پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1396/01/01 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 31687110 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 28107786
کد خبر : 198880 تاریخ ثبت : 1397/2/25 07:52 نظرات تایید شده : 5

متناقضات «برجامی» مقامات

خلیج فارس: نتیجه چنین رفتار و گفتارهای متضاد حکومتگران، آن هم پیرامون موضوع واحد و مهمی مثل برجام که در حال حاضر کلیت و دوام و قوام جامعه ما را هدف گرفته و به خود مشغول داشته، بی اعتمادی عمومی نسبت به ثبات فکری و عقلانیت عملی زمامداران کشور است...

خورشید فقیه

فراموش نکرده ایم درهمان نخستین روزهای تصویب نهایی برجامی که تمامی تصمیم گیرندگان اصلی و نهایی نظام، نسبت به آن توافق نظر داشتند، در پاسخ به افراد و گروه هایی که یا به جد و یا احتمالا درجهت اجرای یک شو سیاسی - تبلیغاتی (که مثلا در ایران هم مردم و هم گروههای سیاسی می توانند آزادانه در مقابل مهمترین تصمیمات حکومتی معترض باشند)، رئیس جمهور روحانی بارها و باصراحت اعلام داشتند که ما با پذیرش برجام، توانستیم از تحمیل یک جنگ خانمانسوز به کشورمان پیشگیری کنیم (نقل به مضمون). ولی ازسوی دیگر، برخی از مخالفین برجام نیز که بعضا خود در پشت پرده، مشوق و محرک چنین تصمیمی بودند، آن را یک فاجعه ملی می دانستند و تلویحا و تصریحا بر آن می تاختند.

به هرحال این برجام به انجام رسید و چندین ماه نیز دوام آورد تا اینکه در هفته پیش، با خروج یک جانبه و غیراصولی آمریکائیان از آن، عملا باطل و بی خاصیت اعلام گردید تا ازهم اکنون، جهان چشم به راه تبعات مبهم و احتمالی آن باشد. اما در این میان، صرف نظر از واکنش های مختلف جهانی و بخصوص کشورهایی که از قَبِلِ این اقدام آمریکا، متضرّر و یا منتفع می شوند، مهمترین و بعضا سوال برانگیزترین موضوع، عکس العمل افراد، محافل و نهادهای گوناگون درون حکومتی ایران است:

آنچه که از پشت‌کرد رسمی ترامپ از برجام تا کنون شاهدش بوده و هستیم و احتمالا ادامه خواهد داشت و بسیار هم شگفت آور، سوال برانگیز و تا حدودی مشکوک بنظر می رسد، حرف و حدیث های متناقض برخی متولیان حکومتی ماست. از یک سو، ذهن مان یاد آور این ادعای حدود یک سال پیشِ روحانی است مبنی براینکه چنانچه برجام به انجام نمی رسید، جنگی برمُلک و ملت ایران تحمیل م یگردید، و ازطرف دیگر، درگیرفرمایشات این روزهای ایشان درهر سفر و حضوری و به هر مناسبتی که قاطعانه اعلام می دارد نه تنها خروج آمریکا از برجام بلکه با ابطال کلیت آن نیز، آسیبی که به ما نخواهد رسید هیچ، بلکه با قاطعیت و با سرعت هرچه بیشتر نسبت به اجرا و ادامه پروژه های هسته ای مان، گام بر می داریم و در این خصوص، با کسی نه مذاکره خواهیم کرد و نه منتظر کسب اجازه ای می مانیم.

حال اگر در یک حساب معادله ای، گفته های این روزهای ایشان را در سوی دیگر نطق هایشان در سال گذشته قرار دهیم، به این نتیجه می رسم که او با همان سرعتی که می گویند، مملکت و ملت را متحمل پذیرش یک جنگ خانمانسوز خواهد کرد. چون به جز این، معنا و مفهوم دیگری از این ادعاهای متناقض دیروز و امروز روحانی، بدست نمی آید.

از جانب دیگر، گروه ها و افراد و جریاناتی که تا دیروز، اشک و آه‌شان در اعتراض به تصویب و پذیرش برجام، عرصه را بر همگان تنگ کرده بود و آن را یک فاجعه ملی و خیانت بزرگ تلقی می نمودند و انرژی هسته ای را حق مسلم خود می دانستند، این روزها که ترامپ با زیر پا گذاشتن برجام، بهانه و زمینه لازم را برای بر آورده ساختن آرزوهای آنان فراهم ساخته است، فریاد وا مصیبت هایشان گوش فلک را کر نموده و با توسل به رفتارهای بعضا کودکانه و توام با خشم و غضب، نه تنها رئیس جمهور آمریکا را به باد فحش و ناسزا گرفته اند، بلکه برهرچه آمریکایی و نماد و نشانه های ملی آنان می باشد، مورد توهین و تحقیر قرار می دهند!

بی تردید، نتیجه و حاصل یک چنین رفتار و گفتارهای متضاد حکومتگران، آن هم پیرامون موضوع واحد و مهمی که در حال حاضر کلیت و دوام و قوام جامعه ما را هدف گرفته و به خود مشغول داشته است، بی اعتمادی عمومی نسبت به ثبات فکری و عقلانیت عملی زمامداران کشور و ایجاد تلقی ابن الوقت بودن و لحظه ای نگری آنان را در اذهان ملت شکل می دهد و عاری بودنشان از یک پرنسیب سیاسی، و مهمتر از این ها، غیبت یک برنامه جامع و استراتژی مشخص برای تعیین هدف ها و چگونگی رسیدن به آن ها در رفتار و گفته های مدیران کشور نمایان تر از گذشته می کند.

ناگفته پیداست که اگر یک چنین ذهنیت های منفی نسبت به مدیران ارشد کشور، بیش از این تقویت شود و جنبه همگانی به خود بگیرد، مطمئنا درشرایط حساس کنونی که که ریز و درشت نظام درحال ایجاد امید در مردم بوده و مدام آنان را نسبت به یک آینده بهتری امیدوار می سازند، مردم ایران به آن ها اعتماد نخواهند کرد و در این صورت، نظام و کشور وارد چالش های حطرناکی خواهد شد.