پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/07/17 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 1348752 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 23586414
کد خبر : 203480 تاریخ ثبت : 1397/3/25 09:27 نظرات تایید شده : 1

مداح جوان امسال هم در مصلی تهران اشعار انتقادی خواند: صف اول ننشین بین جماعت جا هست!

خلیج فارس: میثم مطیعی که سال گذشته با مداحی‎ای با ترجیع بند «ای نشسته در صف اول» در نماز عید فطر حاشیه ساز شده بود و مطالبی را علیه رئیس جمهور عنوان کرد، امسال نیز همچون سال گذشته همین سبک را ادامه داد و حتی به رئیس جمهور گفت: صف اول ننشین، در میان جماعت جا هست!

به گزارش خبرآنلاین، او هم به دلیل وضعیت اقتصادی کنونی و هم به دلیل خروج آمریکا از برجام، بار دیگر به رئیس جمهور تاخت. متن اشعار وی از این قرار است:

یاد ظهر عطش افروز قیامت کردیم، یاد جو و عطش روز قیامت کردیم
گفته بودم دل من ماه شو و روشن شو، رمضان است زمن ها به گذر ایمن شو
به خدا چله عشق است همین سی روزه، می توان بار سفر بست همین سی روزه
گفته بودم سحر فرصت است، چند بار بغض تو در این ماه شکست
روزی ات شد سفری در دل شب با مولا ، سفری تا سحر فزت به رب با مولا
تشنگی ذکر دل ما شده بود این ماه، روزه شد روزه لب های ابا عبدالله
سوختی ماه به یاد لب عطشان حسین، یاد لب های ترک خورده طفلان حسین
ای خوشا آنکه سبک بال به عید آمده است، آنکه با وعده عید به دیدار آمده است
آنکه عیدانه ز لبخند امامش دارد، نوبهارا دل پرخون چمن را دریاب

از اینجا به بعد اشعار وی رنگ بوی سیاسی گرفت:

روزه داران فلسطین و یمن را دریاب، طاقت امت جدت به خدا تاق شده
مادران شهدا عید مبارک باشد، ای خوشا صبر شما عید مبارک باشد
همسران شهدا همسفران شهدا عید شد، می رسد از فاطمه عیدی به شما
موسم بندگی یار مبارک باشد، مردم ای مردم بیدار مبارک باشد
عیدفطر آمده باشیم به فکر فقرا، مردم ما دلشان صبر زلالی دارد
سفره کوچکشان نان حلالی دارند، همه هستند اگر نوبت ایثار شوند
پای کارند اگر موسم پیکار شوند، گله مندند ولی حجب و حیایی دارند، مردم ما چه گذشتی، چه وفایی دارند

از این بخش به بند، اشعار خطاب به رئیس جمهور ادامه یافت:

ای نشسته صف اول، صف ایثار آنجاست، آن سوی نرده ببین لذت دیدار آنجاست
نکند نرده بین تو و مردم باشد، درددل ها بین این فاصله ها گم باشد
دوستان صدق و صفای دهه شصت چه شد، راستی حال و هوای دهه شصت چه شد
آن مدیران جوانی که جهادی بودند، بی تکلف باز همین مردم عادی بودند
شور آن شعله نگویید که خاموش شده، اختلاس آمده اخلاص فراموش شده
ای نشسته صف اول به عدالت برخیز، مانده بر شانه تو بار امانت برخیز

این بند اما به نظر می رسید که خطاب به رییس قوه قضاییه باشد:

علم داد برافراز که ملت هستند، دل به شاهین ترازوی عدالت بستند
همت قطع ید دانه درشتان باشد، وای اگر دزدی از این قافله آسان باشد

وای اگر نامه توصیه بگیرد قاضی، وای اگر رشوه بگیرد قاضی
صف اول صف خدمت صف مردم داری است، یک نفر نیست مخاطب، همه هستند آری

اما در ادامه این اشعار اینگونه خطاب به رئیس جمهور ادامه یافت:

گر به یک نقد رفت صبروقرارت از دست، صف اول ننشین جای جماعت جا هست
رهبری هم گفت که من نیز صف اولی ام، گوش کن قصه پرغصه بیکاران ران
شکوه کارگران و کامیون داران، نرخ مسکن چه شد از آه مستأجرها
معدن رنج دل کارگران است هنوز، چشم مردم به عدالت نگران است هنوز
سنگر تو همین میز و امیدی است به تو، آن طرف میز تو نگاه شهیدی است به تو
عیدشد آمدن عید مبارک باشد، عید رسوا شدن دشمن پیمان شکن است
شد عیان بر همه دنیا چهل سال که چرا، مرگ به تو ای آمریکا
چند روزی به تو عهد تو دادیم زمان، تا سیه رو شود هر که در او غش باشد
حال مپندار که پیمان شکنی آسان است، یک شبه بر طمع خام شما پایان داد، موشک ما که در آفاق شما جولان داد
پشت گوش‌ت بنویس این سخن، این سیلی را که اگر یک بزنی می خوری از ما 10 تا
صبر کن روز پریشان شدنت نزدیک است، قفل تعلیق به امید خدا می شکنیم، هرچه زنجیر کشیدید همه را می شکنیم

چرخه هسته ای از نو به تکاپو افتد، دولت ما شده هوشیارتر انشاءالله، مجلس ما شده بیدارتر انشاءالله

دل به لبخند که بستیم خدایا تو ببخش، پای عهد که نشستیم خدایا تو ببخش
حیف از آن سعی و آمد و رفتن ها، دشمن است او چه دموکرات و چه جمهوری خواه
باید این تجربه در مدرسه تدریس شود
اگر ذکر تبری کسی گشته به قضا حالا، فریاد کند مرگ بر آمریکا را
گفته بودند که امضای فلان تضمین است، نه فلان ماند و نه امضایش
جسدی مانده از برجام و روح و جسمش،بوی فاسد شدنش بلند است بلند، ادکلن های اروپایی اگر بگذارند
این اروپا مگر آن نیست که در سعداباد بست پیمانی و زود دادش بر باد
ترس ترساندن از جنگ غلط بود، غلط بود، ترس دروازه به تحریم گشوده فقط
نفت ما جوهر امضا شدن تحریم است، نفت ما خون دمادم به تن تحریم است
تکیه به همت خود کند که فرج خواهد شد، ذره ای ترس به دل راه مده حق با ماست، نیل اگر است عصا در کف موسی هم است

با توأم ای سند جعلی باران دیده، ننگ به تو، مرگ به تو ای اسرائیل
مژده ای قدس که آیات رهایی با ماست
بزن ای قلب فلسطین، رود آن نیست که سنگی به رهش سد نشود، رود آن است که در راه مردد نشود

یک جهان نهر دعا پشت سرماست هنوز
دشمنانی که گرفتند شهید از من و تو، وای از آن دم که بگیرند امید از من و تو
دل ما روشن و راه حججی ها روشن