این بیانیه ها دقیق، فنی و کارشناسی شده است یا صرفا حاوی  کلیات سیاسی و کلیشه ای است؟

۲. آیا به نظر شما رویکردهای سیاسی و فرهنگی مدیریت ارشد استان در تراز دولت مستقر نیست؟ رویکرد مدیریت ارشد کدام استان ها در تراز با دولت مستقر از استان بوشهر جلوتر یا عقب تر است؟ دولت مستقر به مدیریت استان در زمینه های گوناگون چه نمره ای می دهد؟ در بیانیه های منتشر شده، رویکرد مدیران ارشد کدام استان ها با بوشهر مقایسه شده است؟ آیا وضعیت فرهنگی و سیاسی بوشهر از استانهای دیگر بدتر است؟

آیا وضعیت گزینش های سیاسی در مناصب مدیریتی در استان بوشهر در تراز دولت تدبیر و امید می باشد یا خیر؟ آیا استانهای دیگر در مقایسه با بوشهر از لحاظ استفاده از نیروهای معتدل و اصلاح طلب جلوترند؟

آیا مقایسه ای میان استان بوشهر با استانهای دیگر به لحاظ رویکردهای سیاسی مدیران صورت گرفته است که مثلا در استان اصفهان و فارس و... چند درصد مدیران گرایش همتراز با دولت دارند ولی در استان بوشهر این همترازی وجود ندارد؟ چند تحلیل یا پژوهش مقایسه ای در این‌ زمینه توسط منتقدین انجام شده است؟

پاسخ به هریک از سوال های فوق می تواند به این سوال کلیدی پاسخ دهد که آیا رادیکالیسم سیاسی در این مقطع توجیه دارد یا خیر؟

 

با کانال تلگرامی «خلیج فارس» همراه شوید

کلمات کلیدی خبر : خسرو دهقانی اصلاح طلبان