پویاسامانه

تاریخ نمایش این آگهی : 1397/02/26 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 576801 تاریخ نمایش این آگهی : 1397/01/04 <br/> تعداد بازدید تاکنون : 5677810
کد خبر : 198591 تاریخ ثبت : 1397/2/30 09:03 نظرات تایید شده : 0
حسن حیدری

حلقه مفقود شده مدیریت نوین روستایی

مدیریت روستایی از ارکان اصلی و جدانشدنی توسعه روستایی می باشد زیرا در نبود مدیریت، برنامه های توسعه نیز با مشکلات بی شماری مواجه خواهد شد.

در حال حاضر مدیریت روستایی در ایران با مسایل و مشکلاتی مواجه است که نیازمند توجه از سوی مسؤولین و سیاستگزاران می باشد. این چالش ها را می توان در مواردی مانند عدم تبیین مبانی تئوریک، فقدان مدیریت واحد روستائی، نبود منابع مالی پایدار، کمرنگ بودن مشارکت مردم محلی، وضعیت آموزش نیروی انسانی، دسترسی به تجهیزات، ابزارها و تأسیسات جستجو نمود. بنابراین لزوم توجه به مدیریت روستایی با توجه به تئوریهای مدیریتی نوین برای نواحی روستایی ایران که از فقدان مدیریتی واحد رنج می برند، ضرورت می یابد.

مديريت روستايي و چگونگي آن در ایران چند قرن سابقه دارد. بررسي اين سابقه از يک سو حاوي نکات قابل توجه در روش هاي اداره روستاهاست و از سوي ديگر متاثر از تجربيات گذشته که چالش هاي گوناگون را به ويژه براي استفاده در آينده روشن مي سازد.

يکي از نکات بارز روند مديريت روستايي ايران رويکرد چندگانه اي است که از آن ميان مي توان به رويکردهاي دو مقطع زماني تا قبل از انقلاب اسلامي و پس از انقلاب اسلامي اشاره کرد.

تا قبل از انقلاب اسلامي، تفکرات مديريت روستايي متکي بر ديدگاه هاي حاکمان و حکومت ها و اعمال قوانين از سوي آنها بود. اما پس از انقلاب، مديريت روستايي بر محور بينش روستائيان و جامعه روستايي استوار گرديد و از اين رو مشارکت روستائيان در اداره روستاها از دهه هاي قبل در چارچوب قانون به صورت سازمان يافته و فراگير شکل گرفت؛ به ويژه آن که پس از سال 1377 و با تاسيس دهياري ها در برخي روستاها، اداره روستاها و دهياري ها که برگرفته از بطن روستا هستند، سپرده شد.

"دراکر" استاد نامدار مدیریت و اقتصاددان و پایه گذار مدیریت نوین، جمله در خور تاملی دارد با این مضمون که «کشور توسعه نیافته وجود ندارد، این کشورها ضعف مدیریت دارند». مدیریت در ایران دانش تقریباً جدیدی است. شاید بتوان از میرزاتقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار بعنوان اولین کسانی نام برد که اصول علمی مدیریت را تدوین و به کار برده اند.

مدیریت مانند سایر علوم است اما با زیرساختی از انواع دانش ها که به سرعت تغییر می یابند.

بدیهی است که برای راهبری و موفقیت هر سازمانی حضور مدیر راهبر الزامی است. اگر سازمان، نظامی باشد هدفش دفاع از تمامیت ارضی کشور و تربیت سربازانی حرفه ای است. اگر سازمان، مدرسه و دانشگاه باشد هدف آن تربیت انسان مجهز به علوم روز و دارای مهارت های بالا و متخصص در بخش های مختلف اقتصاد و صنعت است.

اگر سازمان بیمارستان باشد، هدفش رسیدگی به درمان بیماران تا حصول نتیجه مثبت و تامین روش های مختلف برای برطرف کردن مشکلات مراجعه کنندگان می باشد و اگر سازمان بازرگانی یا صنعتی باشد اهداف آنها رسیدن به برنامه های تعریف شده است. رسیدن به بخش عمده ای از این اهداف نیازمند حضور و وجود مدیر ارشد است . مدیریت تنها به معنای اداره کردن یک سازمان نیست، مدیریت بهره گیری از فرصت ها برای موفقیت سازمان است. در دنیای به سرعت تغییر یابنده کنونی، مدیریت تبدیل به یکی از سخت ترین و پیچیده ترین تخصص ها شده و دنیای دیجیتال و فناوری اطلاعات، جهان جدیدی را برای توسعه کسب و کار معرفی کرده است، که اقتصاد شبکه نامیده می شود. مدیرانی که برای این اقتصاد آموزش داده می شوند، بایستی به مبانی این تحول و چشم انداز آینده انقلاب فن آوری دیجیتال و شبکه آشنا باشند.

عقلانیت و تربیت قوه تفکر پی آمد چنین آموزش هایی برای مدیران خواهد بود. به قول فردریش هگل "آنکه جهان را با چشم عقل می نگرد، جهان نیز جنبه های عقلانی خود را به او می نمایاند".

بدون شک مدیریت روستایی در کشور نیز از این اصل مهم مستثنا نیست. آنچه که سالیان طولانی در انتطار آن هستیم: یعنی مدیریت واحد روستایی.

بیش از 28 دستگاه اجرایی، اداره و سازمان های دولتی بصورت مستقیم با روستاها ارتباط دارند و به روستاییان خدمات رسانی می کنند. اما آیا هماهنگی واحد و مدیریت واحدی بین ادارات مربوطه وجود دارد؟ متاسفانه این اتفاق ناخوشایند مدیریت حداقل در استان های به فاصله دور از پایتخت و محروم از منابع انسانی و مدیریتی رخ داده و هر اداره و دستگاه اجرایی ساز خدمات رسانی خودش را میزند! و عملا هیچ هماهنگی بین دستگاهی وجود ندارد. حال این سوال پیش می آید وظیفه این هماهنگی با کدام سازمان یا دستگاه است؟ همان طوری که ذکر شد مدیریت مانند سایر علوم است اما با زیرساختی از انواع دانش ها که به سرعت تغییر می یابند. بدیهی است که برای راهبری و موفقیت هر سازمانی حضور مدیر راهبر الزامی است. بنابراین کدام دستگاه باید راهبر سایر دستگاههای اجرایی مدیریت روستایی باشد؟

بدیهی است در هر استان استانداری به عنوان مادر دستگاههای اداری هر استان و ناظر بر همه اعمال مدیریتی و اجرایی و راهبر امور مربوطه می باشد.

دفاتر امور روستایی و شوراها از جایگاه ویژه در استانداریها برخوردارند. هرچند در سالهای اخیر در یک بخشنامه غیر کارشناسی و شتابزده قصد تجمیع دفاتر شهری و روستایی را داشته که با پیگیریهای متخصصان و کارشناسان و نمایندگان محترم مجلس این موضوع متوقف شد اما این دفاتر در همه استانها نیاز به حمایت فکری و معنوی دارند تا بتوانند در مسیر توسعه پایدار روستایی گام های اساسی بردارند. الگوی  منظم و نامظنم مدیریت فعلی روستایی با دستگاههای اجرایی مهم به شرح زیر است:

 

 

این نمودار الگوی واقعی مدیریت روستایی را نشان می دهد.

هرچند که برجسته بودن عوامل سیاسی و انتخاب مدیران سیاسی بر حوزه های روستایی و نگاه برجسته حاکمیتی سیاسی بر مدیریت روستایی را نمی توان در الگوی نامنظم مدیریت روستایی  نادیده گرفت. شاید یکی از دلایل مهاجرت های بی رویه روستاییان به شهرها این نوع تفکرات باشد، چرا که نمی توان با ابزار سیاسی عمران و آبادی انجام داد اما با عمران و آبادی و خدمات رسانی مطلوب می شود به نتیجه دلخواه مدیریت سیاسی هم رسید. و این یعنی حلقه گمشده مدیریت روستایی. به امید مدیریت یکپارچه و واحد روستایی و خدمات رسانی مطلوب و عمرانی سازنده و کاربردی برای روستاها. و در پایان سخن همیشگی اینجانب: بگذاریم روستا، روستا بماند.



کلمات کلیدی خبر : حسن حیدری روستا