پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1398/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 44000542 تاریخ نمایش این آگهی : 1396/02/18 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 21247211
کد خبر : 126139 تاریخ ثبت : 1395/9/7 10:03 نظرات تایید شده : 14
به انگیزه ششصدمین شماره هفته نامه «خلیج فارس»

لطفا خوانندگان «خلیج فارس» به این پرسش پاسخ دهند

با تمام تلاش های به عمل آمده، اما ظرفیت عمومی استان را فراتر از آنچه می دانیم که اکنون توسط خلیج فارس و یا همکاران رسانه ای دیگر بر پیشخوان مطبوعاتی یا فضای سایبری عرضه می شود،

علی احمدی | مدیرمسئول هفته نامه و پایگاه اطلاع رسانی خلیج فارس

این ششصدمین شماره هفته نامه خلیج فارس از آغاز انتشار آن در سال 1378 است که به دست خوانندگان گرامی می رسد، فعالیتی که به دلیل توقف انتشار با حکم دادگاه در سال 79، انتشار این نشریه را به دو مقطع مبدل کرد.

اگر چه 600 هفته زمان زیادی است تا اگر کسی راه اشتباهی طی نموده و به نتیجه موردانتظار نرسیده، راه رفته را بازگردد و یا آنکه دیگر از آن مسیر گذر نکند، ولی باید صادقانه بگویم هنوز مانند روزهای آغازین انتشار هفته نامه خلیج فارس هر شنبه نگران نرسیدن آن بر روی دکه های روزنامه فروشی هستم و بی راه نیست اگر بگویم طی سالهای انتشار همین حساسیت باعث گردید که از جمله منظم ترین هفته نامه های استان باشیم.

با تمام تلاش های به عمل آمده، اما ظرفیت عمومی استان را فراتر از آنچه می دانیم که اکنون توسط خلیج فارس و یا همکاران رسانه ای دیگر  بر پیشخوان مطبوعاتی یا فضای سایبری عرضه می شود، و بر این باورم سالهای طولانی انتشار نتوانسته سطح کیفی مطبوعات استان را به اندازه عمری که از آنها می گذرد، افزایش دهد.

اگر چه می توان عوامل متعددی را در این باره ردیف کرد اما شاید بتوان مهمترین عوامل ناکامی مطبوعات محلی استان برای رسیدن به نقطه مطلوب را در موارد زیر برشمرد:

1 عدم حرفه ای گری: به باور نگارنده با وجود گذشت نزدیک به 20 سال از دوران طلایی دولت اصلاحات که منجر به احیای مجدد مطبوعات از جمله در استان بوشهر گردید هنوز عدم حرفه ای گری ما مدیران مسئول و اصحاب مطبوعات استان در صدر عوامل عدم اقبال مطلوب مخاطبان به رسانه های مکتوب محلی است.

اگرچه در این گفتار در صدد بررسی عوامل موثر در عدم حرفه ای گری این بخش نیستم اما کوتاه می توان گفت که نگاه آرمان گرایانه صرف به مقوله مطبوعات آن هم بدون پیش بینی منابع مالی موردنیاز، همچنین عدم آشنایی با اصول اولیه کار روزنامه نگاری، باعث گردیده که مطبوعات استان با گذشت 20 سال از عمر آن هنوز آنچنان که مورد انتظار است، حرفه ای اداره نشوند.

2 در همه جوامع تحول خواه، نقش حمایتی دولت برای حفظ و تقویت مطبوعات بعنوان رکن چهارم دموکراسی همیشه نقش مهم و قابل محاسبه ای است. این گذاره در حمایت از مطبوعات محلی بیش از پیش خود را نشان می دهد تا جایی که در این جوامع حمایت از رسانه های مستقل از اولویت های دستگاههای اجرایی محلی محسوب می شود و مطبوعات محلی را بعنوان حلقه ای از زنجیره توسعه در این مناطق می دانند.

از این منظر باید گفت، ادارات و دستگاههای دولتی استان بوشهر کمترین نقش و مسئولیت حمایتی را برای خود در قبال مطبوعات محلی تعریف نکرده اند و در پاره ای مواقع نه تنها چتر حمایتی دولتی ها بر سر مطبوعات گسترده نبوده، بلکه از همین ظرفیت های حمایتی برای اعمال فشار بر مطبوعات منتقد و حمایت از مطبوعات هم سو بهره برده اند.

با این اوصاف بی راه نیست اگر بگوییم پس از دولت اصلاحات هیچ استانداری در بوشهر حامی واقعی توسعه مطبوعات محلی نبوده و از نظر دولتی ها مطبوعه خوب، مطبوعه ای است که تنها بولتنی برای انعکاس عملکرد هفتگی مدیران باشد و تا آنجایی که میسر است خدمات دولت را برجسته نماید و از کمبودها، عملکردهای ضعیف و فرصت سوزی ها سراغی نگیرد.

در این باره استفاده ازظرفیت آگهی های دولتی  در مرحله اول و در صورت عدم کارآیی این ابزار، پیگیری های قضایی علیه مطبوعات، ابزاری برای کنترل رسانه ها توسط دولتی ها بارها مورد استفاده قرار گرفته که اوج آن در 8 ساله دولت قبل بود.

مستند این سخن آنکه در میان کسانی که هفته نامه خلیج فارس را بارها به محکمه برده اند 70 درصد شاکیان دستگاههای دولتی بوده اند که عموما نیزدلیل شکایت، نقد عملکرد این مجموعه ها بوده است.

جای بسی تاسف است که با گذشت دودهه از مرحله جدید فعالیت مطبوعات استان، با همین سیاست کنترلی، بخش قابل توجهی از مطبوعات که روزگاری به مطالبگری و نقد شرایط موجود شهرت داشته و نقش نماینده افکارعمومی را بازی می کردند آنچنان از حیز انتفاع ساقط شده اند که عملا به جز انتشار چند برگ آن هم در شمارگانی محدود، دیگر نقش و جایگاهی میان افکار عمومی ندارند.

شاید عدم مکانیزم شفاف برای انتخاب مدیران شایسته در دولت های پس از انقلاب را دلیل عمده رابطه شکر آب همیشگی میان مطبوعات با مدیران خواهشی و سفارشی بتوان عنوان کرد و تا زمانی که شایسته گزینی در انتخاب مدیران رسم معهود دولت ها نباشد، همواره زاویه میان مطبوعات منتقد و مدیران باقی خواهد ماند و نباید انتظار حمایت و تقویت مطبوعات محلی را از دستگاههای دولتی داشت.

3 برخوردهای قضایی اگرچه در رتبه سوم از سلسله عوامل ناکارمدی مطبوعات قرار می گیرند، اما تعدد رفت و آمد مدیران مسئول مطبوعات به دادگاه و عدم تفکیک شان اصحاب رسانه با سایر مجرمین در مراحل اولیه دادرسی، منجر به خود سانسوری در درون مطبوعات طی سالهای گذشته گردیده، به گونه ای که عملا مدیران مسئول با کوچکترین نقد خود را در معرض شکایت طرفین ماجرا می بینند. بطور مثال در سال جاری هفته نامه خلیج فارس سه بار برای سه پرونده به دادگاه رفت که البته این میزان در سالهای گذشته به 5 پرونده در سال نیز می رسید.

البته نمی توان از این نکته گذر کرد که در استان بوشهر دستگاه قضایی خود به ندرت مدعی رسانه ها بوده و در اکثر مواقع دستگاه های دولتی یا برخی نهادهای خارج از دولت، مطبوعات را به راهروهای دادگاه کشانده اند.

در این میان حفظ کرامت روزنامه نگاران و مدیران مسئول یکی از خواسته های جدی مطبوعات از دستگاه قضا است و بر این اساس طی سالهای گذشته با همکاری دادگستری استان و به منظور حل فصل دعاوی مطبوعاتی با کدخدامنشی، شورای حل اختلاف مطبوعات تاسیس گردید که با تعطیلی خانه مطبوعات در دوره قبل، عملا تجربه شورای حل اختلاف نیز ناکام ماند.

اگرچه جناب آقای بحرانی، رییس سابق دادگستری استان دو سال پیش در روز خبرنگار قول بازگشایی مجدد شورای حل اختلاف مطبوعات را داد، اما با تغییر در مدیریت این مجموعه عملا تاسیس شورای حل اختلاف ناتمام ماند که امید می رود نسبت به عملی نمودن این مطالبه و خواسته جامعه مطبوعاتی نگاه ویژه ای صورت بگیرد.

در کنار آنچه بعنوان عوامل ناکارآمدی مطبوعات گفته شد، سوال اساسی اینجاست که با گذشت دو دهه از دوره جدید فعالیت مطبوعاتی استان بوشهر، این رسانه ها چه تاثیری در عرصه اجتماعی و سیاسی استان داشته اند و آیا رسانه های مکتوب توانستند در مسیر توسعه استان نقشی محوری ایفا کنند؟

به عبارت ساده تر، اگراز فردا انتشار تمامی مطبوعات محلی استان متوقف شود آیا این غیبت، تاثیر چشمگیری در روند فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی استان خواهد داشت؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد باید گفت که  سالها تلاش پیگیر مطبوعاتی استان بی نتیجه نبوده، ولی اگر بخش عمده پاسخ ها «نه» باشد، باید پذیرفت 20 سال از عمر خود را به باد داده ایم و عملا بود و نبودمان برای مردم دیگر چندان مهم نیست.

لذا در پایان این نوشتار این پرسش را با خوانندگان و همراهان همیشگی در میان گذاشته که:

اکنون پس از انتشار 600 شماره، نقش هفته نامه خلیج فارس را در توسعه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استان چگونه ارزیابی می کنند.
بی تردید پاسخ شفاف، صریح و نظرات موشکافانه شما به این پرسش، مسیر آینده این رسانه را تعیین خواهد کرد.

لطفا پاسخ های تان را در بخش نظرات همین مطلب ارسال فرمایید.