خلیج فارس:رسول خادم، اسطوره کشتی ایران با انتشار تصویری از عادل فردوسیپور، از او در ماجرای مسدود شدن سایت فوتبال ۳۶۰ حمایت کرد.
او در صفحه شخصی خود نوشت: «روزگار جز این نبوده و نخواهد بود. آزاده بمان.»

منبع : خبر آنلاین
خلیج فارس:تحولات اخیر پیرامون فعالیتهای رسانهای عادل فردوسیپور و چالشهای پیش روی پلتفرم «فوتبال ۳۶۰»، بار دیگر توجه افکار عمومی و ناظران رسانهای را به خود جلب کرده است. این تنشها و محدودیتها را نباید صرفا به عنوان وقایعی منفرد یا ناشی از خصومتهای شخصی نگریست، بلکه این وضعیت تبلوری از یک چالش ساختاری عمیقتر در ایران امروز است: «تقابل میان انحصار رسانههای رسمی و ظرفیتهای خودجوش رسانههای نوین». در این میان، فردوسیپور از قالب یک «مجری ورزشی» سنتی فراتر رفته و به یک «کنشگر مستقل رسانهای» تبدیل شده است؛ گذاری که الگوهای سنتی ارتباطی (سلسلهمراتبی از بالا به پایین) را به سمت شبکههای افقی و توزیع شده هدایت میکند.

واقعیت این است که فعالیتهای رسانهای در بستری مانند «فوتبال ۳۶۰»، بهطور مستقیم با مدل سنتی حکمرانی رسانهای در ایران اصطکاک پیدا میکند. چالش اصلی در اینجا نه بر سر محتوای تولیدی، بلکه بر سر «کسب مرجعیت و اعتبار اجتماعی» است. نهادهای رسمی رسانهای که دههها عادت به انحصار و جریان یکسویه اطلاعات داشتهاند، هرگونه تکثر رسانهای خارج از کنترل بروکراتیک خود را به مثابه یک رقیب یا تهدید ارزیابی میکنند. گزارشهای متعددی که در سالهای اخیر درباره حذف صدای فردوسیپور از آرشیوهای پخش شده صداوسیما منتشر شد، نمونهای از تلاش برای تغییر نمادین خاطره جمعی است؛ تلاشی که البته در عصر شبکههای اجتماعی افقی و حافظه مشترک کاربران، کارآمدی گذشته را ندارد.
از سوی دیگر، حساسیتهای نظارتی روی برنامهها و مصاحبههای این پلتفرم بهویژه پس از گفتوگوهای خبرساز با چهرههای ورزشی نظیر علیرضا فغانی نشان میدهد که ذهنیت کنترلمحور رسمی، پلتفرمهای خصوصی را همچنان به عنوان «فضاهای باز مدیریت نشده» تلقی میکند. در این چارچوب فکری، هر کنش مستقلی که بتواند بدون اتکا به بودجه و ساختارهای دولتی مخاطبان میلیونی جذب کند، به سرعت با عینک امنیتی نگریسته میشود. یکی از آسیبهای جدی در برخورد با منتقدان حوزه ورزش و رسانه، استفاده از برچسبهای دوگانه در ادبیات رسمی است.
نمونه بارز این رویکرد، تقابل کلامی کادر فنی تیم ملی فوتبال با منتقدان و استفاده از تعابیر تقلیلگرایانهای چون «بیوطن» یا «معاند» در پاسخ به نقدهای کارشناسی بود. در چنین فضایی، فردوسیپور همواره تلاش کرده است مرز میان «نقد فنی-مدیریتی» را از «تقابلهای سیاسی» جدا نگه دارد؛ اما ساختار قطبی شده رسانهای در ایران به گونهای است که هرگونه نقد تخصصی و مستقل به سرعت برچسب سیاسی میخورد. بیم آن میرود که با تشدید این شیوه مرزبندی و اتهامزنی، راه بر هر نوع نقد کارشناسی بسته شده و تریبونها به فضایی یکطرفه برای تایید بیچونوچرا تبدیل شوند. با این حال، مورد فردوسیپور الگویی قابل تامل از یک «کارآفرین رسانهای مستقل» را ارایه میدهد که موفقیتش بر سه پایه استوار است:
۱-تغییر الگوی مصرف رسانهای: اقبال گسترده به برنامههای اینترنتی او نشان داد که مرجعیت رسانهای با دستورالعملهای سازمانی منتقل نمیشود، بلکه اعتبار اجتماعی حاصل فرآیندی تدریجی و برخاسته از بدنه جامعه است.
۲-تابآوری و بازسازی برند: او پس از حذف ناگهانی برنامه پرمخاطب «۹۰»، با بازسازی برند خود در قالبی جدید، الگویی از تابآوری رسانهای را نشان داد. شکستن برخی تابوهای گزارشگری ورزشی و حمایت از استفاده از ظرفیت گزارشگران زن، گامی در جهت پاسخ به مطالبات نوین جامعه بود.
۳- سیاست صداقت و جلب اعتماد: در فضای رسانهای که بعضا با بحران مخاطب روبهرو است، سرمایه اجتماعی فردوسیپور حاصل وفاداری به اصول حرفهای و پرهیز از رفتارهای مصلحتاندیشانه در محیطهای سازمانی بوده است.
واکنشهای حذفی و محدودکنندهای که در این سالها رخ داده، نه نشانه قدرت نهادهای رسمی، بلکه واکنش تدافعی سیستمی است که انحصار تاریخی خود را در برابر واقعیتهای «جامعه مدنی رسانهای شده» در معرض تغییر میبیند؛ جامعهای که به مرور روابط افقی، تعاملی و چندصدایی را جایگزین فرستندههای متمرکز سلسلهمراتبی کرده است . منبع : روزنامه اعتماد
خلیج فارس:گزارش تازهای از وضعیت ترافیک اینترنت کشور در جولای ۲۰۲۶ از بروز اختلالهایی در لایه زیرساخت ارتباطی خبر میدهد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین؛آخرین دادههای دریافتی از رادار کلودفلر (Cloudflare Radar) در بازه زمانی ۸ تا ۱۵ جولای (یک هفته گذشته) تصویر آماری دقیقی از رفتار کاربران، امنیت پروتکلها و معماری شبکه اینترنت در کشور ارائه میدهد؛ براساس نمودارهای رادار کلودفلر زیرساختهای ارتباطی کشور همچنان در چنبره آدرسهای سنتی IPv۴ گرفتار است. با این حال، ثبت یک جهش غیرمنتظره و هرچند کوچک در فعالسازی ترافیک IPv۶ از تاریخ ۱۲ جولای، میتواند سیگنالی از آغاز یک دوره گذار زیرساختی و آزمایشی توسط اپراتورهای بزرگ داخلی باشد.

یکی از اساسیترین شاخصهای ارزیابی توسعهیافتگی شبکه یک کشور، میزان پذیرش و مهاجرت به نسخه ششم پروتکل اینترنت (IPv۶) است.

بررسی نمودار توزیع ترافیک در طول هفته منتهی به ۱۵ جولای، از یک نقطه عطف فنی پرده برمیدارد. تا پیش از روز ۱۲ جولای، سهم ترافیک IPv۶ در شبکه ایران تقریباً صفر مطلق بود. با این حال، از تاریخ ۱۲ جولای، نمودار کلودفلر شاهد ثبت نوار باریک اما مستمری از ترافیک IPv۶ است. این رفتار نموداری به وضوح نشاندهنده یک مداخله فنی مشخص از جمله باز شدن آزمایشی مسیرهای IPv۶ یا پیکربندی جدید تجهیزات شبکه توسط یک یا چند اپراتور بزرگ موبایل یا ثابت در کشور است.
اینترنت کشور در لایه امنیت تبادل داده
این نمودار توزیع درخواستهای وب را بر اساس نسخههای مختلف پروتکل HTTP (شامل HTTP/۱.x ،HTTP/۲ و HTTP/۳) در بازه زمانی ۸ تا ۱۵ جولای نشان میدهد. این دادهها از نظر وضعیت مدرن بودن زیرساختها و شبکه در این منطقه، نکات بسیار مهمی را آشکار میکنند:

بیش از ۸۷.۷٪ ترافیک روی پروتکل HTTP/۲ (رنگ آبی روشن) جابهجا میشود. این یعنی بخش عمدهای از وبسایتها و سرورهایی که کاربران در کشور به آنها متصل میشوند، به فناوریهای مالتیپلکسینگ (Multiplexing) مجهزند که اجازه میدهد چندین درخواست همزمان روی یک اتصال ارسال شوند و سرعت لود صفحات بهبود یابد. روند این ترافیک در طول هفته کاملاً پایدار و بدون نوسان شدید بوده است.
حدود ۱۲.۲٪ از ترافیک (رنگ سرمهای در پایین نمودار) همچنان از نسخههای قدیمی و سنتی HTTP/۱.x استفاده میکند. این ترافیک معمولاً مربوط به ابزارهای قدیمی، باتها، درخواستهای API ساده، یا سرورهای داخلی و وبسایتهای دولتی/سازمانی است که هنوز زیرساخت خود را به نسخههای جدیدتر ارتقا ندادهاند. نوسانهای موجیشکل کوچک در این بخش نشاندهنده تغییر رفتار کاربران بین ساعات شب و روز است.
عجیبترین و کلیدیترین نکته این نمودار، سهم کمتر از ۰.۱ درصدی HTTP/۳ (رنگ نارنجی) است؛ به طوری که اثر آن در بالای نمودار به سختی و در حد یک خط مویی دیده میشود. پروتکل HTTP/۳ مدرنترین نسخه این پروتکل است که بر پایه QUIC و پروتکل UDP کار میکند و سرعت فوقالعاده بالایی دارد.
این سهم نزدیک به صفر یک دلیل فنی واضح دارد: مسدود بودن یا اختلال شدید روی پروتکل UDP در شبکه اینترنت کشور (فیلترینگ یا محدودیتهای زیرساختی بر روی پورتهای UDP). وقتی مرورگر نتواند اتصال HTTP/۳ را برقرار کند، به ناچار به پروتکل قدیمیتر یعنی HTTP/۲ پسروی میکند.
انحصار مطلق کروم در بازار مرورگرها
تحلیل User Agents نشاندهنده یک الگوی رفتاری به شدت یکپارچه و فاقد تنوع در انتخاب مرورگر توسط کاربران ایرانی است:
پادشاهی کروم با سهم ۹۶ درصدی: مرورگر گوگل کروم عملاً تمام ترافیک وب کشور را در انحصار خود دارد. این چیدمان آماری معلول دو عامل ساختاری است: نخست، سهم بسیار بالای گوشیهای هوشمند تحت سیستمعامل اندروید در بازار ایران که کروم را به صورت پیشفرض در اختیار دارند؛ دوم، تسلط ویندوز بر بخش دسکتاپ و استفاده وسیع کاربران از این مرورگر به عنوان ابزار اول وبگردی.
سهم به شدت حاشیهای سافاری و فایرفاکس (هرکدام ۱.۲٪): سهم ناچیز سافاری تاییدکننده جامعه آماری کوچک کاربران سیستمعاملهای iOS و macOS در ایران است. فایرفاکس نیز علیرغم پیشینه تاریخی خود، در بازار ایران به یک مرورگر حاشیهای برای کاربران خاص تبدیل شده است.
در آخر باید گفت گزارش ترافیکی کشور در میانه جولای ۲۰۲۶، در لایه زیرساخت ارتباطی، تاخیر عمیقی در گذار به IPv۶ را نشان میدهد. رصد ترافیک در ماههای آینده مشخص خواهد کرد که آیا این جهش کوچک ۱.۳ درصدی مقدمهای بر مهاجرت ملی و گسترده به نسل جدید آدرسهای اینترنتی است یا صرفاً یک مانور فنی و محدود باقی خواهد ماند.

خلیج فارس: دهها میلیون ایرانی در روزهای اخیر با مشکلات جدی بانکی مواجه شده اند. علتش نیز این است که شبکه بانکی کشور به طور گسترده تحت حملات سنگین هکری قرار دارد.
گزارش ها حاکی از آن است که فیلترینگ در کشور، حملات علیه سیستم بانکی را تسهیل کرده است؛ یعنی اگر در سالیان اخیر، کشور دچار این حجم از فیلترینگ ویرانگر نبود، امروز شاهد زیر ضربه رفتن بانک های ایران نبودیم.
بخش های خلاصه شده ای از یک گزارش در این باره را که خبرگزاری خبرآنلاین منتشر کرده بخوانید:
فیلترینگ باعث شده بخش قابل توجهی از کاربران و حتی کارشناسان فنی برای دسترسی به سرویسهای ضروری، به استفاده دائمی از فیلترشکنها و پروکسیهای ناشناس وابسته شوند؛ ابزارهایی که بسیاری از آنها از منابع نامعتبر توزیع شده و دسترسی گستردهای به ترافیک اینترنت کاربران دارند. این وابستگی، سطح حمله (Attack Surface) را بهطور قابل توجهی افزایش داده و امکان سرقت اطلاعات، رهگیری ارتباطات، تزریق بدافزار و اجرای حملات را برای مهاجمان فراهم میکند.
از سوی دیگر، ترافیک رمزگذاریشده و عبور دادهها از زنجیرهای از سرورهای واسط، فرآیند پایش، تشخیص و واکنش سریع تیمهای امنیتی را نیز دشوارتر میکند. در چنین شرایطی، فیلترینگ نهتنها مانعی در برابر مهاجمان ایجاد نمیکند، بلکه با گسترش استفاده از ابزارهای غیرقابل اعتماد، به عاملی برای افزایش ریسک نفوذ و کاهش دید عملیاتی مدافعان سایبری تبدیل میشود.
تجهیزات بازرسی عمیق بستهها (DPI) که توسط شرکت ارتباطات زیرساخت درگاههای اینترنت کشور را پایش میکنند، توانایی پردازش همزمان و بازرسی ترافیک مبتنی بر پروتکل نسل ششم (IPv6) را به دلیل ساختار رمزنگاری و آدرسدهی پیچیده آن ندارند. در نتیجه، متولیان فیلترینگ با حذف سازمانیافته این پروتکل، فضای آدرسدهی کشور را به محدوده منسوخ IPv4 زنجیر کردند.
این اقدام به اشباع جداول شبکه و بروز پدیده پردازش فرساینده در تجهیزات لبه شبکه منجر شده است. پردازندههای روترها تحت بار ترافیکی سنگین ناشی از فیلترشکنها داغ شده و تاخیری نمایی را به کل بستههای داده تحمیل میکنند. در این بستر ناپایدار، پایگاههای داده بانکها هنگام تبادل تراکنشها با سامانههای مرکزی نظیر شتاب و شاپرک، مدام با خطای (Timeout) مواجه میشوند. مهاجمان سایبری با آگاهی کامل از این خستگی سختافزاری، حملات خود را در ساعات اوج پردازش وارد کرده و به راحتی لایه دسترسی بانکها را منهدم میکنند.
به دلیل محدودیتهای دوطرفه فیلترینگ داخلی و تحریمهای خارجی، مهندسان نرمافزار در بانکها , شرکتهای تابعه خدمات انفورماتیک، دسترسی مستقیمی به مراجع اصلی پکیجهای برنامهنویسی ندارند. برنامهنویسان برای دور زدن این بنبست، ناگزیر به استفاده از نمونههای داخلی غیررسمی یا اتصال از طریق پروکسیهای واسطه ناشناس هستند.
مهاجمان با استفاده از تکنیکهای پیچیده، کتابخانههای نرمافزاری مخرب با نامهایی بسیار مشابه به پکیجهای اصلی را در این نمونههای ناامن تزریق میکنند. از آنجا که پکیجهای دانلودشده فاقد امضاهای دیجیتال معتبر و مراجع راستیآزمایی جهانی هستند، کدهای مخرب حاوی (Backdoors) مستقیماً به کدهای منبع پلتفرمهای بانکی و همراه بانکها راه مییابند. این نفوذها بدون جلب توجه سیستمهای دفاعی، ماهها در لایههای عمیق سیستم فعال میمانند تا در زمان مقرر، به عنوان مسیر ورود مهاجمان برای تخریب هسته پردازش بانکی مورد استفاده قرار گیرند.
چندی پیش هم گزارش هایی درباره نفوذ دشمن از مدخل های فیلترشکن برای عملیات شناسایی و ترور در ایران منتشر شده بود.
اکنون نیز که یکی دیگر از آثار مخرب فیلترینگ گسترده مقابل چشمان یک ملت و مسوولان یک کشور قرار دارد، کاملاً مشخص است که گسترش فیلترینگ در ایران، برنامه ای هدایت شده و هدفمند برای نفوذ در عمیق ترین لایه های امنیتی و اقتصادی کشور بوده است و الّا این حجم از حماقت به هیچ عنوان عادی نیست.
واقعاً کدام کشور را در دنیا سراغ دارید که در مدتی کمتر از یک دهه، کاری کند که قریب به اتفاق تلفن های هوشمند و یارانه های شخصی و سازمانی اش آلوده به فیلترشکن هایی شود که توسط خارجی ها تولید و مدیریت می شوند؟!
اگر هم کشورهای معدودی مانند چین برخی پلتفرم های خاص را فیلتر کرده اند، زیرساخت لازم را به لحاظ فنی، اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی داشته اند که مردم شان به فیلترشکن های آلوده خارجی پناه نبرند.
حالا دیگر مانند روز روشن است که بخش مهمی از خسارت هایی که حکومت و مردم ایران متحمل شده اند، ریشه در فیلترینگ دارد. بنابر این خردمندی امنیتی ایجاب می کند، حامیان فیلترینگ و عقبه آنها به طور جدی مورد بررسی قرار گیرند تا مشخص شود آنها از کدام سرویس جاسوسی خارجی مأموریت داشته اند با تزریق زهر فیلترشکن به شبکه اینترنت ایران، آن را به اسارت خارجی ها درآورند؟
این که فکر کنیم حامیان اصلی فیلترینگ، صرفاً با نیت خیرخواهانه این جنایت بزرگ را علیه یک ملت انجام داده اند، حماقت محض است، خاصه آن که برخی از این افراد، از نظر فنی هم به مباحث مربوطه مشرف هستند و دقیقاً می دانند که چه می کنند.
اگر فلان جوان نابخرد از فلان پایگاه شهری عکس بگیرد و به شبکه های خارجی بفرستد، مجرم است و باید مجازات شود، این ها که در لباس خودی، فضای اینترنت کشور را در اختیار سرویس های بیگانه قرار داده اند، حتماً مجرمانی بزرگ ترند و باید به طور جدی تری مورد استنطاق و محاکمه قرار گیرند.
دهها سال بعد که اسناد سرویس های اطلاعاتی موساد و سیا از طبقه بندی محرمانه و سری خارج شوند، حتماً به این روزها اشاره خواهد شد که چگونه توانستند با کمک نفوذی های ظاهرالصلاح شان، شبکه اینترنت ایران را آلوده کنند و ضربات متعدد بزنند.

همچنین حالا که با حملات بانکی، جنایت فیلترینگ به طرز عمومی و مشهودی در برابر دیدگان همگان قرار دارد، از مقامات ارشد کشور انتظار می رود برای پاکسازی شبکه اینترنت کشور از میلیون ها مین فیلترشکن، به طور فوری، قاطع و میهن دوستانه، دستور رفع کامل فیلترینگ خائنانه کنونی را صادر کنند و تنها سایت های غیراخلاقی و تروریستی را -همانند همه جهان- در فیلتر نگه دارند.
این کار، برای حفظ ایران و نظام جمهوری اسلامی، جزو ضروریات است. هر کس هم که در مقابله با این عزم عاقلانه و نجات بخش، جیغ بنفش کشید، باید مورد بررسی امنیتی قرار بگیرد که چه نفعی در ادامه فیلترینگ و استمرار دسترسی دشمن به فضای اینترنت کشور دارد؟!
منبع: عصرایران
خلیج فارس:بر خلاف تصورات سنتی پدافند غیرعامل که فیلترینگ و انزوای شبکه را سدی دفاعی در برابر حملات سایبری قلمداد میکنند، شواهد فنی و مستندات امنیتی سال ۱۴۰۵ نشان میدهند که فیلترینگ خود به یکی از بزرگترین پیشرانهای تخریب زیرساخت و تسهیل حملات سایبری تبدیل شده است.
نگار علی در خبرآنلاین نوشت: آنچه شبکه بانکی ایران را در حمله سایبری خرداد و تیر ۱۴۰۵ آسیبپذیر کرد، تنها توان مهاجمان نبود. بررسیهای فنی نشان میدهد بخشی از این آسیبپذیری به سیاستهایی بازمیگردد که قرار بود امنیت شبکه را افزایش دهند، اما در عمل مسیر نفوذ را هموارتر کردند.

شبکه بانکی و پرداخت کشور در اواخر خرداد و ابتدای تیر ۱۴۰۵ با یکی از مخربترین و گستردهترین اختلالات سیستمی در تاریخ خود مواجه شد. این اختلالات که ناشی از یک حمله سایبری هماهنگ و چندمرحلهای به زیرساختهای حیاتی کشور بود، علاوه بر فلج کردن موقت تراکنشهای خرد و کلان میلیونها شهروند، زنگ خطر جدی را در خصوص میزان تابآوری ساختاری کشور به صدا درآورد.
این بحران بانکی در قالب دو موج عملیاتی اصلی و پیاپی رخ داد که هسته خدماتی و پلتفرمهای پرداخت کارتمحور کشور را هدف گرفت.
در روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، گزارشهای متعددی از سوی شهروندان مبنی بر قطع ناگهانی و کامل دسترسی به خدمات بانکی صادر شد. این اختلال گسترده، پلتفرمهای همراه بانک، اینترنت بانک، خودپردازها (ATM) و پایانههای فروشگاهی (کارتخوانها) را در چهار بانک بزرگ شامل بانک ملی، بانک صادرات، بانک تجارت و بانک توسعه صادرات به طور کامل از مدار خارج کرد.
در پاسخ به این وضعیت اضطراری، شرکت خدمات انفورماتیک به عنوان هاب فنی و ارائهدهنده زیرساخت مشترک پرداخت به این بانکها، تصمیم گرفت به منظور مهار دامنه نفوذ، جلوگیری از دسترسیهای غیرمجاز و صیانت از اطلاعات حساس مالی مشتریان، ارائه خدمات پایه مبتنی بر کارت را در سراسر کشور به صورت موقت معلق کند. اگرچه در روزهای بعد بخشی از خدمات کارتی به صورت ناپایدار احیا شد، اما ریشههای نفوذ همچنان فعال باقی ماند.
در حالی که تیمهای تخصصی پدافند سایبری در حال تلاش برای بازگرداندن پایداری به شبکه بودند، موج دوم و شدیدتری از حملات در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۵ سیستمهای هسته بانکی را نشانه رفت. این حمله بار دیگر خدمات کارتمحور و تراکنشهای آنلاین بانکهای ملی و صادرات را به طور کامل متوقف کرد. فرماندهی سایبری کشور با صدور بیانیهای رسمی، وقوع حمله سایبری هدفمند با هدف «اختلال سازمانیافته در خدمات عمومی» را تایید کرد و هشدار داد که رفع کامل آثار تخریبی این حملات و بازگردانی پایدار سامانهها ممکن است تا دو هفته به طول انجامد.
زمانبندی این حملات پیوند عمیقی با تحولات دیپلماتیک در سطح کلان داشت. حملات سایبری دقیقاً در گرماگرم مذاکرات دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن در سوئیس رخ داد. روزنامه تلگراف در گزارشی مستند فاش کرد که کارشناسان سایبری، گروه هکری خوشنام «گنجشک درنده» (Predatory Sparrow) را که به عنوان جبهه عملیاتی واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل و موساد شناخته میشود، عامل اصلی این حمله معرفی کردهاند. این عملیات سایبری مشترک با هدف مسدودسازی مسیرهای نقلوانتقال پول، به تعویق انداختن توان مالی ایران و ضربه مستقیم به تفاهمنامه صلح سوئیس طراحی و اجرا شد.
بانک مرکزی: با وجود تلاشها، آثار اختلال بانکی همچنان ادامه دارد
امروز بانک مرکزی در اطلاعیهای اعلام کرد از نخستین ساعات بروز اختلال، بررسی پیامدهای آن بر امور جاری مردم و فعالان اقتصادی را آغاز کرده و موضوعاتی مانند سررسید و وصول چکها، تأخیر در بازپرداخت اقساط، جریمه دیرکرد تسهیلات، رتبه اعتباری مشتریان و وقفه در ارائه خدمات بانکی را با رویکرد حمایتی در دست بررسی قرار داده است.
این نهاد تأکید کرد هیأت عامل بانک مرکزی تمهیدات لازم را برای کاهش آثار این اختلالات بر مردم و فعالان اقتصادی اتخاذ خواهد کرد تا هیچیک از مشتریان شبکه بانکی به دلیل شرایط خارج از اراده خود متضرر نشوند. با این حال، انتشار این اطلاعیه نشان میدهد که علیرغم تلاشهای همزمان برای مهار بحران و بازگردانی سامانهها، اختلالات و پیامدهای ناشی از حمله سایبری همچنان ادامه داشته و آثار آن بر خدمات بانکی و فعالیتهای اقتصادی بهطور کامل برطرف نشده بود.
گفتنی است که از ساعاتی پیش، بخشی از خدمات دو بانک ملی و صادرات بار دیگر با اختلال روبهرو شده است.
با وجود تلاشها، آثار اختلال بانکی همچنان ادامه دارد
با وجود آغاز همزمان اقدامات فنی برای بازگرداندن خدمات، آثار این حملات برای روزها در شبکه بانکی ادامه یافت. بانک مرکزی در اطلاعیهای اعلام کرد از نخستین ساعات بروز اختلال، بررسی پیامدهای آن بر امور جاری مردم و فعالان اقتصادی را آغاز کرده و موضوعاتی مانند سررسید و وصول چکها، تأخیر در بازپرداخت اقساط، جریمه دیرکرد تسهیلات، رتبه اعتباری مشتریان و وقفه در ارائه خدمات بانکی را با رویکرد حمایتی در دست بررسی قرار داده است.
این نهاد تأکید کرد هیأت عامل بانک مرکزی تمهیدات لازم را برای کاهش آثار این اختلالات بر مردم و فعالان اقتصادی اتخاذ خواهد کرد تا هیچیک از مشتریان شبکه بانکی به دلیل شرایط خارج از اراده خود متضرر نشوند. با این حال، انتشار این اطلاعیه نشان میدهد که علیرغم تلاشهای همزمان برای مهار بحران و بازگردانی سامانهها، اختلالات و پیامدهای ناشی از حمله سایبری همچنان ادامه داشته و آثار آن بر خدمات بانکی و فعالیتهای اقتصادی بهطور کامل برطرف نشده بود.
فیلترینگ، دروازه نفوذ هکرها به زیرساختهای کشور
بر خلاف تصورات سنتی پدافند غیرعامل که فیلترینگ و انزوای شبکه را سدی دفاعی در برابر حملات سایبری قلمداد میکنند، شواهد فنی و مستندات امنیتی سال ۱۴۰۵ نشان میدهند که فیلترینگ خود به یکی از بزرگترین پیشرانهای تخریب زیرساخت و تسهیل حملات سایبری تبدیل شده است.
فیلترینگ باعث شده بخش قابل توجهی از کاربران و حتی کارشناسان فنی برای دسترسی به سرویسهای ضروری، به استفاده دائمی از فیلترشکنها و پروکسیهای ناشناس وابسته شوند؛ ابزارهایی که بسیاری از آنها از منابع نامعتبر توزیع شده و دسترسی گستردهای به ترافیک اینترنت کاربران دارند. این وابستگی، سطح حمله (Attack Surface) را بهطور قابل توجهی افزایش داده و امکان سرقت اطلاعات، رهگیری ارتباطات، تزریق بدافزار و اجرای حملات را برای مهاجمان فراهم میکند.
از سوی دیگر، ترافیک رمزگذاریشده و عبور دادهها از زنجیرهای از سرورهای واسط، فرآیند پایش، تشخیص و واکنش سریع تیمهای امنیتی را نیز دشوارتر میکند. در چنین شرایطی، فیلترینگ نهتنها مانعی در برابر مهاجمان ایجاد نمیکند، بلکه با گسترش استفاده از ابزارهای غیرقابل اعتماد، به عاملی برای افزایش ریسک نفوذ و کاهش دید عملیاتی مدافعان سایبری تبدیل میشود.
حذف IPv۶؛ پاشنه آشیل امنیت شبکه بانکی شد
تجهیزات بازرسی عمیق بستهها (DPI) که توسط شرکت ارتباطات زیرساخت درگاههای اینترنت کشور را پایش میکنند، توانایی پردازش همزمان و بازرسی ترافیک مبتنی بر پروتکل نسل ششم (IPv6) را به دلیل ساختار رمزنگاری و آدرسدهی پیچیده آن ندارند. در نتیجه، متولیان فیلترینگ با حذف سازمانیافته این پروتکل، فضای آدرسدهی کشور را به محدوده منسوخ IPv4 زنجیر کردند.
این اقدام به اشباع جداول شبکه و بروز پدیده پردازش فرساینده در تجهیزات لبه شبکه منجر شده است. پردازندههای روترها تحت بار ترافیکی سنگین ناشی از فیلترشکنها داغ شده و تاخیری نمایی را به کل بستههای داده تحمیل میکنند. در این بستر ناپایدار، پایگاههای داده بانکها هنگام تبادل تراکنشها با سامانههای مرکزی نظیر شتاب و شاپرک، مدام با خطای (Timeout) مواجه میشوند. مهاجمان سایبری با آگاهی کامل از این خستگی سختافزاری، حملات خود را در ساعات اوج پردازش وارد کرده و به راحتی لایه دسترسی بانکها را منهدم میکنند.
فیلترینگ ریسک آلودگی زنجیره تأمین نرمافزار را افزایش داد
به دلیل محدودیتهای دوطرفه فیلترینگ داخلی و تحریمهای خارجی، مهندسان نرمافزار در بانکها , شرکتهای تابعه خدمات انفورماتیک، دسترسی مستقیمی به مراجع اصلی پکیجهای برنامهنویسی ندارند. برنامهنویسان برای دور زدن این بنبست، ناگزیر به استفاده از نمونههای داخلی غیررسمی یا اتصال از طریق پروکسیهای واسطه ناشناس هستند.
مهاجمان با استفاده از تکنیکهای پیچیده، کتابخانههای نرمافزاری مخرب با نامهایی بسیار مشابه به پکیجهای اصلی را در این نمونههای ناامن تزریق میکنند. از آنجا که پکیجهای دانلودشده فاقد امضاهای دیجیتال معتبر و مراجع راستیآزمایی جهانی هستند، کدهای مخرب حاوی (Backdoors) مستقیماً به کدهای منبع پلتفرمهای بانکی و همراه بانکها راه مییابند. این نفوذها بدون جلب توجه سیستمهای دفاعی، ماهها در لایههای عمیق سیستم فعال میمانند تا در زمان مقرر، به عنوان مسیر ورود مهاجمان برای تخریب هسته پردازش بانکی مورد استفاده قرار گیرند.
فرار نخبگان، بانکها را در برابر هکرها آسیبپذیرتر کرد
یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای فضای انسداد دیجیتال، مهاجرت گسترده نیروهای خبره امنیت سایبری از کشور است. به اعتقاد کارشناسان برجسته و اعتراف صریح مدیران ارشد شرکت ارتباطات زیرساخت، فیلترینگ بیضابطه و شرایط نامساعد اقتصادی، انگیزه کار و بقای متخصصان را نابود کرده و کشور را از سرمایه انسانی تهی ساخته است.
در غیاب نیروهای خبرهای که قادر به تحلیل رفتارهای پیچیده مهاجمان و مدیریت بحران در زمان حملات روز صفر باشند، سامانههای دفاعی بانکها به صورت دستی و با خطاهای فاحش اداره میشوند که ثمره آن تداوم دوهفتهای آثار تخریبی یک حمله سایبری است.
بحران سایبری خرداد و تیر ۱۴۰۵ خط بطلانی بر فرضیه پایداری سیستمها در بستر انزوای شبکه کشید. سیاستهای فیلترینگ نهتنها مانعی در برابر نفوذ هکرها ایجاد نکرد، بلکه با فرسوده کردن سختافزارها، آلوده کردن کلاینتهای داخلی و مسموم کردن زنجیره تامین نرمافزار، مقاومت شبکه بانکی را از درون متلاشی کرد.
باید برای ارتقای پایداری ملی و جلوگیری از فجایع آینده، بازنگری در سیاستهای فیلترینگ و بازسازی زیرساخت ارتباطی صورت گیرد و مداخلات پردازشی سنگین در لبه شبکه متوقف شود و استاندارد آدرسدهی IPv6 برای کاهش تراکم جداول مسیریابی و ایجاد پایداری در تراکنشها باید احیا شود.
تداوم اصرار بر دکترینهای منسوخ فیلترینگ و انزوا، شبکه مالی کشور را در جنگهای سایبری آینده بیش از پیش بیدفاع کرده و بستر مناسبی را برای فروپاشیهای سیستمی مخربتر فراهم خواهد ساخت.

در نشست خبری دیروز وزیر ارتباطات، خبرنگار کیهان همان سؤالی را پرسید که همه از آن انتظار دارند و قاعدتا ستار هاشمی هم آمادگی داشت چون کیهان با ارتباطات آزاد و اینترنت بین الملل سازگار نیست و همۀ امور را تحت کنترل می پسندد. بر این اساس پرسشی بود با نگاه امنیتی و به قصد متهم کردن و ترساندن ولی پاسخ ستار هاشمی آن قدر صریح و بی لکنت بود که نشان داد مانند برخی از کاربهدستان دیگر دستپاچه نشده و رو به دوربین مردم و کاربران صحبت کرد نه رو به دوربینهایی که انتظار دیگری دارند.
عین پرسش به روایت خود کیهان از این قرار است: “آیا تبعات امنیتی اتصال اینترنت بین الملل با وجود آماده نبودن مقدماتی همچون تکمیل نبودن شبکه ملی اطلاعات را می پذیرید؟”
پاسخ وزیر هم از این قرار: “اگر تصور شود با محدودسازی اینترنت میتوان به امنیت پایدار دست یافت این نگاه نیازمند بازنگری جدی است. در همان بازه زمانی قطعی هم شاهد رخدادهای امنیتی و خسارت های انسانی از جمله شهادت تعدادی از فرماندهان و مسوولان بوده ایم و این موضوع نشان می دهد مساله امنیت بسیار پیچیده تر از صرف محدود سازی صرف است.”
هر چند این پاسخ دقیق و فنی بود و از آن آبی برای کیهان گرم نشد تا همان سوال خود را تیتر کند ولی به این بهانه نکات دیگری هم قابل اشاره است:
اول. این جماعت عادت کرده هر جا که حقی را نمیدهد بهانه میآورد که زیرساخت آماده نیست. شبکه مهیا نیست. مقدمات فراهم نیست در حالی که با اصل حق غیر خودشان مخالفاند. قریب 20 سال در داستان ورود زنان به ورزشگاه هم میگفتند زیرساخت فراهم نیست و منظورشان دستشویی جدا بود و سالها لابد داشتند میساختند! اینجا هم میگویند شبکه ملی کامل نیست در حالی که بحث ملی و بینالملل در ادامه هم مطرحاند و ملی و به تعبیر درستتر شبکه داخلی جای بینالملل را نمیگیرد همانطور که وزارت کشور جای وزارت خارجه را و لیگ فوتبال داخلی جای جام جهانی را و فرودگاه مهرآباد جای فرودگاه امام را.
دوم. اگر جای وزیر بودم میپرسیدم آیا شما تبعات امنیتی سوق دادن مردم به استفاده از اینترنت ماهوارهای یا استارلینک را میپذیرید؟ آیا شما تبعات امنیتی تولید نارضایتی و کلافه کردن مردم را میپذیرید؟ آیا شما تبعات امنیتی احساس توهین و تحقیر به نخبگان و ایجاد انگیزه برای مهاجرت را میپذیرید؟
جدای اینها شما مگر کاسۀ داغتر از آشاید؟ اگر اینترنت مشکل امنیتی ایجاد کند تشخیص آن با شورای عالی امنیت ملی است و رییس جمهوری در مقام رئیس این شورا به دکتر عارف ماموریت داد بررسی و پیشنهاد کنند و دستور اتصال را در واقع رئیس جمهوری صادر کرده و اگر باز جنگی درگیرد که نیاز به قطع موقت باشد آن شورا تصمیم میگیرد.
یا می شد خطاب به کیهان به مثابه تریبون جریان مقابل دولت و هوادار محدودیت و نه یک خبرنگار بگوید آیا شما تبعات امنیتی شکسته شدن قبح استفاده از فیلترشکن ها را میپذیرید؟
با منطق اینان وزیر بهداشت هم باید تبعات احتمال مرگ بیماران در اتاقهای عمل بیمارستانها را بپذیرد چون هر عمل جراحی با مخاطره و ریسک همراه است و به خاطر همین در وضعیتی که بیمار قادر به تصمیم گیری نیست از او رضایتنامه میگیرند تا بعدتر امکان شکایت نباشد.
با نگاه نفی و تردید البته ، ازدواج هم نباید کرد چون مهمترین عامل طلاق، ازدواج است چون اگر هیچ ازدواجی نباشد طبعا هیچ طلاقی هم رخ نخواهد داد!مسخره است؟ بله. اما استدلال مخالفان ارتباطات هم کم از آن نیست!
این که ستار هاشمی به خبرنگار کیهان گفته “نگاهتان نیازمند بازنگری جدی است” محترمانهترین شکل این جمله است که چرا این قدر منفینگرید؟ چرا در هر امری دنبال محدود سازی هستید؟ چرا از محدود سازیهای قبلی عبرت نمیگیرید.
من اگر جای وزیر ارتباطات بودم شاید از آن خبرنگار میپرسیدم خط شما سفید است یا نه و در روزهای قطع اینترنت از چه استفاده میکردید؟
خوشبختانه جای وزیر ارتباطات نیستم هر چند پاسخ هوادار محدودسازی و مخالف اینترنت بین الملل را صریح و روشن داد.
قید “خوش بختانه” البته به خاطر دلیلی دیگر بود. چون متخصص هوش مصنوعی ناچار است نه درباره هوش مصنوعی که درباره بدیهیات توضیح دهد و مواخذه شود و بعید نیست اگر دولت دوباره به دست این طیف بیفتد نام وزارت ارتباطات را به “وزارت ارتباطات داخلی و شبکه ملی اطلاعات” تغییر دهند تا اینترنت بینالملل بلاموضوع شود! همانها که در دولت احمدینژاد نام “معاونت زنان ریاست جمهوری” را به “معاونت خانواده” تغییر دادند چون برای زن نقشی بیرون از خانواده قایل نیستندو در دولت روحانی کلمه “زنان” بازگشت و شد “زنان و خانواده” و در دولت مرحوم رییسی رویشان نشد دوباره کلمه زنان را بردارند!
منبع:عصرایران
خلیج فارس: یکی از پیامدهای قطعی اینترنت، گسیل سیل عظیمی از مردم به سکوهای داخلی و پیامرسانهای بومی مثل روبیکا، سروش، بله و ایتا بوده است. در ابتدا، این شبکههای داخلی با محدودیتهای بسیاری مواجه بودند، اما در سه ماه اخیر و عمدتا پس از ناآرامیهای دی ماه، تلاش بیشتری به منظور پیشرفت و ارتقا انجام دادند و بخشی از محدودیتهای پیش رو را برداشتند.
پیام رسان «بله» در حال حاضر یک مانع جدی پیش پای کاربران گذاشته و آن، محدودیت ارسال فایل بیشتر از ۲۰ مگابایت است. این سد راه که تبدیل به چالشی بزرگ برای بله شده، داد کاربران را درآورده و تجربه کاربری بدی را برای ایشان رقم زده است. موج نارضایتیها از این پیام رسان روزبهروز بیشتر میشود و کسی در مقطع کنونی پاسخگو نیست.
هم اکنون بسیاری از کاربران به رفع محدودیتهای روبیکا و ایتا اشاره میکنند و با بیان نارضایتی خود، خواستار اصلاح هر چه سریعتر محدودیتها هستند. یکی از مهمترین قابلیتهایی که کاربران باید در پیامرسانها داشته باشند، ارسال فایلهای مختلف با حجمهای بالاست که متاسفانه بله در این آزمون مردود شده و مشخص نیست برنامه توسعه دهندگان آن برای حل این مشکل چیست!

براساس اعلام برخی کاربران، رقبای پیام رسان بله قابلیت ارسال فایلهای چند ده مگابایتی را فعال کردهاند، در حالی که «بله» همچنان در گذراندن این مرحله با چالش مواجه شده است. مهمترین قشر مصرف کننده از این پیام رسان، دانشجویان، طراحان و فعالان حوزه کسبوکار هستند که با ارسال فایلهای حجیم سروکار دارند و هم اکنون از تداوم وضع موجود آسیب میبینند.
به احتمال زیاد توسعه دهندگان بله در روزهای آتی مجبور به حل این مشکل خواهند شد و سرانجام محدودیت ارسال فایل تا سقف ۲۰ مگابایت هم برداشته میشود، اما پرسش اساسی این است: آیا در شرایط کنونی که اقتصاد دیجیتال در اغما به سر میبرد، اینترنت بین الملل باید به مدتی نامعلوم قطع میشد؟
خلیج فارس:با رسمیت یافتن ارائه اینترنت پرو به کسب و کارها و انعکاس بعضی اخبار و تصاویر چتهای مجازی مبنی بر سفیدسازی خطوط مردم با ارائه مدارک و هزینه، جامعه در حال واکنش نشان دادن به موضوع اینترنت طبقاتی است. مفهومی که هرچند وقت یکبار در جامعه داغ و با واکنش منفی مقامات دولتی مواجه میشود.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، در حال حاضر طولانیترین قطعی دسترسی به اینترنت بینالملل در ایران جریان دارد که پس از آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. مقامات دولت چهاردهم پس از جدی شدن انتقادات به این قطعی طولانی، تلاش کردند در اظهارات یا پستهای خود در شبکههای اجتماعی این پیام را منتقل کنند که وضعیت موجود موقتی بوده و دولت و شخص رئیسجمهور با قطع دسترسی مردم به اینترنت بینالمللی مخالف هستند.
اما در این مورد یک نکته وجود دارد: موضع مقامات دولتی هم با واکنش منفی روبروست. گویا افراد زیادی نیستند که موضع دولت در مورد اینترنت را جدی بگیرند.
پاستوریها چه میگویند؟
چندی پیش، محمدرضا عارف در اظهارنظری گفته بود: «دسترسی برابر و بدون تبعیض به اینترنت باید برای همه اقشار جامعه فراهم شود و سیاستگذاریهای این حوزه باید مبتنی بر عدالت دیجیتال باشد.»
در همان روزها، وزیر ارتباطات هم اظهار داشت: «دسترسی عادلانه و عمومی به اینترنت حق همه مردم است و سیاست این وزارتخانه فراهمسازی دسترسی باکیفیت و بدون تبعیض برای همه شهروندان است. اینترنت طبقاتی و لیست سفید موضوعیتی ندارد و در سیاستگذاریهای این حوزه جایی نخواهد داشت.»
معاون دفتر پزشکیان یکی از پرکارترین اعضای تیم رئیس دولت چهاردهم برای توضیح درباره شرایط امروز اینترنت است. او در شبکه ایکس نوشت: «رئیسجمهور با محدودیت دسترسی مردم به اینترنت بینالمللی قویاً مخالف است. مراجع تخصصی در شرایط جنگی مخاطراتی برای بازگشایی اینترنت قائلند که قابل اعتناست. طرح اینترنت پرو که با مصوبه شورای عالی امنیت ملی در حال انجام است صرفاً راهی موقت برای دسترسیهای ضروری به اینترنت جهانی است. با حجم محدود و کاربران محدودتر، لذا بحث درآمدزایی برداشتی انحرافی است. با این حال اما وظیفه همان مراجع ذیصلاح اعم از کمیته تخصصی شعام، وزارت ارتباطات یا مرکز ملی فضای مجازی ارائه توضیح به مردم و اقناع افکار عمومی است. از این حیث کوتاهی کردهاند.»
سیتنا هم در گفتگویی به نقل از یکی از مشاوران رئیس جمهور نوشت: «آقای پزشکیان به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، کاملاً موافق بازگشایی اینترنت و استیفای حق مردم است. مصوبات شعام همواره مقطعی بوده و هیچگاه دستور دائمی برای قطع صادر نشده است.»
یک کارنامه پرچالش
احتمالاً یکی از دلایل واکنش منفی و جدی نگرفتن اظهارات مقامات دولت پزشکیان درباره بهبود وضعیت اینترنت، سوابق دولت چهاردهم در موضوع اینترنت باشد. در سال ۱۴۰۴، دسترسی مردم به اینترنت بینالملل ۳ بار در جنگ ۱۲ روزه، وقایع دیماه و در نهایت جنگ اخیر قطع شد. قطعی همچنان نیز ادامه دارد. این خاموشیهای سراسری همان طور که سخنگوی دولت نیز به آن اشاره کرد، به دلیل ملاحظات امنیتی اتفاق افتاد اما در شرایط عادی نیز، سوالات جدی درباره کارنامه اینترنتی پزشکیان وجود دارد.
مسعود پزشکیان در دوران انتخابات زودهنگام سال ۱۴۰۳، حرفهای جالبتوجهی در مورد حق مردم برای دسترسی به اینترنت مطرح میکرد. او در مناظره سوم گفته بود: «اینترنت را باید آزاد کنیم. توئیتر محل آموزش و تبادل خبر و فرهنگ است. جلوی محدودیتهای اینترنت ایستادگی خواهم کرد. فیلترینگ باعث شکلگیری کاسبی فروش فیلترشکن شده است. خرج ماهانه تلفن اگر 50 هزار تومان شود، 200 هزار تومان هزینه خرید فیلترشکن میشود. ضمن اینکه افزایش میزان استفاده از فیلترشکن باعث دسترسی آسانتر به شبکههای مستهجن شده است.»
انتخابات به پایان رسید و مسعود پزشکیان ۲۱ ماه گذشته را به عنوان رئیسجمهور زندگی کرد. در حالی که طی این مدت حدوداً دو ساله، اگر رفع فیلتر واتساپ و گوگلپلی در دی ۱۴۰۳ را کنار بگذاریم، دولت پزشکیان در این مدت، گشایش دیگری در پرونده اینترنت ایجاد نکرد یا موفق به انجام آن نشد. کیفیت اینترنت نیز به گواه آمار و گزارشهای فنی موجود و تجربه کاربران، بهبود پیدا نکرد. سوالی که در این میان گاهی به طرق مختلف از سوی بخشهای جامعه پرسیده میشود، این است که آیا دولت اختیار یا ارادهای برای حل مشکل اینترنت مردم دارد یا نه؟
صادق سپندارند | فعال حوزه استارتاپ
مهمترین مطالبات فعالان کسبوکارهای آنلاین را باید به درستی فهمید. این مطالبات فراتر از «فیلترینگ را بردارید» است.
چهار مطالبه محوری وجود دارد که هر کدام ریشه در یک نیاز واقعی مدیریتی دارند.

اول، «ثبات قانونی و زیرساختی». یک کسبوکار میتواند با محدودیت کنار بیاید، اما با بیثباتی نمیتواند. وقتی امروز نمیدانید فردا اینترنت وصل است یا قطع، کدام پلتفرم فیلتر میشود یا نمیشود، برنامهریزی استراتژیک عملاً غیرممکن میشود. فعالان میخواهند یک «پیمان پایداری» میخواهند که تحت هیچ شرایطی فعالیتهای اقتصادی را بدون اطلاع قبلی و جبران خسارت مختل نکند.
دوم، «پایان رویکرد جرمانگارانه». فعالیت در پلتفرمهای جهانی از تبلیغ در گوگل گرفته تا فروش در اینستاگرام نباید در هالهای از ابهام قانونی قرار داشته باشد. کسبوکاری که نمیداند فعالیتش مجاز است یا نه، سرمایهگذاری نمیکند، نیرو استخدام نمیکند و رشد نمیکند.
سوم، «مشارکت واقعی در تصمیمگیری». شوراها و کارگروههایی که درباره سرنوشت اینترنت تصمیم میگیرند، باید نمایندگان واقعی بخش خصوصی نه نمایندگان صوری را در خود داشته باشند. تصمیماتی که بدون درک زیستبوم کسبوکار گرفته میشوند، هزینههای غیرقابل پیشبینی به بار میآورند.
چهارم و اساسیترین مطالبه، «بازگشت به عقلانیت اقتصادی» در نگاه کلان به فضای مجازی است. اقتصاد دیجیتال با بخشنامه رشد نمیکند. این حوزه سه نیاز بنیادین دارد که هیچ جایگزینی ندارند: آزادی عمل، ارتباط با جهان، و امنیت سرمایهگذاری. غیاب هر کدام از این سه، موتور رشد را خاموش میکند.
بزرگترین هزینه محدودیتهای اینترنتی آن چیزی نیست که میبینیم کاهش فروش و تعطیلی کسبوکارها. بزرگترین هزینه آن چیزی است که هرگز اتفاق نیفتاد: سرمایهگذاریهایی که نشد، استارتاپهایی که تأسیس نشدند، و نوآوریهایی که در نطفه خفه شدند.
این هزینه نامرئی است اما در بلندمدت، مخربترین میراث این دوره برای اقتصاد ایران خواهد بود. فعالیت در پلتفرمهای جهانی از تبلیغ در گوگل گرفته تا فروش در اینستاگرام نباید در هالهای از ابهام قانونی قرار داشته باشد.
خلیج فارس: همزمان با جنگ و قطعی اینترنت در ایران، شاهد شکل گیری یک بازار سیاه کم سابقه ای در زمینه فروش فیلترشکن ها هســتیم. برخی از فروشندگان VPN، هر گیگابایـت ترافیک را تا ۵۰۰ هزار تومان می فروشند و مردمی که ناگزیر به اتصال به اینترنت جهانی یا وصل شدن به شبکه های اجتماعی خارجی هستند، راهی جز پرداخت این مبلغ را ندارند؛ چراکه به دنبال دسترسی به اطاعات در این شرایط بحرانی هستند.
یک هفته از قطعی اینترنت بین الملل می گذرد و همزمان با آن قیمت اشتراک های فیلترشکن نیز به ارقام عجیبی رسیده است.
در برخی مــوارد، هر گیگابایت ترافیک در این بازار سیاه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان معامله می شود.
این در حالی است که با توجه به اختلال های شدید زیرساختی، بسیاری از این اکانت ها فاقد پشتیبانی هستند و شاید عمر استفاده از آنها حتی به چند دقیقه نرسد.
این جهش قیمتی در بازار غیررسمی فیلترشکن در شرایطی رخ می دهد که جامعه با فشار تورمی سنگینی، به ویژه تورم سه
رقمی در بخش اقام خوراکی و کالاهای اساسی روبه رو است.
در حالی کــه به دلیل شرایط جنگی و مخاطرات ناشی از حملات موشکی، دسترسی بــه اینترنـت بــرای اطلاع از وضعیت سلامت
عزیزان و اخبار لحظه ای، یک نیاز حیاتی محسوب می شود، هزینه های کمرشکن ارتباطات عملا به سبد هزینه های ضروری خانواده ها اضافه شده است.